رشته حقوق

عطاملک جوینی

دانلود پایان نامه

Buxārak
Buqaraq
Bukhār
Bihār
Vihār
Frye, “Bukhara, in pre Islamic times”, p.512.
فرای، در جای دیگر، واژۀ وهاره را به کار برده و بیان می‌کند که معمولاً نام بنای مشهوری را به ناحیه‌ای اطلاق می‌کرده‌اند (بخارا دستاورد قرون وسطی، ص24). اصطخری در ضمن بیان نام دروازه‌های بخارا از دروازۀ نوبهار یاد می‌کند (مسالک و ممالک، ص 240)، چنان که بلخ نیز چنین دروازه‌ای داشته است (همو، ص217). بارتولد در ترکستان‌نامه (ج1.ص 245)، بیان کرده که واژۀ ویهارای سانسکریت (Vihārā) در زمان هیاطله، اویغوریان و مغولان به شکل بخار (Buchār) درآمد، حال آن که در نزد ایرانیان به صورت بهار (Behār) دیده می‌شود. او کاربرد نام نوبِهار را دلیلی بر تلفظ شکل ایرانی آن در این شهرها می‌داند. دروازۀ نوبهار قدیم تقریباً با دروازۀ مزار سده‌های جدید در بخارا، انطباق دارد. عنایت‌الله رضا نیز در مقالۀ عالمانۀ خود پیرامون بخارا، در بازخوانی این نام، واژه‌های «بو- هو» چینی به صورت «بوخو» و بوخه را با واژۀ بُقار (بقارَق = Buqaraq) ترکی – مغولی و ویهارا (= پرستشگاه) در زبان سانسکریت تطبیق داده است و در نهایت ریشۀ مشترک واژه‌های بخار، بخارا و ویهارا را یادآور می‌شود (رضا، «بخارا»، ص 428).
عطاملک جوینی، تاریخ جهانگشای، ج1، ص 76. بارتولد نیز واژۀ «بُخر» (وُهر) را برگرفته از نام «ویهاره» به معنی «صومعه و دیر» به مانند تعبییر جوینی به کار برده است: بارتولد، «بخاری»، دایرهالمعارف الاسلامیه، ص 401. وجه تسمیه‌ای نیز مقدسی بیان کرده است که اندکی عجیب می‌نماید: «گویند ریشۀ نام بخارا کوه خوران بوده است. [«هـ» و «و»] را برای تخفیف انداختند کخارا شد. سپس «ک» را به «ب» بدل کردند تا ریشه اش از مردم پنهان ماند، سپس بخارا شد». او همچنین شعری ناقص بیان می‌کند مبنی بر این که «ب» و «الف» بخارا زیادی است و چیزی جز «خِرا» [کثافت] از این واژه نمی‌ماند». مقدسی، احسن التقاسیم، ص 486. این شعر را یاقوت حموی به طور کامل آورده و آن را سرودۀ طاهر بن محمد بن عبدالله طاهری می‌داند؛ ر.ک: معجم البلدان، ج1، بخش دوم، ص 453 و یادداشت‌های منزوی در پانوشت ص 454. یاقوت حموی در تشریح مشاهیر بخارا نام جد فقیه بخارایی (بخاری)، ابوالفضل عبدالرحمن بن محمد را «بخار» ذکر کرده است که به واسطۀ او لقب بخاری گرفتند (؟)، (معجم البلدان، ص 456).
Bu- Ho- Lā
Emiliivasil’evich Bretschneider
برتشنایدر، ایران و ماوراءالنهر، ص 370- 371.
Hsuan- Tsang
فرای، بخارا دستاورد قرون وسطی، ص 24. این در حالی است که بارتولد معتقد است در سدۀ پنجم پیش از میلاد بخارا در همین محل که تا امروز برجای مانده است وجود داشته و در منابع چینی با نام «نومی» خوانده می‌شده که نزدیک است به نام «نومجکث» در منابع دروۀ اسلامی. او همچنین نام «پوهو» در سفرنامۀ هیسوآن تسانگ را متناسب با همان نام دانسته است؛ بارتولد، «بخاری»، دایرهالمعارف الاسلامیه، ص 401.
Frye, “Bukhara I, in pre-Islamic Times”, p.512.
این نام را می‌توان در نام بوکارکودات = بخارخدات که پیش از اسلام و پس از اسلام رواج داشته ملاحظه کرد. همچنین روی سکه‌ها، حتی در سده‌های نخستین اسلامی آمده است.
رضا، «بخارا»، ص 428- 429؛ Frye, “Bukhara, in PreIslamic times”, p.512.
منابع چینی در واقع تلفظ خود از صورت‌های سغدی این نام را ارائه داده‌اند، در برخی از این منابع مانند گزارش خوی چائو چینی از شهر «آن» در سرزمین «خو» یاد شده که باباجان غفوراف آن را با بخارا در سرزمین سغد منطبق دانسته. همچنین نام‌های «پو-هو» و «آن-نئومی» را با لقب فرمانروایان بخارا تطبیق داده است (ر.ک: غفوراف، تاجیکان، ص 248- 250).
‌هارماتا، «زبان‌ها و ادبیات در امپراتوری کوشان»، ص 292- 293.
مقدسی، احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم، ص 386. او نُموُجکث را قصبۀ بخارا می‌داند؛ ص 405.
اصطخری، مسالک و ممالک، ص 239 و به تقلید از او ابن‌حوقل، صوره الارض، ص 192 و 210.
عطاملک جوینی، تاریخ جهانگشای، ج1، ص 76.
لسترنج، جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی، ص 490. بَنجیکَث (بُنجکث= بومجکث) نام مرکز اشروسنه (اسروشنه) نیز بوده است، همچنین بَنجیکَث (پنج‌‎کند) نام شهری در جنوب رودخانۀ زرافشان در کنار سمرقند بوده و نام‌های شبیه به آن، مانند بنکَث و نُوجکث از شهرها و روستاهای چاچ (شاش) نیز بوده‌اند. برای نمونه ر.ک، مقدسی، احسن التقاسیم، ص 384- 386.

مطلب مشابه :  ارکان طلاق از دیدگاه حقوق

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید