رشته حقوق

شیوه‌های فرزندپروری

دانلود پایان نامه

این نوع نگرش احتمال احتمال افسردگی را کاهش می‌دهد.
در مقابل، وضعیت فردی است که از خودکارامدی پایین برخوردار است به شرح زیر می‌باشد:
از انجام دادن تکالیف دشوار پرهیز می‌کند.
در مقابل مشکلات مقاومت نمی‌کند.
نسبت به اهدافی که خود تعیین کرده است احساس تعهد نمی‌کند.
در موقعیت‌های دشوار روی ناتوانی‌های خود و نتایج منفی شکست تایید می‌کند.
شرایط روانی وی موجب تضعیف تفکر تحلیلی در وی می‌شود .
عملکردهای پایین خود را علامت کم استعدادی خود تعبیر می‌کند و اعتماد به نفس خود را از دست می‌دهد.
احساس فشار روانی می‌کند و در معرض افسردگی قرار می‌گیرد.
2-21-1 منابع خودکارامدی
بندورا (1997، نقل از لفرانکویس ، 2000) معتقد است که باورهای افراد درباره کارامدی خود تحت تاثیر چهار منبع عمده رشد و تحول می‌یابد. این منابع عبارتند از:
تجربه مستقیم: موثرترین منبع به وجود آورنده انتظارات خودکارامدی، تجارب مستقیم است. تجربه‌های موفق قبلی نشانه‌های مستقیمی را برای سطح تسلط و شایستگی فرد فراهم می‌آورند. موفقیت‌های قبلی، قابلیت‌های خود را نشان می‌دهند و احساس خودکارامدی بالایی را در فرد ایجاد می‌کنند.شکست‌های قبلی خصوصا شکست‌های مکرر در کودکی، احساس خودکارامدی فرد را تحت تاثیر قرار دهد اما به اندازه تجربه مستقیم اثربخش نیست.
تجارب جانشینی: دومین منبع برای ایجاد و نیرومندسازی باورهای خودکارامدی تجربه جانشینی است که به واسطه الگوهای اجتماعی فراهم می‌گردد. باورهای خودکارامدی تحت تاثیر مشاهده رفتار و پیامدهای رفتار دیگران قرار دارد؛ به خصوص افرادی که به عنوان الگو پذیرفته می‌شوند. افراد از این اطلاعات برای شکل دهی باورهایشان درباره رفتارها و پیامدهای رفتارشان بهره می‌گیرند و این امر کاملا وابسته به این است که افراد چقدر خود را شبیه به افرادی بدانند که آن را مشاهده می‌کنند.
قانع سازی کلامی: قانع سازی کلامی به منظور متقاعد کردن مردم در مورد این که توانایی خاصی را دارند که آن‌ها را قادر می‌سازد آن چه را که به دنبالش هستند به دست بیاورند، مورد استفاده قرار می‌گیرد. تشویق و ترغیب به تنهایی تاثیر محدودی در ایجاد و افزایش خودکارامدی پایدار و مداوم دارد ولی می‌تواند روی عملکرد موثر باشد به شرط آن که واقع بینانه باشد.
حالت‌های فیزیولوژیک یا برانگیختگی هیجانی: موقعیت‌های مشکل و استرس زا در بیشتر افراد باعث ایجاد برانگیختگی سطح بالا می‌شود. آن‌ها اغلب از این برانگیختگی عاطفی برای قضاوت در مورد توانایی‌هایشان استفاده می‌کنند. برانگیختگی بالا عملکرد را کاهش داده و باعث تنش می‌شود و آن هم باعث می‌شود فرد در انتظار شکست باقی بماند اما وقتی افراد در حالت آرامش به سر می‌برند و برانگیختگی بالایی را در مواجهه با چالش‌ها یا موانع احساس نمی‌کنند سطح بالایی از خودکارامدی را تجربه کرده و در نتیجه احتمال موفقیت بیشتری را تجربه می‌کنند. به طور کلی، واکنش‌های هیجانی، روانشناختی، و جسمانی به اضطراب و استرس می‌تواند منجر به احساس آسیب پذیری و ایجاد شکست گردد. (بندورا، 1997 نقل از شاو ، 2008)
دریافت اطلاعات از این منابع، کودک را قادر می‌سازد که درباره خودکارامدی خویش قضاوت کند. در چنین حالتی موفقیت باعث احساس خودکارامدی می‌شود در حالی که شکست باعث کاهش این احساس می‌گردد. باید این نکته را نیز در نظر گرفت که ارزیابی‌های بزرگ ترها نقش و تاثیر مهمی در احساس توانمندی کودکان دارد؛ برای مثال زمانی که معلم یا استاد می‌گوید: «البته می‌توانی آن را انجام دهی»، فرد درگیر اقناع کلامی می‌شود. راهبردهای آموزشی معلمین و اساتید هم می‌تواند نقش مهمی ایفا کند. تحقیقات نشان داده است که وقتی افراد یاد می‌گیرند که تکلیف را چگونه شروع کنند (یعنی وقتی آن‌ها راهبردآموزی را فرا بگیرند) عملکردشان افزایش می‌یابد و این افزایش عملکرد به نوبه خود بر خودکارامدی فرد تاثیر می‌گذارد (براون ، 2004). برخی از تحقیقات نیز خودکارامدی را دارای ارتباط مثبت با شیوه‌های فرزندپروری و رفتارهای سازگارانه (شاو، 2008)، راهبردهای مقابله‌ای مساله مدار (دونپورت و لین، 2006)، شادکامی، سلامت روانی و رفتارهایی مانند خود تنظیمی و درگیری شناختی در نظر گرفته است (رینولدز، میلر، 2003). در این تحقیقات آمده است وقتی فرد احساس خودکارامدی می‌کند و درباره توانمندی‌های خود احساس اطمینان دارد، از نظر شناختی درگیر می‌شود، سخت کار می‌کند، در برابر مسائل مقاومت می‌نماید و از راهبردهای موثرتری استفاده می‌کند، از نظر روانی سالم تر است، انگیزه کافی برای یادگیری و پیشرفت دارد و نسبت به موفقیت‌های خود دارای کانون کنترل درونی است. ورا (2004)معتقد است احساس خودکارامدی با شیوه حل تعارض سازنده، جراتمندی بالا، رفتار خودکنترلی و جهت گیری مثبت به آینده رابطه دارد.
2-21-2 فرایندهای فعال شونده مرتبط با خودکارامدی
براساس نظریه بندورا، خودکارامدی عملکرد فرد را به واسطه فرایندهای چهارگانه شناختی، عاطفی، انگیزشی، و گزینشی (تصمیم گیری) تنظیم می‌کند. این فرایندهای متفاوت در جریان و روند تنظیم عملکرد فرد، به صورت وحدت یافته، یکپارچه و هماهنگ می‌کنند.
فرایندهای شناختی: بندورا فرایندهای شناختی را در تعیین رفتار آدمی بسیار مهم می‌داند. بر اساس دیدگاه وی، اکثر روش‌های عمل ابتدا در تفکر شکل می‌گیرند. این روش‌ها به صورت سناریوهای پیش بینانه در تفکر شکل گرفته یا مرور ذهنی می‌شوند و باورهای افراد در مورد کارامدی شان بر انواع سناریوها، خوش بینانه یا بدبینانه تاثیر می‌گذارد. بنابراین، انتظار بر این است کسانی که از خودکارامدی بالایی برخوردار هستند، سناریوهای موفقیت آمیزی را تجسم کنند و رهنمودهای مثبتی را برای عملکرد خود فراهم نمایند (حسن آبادی، 1380).
یکی از کارکردهای عمده تفکر این است که افراد را قادر می‌سازد تا رخداد حوادث را پیش بینی کنند و ابزار یا روشی را برای اعمال کنترل روی این حوادث موثر بر زندگی خلق نمایند. باورهای خودکارامدی در پیش بینی حوادث و خلق ابزار مناسب جهت کنترل این حوادث نقش مهمی ایفا می‌کنند. نتایج پژوهش‌های متعدد بندورا و همکارانش نشان داده است افرادی که از خودکارامدی بالایی برخوردارند قادرند تصمیم‌های بهتر و مساله مدارانه‌ای در مواجهه با مشکلات اتخاذ کنند و بر همین منوال نقش موثر و قدرتمند باورهای خودکارامدی روی فرایندهای شناختی خود نظم بخشی نیز در پژوهش‌های متعدد تایید شده است (زیمرمن و همکاران، 1992)
فرایندهای عاطفی: مکانیزم‌های خودکارامدی در حالت‌های عاطفی نیز موثر است. باورهای افراد در مورد کارایی و شایستگی خود بر میزان استرس، افسردگی و اضطراب که در موقعیت‌های تهدیدآمیز تجربه می‌کنند اثر می‌گذارد.
افرادی که معتقدند می‌توانند تهدیدها یا فشارهای بالقوه را کنترل نمایند، الگوهای فکری نگران کننده و اضطراب را به ذهن خود راه نمی‌دهند و در نتیجه به وسیله آن‌ها مضطرب نمی‌شوند. برعکس، عدم اعتقاد به خودکارامدی در کنترل تهدیدهای بالقوه، به تجربه فشار روانی و برانگیختگی اضطرابی منجر می‌شود (رضایی، 1382).
فرایندهای انگیزشی: باورهای خودکارامدی نقش مهمی در خود نظم دهی انگیزشی بازی می‌کند. این باورها از چند طریق به انگیزش کمک می‌کنند: این باورها در این که چه اهدافیی را بر می‌گزینند، چه میزان برای به ثمر رساندن این اهداف تلاش می‌کنند، چه مدت در رویارویی با مشکلات پشتکار و مقاومت نشان می‌دهند و انعطاف پذیریشان در مقابل شکست چگونه است، تاثیر غیرقابل انکاری دارند.
به نظر بندورا سه نوع انگیزاننده شناختی وجود دارد: اسنادهای علّی، اهداف ادراک شده و انتظارات پیامد در رابطه با اسنادهای علّی، افرادی که خود را کارامد تلقی می‌کنند، شکست‌هایشان را به ناکافی بودن تلاش خود نسبت می‌دهند، اما آن‌هایی که خود را ناکارامد می‌بینند، شکست‌هایشان را به توانایی کم خود نسبت می‌دهند. در رابطه با اهداف، افرادی دارای خودکارامدی بالا، اهداف بزرگتری را انتخاب کرده و برای رسیدن به آن تلاش و پافشاری بیشتری نشان می‌دهند. در مقابل، افراد دارای خودکارامدی پایین، اهداف سطح پایین تری را انتخاب کرده و در مواجهه با مشکلات فورا دست از تلاش برمی دارند. در رابطه با انتظارات پیامد، عقیده بر این است، افراد هم براساس باورهای خود درباره آنچه قادرند انجام دهند و هم براساس باورهای خود درباره پیامدهای احتمالی مناسب عملکرد رفتار می‌کنند. به نظر بندورا، انتظار پیامد تحت تاثیر باورهای فرد از توانایی‌هایشان قرار دارد.

مطلب مشابه :  برنامه ریزی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید