طراحی فضای شهری

2- معنی : توانایی همخوانی محیط با تواناییهای احساسی بشر؛
3- تناسب : مناسبت میان فرم، گنجایش و اندازه فضاهای کالبدی؛
4- دسترسی : شیوه دستیابی به عناصر مهم شهری؛
5- نظارت و اختیار : امکان تصمیمگیری انسانها به منظور چگونگی شکلگیری مکانی فضاها و فعالیتها.
همچنین در ادامه دو محور فرعی برای سنجش شکل خوب شهر اضافه می نماید : ( همان )
6 – کارایی : منظور هزینه ایجاد و نگهداری شهر بر به منظور تأمین معیارهای فوق؛
7- عدالت : منظور پخشایش کیفی فعالیتها، منافع و هزینهها میان ساکنین شهر
جمع بندی :
لینچ با ارائه عناصر مهم در شکلگیری تصویر ذهنی و دستیابی به معیارهای فرم مطلوب شهر در صدد مطرح ساختن الگوهای شالوده ای نمادین از شهر میباشد که باید با شناخت عوامل اصلی سیمای شهر و وحدت بخشی بین آنها این شالوده را سازماندهی نمود.
7 – ساخت اصلی در نظریه اتصال راجر ترانسیک
ترانسیک از جمله صاحبنظران در زمینهی طراحی شهری و معماری منظر است. وی بیشترین شهرت خود را به سبب نگارش کتاب ” در جستجوی فضاهای گمشده ” کسب نمود. نظریات وی دربارهی فضاهای شهری بسیار مورد توجه قرار گرفته است.
ترانسیک در کتاب خود، بر پایهی پژوهشها در زمینهی تکامل فضای معاصر و تحلیل نمونههای تاریخی، سه رویکرد در طراحی فضای شهری را معرفی میکند و از آنها با عنوان ” نظریه” یاد میکند، که عبارتاند از :
نظریهی نقش – زمینه
نظریهی اتصال
نظریهی مکان (تصویر شماره 2-2)
به گفتهی وی، هر چند این نظریهها به طور قابل ملاحظهای با هم تفاوت دارند، اما میتوانند در ترکیب با یکدیگر راهبردهای بالقوهای را برای طراحی شهری در اختیار ما قرار دهند.
(تصویر شماره 2-2) تئوریهای طراحی راجر ترانسیک
منبع : Trancik,1986
تئوری اتصال
این نظریه بر خلاف رویکرد نقش- زمینه که بر پایهی الگوی توده و فضای باز است، مبتنی بر ساختارهایی خطی است که یک عنصر را به دیگری پیوند میدهند. این خطوط از راه خیابان، پیادهرو، فضاهای باز خطی و یا دیگر عناصر ارتباطی که به گونه ای فیزیکی بخشهای مختلف شهر را به یکدیگر میپیوندند، شکل گرفته اند.
طراحانی که به رویکرد اتصال روی میآورند، میکوشند تا ساختار نظم دهنده به اجزای شهر را در قالب شبکه ای ارتباطی تعریف کنند. در واقع تأکید این نظریه بیشتر از اینکه بر نمودار فضایی شهر باشد (یعنی آنچه که مورد نظر تئوری نقش – زمینه است) بر نمودار سیرکولاسیون است. در این رویکرد سامانههای حرکتی و شبکهی زیر ساختها تعریف کنندهی فرم شهری است و تأکید بر ارتباط و حرکت از نکات بارز آن است (پاکزاد ، 1388: 517).
با توجه به موارد ذکر شده، در رویکرد اتصال سه گونهی متفاوت فضاهای شهری را میتوان برشمرد :
فرم ترکیبی ، فرم کلان و فرم گروهی
فرم ترکیبی :
در تعاریف ترانسیک، فرمهای ترکیبی ساختمانهایی منفرد را دربر میگیرد که دارای الگوهای سادهای است و در یک نقشهی دو بعدی ترکیببندی میشوند. در این گونه از فرم شهری، ارتباط ضمنی است نه آشکار. در این فرمها لبهی پیرامونی ساختمانها (مرز مشترک ساختمان و فضای باز) به هیچ روی به اندازهی خود ساختمان اهمیت ندارد ( همان ).
فرم کلان :

                                                    .