شرایط مواجهه

شرایط مواجهه

تصحیح NMO، به سرعت لایه‌ها در بالای سطح بازتاب کننده‌، مقدار دور افت‌، زمان عبور موج بازتابی در حالت دور افت صفر‌، شیب سطح بازتاب کننده‌، آزیموت منبع-گیرنده نسبت به جهت شیب لایه ها و میزان پیچیدگی لایه سطحی و لایه بالای سطح بازتاب کننده بستگی دارد
تصحیح NMO، یک تصحیح دینامیک است. این بدان معنی است که با انجام این تصحیح مقادیر یک ردلرزه مشخص به میزان‌های متفاوتی شیفت داده می‌شوند. یعنی اینطور نیست که کل یک ردلرزه به مقدار زمانی مشخصی بالاکشیده شود. در نتیجه این عمل برای دور افت های بالا، کشیدگی1اتفاق می‌افتد و افزایش طول موج دراین قسمت از داده‌ها رخ خواهد داد. این اثر در بازتابنده‌های سطحی که دارای سرعت پایینی می‌باشند، به طور قابل توجهی بیشتر است‌. برای کاهش اثر کشیدگی بر روی نتیجه بر انبارش قسمت‌هایی که دارای کشیدگی شدید هستند؛ از داده‌ها حذف می‌گردند(ایلماز، 2001).
2-2-4-آنالیز سرعت
گفته شد قبل از انجام بر انبارش؛ نیاز به این است که بازتاب‌ها در امتداد یکدیگر قرار گیرند؛ که برای این کار به vstak نیاز است‌. آنالیز سرعت در واقع روش بدست آوردن سرعت مذکور می‌باشد‌. این سرعت همیشه سرعت Vrms واقعی لایه‌های بالایی نیست‌؛ بنابر‌این تمایز دو سرعت مذکور امری ضروری است‌. سرعت برانبارش (vstak) سرعتی است که بهترین بر‌انبارش از آن نتیجه می‌شود . Vrms سرعت واقعی RMS (جذر متوسط مربع) لایه ها است‌. برای لایه های افقی هر دو سرعت برابرند در حالی که در لایه‌های شیب‌دار این دو سرعت برابر نمی‌باشند‌. روشهای متعددی برای آنالیز سرعت وجود دارد؛ که یکی از آنها طیف سرعت می‌باشد. در واقع طیف سرعت تبدیل داده‌ها از حوضه دورافت بر حسب زمان به حوضه سرعت برانبارش بر حسب زمان دورافت صفر می‌باشد.
دقت و وضوح‌، در انجام آنالیز سرعت و تخمین سرعت از داده‌های لرزه‌ای معمولا با مخاطره‌هایی همراه است؛ که این امر به عمق قرارگیری بازتابها‌، نسبت سیگنال به نویز‌، تصحیح استاتیک‌، تعداد بازتابنده‌ها محدوده دورافت داده‌ها‌، پهنای باند داده‌ها و شیب بازتابنده بستگی دارد(ایلماز، 2001).
2-2-5-استاتیک باقیمانده
به منظور حذف اثر توپوگرافی و تاثیر لایه‌های هوازده سطحی، تصحیحات زمانی باید بر روی داده‌ها اصلاح شود. هدف از این کار شیف زمانی ردلرزه‌ها به منظور قرار دادن بازتابها به صورت هر چه دقیق‌تر در روی یک منحنی هایپربولیکی می‌باشد. در بسیاری از مواقع با وجود تصحیح استاتیک، باز هم انحراف زمانی کوچکی از منحنی هایپر‌بولیکی در ردلرزه‌ها دیده می‌شود؛ که برای رفع این معضل از روش استاتیک باقیمانده باید استفاده شود‌. در این روش برای هر منبع و هر گیرنده یک شیفت زمانی در نظر گرفته می‌شود‌. مقدار شیفت مربوط به هر منبع برای تمام ردلرزه‌های مربوطه به آن منبع تصحیح می‌شود‌. همچنین مقدار شیفت مربوط به هر گیرنده برای تمام ردلرزه‌های مربوط به آن گیرنده نیز تصحیح می‌شود‌. در شکل2-6 نمایی کلی از نحوه انجام تصحیح استاتیک باقی مانده برای داده‌ها نشان داده شده است‌(ایلماز، 2001).

شکل 2-6 ، شمای کلی نحوه انجام استاتیک باقیمانده(ایلماز، 2001 )
2-2-6-کوچ
برانبارش داده‌های لرزه‌ای‌، یک تصویر اولیه از لایه‌های زیر سطحی به ما می‌دهد‌. این در حالی است که در شرایط مواجهه با ساختار های پیچیده و بازتابنده های شیب دار این تصویر اولیه را نمی‌توان با واقعیت مطابق دانست‌. به این مرحله از پردازش که موجبات قرار‌گیری بازتابنده‌ها در محل واقعی خود در زیر سطح زمین را فراهم می‌کند‌، کوچ گویند. قبل از برانبارش داده‌ها، لازم است با تصحیح NMO‌، داده ها به حالت دور افت صفر در آیند‌. هدف از این کار قرار دادن بازتابنده‌ها، درست در زیر نقطه CMP خواهد بود‌. ولی واقعیت این است که حالت دور افت صفر داده‌ها بیانگر وقایع عمود بر لایه های بازتابنده می‌باشد؛ نه وقایعی که الزاما در زیر CMP واقع شده‌اند‌. در مواقعی که لایه‌ها افقی و بدون شیب باشد؛ هر دو شرایط‌، یعنی زیر CMP واقع شدن و عمود بودن بر لایه‌، مرتفع می‌شود‌. این در حالی است که در لایه‌های شیب‌دار نقطه بازتاب‌، دقیقا در زیر CMP واقع نشده و در مجاورت آن قرار دارد‌. در این حالت تمام نقاط بازتاب ممکن بر روی یک نیم دایره واقع می‌شوند که شعاع آن به زمان رفت و برگشت موج بستگی دارد. از ساختارهای متداولی که بوجود آورنده این انحراف هندسی می‌باشند؛ می‌توان به بازتابنده‌های شیب‌دار‌، فرورفتگی‌ها و بازتابنده‌های نقطه‌ای اشاره کرد.
بازتابنده‌های شیب‌دار
داده‌های محاسبه شده با دور افت صفر، بیانگر بازتابهای موجی عمود بر سطح بازتابنده شیب‌دار از نقطه CMP مورد نظر می‌‌باشد. این در حالی است که مقطع برانبارش شده بیانگر حالتی است که مسیر بازتاب در حالت دورافت صفر‌، عمود بر سطح زمین است‌. در نتیجه‌، تصویر حاصله از بازتابنده شیب‌دار در مقطع برانباشت شده با تصویر واقعی زیر سطحی‌، دارای اختلاف شیب خواهد بود‌ ( شکل 2-7 ) این اختلاف توسط رابطه زیر محاسبه می‌شود(ایلماز، 2001).

فرورفتگی‌ها
در برخی موارد‌، یک تورفتگی حوضچه مانند در وسط یک لایه بازتابی در ساختار دیده می‌شود؛ که این پدیده باعث ایجاد یک تصویر غیر واقعی از داده‌های بر انبارش شده می‌گردد ( شکل 2-8). همانطور که در شکل دیده می‌شود، از نقطه B که یک CMP در سطح می‌باشد‌، چندین پرتوی عمود بر سطح بازتابنده دیده می‌شود، که در حالت دورافت صفر تمام آنها لحاظ شده‌اند. هر یک از این بازتاب‌ها دارای زمان رفت و برگشت متفاوتی می‌باشد؛ به طوری که بجای یک بازتاب‌، سه بازتاب برای نقطه B محاسبه شده است.

شکل 2-7، سطح بازتابنده شیب دار که باخط‌چین نشان داده شده است و نقاط واقع بر آن بیانگر نقاط برخورد پرتو دورافت صفر است، در حالی که مسیر واقعی پرتوها مسیری است که بر سطح بازتابنده عمود بوده و با خط پر نشان داده شده است. بنابراین سطحی که در مقطع دورافت صفر ایجاد می‌شود، سطح با خط پررنگ با زاویه αt است(ایلماز، 2001).

شکل 2-8، سطح بازتابنده منحنی شکل که به صورت فرورفتگی می‌باشد. از یک نقطه B تعداد چندین پرتو را می‌توان بر این سطح
بازتابنده عمود کرد(ایلماز، 2001).
نقطه پراش
نقطه پراش در مقطع بر‌انبارش شده به صورت منحنی هایپر‌بولیکی پراش دیده می‌شود. این پدیده وقتی رخ می‌دهد؛ که یک نقطه برای همه نقاط سطح تشکیل پرتوی عمود دهد‌ (شکل 2-9 ) و بیانگر یک پدیده بازتاب برای همه نقاط موجود در سطح باشد . زمان رفت و برگشت موجود در این حالت با افزایش فاصله‌، افزایش خواهد یافت و شکل هایپر‌بولیکی دارد(ایلماز، 2001).

شکل 2-9، نقطه پراش که تمام پرتوها از سطح بر آن عمود در نظر گرفته می شوند(ایلماز، 2001).
با انجام مرحله کوچ :

Share