عربستان سعودی

ج) منع خواندن هر کتاب اسلامی غیر از کتب وهابی.
د) اختصاص پخش زکات فقط در بین وهابیان.
هـ) امکان اعطای کمک عربستان سعودی به اشخاص، بعد از تأیید آن‌ها از سوی وهابیان.
و) ایجاد ترس و وحشت بین شیعیان و تبلیغ این‌که اهل تشیع، هیچ یک از صحابه‌ی حضرت محمد غیر از علی بن ابی طالب را دوست ندارند و اسم حضرت محمد را از اذان و اقامه خود حذف حذف کرده‌اند.
وهابیت در مصر
فاطمیان از سال 969 تا 1171م. بر مصر حکومت می‌کردند و گرایش به اهل البیت درمیان مردم مصر بسیار بالاست. لذا با پیروزی انقلاب اسلامی، نخستین اقدام وهابی‌ها درخواست از شیخ الازهر، «عبدالرحمان بیصار» برای لغو فتوای شیخ شلتوت بود که ایشان در سال 1947م. فتوایی صادر کرد که به موجب آن فتوا، گرایش و عمل به مذهب تشیع جایز شمرده می شد. هم‌زمان با صدور این فتوا، دارالتقریب مذاهب اسلامی در منطقه «الزمالک» قاهره با مدیریت شیخ محمود شلتوت، شیخ عبدالمجید سلیم وشیخ مصطفی عبدالرزاق تأسیس شد. اما با پیروزی انقلاب اسلامی، وهابی‌ها در سال 1979 برای جلوگیری از گسترش تشیع در مصر از شیخ عبد الرحمن بیصار شیخ وقت الازهر خواستند تا فتوای شیخ شلتوت را لغو کند. همچنین دارالتقریب مذاهب که زمانی کانون هم‌گرایی شیعیان و سنیان معتدل مصر بود و نشریات زیادی برای معرفی مذهب تشیع منتشرمی‌کرد، با فشار وهابی‌ها و به دستور شیخ وقت الازهر منحل شد. از آن‌جا که خاستگاه اصلی شیعیان در مصر، استان‌های آسوان، الدنهیه، الشرقیه، الغربیه، دلتا النیل و المنوفیه است، وهابی‌ها با حضور در این استان‌ها تلاش داشته‌اند مشکلاتی برای شیعیان مصر ایجاد کنند.
اهم فعالیت‌های وهابیان در مصر، کارهای خدماتی است. به همین دلیل، چهره‌ی فرهنگی آنان برای مردم، تقریباً مغفول مانده است. اگر چه مردم مصر، سنی هستند، ولی حضور تاریخی اهل بیت با سلسله‌های شیعی حاکم بر این کشور در ادوار گذشته، تأثیر عمیقی بر آداب، رفتار و عقاید مردم گذاشته است و به شدت به اهل بیت علاقه‌مند بوده، گاهی اوقات این تعبیر را به کار می‌برند که «سنی المذهب و شیعی الهوی» هستند. همچنین نقش اجتماعی دو گروه صوفیه و اشراف (سادات) را در این کشور نباید نادیده گرفت. وهابیان از هر دو گروه بیزارند و در نوشته‌های خود صوفیه را رسماً منحرف می‌نامند.
«جماعه انصار السنه المحمدیه» در سال 1926م. به دست «شیخ محمد حامد الفقی»، با هدف مبارزه با بدعت‌ها و خرافات ایجاد شد. آن‌ها عبدالوهاب را از مصلحان شمرده و از او تقدیر می‌کنند. اما خود را وهابی نمی‌نامند. ضمن آن‌که بخش اندکی از شیعه را گمراه می‌شمارند، ولی آن‌ها را کافر نمی‌دانند. این گروه در سال‌های اخیر ارتباطی نیرومند با سران وهابی داشته و به نوعی، بر خلاف دیدگاهشان نسبت به وهابیان، به ترویج آراء و افکار آنان از نوع خود می‌پردازند.
اخیراً وهابیان هشت میلیارد دلار برای تبلیغ وهابیت در کشور مصر که در آن گرایش شدیدی به مذهب تشیع پیدا شده است، اختصاص داده‌اند. همچنین عربستان طی سه سال گذشته، بودجه‌ای اختصاصی برای ترویج وهابیت در دانشگاه الأزهر، هزینه کرده است.
یکی از مهم‌ترین اشخاصی که تبلیغات زیادی در زمینه‌ی ترویج وهابیت نمود، «شیخ محمد عبده» بود که حین تدریس در دانشگاه الأزهر از هر فرصتی استفاده کرد و درباره‌ی عقاید وهابیت از جمله منع زیارت قبور و شفاعت و توسل و دیگر مسائل عقیدتی سخن می‌راند. او حتی در تفسیری که بر سوره‌ی مبارکه «عم» نوشته است، به انکار این امور پرداخته است. البته او اختلاف بارزی هم با وهابیان داشت و آن اطلاعات فراوان او از دین و دنیا و آشنایی عمیق با مسائل مختلف بود. محمد عبده به دلیل تربیت مستمر دینی، محو در امور سیاسی و اجتماعی، اطلاع از فرهنگ و تمدن فرانسه، مسافرت‌های متعدد او به اروپا و دوستی با علما و فلاسفه و سیاستمداران مغرب زمین باعث شد که از زوایای دیگری به امور توجه نماید. تمامی این عوامل باعث شد که وی اموری را که محمد بن عبدالوهاب به آن‌ها دعوت کرده بود، بر پایه‌هایی از روان‌شناسی و جامعه‌شناسی قرار دهد.
وهابیت در هندوستان
سرزمین هندوستان از دیر باز، از مراکز بزرگ ادیان و مذاهب مختلف و پذیرای آرای جدید و پاسخ‌دهنده به هر ندای تازه‌ای بوده است. دعوت وهابیت از چند جهت به هند راه یافت و منشأ مباحثات و مناظراتی شد. عربستان با کمک‌های خود به اهل تسنن هندوستان، توانست وهابیت را به خصوص در شمال این کشور اشاعه دهد.
داعیان مذهب وهابی در هندوستان، «سید احمد هندی» و «مولوی اسماعیل دهلوی» و «نذیر حسین» بوده‌اند. سید احمد هندی (1204 تا 1246هـ.ق.) پسر محمد عرفان و از اولاد امام حسن مجتبی است. وی بعد از فراگیری علوم اسلامی به منظور وعظ و ارشاد مردم، سفری دینی را آغاز کرد. افکار سید احمد از پاره‌ای جهات با افکار اعراب وهابی یکی بود. او نیز مانند وهابیان، زیارت و اکرام انبیا و رسل را با عبادت خدا، منافی می‌دانست. شهرت سید احمد به همه جا رسید، هزاران تن از مسلمانان به سخنان او گردن نهادند و با او به عنوان خلیفه و مهدی منتظر بیعت کردند.
«مولوی عبدالاحد» که درباره‌ی سید احمد، کتابی تألیف کرده است، چنین می‌گوید: «چهل و چند هزار تن از هندوها و کفار، تحت تأثیر دعوت سید احمد قرار گرفتند و اسلام اختیار کردند.»
سید احمد در سال 1232هـ.ق. به منظور سفر به بیت‌الله الحرام از زادگاهش بیرون آمد و در راه خود چند ماه در «کلکته» ماند و تا پایان سفر، دو سال در راه بود.
او در صدد آزادی مسلمانان پنجاب از حکومت هندوها و سیک‌ها برآمد و بعد از آن‌که از یاری مسلمانان کابل و قندهار اطمینان یافت، حمله‌ی خود را آغاز کرد و تا حدود پیشاور پیش رفت. تا این‌که در سال 1246هـق در ناحیه‌ی بالکوت جنگ شدیدی روی داد. سید احمد به قتل رسید و سپاهیانش فرار کردند.
در پایان، تذکر این نکته لازم است که این سید احمد غیر از سر سید احمد خان هندی است، چرا که این دو، تقریباً معاصر هم بودند و هر دو برای آزادی، مبارزه می‌کردند ولی سر سید احمد خان معتقد بود که باید هندوستان را مانند خود استعمارگران یعنی از راه پیشرفت‌های فکری و فرهنگی و توسعه‌ی علم و صنعت از چنگ آنان رها کرد.
مولوی اسماعیل دهلوی نیز برای گسترش وهابیت در هندوستان، تلاش فراوانی نمود. وی کتاب «التوحید» عبدالوهاب را به فارسی ترجمه کرده است که به نام «تقویه الایمان» در هندوستان رایج است و بعد از آن نیز «صراط مستقیم» و رسائل دیگر را برای نشر وهابیت تألیف کرد.
متأخرین این فرقه، دو نوع روش برگزیدند. یک فرقه، خود را اهل حدیث می‌گفتند و خود را وهابی می‌دانستند؛ اما فرقه‌ی دیگر، به طریق نفاق، خود را عملاً حنفی معرفی می‌کردند؛ اما در اعتقاد، وهابی بودند. شاید هدف اعلام نکردن آن، نفوذ بیش‌تر در افکار و اذهان مردم هندوستان بود.

                                                    .