نظریهپردازان جدید را نیز میتوان به جمع گذشتگان اضافه کرد از جمله:
1-  هنری توماس باکل: این مورخ بریتانیایی معتقد است که آب و هوا، غذا، و خاک پیوند نزدیکی با یکدیگر دارند. آب و هوا روی تنوع محصولات کشاورزی تاثیر میگذارد و کیفیت مواد غذایی به خاک بستگی دارد. او با توضیحات زیاد به اینجا میرسد که در تمدنهای سرزمینهای گرمسیر، و در نتیجه با پایین بودن دستمزدها، طبقات کارگری وسیع و افسردهای بهوجود میآید که این امر عواقب اجتماعی و اقتصادی خاصی را نیز به همراه دارد. به اعتقاد وی، نابرابری شدید در زمینهی توزیع ثروت، قدرت سیاسی، و نفوذ اجتماعی، بسیاری از تمدنهای کهن را بهسوی «مرحلهی معینی از تکامل و سپس به سوی افول» سوق داده است.
2-      الزورث هانتینگتون: جغرافیدان و کاشف آمریکایی (1947م- 1876م)، آب و هوا را نه تنها برای سلامتی، فعالیت، سطح تولید مواد غذایی، و امکان دسترسی به سایر منابع طبیعی، بلکه برای مهاجرت اقوام و اختلاط نژادها نیز عامل تعیینکنندهای میدانست. او نتیجه میگیرد که اکثر تمدنهای عمدهی دنیا در سرزمینهایی بهوجود آمدهاند که میانگین سالانهی درجهی حرارت آنها تقریبا در مطلوبترین حد برای تولید حداکثر انسان (70- 65 درجهی فارنهایت) بوده است. تمدنهای بزرگ مناطق استوایی- نظیر قوم مایاها در مکزیک و گواتمالا، و جاوهایها و سینهالیهای باستان- تنها در فلاتهای معتدل و یا در امتداد سواحل خنکی بهوجود آمدهاند که در آنجا درجهی حرارت در هیچ یک از فصلهای سال از مطلوبترین حد چندان فراتر نمیرفت.
3-      سایر نظریهپردازان: علاوهبر موارد ذکر شده به دلیل اینکه در این پایان نامه مجال پرداختن به تمامی صاحبنظران را ندارد لذا به اسامی نظریهپردازان شاخص ژئوپولیتیک در ایالات متحده و اروپا بسنده میکنیم: ماهان، آیزیا بومن، جیمز فیرگریو، ریچارد هارتشورن، استیون جونز، جورج کنان، اوئن لتیمور، هومرلی، ژنرال ویلیام میچل، الن چرچیل سمپل، الکساندر دسورسکی، نیکولاس اسپایکمن، روبرت اشتروس- هوپه، فردریک جکسون ترنر، هانس وایگرت، کارل ویتفوگل، درونت ویتلزی، و کوئینسی رایت. (دویچ، کارل؛ و دیگران؛ 1375 : صص 196-193 )
 
3-10-2 رابطهی انسان و محیط زیست از دیدگاه آرمانگرایان و واقعگرایان
هر دو گروه آرمانگرایان و واقعگرایان، انسان را در رابطه با محیط زیست مورد بحث قرار دادهاند و مفهوم «محیط زیست» را به نحوی توسعه دادهاند که فرهنگ انسانی و ویژگیهای انسانی زمین را هم در بر میگیرد:
1-   آرمانگرایان: آنها با الهام از آثار نظریهپردازان عصر روشنگری، مدعیاند که رفتارهای بینالمللی را با دگرگون ساختن محیط نهادی میتوان تغییر داد. برای ایجاد سازمان بینالمللی و حکومت جهانی و همچنین جهت ایجاد قواعدی برای رفتارهای بینالمللی، طرحهایی تهیه شدند تا با تغییر محیط سیاسی بین‌المللی، رفتارهای انسانی را متحول سازند.
2-   واقعگرایان: در مقابل، واقعگرایان در روابط بینالملل عمدتا معتقد بودند که محل جغرافیایی کشورها اگر نه تعیینکننده، دستکم محدودکنندهی رفتارهای سیاسی است. اگر رفتارهای سیاسی واحدهای ملی تا حدود زیادی تابع شرایط زیست محیطی آنها و از جمله عوامل جغرافیایی است، پس دولتمردان همواره باید در چهارچوب عوامل زیست محیطی به فعالیت بپردازند. ( دوئرتی، جیمز؛ فالتزگراف، رابرت؛ 1376 : 107-106 )
3-10-3 زیست محیط و رویکردهای امنیتی در روابط بینالملل
چهار رویکرد امنیتی که به نوعی به طبیعت نظر دارند را میتوان استنتاج نمود که عبارتند از:
1-      کمبودهای زیست محیطی میتواند به مثابهی عاملی در ایجاد بیثباتی و نزاع، نقشآفرینی نمایند.
2-      تلاش برای آماده ساختن خود جهت جنگ و یا پرداختن به جنگ، منجر به فرسایش طبیعت و لطمه دیدن آن میشود.
3-      افت طبیعت و آسیب دیدن آن به سلامتی انسان و سطح بهرهمندی و رفاه انسان، آسیب میزند.
4-      بهبود وضعیت و جایگاه طبیعت به نوعی در تقویت حاکمیت – که موضوع اصلی امنیت مطابق رویکرد سنتی میباشد- موثر است و این امر حکایت از آن دارد که در قالب گفتمان سنتی نیز، طبیعت دارای اهمیت میباشد.
رویکردهای چهارگانه بالا هر یک تلقی خاصی از امنیت دارند: در حالیکه رویکردهای اول و چهارم تلقی واقعبینانهای از امنیت- به معنای رهایی دولت از خطر- را مدنظر دارند، دو رویکرد دیگر بر بازیگران غیر دولتی بیشتر نظر دارند. ( افتخاری، اصغر؛ 1381 : 345 )
3-10-4 زیست محیط و تغییرات اجتماعی سیاسی
آنچه مسلم است، کمیابی زیست محیطی می‏تواند باعث تقویت شکاف‏های اجتماعی شده، اشکال جدیدی از تعارضات قومی، مذهبی، طبقاتی و جز اینها را سبب شود، که این خود روابط دولتها را بهویژه در مناطقی که اختلافات در مورد سرزمین یا مالکیت و کنترل منابع باشد، تحت تأثیر قرار می‏دهد. اصولا فقر با خود مسائل مهاجرتی را به دنبال دارد. احساس محرومیت باعث بروز تعارض شده که بهراحتی نمی‏توان برای برخورد با آن، از راههای نظامی بهره گرفت. در بسیاری از کشورهای توسعهنیافته که جامعهی مدنی رشد چندانی نکرده است، خرابی محیط زیست؛ مشروعیت حکومت و نهادهای اجتماعی را تحت‏الشعاع قرار داده که این خود می‏تواند باعث تشدید خشونت سیاسی شود. ( قوام، عبدالعلی؛ 20-7 )
3-10-5 رویکرد زیست محیطی در دنیای امروز
امروزه مسائل زیست محیطی، گاه بهصورت بخشی از روابط شمال و جنوب تلقی می‏شوند، و دیدگاه زیست محیطی، عقلانیت روشنگر را رد می‏کند و به جای تأکید بر جنبههای بین‏المللی، موضوعات جهانی را مورد توجه قرار می‏دهد. آنچه مسلم است، دیدگاهها و نظامهای فلسفی و اعتقادی در بروز بحرانهای زیست محیطی نقش اساسی دارند. بهطور کلی، واکنشهای سیاسی نسبت به مسائل زیست محیطی جهانی باعث تعدیل حقوق و ظرفیت دولتها گردیده است. بسیاری از جوامع جنوب، از توان لازم برای تطابق خود با استانداردهای زیست محیطی برخوردار نیستند، و در حقیقیت، ایجاد نهادهای بین‏المللی زیست محیطی و فعالیت بازیگران فراملی زیست محیطی (بهویژه بازیگران غیر حکومتی) باعث بروز اشکال جدیدی از حکومت‏مداری و اقتدارگری شده است . باید اذعان داشت که ورود دیدگاه‌های زیست محیطی به عرصهی روابط بین‏الملل، نه تنها به تضعیف نظریهی روابط بین‏الملل منجر نگردیده است، بلکه باعث تقویت آن نیز شده است، زیرا طیفی از نظریات مربوط به دولت، تعارض، همکاری، نابرابری، نهادها و حکومت‏مداری را مورد توجه قرار می‏دهد. بدین ترتیب، در حالی‏که در دنیای پیشامدرن انسانها به طبیعت احترام می‏گذاشتند و یا از آن هراس داشتند و در عصر مدرنیته موضوع توانایی انسان برای تسخیر طبیعت مطرح شد، اینک در عصر جهانی شدن، موضوع برخورد مناسب انسان با آن و طبیعت را خانه خود دانست، مورد توجه است. از بسیاری جهات دیدگاههای زیست محیطی رویکردهای گوناگونی را- که در خصوص عدالت، برابری، مبارزه با استثمار، مصرف‏گرایی و سرکوب مطرح شده است- در خود جای داده است. به هر حال، امروزه مسائل زیست محیطی، از رشد جمعیت و دگرگونیهای تکنولوژیک گرفته تا مهاجرتها و وجود انواع بیماریهای واگیر، کم‏آبی، گرم شدن کرهی زمین و ذوب شدن یخهای قطب و افزایش گازهای گلخانه‏ای، جملگی از موضوعات حاد سیاست بین‏الملل به شمار می‏روند (ر.ک: جکسون، رابرت؛ و سورنسون، گئورک؛ 1385 : 323 ) که باید در فرآیند سیاست‌گذاریها، اولویت‏بندی هدفها و اتخاذ استراتژیهای گوناگون و در تعامل با دهها سازمان حکومتی و غیر حکومتی، سازمانهای بین‏المللی، سازمانهای جهانی و منطقه‏ای و رژیمهای بین‏المللی مورد توجه قرار گیرند.
( قوام، عبدالعلی؛ 20-7 )
3-11 روش شناسی تحقیق
به کارگیری روش علمی در تحقیق ، تنها راه دستیابی به دستاوردهای قابل قبول و علمی است ، لذا برای انجام یک پژوهش معتبر به روش شناسی ( Methodology ) نیاز هست . دستیابی به هدف های پژوهش ، زمانی حاصل می شود که جستجوی شناخت با روش شناسی درست انجام پذیرد . روش شناسی ، پژوهش را منظم ، منطقی و اصولی کرده و جستجوی علمی را نیز راهبری می کند . ( خاکی ، 1391:159 )
3-11-1 روش تحقیق

                                                    .