رشته حقوق

شکوفایی اقتصاد

دانلود پایان نامه

آناتولی (آسیای صغیر): آنچه به نام آناتولی (آناطولی) یا آسیای صغیر و آسیای مقدم شهرت یافته، مهم‌ترین پهنه خشکی در شرق آسیا است که میان این قاره و اروپا پیوند برقرار کرده است. این پهنه، بیش و کم حدود کشور کنونی ترکیه را دربرمی‌گیرد که از شمال به دریای سیاه (پونتس) و محدوده‌ای از کشورهای گرجستان، روسیه، اوکراین، مولداوی، رومانی و بلغارستان همسایه است و از غرب با تنگه‌های بسفر و داردانل در دو سوی دریای مرمره از اروپا جدا می‌شود؛ در جنوب به دریای اژه و مدیترانه و بخشی از آن به عراق و سوریه محدود می‌شود؛ شرق آناتولی در محدوده کنونی ایران با آذربایجان در پیوند است.
آناتولی محل انشعاب راه‌های تجاری به سوی اروپا به شمار می‌رود. قسطنطنیه (= کنستانتینوپل= بیزانس = استانبول) دیاربکر (آمِد)، آنقوره (آنکارا)، قونیه، بورسه، بندر افسوس، ازمیر، تروا (آنتالیا)، انطاکیه و طرابوزان مهم‌ترین شهرها و بندرگاه‌های آن بوده‌اند که از آن میان انطاکیه به ویژه از زمان تسلط رومی‌ها نقش مهمی در پیوند شبکه راه‌های آناتولی با دریای مدیترانه از یک سو و با بنادر صور و صیدا و دهانه نیل از دیگر سو برقرار می‌کرد. در رقابت با این شهر بود که شاهان ساسانی در نامگذاری شهرهای خود از واژه‌هایی چون «به از انطاکیه شهر شاپور= بیشاپور» استفاده می‌کردند و حتی در دوره‌هایی از زمان سلوکیان و پارتیان ریشهر (بوشهر) به نام انطاکیه پارس شهرت داشت.
طرابوزان (طرابزنده=ترابوزان) در ساحل جنوب شرقی دریای سیاه از آنجا که پیوند دهنده آناتولی با غرب روسیه، شمال شرقی اروپا و ارمنستان بود اهمیت بسزایی داشت. این شهر در دوره‌هایی چند مانند قرون میانه اسلامی توسط امیرنشین‌هایی اداره می‌شد که در اداره بندرگاه مهم تجاری توانایی‌های زیادی داشتند. حضور مسیحیت در این شهر و ارتباط آن با قلمروهای مسیحی‌نشین ارمنستان، شمال و غرب دریای سیاه از روسیه تا بالکان، باعث رونق بازرگانی توسط تجار مسیحی می‌شد. این بندرگاه همواره اهمیت خود را حفظ کرد و در خط جنوبی خود، از طریق سیواس به آنقوره (آنکارا) و قسطنطنیه وصل می‌شد. در خط شرقی نیز از مسیر ارزروم به ملازگرد، کرانه دریاچه‌های وان و اورمیه و در نهایت به تبریز وصل می‌شد. یک راه نیز ارزروم را به قونیه و آنتالیا وصل می‌کرد و مسیر غربی همه این راه‌ها به سواحل دریاهای اژه و مدیترانه ختم می‌شدند. دو تنگه بسفر و داردانل همواره پیونددهنده آناتولی با بالکان و یونان بودند و انبوه جزایر دریای اژه امکان برقراری پایگاه‌های نظامی را بیشتر فراهم می‌کردند. بدین وسیله فاصله راه‌های دریایی بسیار اندک بود و آناتولی در واقع محل تلاقی راه‌هایی بود که از خراسان و ماوراءالنهر در مسیر شمال ایران، از هند و سند در مسیر خوزستان و بین‌النهرین و یا از نواحی داخلی ایران به آنجا می‌رسیدند و بازرگانان کالاهای خود را از این منطقه به یونان و روم می‌رساندند.
2. مبادلات پولی و سکه‌خانه‌های سامانیان
از ویژگی‌های بارز شهرهای قلمرو سامانیان در امر تجارت، آن بود که در طی سدۀ چهارم قمری سکۀ نقرۀ ضرب‌شده در این شهرها، در شاهراه تجاری بخش‌های شمالی چین تا اروپای شرقی مورد استفاده قرار می‌گرفت. زمانی که در میانۀ سدۀ بیستم میلادی، تعداد زیادی از سکه‌های نقره با نشان سامانیان در روسیه، لهستان، اسکاندیناوی و دیگر بخش‌های اروپای شرقی به دست آمد، این فرضیه به اثبات رسید که بازرگانی بخش اعظم راه‌های تجاری از آسیا تا اروپای شرقی در سدۀ چهارم قمری، متکی به توانمندی اقتصادی و حضور اثرگذار بازرگانانی بود که با دودمان سامانی در ارتباط بودند. در بازارهای بخارا، سمرقند، بلخ، اشروسنه، چاچ، فرغانه، خوارزم و بخش‌های غربی خراسان از نیشابور تا ری در کارسازی امر تجارت سکه‌های نقره راهگشا بودند. از این رو، دامنۀ این اثرگذاری تا غرب ایران یعنی قلمرو آل بویه و اروپای شرقی نیز گسترش یافت.
پیشینۀ «درم و سیم زدن» در بخارا به دوران پیش از اسلام می‌رسد. در دورۀ ساسانیان، سکۀ سیمین همزمان یا اندکی بعد از سکه‌های مسین (فلس) ضرب شد. سکه‌های مسین که نام «پوخار» (بخارا) در طرف راست آنها و نام «گوَ» در طرف چپ آنها دیده شده، به دست آمده است. همچنین سکه‌شناسان اشاره کرده‌اند که «در بخارای پیش از اسلام، سکه‌های مسینی ضرب می‌شد که بر آنها عنوان «شاه اسوار» که همان سوار فارسی است، دیده می‌شود. زمان ضرب این سکه را سده‌های 4 و 5 م دانسته‌اند». کاوش‌های باستان‌شناسان گواه از آن دارد که به احتمال سکه‌های مشهور به «هیرکودس/ Hyrcodes) در شمال غربی واحۀ بخارا (پیرامون ورخشه) ضرب می‌شده‌اند که تصاویری از حکمران، اسب و ایزدبانو بر آنها نقش بسته است و مربوط به سدۀ چهارم میلادی هستند.
از زمان پادشاهی پیروز ساسانی (459- 484م)، سکه‌های سیمین به ویژه در بخش‌های شرقی ایران رواج بیش‌تر یافت که تقریباً بر اساس شواهد باستان‌شناسی به تقلید از سکه‌های وی، در بخارا نیز سکۀ سیمین ضرب شد. نرشخی با ارائۀ روایتی دربارۀ نخستین کسی که در بخارا «سیم زد»، بیش و کم این امر را تأیید می‌کند. او از پادشاهی به نام «کانا» به عنوان بخارخدات یاد کرده که چون در ولایت‌های دیگر سکۀ سیمین ضرب کرده بودند، وی نیز «بفرمود تا به بخارا سیم زدند از نقرۀ خالص و بر آن صورت خویش بفرمود با تاج و این به روزگار خلافت امیرالمؤمنین ابوبکر صدیق رضی الله عنه بود». تاریخی که وی ارائه می‌دهد تقریباً یک سده پس از رواج سکۀ سیمین در بخارا است. فرای اشاره می‌کند که پس از فتح عرب، واژه‌های عربی بر سکه‌ها اضافه شدند و این امر را همزمان با دورۀ نخستین از خلافت عباسیان (تا دورۀ طاهریان) و تداوم آن را تا زمان قدرت یافتن سامانیان، می‌داند. از این رو در بخارا نیز به مانند دیگر شهرهای ایران درهم‌های عرب-ساسانی ضرب می‌شد.
درهم‌های عرب-ساسانی که از نقرۀ خالص بودند تا زمان عمارت غطریف بن عطا الکندی بر خراسان بیش و کم رواج داشتند و از چند دهه پیش از او، درهم‌های ضرب خوارزم نیز فراگیر شده بود. نرشخی بیان می‌کند که وی پس از امارت یافتن از سوی هارون‌الرشید در سال 185 قمری (801 م)، به خواست مردم که از سیم خوارزمی خوشنود نبودند، فرمود تا سکه‌ای نقره زدند از ترکیب زر، نقره، مشک، ارزیز، آهن و مس. این سکه به نام او غطریفی (غدریفی/ غدرفی) خوانده شد که در برابر سکۀ نقرۀ خالص (سفید) قدیم، سکه‌ای سیاه بود و از این رو، مدت‌ها گذشت تا به تدریج درم غطریفی جای درم نقرۀ قدیم را گرفت. این سکۀ کم‌عیار زمانی ارزش یافت که خراج بخارا به آن پرداخت شد. غطریف دارالضرب خود را در کوشک ماخک (بازار ماخ) قرار داد اما بعدها به احتمال دارالضرب به دیوان خراج در کهندژ انتقال داده شد!
سه نوع درم نقره در خراسان رواج داشت که گویا دارالضرب آنها در بخارا بوده است. درم مسیّبی که مسیّب بن زهیر در زمان خلافت مهدی عباسی ضرب کرد (168 قمری)، درم غطریفی و درم محمدی. مقدسی، بیان می‌کند که «سه برادر به نام‌های محمد، مسیّب و غطریف این درم‌ها را سکه زده بودند که مانند فلوس، سیاهند و جز در هیطل (سرزمین ترکان)، صرف نمی‌شوند و از درم‌های سفید برتری‌هایی دارند». زید بیهقی آنها را پادشاهان ماوراءالنهر خوانده که «سیم غطریفی و مسیّبی بدیشان خوانند» و نامی از سیم محمدی به میان نمی‌آورد. ابن‌فضلان که در سال 309 قمری (همزمان با امارت نصر بن احمد) به بخارا رفته است دربارۀ درهم‌های بخارا چنین بیان می‌کند: «در بخارا چند قسم درهم مشاهده نمودم، از جمله درهم‌های غطریفی از جنس مس و مس زرد است. حساب آن به عدد و بدون وزن است و یکصد دانۀ آن معادل یک درهم نقره می‌باشد… در معاملات املاک و خرید برده نیز به جز این درهم پول دیگری را ذکر نمی‌کنند. در بخارا درهم‌های دیگر نیز دارند که فقط از مس زرد و چهل درهم آن برابر یک دانق است. درهم‌های زرد دیگر هم دارند که سمرقندی نامیده می‌شود و شش‌تای آن برابر یک دانق است».
این سکه‌ها عیار متفاوت داشتند و در هر ولایتی با نوعی از آنها معامله می‌شد. مقدسی ضمن ارائۀ صورت خراج دورۀ سامانی بیان می‌کند که در فرغانه، سغد (سمرقند)، کش، نسف و اشروسنه خراج را به محمدی، در چاچ و خجنده خراج و مقاطعه را به مسیّبی و در بخارا خراج را به درم غطریفی می‌گرفته‌اند.
مایلز قدیمی‌ترین مسکوکات سامانی را سکه‌های مسین احمد بن اسد در سال 244 قمری (858- 859م) می‌داند که در سمرقند ضرب کرده بود و در سال‌های 250 تا 260 قمری تداخل سکه‌های سامانی- عباسی به چشم خورده است. نصر بن احمد در سال 273 قمری (886 م)، نخستین بار سکۀ سیمین ضرب کرد. این امر گواه از آن دارد که تا آن زمان در سمرقند سکۀ نقره ضرب نمی‌شد و با همان سکۀ غطریفی معامله می‌کردند. اگرچه این اقدام در زمان نصر انجام شد اما شهرت آن به برادرش امیر اسماعیل رسید. دلیل آن نیز می‌تواند حکومت یافتن امیر اسماعیل در بخارا و به قدرت رساندن سامانیان از آن شهر باشد، هر چند خود در زمان داعیه‌داری برادرش در مقابل صفاریان، از سوی برادر به حکومت بخارا منصوب شده بود. از این پس نام امیر اسماعیل به تدریج جای غطریفی را گرفت و درم سامانی را به نام درم اسماعیلی هم می‌شناختند. اصطخری در توصیف بخارا بیان می‌کند که «مردمان بخارا… معاملت به درم کنند و سیم ایشان غطریفی باشد و جز به دیار ماوراءالنهر نرود»، و در جای دیگری یادآور می‌شود که «و معاملت سمرقند به زر باشد و به درم اسماعیلی شکسته». وی این سخن را چند دهه پس از درگذشت امیر اسماعیل گفته و از این نظر پیداست که درم همچنان در نزد جانشینانش به نام او نامیده می‌شد. ابن‌حوقل نیز در توصیف مردم بخارا بیان می‌کند که «نقودشان درهم و دینار است، و با کالا نیز دادوستد کنند و درهمی به نام غطریفی دارند که از آهن و روی و سرب و جز آن است و با جواهر گوناگونی ترکیب شده است. این درهم، جز در بخارا و جاهایی خاص واقع در پشت رود رایج نیست». وی همچنین از درهم محمدیه «که مسکوک است و صورت‌هایی مصور به حروف ناخوانا دارد و نشانه‌هایش معروف و از ضرب اسلام و عمل گذشتۀ سامانیان است» و نیز از درهم مسیّبیه «که از ذخائر بخارائیان است» یاد می‌کند و توضیح می‌دهد که «همۀ اینها (غطریفی، مسیّبی و محمدی) را به درهم اسماعیلیه ترجیح می‌دهند»! ابن‌حوقل از ابوابراهیم (؟) یاد کرده که استعمال مسکوک نقره را از همۀ این درهم‌ها بهتر دانسته و او در ماوراءالنهر ضرب آن را آغاز کرد. وی همچنین به سکۀ فلوس (مسین) نیز اشاره می‌کند که در دادوستد از آن استفاده می‌شد. یاقوت حموی نیز به صراحت بیان کرده است که «دادوستد مردم در بخارا به روزگار سامانیان بر درم سیم می‌بود و با دینار زر دادوستد نمی‌شد. زر مانند دیگر کالاها، خرید و فروش می‌شد». در میان شهرهای ماوراءالنهر، بخارا، سمرقند و ایلاق دارالضرب داشتند و این امر به دلیل مرکز حکومتی (بخارا) و برخورداری از معادن زر و نقره در پیرامون دو شهر دیگر (سمرقند و ایلاق) بود. مایلز سکه‌هایی از والیان سامانی در اندرابه، بلخ، بامیان، پنجهیر و ترمذ ارائه کرده که سخن ابن‌حوقل را نقض می‌کند. از دیگر سو وی نام چهل و هفت شهر که در آنها ضراب‌خانۀ سامانی دایر بوده را فهرست کرده است که از کنار رود سیحون (فرغانه) تا ماوراءالنهر، طبرستان، فارس (شیراز)، قزوین، کرج ابی‌دلف، همدان و ماه البصره (نهاوند) پراکنده بودند. این در حالی است که در همان زمان (از سال 324 قمری) آل بویه نیز در شهرهای غربی ایران به ضرب سکه پرداختند. پنجاه ضراب‌خانه در شهرهای گوناگون داشتند. ریچارد فرای بیان می‌کند «صرف نظر از ریشۀ کلمۀ «چک»، که به قول بعضی از محققین با چینی‌هایی که در دورۀ مغول پول کاغذی را به شرق نزدیک وارد کردند، ارتباط دارد، رسمی شبیه برات و اسکناس در قرن دهم (چهارم قمری)، مرسوم بوده است». این رسم پیش از هر چیز اعتبار بازرگانان و صرافان را نمایان می‌سازد، اما توجه به گونه‌ای از برات بدان سان نبود که درم سامانی در حجم بالایی مورد استفاده قرار نگیرد. پرسش این است که چرا سامانیان در سکه‌خانه‌های خود، از نقره استفاده می‌کردند و درم را به دینار زر ترجیح می‌دادند؟ دلایلی چند برای این امر می‌توان یافت:
نخست آن که، بایستی به پیشینۀ دادوستد پولی در شرق ایران در اواخر دورۀ ساسانیان تا زمان سامانیان توجه کرد که «دراهم‌های» ساسانی با نقرۀ خوش‌عیار رواج بسیار داشت و همه‌پسند بود تا آن جا که «ذکر سیم زدن در بخارا» در کتاب‌های تاریخی دورۀ اسلامی بازتاب فراوان یافت. تا زمانی که عبدالملک بن مروان در سال‌های 77 تا 79 قمری (696- 699 م)، اصلاح بنیادی در ضرب سکه‌های عرب ساسانی به وجود آورد، هنوز درم‌های ساسانی با نام‌و‌نشان شاهانی چون خسرو پرویز (591- 628 م) رواج داشت. حتی از این پس نیز درهم‌ها با نقش‌مایه‌هایی از دوران ساسانی رواج یافتند، اگرچه تا دهۀ 90 قمری، چندان که باید حاکمیت اعراب بر آن جا مسلط نشده بود. از این رو مدت‌های طولانی گذشت تا این که درهم‌های بخارخدات‌ها جای خود را به درهم‌های خوارزم (درهم‌های خسروان خوارزم= خوارزمشاهان) داد تا این که در زمان خلافت‌ هارون‌الرشید، چنان که بیان شد، درم غطریفی جایگزین شد. بنابراین پیشینۀ ضرب نقره می‌تواند یکی از دلایل توجه سامانیان بدان باشد.
دومین دلیل، اندکی مهم‌تر می‌نماید که توجه بیابانگردان صحراهای مرکزی آسیا بود به دادوستد با سکۀ نقره. در دورۀ سامانیان تجارت بردگان رواج بسیار داشت، فروشندگان برده در بازارهای برده‌فروشی، ترجیح می‌دادند درم دریافت کنند در حالی که در محدودۀ راه‌های تجاری چین، چینی‌ها سکۀ نقره را نمی‌پسندیدند و زر را ترجیح می‌دادند. این که چرا صحرانوردان سکۀ نقره را بیش‌تر می‌پسندیدند می‌تواند ریشه در پیشینۀ معاملات هپتالیان و ساسانیان داشته باشد. از دیگر سو پیشینۀ ضرب درهم در شهرهای شرقی خراسان آنها را به این مسئله بیش‌تر علاقه‌مند کرده بود.
سومین دلیل در آن بود که بخارا، پایتخت سامانیان، خاستگاه ضرب درم بود و سامانیان در آغاز امر برای استقلال‌طلبی از حکومت‌هایی چون صفاریان، با ضرب درهم در زمان نصر اقتدار خود را به نمایش گذاشتند.
چهارمین دلیل این امر در آن است که دسترسی دودمان سامانی به معادن نقره بیش‌تر بود و سامانیان در معاملات پولی بر اساس سکۀ نقره، توانایی اداره را با کارسازی این سکه به دست آورده بودند. از این رو می‌توان عصر سامانی را دورۀ تسلط آنها بر اقتصاد سیاسی شهری اما بر اساس درم سامانی (درم اسماعیلی) دانست که به ویژه در بازار نمایشی شکوهمند ارائه می‌کرد و این می‌تواند هنر سامانیان باشد در ادارۀ نظام پولی آن زمان.
سامانیان به زر هم دسترسی داشتند و چنان که در بررسی پیرامون نام و نشان سغد (زرافشان) و کناره‌های زردفام آن توضیح داده شده است، در این رودخانه زر در دسترس بود چنان که ابن‌واضح یعقوبی گفته است: «در این رودخانه شمش‌های طلا به دست می‌آید و در هیچ جای خراسان طلا نیست مگر آنچه خبر یافته‌ام که در این رودخانه به دست می‌آید».
عیار نقرۀ سامانی، بایستی به تدریج افزوده شده باشد و در این کار در آغاز اقدامی سریع و ناگهانی انجام نگرفت. اساساً چون سکۀ نقره به تدریج ساییده و زود نقش و نگار و خطوط آن دچار خدشه می‌شود، آسیب‌پذیر است. اما این که سکه‌های مشکوفه مربوط به دوره‌های پس از امیر اسماعیل همچنان سالم مانده‌اند، دلیلی است بر خوش‌عیار شدن آنها در زمان شکوفایی اقتصادی سامانیان. تقریباً از سال 279 قمری که برابر است با درگذشت نصر بن احمد و امارت یافتن امیر اسماعیل بن احمد، ضرب منظم درهم‌های سامانی آغاز و به تدریج کیفیت این نوع سکه‌ها بیش‌تر شد. تطبیق سکه‌های نخستین با سکه‌هایی که در دورۀ طلایی نصر بن احمد (نصر دوم/ 301- 331 ق) و دورۀ پسر او نوح بن نصر (331- 343 ق) ضرب شده‌اند، نشان می‌دهد هم عیار درهم‌های جدید افزایش یافت و هم دینار زر رواج بیش‌تری پیدا کرد. مایلز اشاره می‌کند که بیش‌تر دینارها و درهم‌های سامانی از نوع قراردادی و رسمی بوده‌اند اما برخی از درهم‌ها حدود 48 میلی‌متر قطر داشته‌اند(!) که در ناحیۀ هندوکش ضرب می‌شدند. این مسئله گواه از آن دارد که هرچه ضراب‌خانه‌ها به مرزهای چین و هند نزدیک‌تر می‌شدند، سکه‌های نقره وزن و عیار بیش‌تری می‌یافتند. تنها دلیلی که می‌توان ارائه کرد رقابت درهم سامانی با دینار بوده از آن رو که دینار زر به ویژه در چین خواستار بیش‌تری داشت.
ناگفته پیداست که کشف غیر‌منتظرۀ دفینه‌های سکۀ سامانی در اروپای شرقی، اثرگذاری توان تجاری آنان را در دوردست‌ترین مناطق نشان می‌دهد. از دیگر سو، مسلماً سامانیان در رقابت با آل بویه سعی می‌کردند سکۀ درم را به بهترین شکل ممکن ضرب کنند. چنان که فناخسرو عضدالدوله امیر بویهی به همان سان که در حکمرانی سعی می‌کرد از دورۀ ساسانیان تأسی جوید، بیش‌تر به ضرب دینار تمایل داشت تا به ضرب درم. اما پیداست که آل بویه دست کم چهار دهه پس از سامانیان بر گسترۀ غربی ایران امارت یافتند و در طی این مدت سکه‌های سامانی به اندازه‌ای جای خود را باز کرده بود که بیست سال پیش از فتح شیراز توسط عمادالدوله (322 ق) متمولان لهستان گنجینه‌های خود را به آنها آراسته و در زمان یورش مهاجمان دفن می‌کردند. با این همه سکه‌های سامانیان نیز متأثر از تحولات سیاسی و اقتصادی، نوسان‌هایی در نوع عیار داشتند که در واقع عیار آنها نشان‌دهندۀ فراز و فرود‌های توان اقتصادی آنها است. پیداست که آل بویه می‌بایست به سانِ سنت‌های دیرینه در غرب ایران که بیش‌تر زر را می‌پسندیدند تا سیم، و از آن جا که خراج خلیفه را به دینار می‌پرداختند، تمایل بیش‌تری برای ضرب سکه‌های زرین نشان دادند. اما همۀ این گونه دلایل، باعث نخواهد شد که ضرب دینار زر در سکه‌خانه‌های سامانی و ضرب درم سیمین در سکه‌خانه‌های آل بویه انکار شود، چرا که هر دو نوع پول مورد نیاز جامعۀ آن روز بود و ارزش‌گذاری نوع پول، از شیوه‌های صحیح در کاربرد مؤثرترین ابزار در مبادلات داخلی و خارجی حکایت می‌کرد. از دیگر سو بایستی سکه‌های ضرب‌شده در سکه‌خانه‌های دودمان‌های پیرامون این دو سلسله مانند زیاریان، باوندیان و … نیز مورد تأمل قرار گیرد تا نقش سکه‌های سیمین سامانی در گسترش تجارت و پویایی اقتصاد شهری آنها بهتر مشخص شود. در آن دوره برخی شهرها در ضرب سکه شهرت به‌سزایی داشتند، چنان که بخارا در قلمرو سامانیان و اصفهان و سیراف در قلمرو آل بویه شهرت فراوان داشتند. در قلمرو آل بویه ضرابان اصفهانی از دورۀ رکن‌الدوله حسن کار ضرب سکۀ بویهی را در بیرون از اصفهان نیز گسترش دادند چنان که در سال 352 قمری، ضرابان اصفهانی در قم به ضرب سکه می‌پرداختند و از آن زمان دارالخراج قم اعتبار فراوانی به دست آورد. از دیگر سو، شهری چون سیراف که تا اواخر سدۀ چهارم قمری مهم‌ترین کانون تجاری سواحل جنوبی ایران به شمار می‌رفت ضراب‌خانه‌ای معتبر داشت و در ویرانه‌های آن انواع سکه‌های حکومت‌های پیرامون آل بویه، حتی سکه‌های چینی یافت شده‌اند.

مطلب مشابه :  قانون مدنی ایران

فصل دوم
شهر و شهرنشینی در خاستگاه سامانیان
1. شهر واحه‌های سغد
در بخش جنوبی از پهنۀ میانی جیحون (آمودریا) و سیحون (سیردریا) به موازات سرچشمه‌های این دو رود و در مسیر شرقی – غربی، رود سغد (زرافشان)، خاستگاه پیدایش و بالندگی شهرهایی بوده که در سیر تاریخ مدنیت در ایران‌زمین (ایرانشهر) نامدار و اثرگذار بوده‌اند. کناره‌های این رود را ریگستان‌ها و پهنۀ شمالی آن را گستره‌ای وسیع از بیابان‌هایی فرا گرفته که سرمای استخوان‌سوز زمستان و گرمای جانفرسای تابستان، آنها را از نعمت‌های طبیعی محروم کرده است. در حالی که گرد بر گرد این بیابان‌ها، رودهای جیحون در 2540 و سیحون در 2100 کیلومتر با پیمودن ریگزارها تا رسیدن به دریاچه خوارزم (خیوه = آرال)، مهم‌ترین عامل بقا و دوام حیات را رقم زده‌اند.
واحه‌ها یا آبادی‌هایی که در پهنۀ ریگستان‌ها و در کناره‌های رود سغد به وجود آمده و به شهرهایی بزرگ و بنام تبدیل شده‌اند، حیات و بالندگی خود را از این ویژگی‌های طبیعی بازیافته‌اند. نام و نشان سغد ریشه در استقرار، سکونت‌گاه و مدنیت دارد، در حالی که در تاریخ ایران‌زمین کمتر دوره‌ای را می‌توان یافت که شهرواحه‌های سغد مورد هجوم صحرانوردانِ بیابان‌های مرکزی آسیا قرار نگرفته باشند. چرایی و چگونگی پیدایش و بالندگی واحه‌های این دیار آن هم در شرایطی که هجوم و یا مهاجرت کوچندگان، همواره با ویرانی و غارت سرزمین زرخیز سغد همراه بوده است، پرسش اساسی برای تأمل در تاریخ شهر و شهرنشینی این دیار است.
در آغاز این فرضیه می‌تواند مورد توجه قرار گیرد که طبیعت و اقلیم کناره‌های زرفام زرافشان (رود سغد)، گذر مهم‌ترین شاهراه تجاری – فرهنگی از میان واحه‌های سغد، ایجاد کانون‌های مهم فرهنگی و تمدنی ایرانی در این دیار و عواملی دیگر از این گونه؛ زمینۀ ساخت و بالندگی شهرهای نامداری را در این پهنه فراهم کرد. نشانه‌های به‌دست‌آمده از کاوش‌های باستان‌شناختی و آگاهی‌های موجود در میراث روایی ایرانیان که در متون کهن دینی و ادبی ایرانی اعم از اوستایی، پهلوی، سغدی، و فارسی جدید بازتاب یافته و بر اساس آنچه در متون کهن تاریخی، «تاریخ‌نوشته‌های جغرافیایی»، و گزارش‌های مقام‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی چینی و بودایی و… بیان شده که شهرواحه‌های سغد بارزترین جلوه‌های هنر و معماری، ساخت شهر و شکوفایی شهرنشینی را در پهنۀ شرقی ایران رقم زده‌اند.
پیشینۀ نام و نشان سرزمین و رود سغد، خاستگاه اسطوره‌ای و مطالعه دستاوردهای باستان‌شناسان، نقش راه‌های تجاری و بازرگانان و بازارهای سغد، چگونگی ساخت شهر‌واحه‌ها تا دوران شکوفایی شهر بخارا و دیگر شهرهای آن سامان، در دوره سامانیان (سدۀ 4ق/10م)، نقش نظام دهقانی و… در این جا مورد مطالعه و تحقیق قرار می‌گیرند تا از آن میان بتوان از سپیده‌دم شکوفایی شهرنشینی در این دیار توصیفی تاریخی ارائه کرد. دربارۀ این موضوع منابع تاریخی، جغرافیایی، ادبی و حتی مذهبی آگاهی‌های مفیدی ارائه می‌دهند. همچنین پژوهشگران از دیدگاه‌های گوناگون به بررسی تاریخ، فرهنگ و تمدن این دیار، با تأکید بر دو شهر سمرقند و بخارا، و همچنین به بازشناسی زبان و فرهنگ کهن سغدی پرداخته‌اند که در این مجال برخی از مهم‌ترین آثار در این‌باره مورد مطالعه و استفاده قرار گرفته‌اند.

مطلب مشابه :  مهارت‌های مقابله‌ای

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید