رشته حقوق

شرمساری بازپذیرکننده

دانلود پایان نامه

بریث ویت انتظار دارد که نظریهاش جمع کثیری از اشکال و صورتهای مجرمیت را توضیح دهد. او هم خواهان تبیین علل کجروی اولیه (جنبه سببشناختی جرم) و هم خواهان تبیین فرایندهایی است که موجب استمرار یا کنارهگیری از رفتار انحرافی میشود (جنبه تکوینی جرم). همچنین بریث ویت بر آن است که هم در سطح اجتماع و هم در سطح فردی به انحراف بپردازد. با توجه به سطح تحلیل، وی با این نظر کرسی موافق است که نظریه جرمشناختی باید هم مبیّن نرخ انحرافات و هم مبیّن رفتار انحرافی فردی باشد.
لی (1996) برخی از قلمروهای تبیینی در نظریه بریث ویت را در قالب جدولی تدوین نموده است. سطح تحلیل نشانگر این است که آیا انحراف باید در سطح فردی و یا در سطح اجتماعی تبیین شود. وجه تحلیل بیانگر این است که آیا وجه سبب شناختی باید تبیین شود یا وجه تکوینی.
جدول ‏31: قلمروهای تبیین در نظریه بریث ویت (منبع: لی،41:1996)
وجوه انحراف
سبب شناختی
تکوینی
سطح تحلیل
اجتماع
نرخ مشارکت
(نسبت افرادی که در اجتماع مرتکب جرم
می شوند بر تعداد کل جمعیت اجتماع)
نرخ فراوانی
(نسبت تعداد انحرافات در اجتماع بر تعداد
افراد درگیر در انحراف)
فرد
آغاز رفتار انحرافی
الگوی تخلف
به این ترتیب، مطابق جدول 3-1، انحراف در سطح فردی به دو بخش آغاز انحراف یا «چرا شخص ابتدائاً دست به انحراف میزند؟» و الگوی تخلف یا « چرا و چگونه کجروان اولیه، الگوهای رفتار انحرافی را در گذر زمان توسعه میدهند؟» تقسیم میشود. در سطح اجتماع نیز انحراف، از طریق نرخ مشارکت یا «نسبت افرادی که در یک اجتماع مرتکب انحراف میشوند» و نرخ فراوانی یا «میانگین رفتارهای انحرافی انجام گرفته توسط کجروان فعال در اجتماع» معین میگردد (لی،41:1996).
مفاهیم کلیدی نظریه شرمساری
مفاهیم کلیدی نظریه شرمساری در قالب سه خوشه قابل ذکر است: بههمپیوستگی، اجتماع گرایی و شرمساری. خوشه به هم پیوستگی با توضیحات اصلی برگرفته از نظریه کنترل درآمیخته است؛ دنباله اجتماع گرایی به نظریه فرصت وصل میشود؛ و شرمساری (شرمساری بازپذیرنده یا انگزننده) اشارهای است به رویکردی در تبیین انحراف ثانویه در برچسبزنی و خردهفرهنگها (کاو،466:2009). بریث ویت چنین میانگارد که توفیق شرمساری بازپذیرکننده موقوف و موکول به دو عامل کلیدی است: بههمپیوستگی فرد مورد نظر و سطح اجتماعگرایی جامعه که وی بدان تعلق دارد (ونتارا،18:2006).
در این قسمت به توضیح هر کدام از مفاهیم میپردازیم.
به هم پیوستگی:
بههمپیوستگی به شرایط افراد اطلاق میشود. یعنی میزان مشارکت افراد در شبکههایی که برای نیل به اهداف ارزشمند به افراد دیگر وابستهاند و دیگران نیز به آنها وابستگی متقابل دارند. حتی اگر افراد وابسته به کسانی متفاوت از افراد وابسته به آنها باشند، میتوان شخص را به عنوان فردی توصیف کرد که در یک موقعیت بههمپیوستهای قرار دارد. بههمپیوستگی به تقریب همارز پیوند اجتماعی، پیوستگی و تعهد در نظریه کنترل است (کالن،258:2011؛ ونتارا،18:2006). در نظریه بریث ویت، بههمپیوستگی اساساً اجتماعگرایی در سطح فردی است. به عبارت دیگر، بههمپیوستگی سطح فردی مشارکت در شبکههای اجتماعی و اجتماع کلی است (میلر،4:2009).

مطلب مشابه :  نقش مددکاران اجتماعی در مرحله صدور و اجرای حکم

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید