رشته حقوق

صلح و امنیت بین المللی

دانلود پایان نامه

یافته های کمیسیون های حقیقت یاب در عین حال می تواند مقدمه ای برای احراز مسئولیت کیفری عاملان جرایم ارتکابی و همچنین مقدمه ای برای جبران خسارت از قربانیان باشند. با انتشار گزارش کمیسیون حقیقت یاب، جرایم ارتکابی و قربانیان این جرایم شناسایی می گردند، بنابراین راه برای جبران خسارت از قربانیان باز می گردد.
بند اول : بازپروری قربانیان
زخم های درمان نشده قربانیان و جامعه انتقالی تا مدت ها بعد از دوره انتقال تداوم می یابند، بنابراین برای جامعه انتقالی ضروری است که اقدام به درمان آن ها بنماید. یکی از کارکردهای مهم کمیسیون های حقیقت یاب کمک به بازپروری قربانیان از طریق اختصاص مکانی برای قربانیان به منظور بازگو نمودن خاطرات تلخ گذشته شان است. امروزه از نظر روان شناسان این امر اثبات شده که سرکوب احساسات منجر به مشکلات روانی برای فرد می گردد. بیان احساسات برای بازپروری شخص لازم است و منجر به اعاده حیثیت قربانی و خانواده اش می گردد. در واقع حقیقت گویی نزد کمیسیون های حقیقت یاب یک تجربه احساسی برای بازگوکننده و ثبت کننده وقایع است. بنابراین بازگویی حقایق و خاطرات تلخ گذشته در وهله اوّل برای بازگشتن قربانی و خانواده اش به جامعه و در وهله دوم برای اعاده صلح و ثبات جامعه انتقالی ضروری است.
کمیسیون های حقیقت یاب از جهت این که چنین مکانی را برای قربانیان فراهم می نمایند، برای آن ها اهمیت دارند. مصداق این ادعا را می توان در استقبال گسترده از کمیسیون های حقیقت یاب و فرآیند حقیقت گویی از سوی قربانیان در جوامع انتقالی همچون هائیتی شاهد بود. صف های طولانی قربانیان برای بازگو نمودن جرایم ارتکابی علیه آن ها نزد کمیسیون حقیقت یاب هائیتی گواهی بر این ادعاست. استقبالی که از طرف قربانیان در سایر جوامع انتقالی مثل آفریقای جنوبی و گواتمالا نیز وجود داشت. در اوگاندا نیز اغلب قربانیان از کشف حقیقت و لزوم تعبیه سازوکاری جهت تحقق این امر به عنوان یک ضرورت اوّلیه استقبال نمودند. گرچه برخی معتقدند که قربانیان به امید دریافت غرامت و یا تعقیب و مجازات عاملان جرایم ارتکابی اقدام به شرکت در فرآیند حقیقت گویی می کنند، اما از آن جا که در جوامع مذکور چنین اثری بر حقیقت گویی قربانیان به صراحت اعلام نشده بود، می توان به این نتیجه رسید که صرف بازگویی وقایع تلخ گذشته انگیزه قوی برای قربانیان جهت شرکت در فرآیند حقیقت گویی بود.
در اختیار قرار دادن مکانی برای قربانیان به خصوص مکانی عمومی به منظور بازگو نمودن جرایم ارتکابی علیه آن ها به طور مسلّم از نظر روانی آثار مفیدی برای قربانیان به دنبال خواهد داشت. مصداق این ادعا را در شیلی می توان شاهد بود. ورود قربانیان به کمیسیون های حقیقت یاب این کشور و بازگو نمودن خاطراتشان باعث کشف حقایق جدیدی نشد. کمیسیون از بسیاری از جرایم ارتکابی در گذشته از طرق دیگر مطلع شده بود. بنابراین جنبه ی شخصی و روانی فرآیند حقیقت گویی برای قربانیان دارای اهمیت بود. تأثیر روانی فرآیند حقیقت گویی در کمیسیون های حقیقت یاب در صورت برگزاری جلسات استماع عمومی دو چندان می گردد. در صورت برگزاری جلسات استماع عمومی نه فقط قربانیان، بلکه جامعه نیز به طور مستقیم با این سازوکار ارتباط برقرار می نماید. گرچه تا قبل از کمیسیون حقیقت یاب آفریقای جنوبی روند کار کمیسیون های حقیقت یاب بدون برگزاری جلسات استماع عمومی بود، اما بعد از استقبال گسترده از این جلسات در آفریقای جنوبی، در سایر جوامع انتقالی نیز سعی بر استفاده از این جلسات در روند کار کمیسیون های حقیقت یاب شد. جلسات استماع عمومی در آفریقای جنوبی حتی بیشتر از گزارش نهایی کمیسیون حقیقت یاب این کشور مورد توجه جامعه قرار گرفت. البته فضای سیاسی حاکم بر جامعه، قدرت نهادهای حامی قربانیان و … از عواملی است که باید قبل از برگزاری جلسات استماع عمومی در یک جامعه انتقالی مورد بررسی قرار گیرد. این امر را هم باید متذکر شد که یادآوری خاطرات تلخ گذشته از سوی قربانیان در صورتی که هیچ برنامه جبران خسارتی در پی آن نباشد خطر برانگیخته شدن مجدد احساسات قربانیان و افزایش احتمال انتقام گیری های شخصی را نیز به دنبال دارد. بنابراین کمیسیون های حقیقت یاب تنها یک قدم در راه بازپروری شخصی و جمعی هستند و به دنبال آن باید از سازوکارهای دیگری جهت تکمیل کار کمیسیون استفاده نمود.
نکته ای که در رابطه با نقش کمیسیون های حقیقت یاب در بازپروری قربانیان به عنوان یک اقدام احتیاطی لازم به ذکر است، این که گرچه شهود و قربانیان اغلب از شرکت در فرآیند ادای شهادت استقبال می نمایند، اما این عمل باید کاملاً اختیاری باشد. حتی در برخی موارد لازم است که برای تضمین امنیت قربانیان و شهود هویت آن ها ناشناخته باقی بماند. بنابراین کمیسیون های حقیقت یاب باید اقدام های احتیاطی لازم جهت تضمین امنیت قربانیان و شهود را فراهم آورند. به علاوه کمیسیون های حقیقت یاب باید مساعدت های روانی و اجتماعی ضروری را در اختیار قربانیان و شهود قرار دهند. در غیراین صورت کارآیی آن ها به عنوان سازوکارهای قربانی محور تحلیل خواهد رفت.
بند دوم : جبران خسارت
در گزارش نهایی اکثر کمیسیون های حقیقت یاب این پیشنهاد برای دولت وجود دارد که پس از شناسایی قربانیان جرایم ارتکابی به دنبال تدوین برنامه جبران خسارت برای قربانیان و جامعه انتقالی باشد تا بدین وسیله آثاری بر عملکرد کمیسیون مترتب باشد. پیشنهاد جبران خسارت از سوی کمیسیون ها در جهت تأیید این ادعاست که صرف کشف حقیقت و حضور قربانیان در کمیسیون ها جهت افشای حقیقت برای تحقق عدالت انتقالی کفایت نمی نماید. حق بر حقیقت تنها یکی از حقوق قربانیان و جامعه انتقالی است. قربانیان و جامعه انتقالی از حق بر جبران خسارت هم برخوردار هستند. کمیسیون های حقیقت یاب با شناسایی قربانیان، نوع تخلّف ها و جرایم ارتکابی امکان جبران خسارت را برای دولت انتقالی فراهم می آورند.
اما در بین جوامع انتقالی، تنها تعداد اندکی از آن ها به پیشنهادهای جبران خسارت کمیسیون های حقیقت یاب به سرعت جامه عمل پوشانده اند. گرچه جوامع انتقالی در راه عمل به برنامه های جبران خسارت با محدودیت های عمده ای از جمله کمبود منابع مالی روبه رو می شوند. با این وجود در بسیاری از این جوامع خواست و اراده سیاسی لازم جهت عمل به تعهدات مربوط به جبران خسارت وجود ندارد. بهترین نمونه از جوامع انتقالی که در آن ها برنامه های جبران خسارت به نحو جامعی مورد عمل قرار گرفتند، شیلی و مراکش هستند. در مقابل در سیرالئون و هائیتی و بسیاری دیگر از جوامع انتقالی پیشنهادهای کمیسیون های حقیقت یاب مبنی بر جبران خسارت از قربانیان از سوی دولت ها با استقبال مواجه نشدند.
در شیلی یک برنامه جبران خسارت در نتیجه پیشنهاد اوّلین کمیسیون حقیقت یاب این کشور اجرا شد که در نتیجه ی آن خانواده های قربانیانی که در دوران حاکمیت رژیم گذشته کشته و یا ناپدید شده بودن مشمول دریافت غرامت شدند. از آن جا که برنامه اوّل جبران خسارت شامل قربانیان شکنجه نمی شد، کمیسیون دوم حقیقت یاب شیلی در گزارش نهایی خود پیشنهاد نمود که برنامه جبران خسارت از سوی دولت به قربانیان شکنجه نیز تسری یابد. در نتیجه این دسته از قربانیان هم مشمول دریافت غرامت شدند. برنامه جبران خسارتی که دولت انتقالی شیلی اجرا نمود یکی از کامل ترین برنامه های جبران خسارت اجرا شده توسط جوامع انتقالی است.
برنامه های جبران خسارت در آرژانتین و مراکش هم به گستردگی اجرا شد، اما این برنامه ها نه در نتیجه پیشنهاد کمیسیون های حقیقت یاب، بلکه در اثر عوامل دیگری شکل گرفت و از سوی دولت های انتقالی اجرا گردید. در واقع کمیسیون های حقیقت یاب با توجه به نقششان در تحقق حق بر حقیقت قربانیان خود هم می توانند بخشی از برنامه جبران خسارت در جوامع انتقالی باشند و یا مقدمه ای جهت تدوین برنامه ای جامع برای تحقق حق جبران خسارت قربانیان و جوامع انتقالی باشند. اما برنامه های جبران خسارت در جوامع انتقالی لزوماً تؤام با ایجاد کمیسیون های حقیقت یاب نیستند. گرچه ایجاد این کمیسیون ها می توانند به دولت جهت شناسایی قربانیان و نوع تخلّف های ارتکابی و استفاده از اشکال جبران خسارت کمک نماید، اما کارکرد اصلی آن ها کشف حقیقت است. برای تضمین ایفای بهتر کارکردشان بهتر است که به کمیسیون های حقیقت یاب صلاحیت اعطای جبران خسارت به قربانیان اعطا نگردد و آن ها در این موضوع صرفاً پیشنهاددهنده باشند. زیرا اعطای چنین صلاحیتی به کمیسیون ها در قبال ادای شهادت قربانیان می تواند کیفیت شهادت قربانیان را تحت تأثیر قرار دهد و قربانیان را ترغیب به ارائه اطلاعات نادرست و بزرگ نمایی جرایم ارتکابی نماید. در این صورت کار کمیسیون ها در کشف کامل حقیقت با مشکل روبه رو می شود.
کمیسیون های حقیقت یاب در عین حال که پیشنهاد دهنده جبران خسارت از قربانیان هستند، خود نیز به نوبه ی خود می توانند یک سازوکار جبران خسارت محسوب شوند. کمیسیون های حقیقت یاب با در اختیار قرار دادن مکانی برای قربانیان و بستگان آن ها جهت بازگو نمودن جرایم ارتکابی از جهات روانی کمک بسیار شایانی به این افراد می نمایند. بنابراین گرچه کمیسیون ها خود فی نفسه یک جبران خسارت مادی محسوب نمی گردند، اما می توان آن ها را در زمره ی اشکال جبران خسارت جمعی و نمادین قرار داد.
مبحث سوم : اصلاحات
بسیاری از کمیسیون های حقیقت یاب در گزارش نهایی خود اقدام به ارائه پیشنهادهای لازم و ضروری جهت اصلاح ساختار موجود جامعه انتقالی می کنند. این امر به خصوص از این جهت مفید می نماید که کمیسیون ها به دلیل موقعیت منحصر به فردشان می توانند به بررسی تمام زوایای جرایم ارتکابی بپردازند و از عوامل ساختاری که منجر به ارتکاب چنین جرایمی شده و یا این که نتوانسته مانع ارتکاب این جرایم شوند، اطلاع یابند. گرچه بسیاری هدف اصلی کمیسیون های حقیقت یاب را کشف حقایق موجود می دانند و کمتر بر نقش آن ها در تبیین حقایق در رابطه با عوامل و شرایط منجر به ارتکاب چنین تخلّف هایی تأکید دارند. اما باید اذعان نمود که اگر یکی از اهداف عدالت انتقالی بازدارندگی از جرایم ارتکابی است، کشف عوامل منجر به ارتکاب جرایم و تلاش جهت از بین بردن و اصلاح آن ها مهم است. از این جهت کمیسیون های حقیقت یاب موقعیت منحصر به فردی را در تبیین عوامل منجر به ارتکاب جرایم و ارائه پیشنهاد مبنی بر اصلاح این عوامل دارا هستند. از جمله عوامل ساختاری می توان به ضعف دستگاه قضایی کشور، عدم نظارت بر نیروهای امنیتی و اطلاعاتی کشور و نابرابری و تبعیض بین گروه های مختلف قومی و امثال آن ها اشاره نمود. با توجه به این که کمیسیون ها در گزارش نهایی خود در صدد ارائه تصویر جامعی از تخلّف های ارتکابی هستند، لذا آن ها در موقعیت مناسبی جهت ارائه پیشنهادهای لازم جهت اصلاح ساختار موجود به منظور جلوگیری از ارتکاب مجدد این جرایم هستند. با این وجود کمیسیون های حقیقت یاب در گذشته توجه چندانی به این نقش مهم خود نداشتند. کمیسیون های حقیقت یاب در آرژانتین و شیلی تنها بخش اندکی از گزارش های پایانی خود را به تبیین عوامل منجر به ارتکاب جرایم گسترده در کشورشان اختصاص دادند. اما تجارب جدیدتر همانند کمیسیون های حقیقت یاب پرو و گواتمالا به بررسی دقیق تر این عوامل پرداخته اند. در این راستا کمیسیون های حقیقت یاب جدیدتر در اغلب جوامع انتقالی اقدام به ارائه پیشنهادهایی در گزارش نهایی خود نموده اند. از جمله می توان به کمیسیون های حقیقت یاب در آفریقای جنوبی، مراکش، سیرالئون، هائیتی و لیبریا اشاره نمود. کمیسیون ها در پیشنهادهای خود بسته به این که علل جرایم ارتکابی را در چه عواملی می دیدند، پیشنهاد اصلاحاتی را برای از بین بردن این عوامل نمودند. این پیشنهادها از اصلاح ساختار دستگاه قضایی و امنیتی، تعقیب و مجازات عاملان جرایم، تدوین برنامه های جبران خسارت و تصویب قوانین پاکسازی از عاملان رژیم گذشته را شامل می شوند.
کمیسیون های حقیقت یاب خود قدرت اجرایی نمودن پیشنهادهای خود را ندارند و عملی نمودن این پیشنهادها به خواست و اراده سیاسی رهبران جامعه بستگی دارد. گرچه کمیسیون ها در زمینه این که مکانی برای شنیده شدن قربانیان فراهم می آورند، تأثیرگذار هستند، اما اگر پیشنهادهای آن ها مورد عمل قرار نگیرد، می تواند موجبات سرخوردگی را به ویژه در بین قربانیان فراهم آورد. برای نمونه در هائیتی تمامی پیشنهادهای کمیسیون حقیقت یاب این کشور نادیده گرفته شد و این امر منجر به سرخوردگی بسیاری از کسانی شد که امید به اجرای پیشنهادهای اصلاحی کمیسیون حقیقت یاب این کشور داشتند.
یکی از موفق ترین کمیسیون های حقیقت یاب در این زمینه، کمیسیون حقیقت یاب السالوادور بوده است. در سال های بعد از انتشار گزارش کمیسیون، سازمان ملل متحد توجه زیادی به پیشنهادهای این کمیسیون نمود و فشار فزاینده ای برای عملی شدن آن ها بر السالوادور وارد آورد. اداره دبیرکل سازمان ملل اقدام به تحلیل گزارش نهایی کمیسیون و مشخص نمودن نهادهای مسئول اجرای هر یک از این پیشنهادها در این کشور نمود. در راستای این پیشنهادها بود که قانون آئین دادرسی کیفری جدیدی در السالوادور تدوین و تصویب گردید که به موجب آن تضمین های بهتری برای حفظ حقوق متهمان در نظر گرفته شد.
بنابراین جامعه بین المللی می تواند در این زمینه نقش فعّالی را بر عهده گیرد و جوامع انتقالی را ترغیب به اجرای پیشنهادهای اصلاحی به منظور تداوم صلح و امنیت ملی و بین المللی نماید. البته با وجود نقش فعّال جامعه بین المللی در رابطه با اجرای اصلاحات پیشنهادی کمیسیون حقیقت یاب السالوادور، جامعه بین المللی از تداوم ایفای چنین نقشی در رابطه با سایر جوامع انتقالی خودداری نمود. از جمله می توان به پیشنهادهای کمیسیون حقیقت یاب سیرالئون اشاره نمود که علیرغم الزام آور بودن پیشنهادهای این کمیسیون به موجب اساسنامه اش و با وجود دخالت سازمان ملل در ایجاد این کمیسیون، نقش سازمان ملل در عملی نمودن پیشنهادها بسیار کمرنگ بود. در حالی که در زمان اجرای عدالت کیفری و تشکیل یک دادگاه ویژه برای اجرای عدالت کیفری بر عاملان جرایم بین المللی در این کشور، سازمان ملل نقش بسیار فعّالی داشت. تفاوتی محسوس در نحوه برخورد جامعه بین المللی در دو موضوع عدالت کیفری و سازوکارهای غیرکیفری که حاکی از لزوم اجرای عدالت کیفری بر عاملان جرایم بین المللی از نظر جامعه بین المللی است. اما در رابطه با اجرای اصلاحات لازم در جامعه انتقالی، جامعه بین المللی آن را بیشتر یک امر داخلی و نه بین المللی می داند. اتخاذ چنین سیاستی بیانگر نادیده گرفتن تأثیر متفاوت اجرای اصلاحات در مقایسه با اجرای عدالت کیفری در جامعه انتقالی است. اگر استقرار صلح و امنیت بین المللی هدف اصلی جامعه بین المللی است، تأثیر بازدارنده اجرای اصلاحات پیشنهادی کمیسیون های حقیقت یاب جوامع انتقالی چه بسا بیشتر از اجرای عدالت کیفری باشد.
مبحث چهارم : سازش
کمیسیون های حقیقت یاب صرفاً برای کشف حقیقت در جوامع انتقالی ایجاد نشده اند. کمیسیون ها در کنار کشف حقیقت به دنبال تحقق سازش در جوامع انتقالی هستند. در واقع کمیسیون های حقیقت یاب به دنبال فراهم نمودن شرایطی هستند که امکان تحقق سازش در جامعه بیشتر شود. بنابراین کمیسیون حقیقت یاب سازوکاری است که با استفاده از گذشته ها در پی تضمین آینده ی بهتر برای جامعه انتقالی است. در واقع کمیسیون حقیقت یاب گرچه به گذشته می پردازد، اما یک سازوکار آینده محور است. به همین دلیل کمیسیون های حقیقت یاب مکانی عمومی برای بازگو نمودن جرایم ارتکابی و مواجه شدن قربانیان و بازماندگان با عاملان جرایم ارتکابی فراهم می آورند. به همین دلیل است که هر کمیسیون حقیقت یاب در گزارش پایانی اش پیشنهادهایی برای اصلاح معایب موجود در ساختار یک جامعه انتقالی ارائه می دهد. همچنین به همین دلیل است که کمیسیون حقیقت یاب گزارش مفصّلی از عوامل تاریخی که منجر به ارتکاب این جرایم شده اند را ارائه می دهد.
سازش هدف نهایی تمام جوامع انتقالی است. علیرغم اهمیت این هدف هیچ تعریف جامعی از آن وجود ندارد. یکی از دلایل این عدم اتفاق نظر در این است که تحقق سازش در جوامع مختلف امری پیچیده و وابسته به شرایط خاص حاکم بر هر جامعه است. با این وجود در یک نکته اشتراک نظر وجود دارد و آن این است که آینده یک جامعه انتقالی بستگی به گذشته آن جامعه دارد. بدون بررسی گذشته و با سرپوش گذاشتن و انبار کردن وقایع گذشته در هاله ای از ابهام، امکان از سرگیری مجدد تخلّف های گذشته و سربازکردن زخم های قدیمی وجود دارد. در صورتی که سازش حقیقی بین گروه های درگیر در یک جامعه محقق نشود، صلح و ثبات موجود در جامعه به امری گذرا تبدیل می گردد. به همین دلیل بسیاری از تأثیر اجتماعی کشف حقیقت و تأیید رسمی وقایع ارتکابی در تحقق سازش پایدار در جامعه انتقالی دفاع می نمایند. اگر پاسخگویی به نیازهای قربانیان را یک هدف فردی برای قربانیان در نظر بگیریم، تحقق سازش را می توان یک هدف جمعی برای خود جامعه انتقالی در نظر گرفت. با توجه به این که بدون وجود صلح پایدار در جامعه انتقالی تحقق سایر اهداف امکان پذیر نمی باشد به طور مسلّم این هدف در ورای اهداف فوق الذکر قرار دارد و مقدّم بر آن ها است.
اگر سازش به معنای تحقق صلح و ثبات در جامعه انتقالی است به طوری که دیگر جرایم گذشته در این جامعه تکرار نشوند، معنای سازش از جهتی با بازدارندگی یکی خواهد بود. بازدارندگی هم به دنبال این است که حسب مورد مجرم و یا سایر افراد جامعه از ارتکاب جرم بازداشته شوند. در صورتی که در تحقق بازدارندگی از طریق سازوکارهای به کار گرفته شده درست عمل شود، سازش نیز برای جامعه به ارمغان آورده می شود. اما آن چه که مشخص است این که یکی از دلایل عمده تأکید سازمان ملل بر اهمیت تحقق حق بر حقیقت به دلیل نقش حقیقت در بازدارندگی و در نتیجه تأثیر آن در تحقق سازش است. بازدارندگی گرچه یکی از اهداف مجازات است، اما با توجه به ضعف نظام عدالت کیفری در جوامع انتقالی و بازدارندگی اندک مجازات های بین المللی، باید به دنبال تحقق آن از طریق سایر سازوکارها بود. جامعه انتقالی در وهله اوّل به بازدارندگی و فضای با صلح و ثبات نیاز دارد تا بتواند قدم های بعدی را در راه تحقق اهداف عدالت انتقالی بردارد. بنابراین افشای حقیقت نه تنها برای قربانیان، بلکه برای جامعه انتقالی نیز از اهمیت زیادی برخوردار است. کمیسیون های حقیقت یاب هم از سازوکارهای اصلی تحقق این حق هستند که در بیشتر از چهل مورد در جوامع انتقالی مورد استفاده قرار گرفته اند. به طوری که در آمریکای لاتین عبارت «دوباره هرگز» توسط کمیسیون حقیقت یاب آرژانتین در گزارش نهایی اش مورد استفاده قرار گرفت. با تشکیل کمیسیون های حقیقت یاب بعدی در این کشورها همواره از عبارات مشابه در توجیه اقدامات کمیسیون ها استفاده می شده است. کمیسیون ها می توانند با ثبت وقایع ارتکابی یک نوع رسوایی و بدنامی در جامعه انتقالی برای اعمال ارتکابی از سوی عاملان رژیم پیشین به وجود آورند. بدین ترتیب کمیسیون های حقیقت یاب با ثبت وقایع ارتکابی حامل این پیام هستند که جرایم ارتکابی هرگز فراموش نمی گردند و از این طریق مانع از تکرار وقایع مشابه شوند. و
سازش حادثه ای نیست که یک شبه به وقوع بپیوندد. آن چه که مسلّم است قربانیان نمی توانند عاملان جرایم ارتکابی علیه خود را یک شبه مورد بخشش قرار دهند. تحقق سازش در جامعه نیاز به گذر زمان دارد. طی این زمان در گذر، قربانیان باید شنیده شوند و حقایق جرایم ارتکابی را بدانند و اظهار ندامت و تأسف عاملان جرایم را بشنوند. در غیر این صورت صرف گذر زمان بدون این که اقدامی در راستای جبران خسارات وارده بر قربانیان صورت گیرد، نمی تواند خودبه خود منجر به بخشش عاملان جرایم و تحقق سازش در جامعه گردد. سازش به معنای فراموشی نیست، بلکه به معنای نزدیکتر نمودن مواضع طرفین درگیر و پایان بخشیدن به چرخه اتهام و انکار است.
تحقق سازش در جوامع مختلف بسته به نوع تخلّف های ارتکابی، وضعیت نیروهای متعلق به رژیم گذشته و قدرت آن ها و وجود نُسَخ تاریخی مختلف از گذشته می تواند به اشکال مختلفی صورت پذیرد. در جوامعی که با چرخه ای از خشونت ها طی سال های متمادی روبه رو هستند، اختلاف نظر فاحشی در رابطه با وقایع گذشته وجود دارد. دامن زدن به این اختلافات می تواند هر آن آتش زیر خاکستر را شعله ور سازد. بنابراین حل این اختلافات و دست یافتن به نسخه واحدی از حقایق می تواند علت اصلی درگیری ها را از بین ببرد. البته کشف حقیقت تنها یکی از عواملی است که می تواند زمینه ساز تحقق سازش گردد و در این راه کمیسیون های حقیقت یاب بهتر از سایرسازوکارها می توانند به کشف حقیقت بپردازند. همچنین کمیسیون های حقیقت یاب می توانند نقش آموزشی مؤثری در رابطه با ماهیت تخلّف های ارتکابی داشته باشند و حتی در این راه موفق تر از محاکمات کیفری عمل نمایند. از آن جا که کمیسیون ها به وقایع به شکل فردی و موردی نمی گردند و به بررسی کل جرایم و تخلّف های ارتکابی در دوران حاکمیت رژیم گذشته می پردازند. بنابراین این امکان برای آن ها وجود دارد که تصویری جامع از گذشته ی تاریک جامعه انتقالی به تصویر بکشانند و نواقص و معایب نظامی که منجر به ارتکاب جرایم و تخلّف های گسترده شده را به همگان نشان دهند. به این ترتیب گزارش یک کمیسیون حقیقت یاب می تواند با آگاه نمودن جامعه، آن را در برابر استقرار مجدد چنین نظامی مقاوم نماید. همچنین با توجه به این که در گزارش کمیسیون های حقیقت یاب عمدتاً به اسامی اشخاص اشاره نمی شود، آن ها از اتهام این که جانبدارانه عمل کرده اند، مبری می شوند.
کمیسیون های حقیقت یاب گرچه با استماع شهادت قربانیان و اقرار عاملان جرایم بین المللی این تصور را در وهله اوّل ایجاد می نمایند که به دنبال تحقق سازش فردی هستند، اما در گزارش پایانی خود به دنبال ایجاد تصویر جامعی از تخلّف های ارتکابی هستند. کمیسیون ها در نهایت با ارائه پیشنهادهای خود مبنی بر اصلاح ساختارهای معیوب جامعه به دنبال تحقق سازش ملی و عدم امکان وقوع مجدد درگیری ها هستند. بنابراین هرچند حضور تک تک قربانیان برای ایراد شهادت می تواند در بازپروری روانی خود قربانیان تأثیر به سزایی داشته باشد، هدف نهایی، تحقق سازش برای کل جامعه است. به دلیل وجود همین تمایز بین سازش فردی و سازش ملی است که در برخی جوامع تعارض بین خواست قربانیان و جامعه رخ می دهد. به طوری که برخی از گروه های حامی قربانیان خواهان اجرای عدالت کیفری هستند، در مقابل جامعه علیرغم خواست قربانیان، سازش جمعی را بر سازوکارهای عدالت کیفری ترجیح می دهد. قربانیان تنها راه سازش را تعقیب و مجازات عاملان جرایم می دانند، در مقابل جامعه به دنبال دستیابی به یک سازش جمعی است. آن چه که مسلّم است در یک فرآیند عدالت انتقالی جلب رضایت تمام قربانیان امکان پذیر نیست.
آن چه که پیش شرط موفقیت یک کمیسیون حقیقت یاب در تحقق سازش است، تضمین استقلال و بی طرفی کمیسیون است. اعضای کمیسیون باید مستقل از طرفین درگیری ها باشند و هیچ شبهه ای در این زمینه وجود نداشته باشد. به همین دلیل برخی جوامع انتقالی از اشخاص خارجی به عنوان اعضای کمیسیون حقیقت یاب استفاده می نمایند. همچنین امنیت اعضای کمیسیون در طول دوره فعالیتشان باید تضمین گردد. بنابراین هرگونه عزل و نصب آن ها باید به موجب شرایط قانونی و نه ملاحظات سیاسی باشد. کمیسیون ها باید از منابع انسانی و مالی کافی جهت انجام وظایف محوّله برخوردار باشند، تا خدشه ای بر بی طرفی آن ها وارد نشود.
در نهایت لازم به یادآوری است که تحقق سازش در جامعه انتقالی به عوامل دیگری همچون جبران خسارات وارده، رفع نابرابری ها و تبعیض های موجود در جامعه و… بستگی دارد. با از بین بردن عواملی که زمینه ساز درگیری ها هستند، می توان امید به تحقق سازش در جامعه داشت. از آن جا که معمولاً مجموعه ای از عوامل در کنار هم باعث درگیری و خشونت در یک جامعه می شوند، پس مجموعه ای از سازوکارها برای تحقق سازش در جامعه نیاز است و کمیسیون های حقیقت یاب تنها یکی از سازوکارهای موجود جهت تحقق اهداف دوره ی گذار هستند.

مطلب مشابه :  قانون مجازات اسلامی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید