می توان برخی از مصادیق صحابه را در این آیه اینچنین معرفی کرد:
منظور از مهاجرین کسانی هستند که بسوی هر دو قبله نماز خوانده اند و یا افرادی هستند که در جنگ بدر شرکت نموده اند و منظور از انصار اشخاصی هستند که در بیعت اول حضور داشته اند.
2. کسانی که خدا از آنان خشنود است
﴿ لَقَدْ رَضِیَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبایِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَهِ فَعَلِمَ ما فِی قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّکِینَهَ عَلَیْهِمْ وَ أَثابَهُمْ
فَتْحاً قَرِیبا ﴾
خداوند از مومنان هنگامی که در زیر آن درخت با تو بیعت کردند راضی شد ، خدا آنچه را در درون دلهایتان نهفته بود می دانست ، از این رو آرامش را بر دلهایتان نازل کرد و پیروزی نزدیک بعنوان پاداش به آنها عنایت فرمود.
2. وفاداران به عهد
﴿ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ‏فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى‏ نَحْبَه وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِر وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِیلا ﴾
از مومنان مردانی هستند که بر سر عهدی که با خدا بسته صادقانه ایستاده اند بعضی پیمان خود را به آخر بردند و بعضی دیگر در انتظارند و هرگز تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود ندارند . 
4. مومنان خداباور
همداستانی مشرکان بعد از جنگ احد، از دیگر اتفاقاتی است که سبب شد مومنان صحابه شناخته شوند. ابوسفیان پس از پیروزی ظاهری در احد، به سمت مکه حرکت کرد ولی پس از طی مسافت، تصمیم گرفت به مدینه بازگردد و تکلیف اسلام را یکسره کند. خبر بازگشت ابوسفیان به پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) رسید. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) مجروحان و جانبازان مدینه را فراخواند و تنها آنها را برای رویارویی با سپاه ابوسفیان برگزید. چون در مدینه عده ای از صحابه دو دل بودند ولی تنها کسانی که زخمی شده بودند برای رویارویی با روحیه عالی حرکت نمودند. ابوسفیان که از ترکیب سپاه پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) با خبر شد، به نعیم بن مسعود گفت:
“اگر اینها را بازگردانی، پاداشی چنین و چنان به تو خواهم داد.”
نعیم وقتی به سپاه اسلام که همگی مجروح و زخمی بودند رسید، از عظمت سپاه ابوسفیان و قریش سخن ها گفت. ولی این گروه نه تنها از عملیات روانی ابوسفیان نترسیدند، بلکه بر پایداری خود اصرار کردند و گفتند که خدا ما را بس است. خداوند این گفت و شنود را در کلام وحی چنین نازل کرد:
﴿الَّذِینَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إِیماناً وَ قالُواحَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ‏ ﴾
اینها کسانی بودند که بعضی از مردم به آنان گفتند لشکر دشمن برای حمله به شما اجتماع کرده اند از آنها بترسید.
همچنین از آیه دوم می فهمیم که همه اصحاب در یک درجه نبوده اند زیرا برخی از آنان هنگام شنیدن عبارت ” ان الناس قد جمعوا لکم”که از زبان نعیم بن مسعود خارج شد ترسیدند و می خواستند که به جهاد نروند.
5. صداقت پیشگان
﴿لِلْفُقَراءِ الْمُهاجِرِینَ الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ وَ أَمْوالِهِمْ یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً وَ یَنْصُرُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِکَ هُمُ الصَّادِقُونَ‏ ﴾
اموال مذکور برای فقیران مهاجری است که از خانه و کاشانه و اموال خود بیرون رانده شدند در حالی که فضل الهی و رضای او را می طلبند و خدا و رسول اش را یاری می کنندوآنهاراستگویانند.
﴿وَ الَّذِینَ تَبَوَّؤُا الدَّارَ وَ الْإِیمانَ مِنْ قَبْلِهِمْ یُحِبُّونَ مَنْ هاجَرَ إِلَیْهِم… ﴾
و همچنین اموال مذکور برای کسی است که در این سرا ( سرای مدینه ) و در سرای ایمان پیش از مهاجران مسکن گزیدند و کسانی را که بسوی آنها هجرت کنند دوست می دارند ….
6 . مجاهدان
﴿لا یَسْتَوِی الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ غَیْرُ أُولِی الضَّرَرِ وَ الْمُجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِینَ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقاعِدِینَ دَرَجَهً وَ کُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنى‏ وَ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِینَ عَلَى الْقاعِدِینَ أَجْراً عَظِیماً ﴾
هر گز افراد با ایمان که بدون بیماری و ناراحتی از جهاد باز نشستند با مجاهدانی که در راه خدا با مال و جان خود جهاد کردند یکسان نیستند.
همین آیه نشان می دهد که اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) یکسان نبوده اند. گروهی در زمره قاعدین و گروهی در زمره مجاهدان اند که با جان و مالشان نبرد می کنند.

                                                    .