رشته حقوق

عطار نیشابوری

دانلود پایان نامه

همان‌گونه که از این تعریف پیداست صفت به موصوف خود وابسته است. به‌عبارت‌دیگرصفت بدون موصوف وجود ندارد. اما به کار بردن صفت در مورد خداوند و در غیر خداوند متفاوت است. مثلاً اگر علم و قدرت را در مورد خداوند به کار ببریم بدون در نظر گرفتن ذات، به این کلمات، صفت گفته می‌شود، ولی اگر همان را برای غیر خداوند به کار ببریم دیگر صفت نیستند. «پس الفاظ علم و قدرت و ارادت و مشیت و حیات و مانند آنها صفات الله باشند و الفاظ عالم و قادر و مرید و شائی و حیّ و امثال آنها اسماء الله. پس آنچه اسماء است در واجب، صفات باشد در غیر واجب».
4-3-2- تقسیم‌بندی صفات
تاکنون تقسیم‌بندی‌های مختلفی در باب صفات خداوند بیان شده است که ما در اینجا فقط به تقسیم‌بندی متکلّمان اکتفا می‌کنیم. «غالباً متکلّمین صفات واجب‌الوجود را به دو قسم ثبوتیه و سلبیه تقسیم می‌کنند و صفات ثبوتیه را نیز به دو قسم ذاتیه و فعلیه و صفات ذاتیه را نیز به دو قسم حقیقیه و اضافیه تقسیم می‌نمایند. صفات ثبوتیه ذاتیه (یا کمالیه) صفاتی است که عین ذات واجب است و سلبش موجب عیب و نقض است. این صفات یا حقیقیهاند یا اضافیه. حقیقیه صفاتیاند که بیش از یک طرف لازم ندارد و در مفهومش نسبت و تعلق به چیز دیگری ملاحظه نمی‌شود مانند حیوه و قدم و ازلی بودن در عظمت و کبریائی؛ اما صفات ذاتیه اضافیه، صفاتی را گویند که دو طرف لازم دارد با این معنی که در مفهومش نسبت و تعلق به چیز دیگر ملحوظ می باشد مانند علم که در مفهومش تعلق به معلوم و قدرت که در مفهومش تعلق به مقدور ملاحظه می شود. صفات فعلیه صفاتی است که سلبش موجب عیب و نقص نیست، بلکه ثبوت و سلبش هر دو رواست و آن‌ها را «جمالیه» نیز گفته‌اند مثل رزق، اماته، خلق.
صفات سلبیه، صفاتی است که باید آن‌ها را از واجب‌الوجود سلب نمود. زیرا ثبوت آن‌ها موجب عیب و نقص و احتیاج است و از آن به صفات جلالیه تغییر می‌کنند. به جهت آنکه ذات واجب‌الوجود اجل از اتصاف با این‌گونه صفات است. مثل ترکیب و جسمیت».
4-3-3- صفات الهی از دیدگاه متکلّمان
در این‌که خداوند دارای صفاتی است اختلافی مابین متکلّمان چه اشاعره و چه معتزله و شیعه و سایر فرق وجود ندارد و همگی دراین‌باره اتّفاق عقیده دارند، اما در کیفیت استحقاق باری‌تعالی به این صفات و به‌عبارت‌دیگر چگونگی اتصاف خداوند به این صفات و ارتباط آن‌ها با توحید، اختلاف‌نظر و عقیده وجود دارد.
4-3-3-1- دیدگاه معتزله
معتزله در باب اتصاف خداوند به صفات بر این باورند که خداوند به هیچ صفتی متصف نمیگردد. آنان صفاتی مانند عالم، قادر، حی، سمیع و … را که صفاتی ازلی هستند برای ذات خدا نوعی مجاز تلقی میکردند و بر این باورند که ذات خدا نائب مناب صفات است و دیدگاه آنان در این زمینه این است خداوند به ذات خویش عالم، قادر، حی و سمیع است؛ و این صفات در حقیقت قائم‌به‌ذات خدا هستند و چیزی جدای از ذات نیستند؛ بنابراین طبق این دیدگاه معتزله، آنان طرفدار توحید صفاتیاند برخلاف اشاعره که طرفدار توحید افعالیاند.
4-3-3-2- دیدگاه اشاعره
اشاعره نیز معتقد که خداوند دارای صفاتی است ولی آن صفات زائد بر ذات هستند. آنان برای خداوند هفت صفت قدیم قائل شده‌اند که عبارت‌اند از: علم، قدرت، اراده، حیات، کلام، سمع و بصر که همۀ این صفات ازلی و زائد بر ذات میباشند؛ بنابراین آن‌ها به هشت وجود ازلی اعتقاددارند که از آن به «قدماء ثمانیه» تعبیر می‌کنند.
4-3-3-3- دیدگاه ماتریدیان
ماتریدیان نیز قائل به اثبات صفاتاند. باید گفت که ابومنصور ماتریدی در آثارش در این باب به‌صراحت سخن نگفته است ولی آنچه از نظریات ماتریدیان استنباط می‌شود این است که: «اکثر قریب به‌اتّفاق ماتریدیان هرگز دیدگاه اشاعره را مبنی بر تعدد قدما نمیپذیرند و معتقدند تنها یک موجود قدیم وجود دارد و آن‌هم ذات الهی است. از سوی دیگر، آنان با دیدگاه برخی معتزله نیز که معتقد بودند اثبات صفات ناگزیر مستلزم تعدد قدماست و باید به نفع آنها رأی داد، به شدّت مخالف و معتقدند اثبات صفات امری عقلی و شرعی است و موجب تعدد قدما نمیشود.[آنان بر این باورند که اگر بگوییم صفات خدا قائم ‌به‌ ذات خداوند هستند در این صورت تعدد قدما پیش نمیآید]».
4-3-3-4- دیدگاه شیعه امامیه
دیدگاه امامیّه در باب اتصاف صفات به ذات خداوند با سایرین تفاوت دارد. آنان دیدگاه اشاعره را مبنی بر زیادت صفات بر ذات و همچنین دیدگاه برخی معتزله را در نفی صفات رد می‌کنند. به عقیده آنان اگرچه معنا و مفهوم صفات خدا با ذات متفاوت است، اما ذات و صفات دارای یک مصداق واحد هستند و صفات حق عین ذات اوست و غیرممکن است که خدا صفتی زائد بر ذات داشته باشد.
4-3-3-5- دیدگاه عرفا
دیدگاه بعضی از عرفا نیز همچون شیعه امامیّه است. آنها نیز معتقدند که بین ذات و صفات الهی جدایی و مباینت وجود ندارد.چنانکه عطار نیشابوری میگوید:
صفاتش ذات و ذاتش چون صفات است
چونیکو بنگری خود جمله ذات است
در این نگاه عطار بین ذات و صفات الهی هیچگونه مباینتی وجود ندارد. البته عارفان دیگر نیز در آثارشان به این موضوع اشاره‌کرده‌اند. عزّالدّین محمود کاشانی در این باب میگوید:
کثرت چو نیک در نگری عین وحدت است
ما را شکی نماند در این گر تو را شکی
است
در هر عدد ز روی حقیقت چو بنگری

مطلب مشابه :  انتقال مالکیت

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید