رشته حقوق

عناصر فرهنگی

دانلود پایان نامه

باید بگوییم: از آن جایی که «اسطوره ها، فرهنگ و حاصل اندیشه ی جوامع بشری است، و ما را با مسیر اندیشه ی بشری آشنامی سازدومی گویدکه درآغاز شکل گیری،بر چه عناصر وچه پایه هایی استوار بوده است.» (دهقانی، مجله ی نصیر، 1384، ص 27).
مطالعه ی اسطوره، از این جهت که بقایای باورهایی هستند که مراسم و رفتارهای اجتماعی انسان را توجیه می کرده اند؛ اهمّیّتی، همپای الهیات و جامعه شناسی می یابد و کارکرد آن، هم سطح کارکرد این دو رشته از علوم انسانی می باشد.
برای تکمیل موضوع برخی از مهم ترین فواید و کارکردهای اسطوره را به طور خلاصه بیان می کنیم :
«اسطوره پاسخی به سوالاتی است که همیشه و به طور مکرّر، ذهن انسان را به خود مشغول کرده است. این کارکرد، یکی از جنبه های علّت شناختی اسطوره را بیان می کند؛ یعنی پدیده های طبیعت را توجیه و در پی یافتن پاسخ، برای ابهامات است که از طرف طبیعت، بر انسان وارد می شود. در این کارکرد اسطوره، توجیه و پاسخی غیر عقلانی به پرسشی عقلانی است که با این وجود، چون تنها جواب موجود برای آن پرسش هاست، ارزشمند به شمار می رود.» (همان، ص 27).
مهم ترین سوالی که برای ذهن بشر پیش می آید و اساطیر به آن جواب داده اند، شناخت جهان اطراف است. انسان به کمک اساطیر، معماهای مرز جهان و طبیعت را، برای خود به گونه ای نمادین و تمثیلی توجیه و حل می کند.
2- «اسطوره ها به عنوان روای جمعی اجتماع، خواست ها و آرزوها و آمال یک گروه و جماعت را بیان می کنند». (کزازی، 1376، ص 12). در این کارکرد، بیشتر چشم به آینده دارد. نجات و رهایی واپسین جهان، نمونه ی بارز این کارکرد است.
3- «اسطوره ها، رفتارهای سنّتی یک اجتماع را توجیه می کنند». (همان، ص 14) نمونه ی این کارکرد، قربانی کردن گوسفند در عید قربان، به وسیله ی مسلمانان است که سرمشق آن، داستان حضرت ابراهیم (ع) و سر بریدن فرزندش، اسماعیل (ع) است که در نهایت، به جای او یک قوچ را قربانی می کند.
4-برخی اسطوره ها جنبه ی توصیفی دارند. این اسطوره ها، اموری را بیان و توصیف می کنند که از دید رس مردمان به دورند و کسی را توان درک مستقیم آن نیست. مانند : اساطیری که درباره ی جهان پس از مرگ رواج دارند و ویژگی هایی از دنیای ابدی را برای مردمان بازگو می کنند.
5-اسطوره ها نظام های اجتماعی را به وجود می آورند و یا آنها را توجیه می کنند.«اسطوره ای که در باورهای ایرانی درباره ی فرّه کیانی (یکی از سه نوع فرّه، یعنی فرّه ایزدی، فرّه کیانی و فرّه ایرانی) در ادبیات ایرانیان رایج بود، تا مدّت ها نوع حکومت این ملّت را که همان شاهنشاهی مطلقه بود، توجیه می کردکه پس از اسلام نیز، به گونه هایی دیگر، تحت عنوان «السّلطان ظلّ الله» به کاربرد خویش ادامه داد». (دهقانی، مجله نصیر، 1384، ص 28).

مطلب مشابه :  قابلیت مقایسه صورت های مالی

4-2- جایگاه اساطیردرآثار ادبی و شعر آتشی :
یکی از عناصر مهمّ خیال شاعرانه، اسطوره است. اگر، دیگر عناصر خیال را ذهن شاعر بسازد، این عنصر از قبل ساخته و پرداخته و آماده بوده است. حال، از آن جا که هنر شاعر در تصویر آفرینی است و همین هنر و مهارت است که سخن شاعر را، از سخن عادی متمایز می کند، لذا در مورد اسطوره همچنان که گفتیم، تفاوت دارد. شاعر دراین موردتنها باید با مهارت وسلیقه ی بسیار اسطوره را به عنوان مصالح شعری خود به کار ببرد و آن شاعر موفّق تر است که ترکیب آن را بهتر بداند.
در واقع، «اهمّیّت دانش اساطیری، یکی از این جهت است که مبدأ و منشأ افکار و عواطف آدمی است و امیدها و آرزوها و ترس ها و محبت ها و لذّت های او را معلوم می کند و از این رو فلسفه و دین ارتباط نزدیک دارد و دیگر از این جهت که، در ادبیات و هنر تأثیر فراوان بخشیده است.»
اشاره به اساطیر خواه اساطیر ایرانی و خواه اساطیر غیر ایرانی، در تصویرهای شاعران مختلف، رنگ های مختلفی به خود گرفته است و مطالعه در تحوّل شعر فارسی، نشان می دهد که در طول زمان، بهره مند شدن شاعران از اسطوره ها، لطف و رقّت شعری شعری بیشتری یافته و این رمزها، تا مرز دقیق تری معانی انسانی و الهی بالا رفته است.
آتشی، در انتخاب اساطیر طرزی جداگانه دارد؛ اواز عناصر فرهنگی واسطوره های ایران، باستان و یونان آگاهی کامل دارد و به این عناصر،عشق و علاقه ی خاصی دارد و آن ها را به دیده ی احترام می نگرد و در شعرهای خود به کار می برد که این دو موضوع هر کدام به نحوی، از عوامل موفّقیّت او، در به کار بردن اساطیر است. انتخاب اساطیر نیز، مورد توجّه آتشی بوده و عناصر را انتخاب کرده که با آن ها بتواند بینش های فلسفی و جهان بینی خود را بیان کند.
هنگامی که ما به اشعار آتشی می نگریم که این اساطیر را به طور عجیبی به کار برده، آن هم با هنر بزرگی که تداعی های اسطوره ای را با ویژگی بارز شعرش یعنی تشبیه، استعاره و…پیوند داده است و پیوستگی اعجاب انگیزی که میان جهان اساطیری و دنیای عصر خود برقرا کرده است، ذوق و بینش مخصوص آتشی را دریافت می کنیم.
4-2-1-شاهان اساطیری :
در داستان های ملّی ایران، سلسله ی شاهان ایران به دو گروه تقسیم می شوند : گروه نخست، «پیشدادیان» و گروه دوم،«کیانیان» هستند.

مطلب مشابه :  ویژگی های سرشتی

4-2-1-1-پیشدادیان :
کلمه ی«پیشدادی» وجمع آن«پیشدادیان»، منسوب به «پیشداد»است و بر دسته ای از شاهان اطلاق می شود که میان دوره ی«کیومرث»و«کیقباد» بر ایران حکمروایی می کردند.
بر طبق شاهنامه ی حکیم فردوسی، نخستین شاه داستانی ایران که از پیشدادیان است،«کیومرث»می باشد. او بنابر روایات اساطیری کهن، «نخستین انسانی است که از عالم مینو بر زمین فرستاده شد تا اهورامزدا را یار باشد و اهورامزدا از او نژاد آریا را بوجود آورد.» (یاحقی، 1386، ص 713).
بعدازکیومرث،«هوشنگ»پسرسیامک به پادشاهی رسید.بعداز هوشنگ، به ترتیب«تهمورث»، «جمشید»، «ضحاک»، «فریدون»، «ایرج»، «منوچهر»، «نوذر» ،«زو» و«گرشاسب»به پادشاهی رسیدند.
گرشاسب آخرین پادشاه پیشدادی است و با درگذشت وی،تاریخ داستانی پیشدادیان پایان می یابد وتاریخ سلسله ی «کیانیان»آغاز می شود. در دوران پادشاهی خود، با دیوان به جنگ پرداخت و سیامک، فرزند او به دست دیوان کشته شد.
بعد ازحکومت کیومرث، هوشنگ پسر سیامک به پادشاهی رسید. «دوران حکومت او چهل سال بود.» (کزازی، 1385، ج اول، ص 27). «او با دیوان به جنگ پرداخت و انتقام پدرش را گرفت. دوران حکومت او دروان امنیّت و آسایش بود. نخستین کسی بود که فلزّات را بیرون آورد. آتش در زمان او کشف شد، «جشن سده» توسط او بنیاد نهاده شد و کشاورزی و تهیه ی پوشیدنی را به مردم آموخت.» (عفیفی، 1382، ص 645).
پس از او «تهمورث» به پادشاهی رسید. آنقدر قدرت یافت که بر همه ی دیوان و جاودان چیره شد. «سی سال حکومت کرد و اهریمن را به صورت اسبی در آورد و با او، گرد جهان سفر کرد.» (کزازی، 1385، ص 28). و «با دیوان جنگ کرد و برایشان چیره گشت و آنان را به بند کشید و به این سبب «تهمورث دیوبند» نامبردار شد و خط نوشتن از ایشان آموخت.» (بهین نامه باستان، ص 11).
بعد از تهمورث، پسرش «جمشید» به پادشاهی رسید. «جمشید خُود و جوشن و دیگر آلات جنگ را بساخت و رشتن و بافتن و جامه دوختن را به مردم آموخت و مردم را به چهار طبقه کرد :

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید