رشته حقوق

صفات خداوند

دانلود پایان نامه

و بدین ترتیب بزرگان و اغلب مردم به آیین جدید گرویدند. او با دختر فرشوشتره به نام هودی ازدواج می کند و همواره به تبلیغ راستی و درستی میپردازد و مردم را به پندار نیک، گفتار نیک، و کردار نیک رهنمون میشود، و در 77 سالگی دیده از جهان فرو میبندد.
2-2-1 عرفان زرتشت
عرفان به معنی واژهای یعنی شناخت و در اینجا یعنی شناخت حق و حقیقت است. و عارف کسی است که به حق و حقیقت برسد و بر آگاهی باطنی و معرفت درونی خود به کشف حقیقت و اسرار آن پی برد.
عارف به کسی گویند که خدا را به مرتبت شهود ذات و رموز صفات خداوندی بشناسد و اگر عبادتی بجا میآورد، برای حق تعالی باشد که در این صورت به رستگاری خواهد رسید.
عارف راستین نباید عبادت را به منظور دریافت پاداش انجام دهد بلکه او برای شناخت حق تعالی و دریافت معرفت مطلق باید خود را به خدای خود نزدیک کند و درون وجودی خود را پاک و منزه نموده و به تقلید سطحی قناعت ننماید.
او باید با دل و جان بسیر خوبی ها و سلوک درونی و نیکی ها پیرامون خود بپردازد و آنگاه که به کشف اسرار حقیقت نایل آمد و به کمال نسبی رسید، او را می توان عارف نامید.
اشوزرتشت یکی از عارفان راستین تاریخ تمدن بشریست. او زمانی زیاد بخود رفت و بر ندای خویش به اسرار حقیقت و کشف خدا نایل آمد و نهایت به خدای خود رسید و او را شناخت.
سپس ندای باطن خود را به آواز در آورد و همین ندا بود که در تاریخ بشری موثر افتاد و در تحولات فکری و اخلاقی و اجتماعی دوران خود و سده های پس از خود تاثیر گذاشت و دگرگونی عظیمی در جهان آغاز گردید.
پس از آنکه زرتشت خدا را شناخت، آوای پر طنینی سر داد که خدا یگانه است، و هر چه هست از اوست، و آغاز و انجام اوست.
این اندیشه سر آغاز تحولی شد که زرتشت در نزدیک به 4000 سال در جامعه آریایی به وجود آورد و برای آنکه مردم آن روز را از کف اختیار خدایان بیشمار و کاهنان یکه تاز برهاند، با اندیشه و خرد خود به حقیقت پی برد و خدای بزرگ را شناخت و نام او را (( مزدا اهورا )) نهاد.
زرتشت نخستین بشری که یک انقلاب فکری را پایه گذاری نمود و تحولی Evolution شگرف را در جامعه ی بشری به وجود آورد و آنگاه گاتاها را که کلامی اخلاقی است، برای جهانیان به ارمغان آورد.
اشوزرتشت مکتبی بزرگ و انسانی را در جهان پایه نهاد که بخشی از تمدن جهان مرهون اندیشههای او است. گو اینکه سده ها و هزاره ها سال بعد تغییراتی در مکتب او به وجود آمد.
اشوزرتشت یک آریایی بود و در یک تیره متوسط آریایی به دنیا آمد، ولی او در پیام های خود تیره های گوناگون آریایی را به هم ترجیح نداد و فقط به تیره های مخالف مکتب خود هشدار می داد و آنهایی که با او به مخالفت بر می خیزیدند، دنو یا دیو میخواند.
اشوزرتشت به عنوان پیغمبری که از خدا وحی دریافت کند نبود، بلکه پیام آور خدا و دوست خدا و مردم جهان، از همه جهانیان برای پیوستن به جبهه راست دینان و نیک اندیشان دعوت کرد.
او به سرودهایی به نام گاتا ها پرداخت و مردم جهان را به اخلاق نیک فرا خواند و فرمود هر که در هر جا به سه پایه اندیشه و گفتار و کردار نیک بپردازد. سرانجام به رستگاری و رسایی و جاودانی خواهد رسید. چنان که در درازای تاریخ بیشمار خلق جهان به دعوت او لبیک گفتند و یا اندیشه هایشان به پیام و مکتب زرتشت نزدیک شدهاست.
دو دانشمند آلمانی لومل و گلدنر مینویسند که در بین آریاییهای پیش از زرتشت سه دسته روحانی وجود داشتند. یکی آترون ها یا نگهبانان اتش بودند که در گاتاها کاویها و گریماها نام برده شده. دویم کرپن ها که مجری آداب و رسوم مذهبی و طبیعت پرستی بوده و سومین گروه اوسیج ها که نوعی کاهن بودند و مردم را به اجرای مراسم زمانه تشویق میکردند ( این سه دسته از روحانیان به ویژه اوسیج ها بزرگترین مخالفت را با زرتشت مینمودند ).
در بین آریاییهای هندی نیز چند دسته روحانی وجود داشتند که آنها را هوتر میگفتند. در سنسکریت گروه اوسیجهای ایرانی به اوسیک دگرگون گشت که همان مبلغین مذهبی بودند و نفوذ زیادی در بین آریاییهای زمانه داشتند.
در چند جای دیگر سنسکریت آمده است که اوسیکها با مگتبهای نو و انسانی مخالفت میکردند و مردم را به آنچه آنها اعتقاد داشتند وا میداشتند، از آن جمله مردم را به قربانی و فدیه و نذورات برای رضایت خدایان تشویق مینمودند.
مخالفت قطعی آنها با زرتشت، مکتب یکتا پرستی او بود. آنها مردم دوران را در طریق چند خدایی محبوس کرده و بر معتقدات موروثی خود اصرار داشتند و مردم را به بندگی و اطاعت کورکورانه ترغیب میکردند.
زرتشت در این میانه بر علیه این چند تیره و ضوابط غیر انسانی روز قیام کرد و چون گفتهها و اندرزهایش مورد پذیرش مردم قرار گرفت پس جنبشی نو و حرکتی مردمی در جامعه آن روز به وجود آمد که موجب وحشت تیرههای بالا و نمایندگان آنها به ویژه نمایندگان تیره آریایی اوسیج ها شد.
آنها نخستین گروهی بودند که وجود زرتشت و اندیشه های او را مخالف عقیده خود میدانستند، پس به آزار و اذیت زرتشت برخاستند و او را سرکش و متمرد و متغیر دانستند. ولی زرتشت به پیکار آرام ولی دلیرانه و اندرزهای خود به مردم ادامه داد و در نظام فکری اجتماعی و دینی زمانه دگرگونیهایی را آغاز کرد که در راس آنها توحید و یکتایی خدا و سپس اصلاح جامعه به سود اکثریت مردم بود.
رودلف می نویسد: یکی از اقدامات مهم زرتشت نفی افکار کاهنان و متولیان مراسم غیر انسانی زمان خود بود. از آن جمله نفی نمایندگان تیره های اوسیج و تبلیغات ناشایست آنها در اجتماع بود که مردم را کورکورانه به اطاعت خود وادار مینمودند و به اقدامات و مراسم خود رنگ دینی میدادند.
در بین چند تیره مخالف زرتشت، گروه اوسیج ها بزرگترین مخالفت را با زرتشت اعلام کردند و می گویند دلیل مهاجرت زرتشت فشار این تیره بر او بوده است.
آنچه به حقیقت نزدیک است، اول اینکه اشورزتشت در دورانی که هنوز سیر تمدن شهری وجود نداشت میزیسته و خاندان او نیز از رده اشراف و روحانی نبودند، ثانیاً بیشترین مدارک نشان میدهد که زرتشت از تیرههای متوسط آریاییها بود.

مطلب مشابه :  شرایط اختراع درقوانین ایران

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید