رشته حقوق

شرمساری بازپذیرکننده

دانلود پایان نامه

از آنجا که نقض قانون و دیگر شرایط مرتبط با شرمساری، با روابط انسانی که بالقوه متضمن فشار است، سروکار دارد، نظریه فشار عمومی ممکن است به درک و شناخت شرایطی کمک نماید که تحت آن شرایط، تئوری شرمساری بازپذیرکننده ممکن است با ضریب تأثیر بیشتر یا کمتر در کاهش بدرفتاری عمل کند (بوچکوار،706:2008). طبق نظریه اگنو، روابط قهرآمیز بینفردی (که اغلب متضمن طرد و رد والدین است) به احتمال زیاد، احساس نیرومندی از خشم در کودکان بوجود میآورد. این نوع برخورد قهرآمیز به عوض ایجاد همنوایی، مخالفت بیشتری را با مراجع اقتدار ایجاد مینماید. لذا، شرمساری هر چه انگزننده یا غیرانگزننده باشد، بر مهارتهای مدیرت شرم در کودکان و رفتار قلدری آنها اثرگذار خواهد بود (احمد،272:2004).
نظریه فشار عمومی اگنو، منابع و ریشههای متعددی برای فشار نام برده است. طبق ادعای اگنو، فشار محصول روابط و مناسبات منفی با دیگران است: «وقتی که رفتار دیگران با شخص، مطابق میل و باب طبع او نباشد». سه گونه مهم از روابط منفی بدین قرار است: روابطی که دیگران 1) شخص را از دسترسی به اهداف ارزشمند مثبت بازدارند (مثلاً پیشرفت اقتصادی و کسب پول، محبوبیت در میان دوستان)، 2) حذف انگیزههای ارزشمند مثبت (مثلاً از دست دادن دوست و یا همکار صمیمی، از دست دادن والدین)، 3) وجود انگیزههای ارزشمند منفی (توهین و بیاحترامی، تجاوز و حمله فیزیکی، استثمار شدن). این گونه روابط و مناسبات منفی، احتمال پیدایش ناکامی و پرخاشگری را پدید میآورد. ناکامی و پرخاشگری ناشی از فشار، زمینه را برای انجام کنش اصلاحی فراهم میآورد و در این صورت، انجام جرم یکی از پاسخهای ممکن خواهد بود. جرم میتواند راهی برای فرو نشاندن فشار (فرار از منزل، یا حمله علیه شخص توهینکننده)، انتقامجویی، و یا مدیریت پرخاشگری /ناکامی باشد که شخص تجربه میکند (کالن،174:2006). تحقیقات عمدتاً از گزارهها و قضایای نظریه فشار عمومی حمایت کردهاند (مون،2009؛ والس،2007؛های،2006؛ هیگینز،2011؛ هولیست،2009؛ چیونگ،2010؛ نگو،2011؛ های،2010).
تئوری فشار عمومی مدعی است که آنچه فشار را به جرم گره میزند، عواطف منفی است که افراد هنگام پاسخ به فشارات تجربه میکنند. این نظریه استدلال میکند که فشار، عواطف منفی شخص را میافزاید و به احساساتی نظیر افسردگی، پرخاشگری و ناکامی میانجامد. این نوع عواطف آزارنده، برای انجام رفتارهای اصلاحی تولید فشار میکند. از منظر این تئوری، واکنشهای عاطفی پرخاشگری و ناکامی اهمیت خاصی دارند؛ زیرا احتمال بروز واکنش مجرمانه را افزایش میدهند. به گفته اگنو، پرخاشگری شخص را به انجام کنش وادار میسازد، توان جلوگیری از بروز احساسات را کاهش میدهد و تمایل به انتقام/تلافی را در فرد برمیانگیزد (اگنو،319:2001؛برویدی،281:1997).
بنابراین، فشار ممکن است شرایط موقعیتی بوجود بیاورد که بر نحوه ارتباط و اتصال شرمساری با رفتار تأثیر گذار باشد. عاملین شرمساری ممکن است متخلف را آماج خود قرار دهند که پیشتر تحت فشار برخی موقعیتهای منفی که ذاتی پدیده شرمساری نیست، بوده باشند (مانند بر هم خوردن دوستی یا عدم تحقق اهداف زندگی). در زمینه شرمساری بازپذیرکننده، فشار از این پتانسیل برخوردار است که سد راه عمل ساده و سرراست تحلیل هزینه-فایده باشد، زیرا خشم ممکن است قدرت و توان شخص را در محاسبه درازمدت رفتار به تحلیل برد. بدین ترتیب، در بین افراد تحت فشار، عذاب وجدان مورد انتظار و بیم از شرمساری، که در غیاب فشار محتمل بود شرمساری را به همنوایی پیوند زند، ممکن است بازدارنده موثر و کارآمد جرم نباشد. منطق مشابهی در رابطه با پیامد شرمساری بازپذیرکننده بکار میرود. از آنجا که افراد تحت فشار، خشمگین بوده و با احتمال بیشتری در پی انتقام و تلافی برمیآیند، طبیعتاً بایستی بیشتر جذب خردهفرهنگهای مجرمانه شده باشند. زیرا این نوع خردهفرهنگها، برای آنها، سرشار از فرصت است و احتمالاً حامی انتقام و تلافی خواهند بود (بوچکوار،706:2008).
هر چند نظریهپردازان فشار، نوعاً دعاوی روشنی در باب نقش شرم یا شرمساری اجتماعی در رفتار مجرمانه یا گرایش به آن طرح نکردهاند، اما دعاوی مهمی در مورد نقش محوری خشم در میانجیگری رابطه فشار و جرم اظهار داشتهاند. علاوه بر این، بسیاری از تحقیقات و نظریهپردازیهای خارج از حوزه ادبیات فشار، خاطر نشان ساختهاند که خشم و شرم، عواطفی است که به شدت باهم ارتباط دارند (برای مطالعه تفصیلی در باب نسبت خشم و شرم به کتاب زیر مراجعه شود: ترنر،2011). کمپر اظهار داشته است که شرم، همچون خشم، ناشی از نقص و کاستی در منزلتی است که نسبت به شخص ابراز میشود. در حالی که خشم، محصول انتساب کژی و کاستی به دیگران است، شرم نتیجه کژی و کاستی در منزلتی است که به خویشتن منتسب میشود. لذا، با ترکیب ادعای اگنو مبنی بر تشدید فشار موقع انتساب به دیگران، با چارچوب نظری در مورد رابطه خشم و شرم، میتوان استدلال است که فشار منتسب به دیگران نه تنها ممکن است فزاینده خشم باشد، بلکه شرمی را که شخص انتظار احساس آن را دارد و یا شرمساری اجتماعی که شخص معتقد است در صورت ارتکاب جرم معرض آن قرار خواهد گرفت را نیز کاهش میدهد (ربلون،990:2010؛لو،1343:2008).
فرضیات و مدل تحقیق
بر اساس استدلالهای نظری فوقالذکر میتوان فرضیه هایی را جهت وارسی تجربی به شرح ذیل استنتاج نمود. فرضیه های اصلی نظریه شرمساری بازپذیرکننده حاکی از تأثیر مستقیم و همچنین تأثیر ات مشروط است:
فرضیههای مربوط به شرمساری:
شرمساری والدین ارتباط مستقیم و منفی با بزهکاری دارد.
شرمساری والدین از طریق افزایش انتظار شرم، موجب کاهش بزهکاری میگردد.
شرمساری والدین از طریق افزایش پایبندی به ارزشهای اخلاقی، موجب کاهش بزهکاری میگردد.
فرضیههای مربوط به بازپذیری:
بازپذیری والدین ارتباط مستقیم و منفی با بزهکاری دارد.
فرضیههای مربوط به انگزنی:
انگزنی والدین ارتباط مستقیم و مثبت با بزهکاری دارد.
انگزنی والدین از طریق افزایش همالان بزهکار، موجب افزایش بزهکاری میگردد.
فرضیههای مربوط به بههمپیوستگی:
بههمپیوستگی خانوادگی ارتباط مستقیم و منفی با بزهکاری دارد.
بههمپیوستگی خانوادگی از مسیر تأثیر گذاری بر شرمساری والدین، با بزهکاری ارتباط غیرمستقیم و منفی دارد.
بههمپیوستگی خانوادگی از مسیر تأثیر گذاری بر بازپذیری والدین، با بزهکاری ارتباط غیرمستقیم و منفی دارد.
بههمپیوستگی خانوادگی از مسیر تأثیر گذاری بر انگ زنی والدین، با بزهکاری ارتباط غیرمستقیم و منفی دارد.
میزان ضرایب مسیر متغیرهای تحقیق در بین افراد به هم پیوسته بیشتر از افراد نابه هم پیوسته است.
فرضیههای مربوط به همالان بزهکار:

مطلب مشابه :  دانلود مقاله با موضوعفارسی زبان، عاشق و معشوق، زبان فارسی، زبان شناسی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید