رشته حقوق

شرایط اجتماعی

دانلود پایان نامه

از رشک گریبــان تو داغ است دل من چنــدان که در وهـــم کافــور نگنجــد
چینی شکنان را هوس رفتن چین است در بـزم گدایــان تـو فغفــور نگنــجــد
مرغ دلم از کعبه زند فــال خــرابــات در حلقهی مستـان سر مستــور نگنجــد
ما زخم تیـز خــورده قربانگـه عشقیم در پهلـوی ما غیــر به ساطـور نگنجـــد
آلــوده مکــن دامــن پرهیز فغــانــی برخیز که در صومعــه مخمــور نگنجــد
(بابافغانی، 1340 :185)
زبان ساده و بی تکلّف این دوره نیز، در عادی شدن روابط عاشق و معشوق بیتأثیر نبوده است. در زبان وقوع کنایه و استعاره و ایهام و ابهام و مانند اینها وجود ندارد بلکه صاف و صریح و زبان حال بود و بیان واقعیتها.
از خصایص این مکتب جزئی گویی و تازه جویی و بیان رفتار و جزئیات کردار عاشق و معشوق است. چرا که پیش از شاعران به بیان کلیّات ماجراهای عاشقانه میپرداختند. امّا در شعر سبک وقوع بسیاری از حرکات بین عاشق و معشوق نیز در شعر آورده میشود. در شعری از فغانی چنین آمده است:
آنچه من میکشم از عشق تو مجنون نکشید و آنچه من دیدم از این واقعه فرهاد ندیـــد
آه از آن رمز و اشارت که میـان من و تــو رفت و صد گونه سخن بی مدد گفت وشنید
غنچه عیش من از گلشن جنّـت نشکفــت بر دلم از چمن وصــل نسیمــــی نوزیـــد
دیـــدنش میبرد از آینـــه دیـــده غبــار این خط سبز که از صفحـه روی تو دمیـــد
مستی و تشنگی جرعه کشـــان کرد فزون از لب لعل تو آن قطـره که در باده چکیـــد
دل که پر از شکن طرّه مشکیــن تو بـــود یافت سر رشته امیـد و به مقصــود رسیـــد
شهد نوشین ترا مژده کـــه از زهر فـــراق شد فغانی به تمنّـــای وصــال تو شهیــــد
(همان : 240)
ب- اعراض عاشق از معشوق
سرودههای عاشقانهی پیش از وقوع، حول محور ناز و نیاز دو قهرمان اصلی صحنهی عشقورزی معشوق و عاشق میچرخید. در این سرودهها معشوق توجه چندانی به عاشق ندارد و این عاشق است که در طلب معشوق حتی از جان هم میگذرد. با به وجود آمدن مکتب وقوع، سنّت ناز معشوق و نیاز عاشق دچار تحّول و دگرگونی گردید، به طوری که این بار معشوق خواهنده است و از عاشق از او روی گردان. «مکتب وقوع حاصل چاره اندیشی شاعران برای تغییر سبک و رهایی از تقلید و ابتذال بود. در دوره ی تیموریان به دلیل فقدان وحدت فرمانروایی، شعر از دربار ملوک و امرا به مجالس عامّه راه یافت و بازار قصیده سرایی به کساد گرایید و به همین سبب غزل بیشتر مورد توجه قرار گرفت» (زریّن کوب، 1375: 385).
ج- معشوق مذکّر
اساس مکتب وقوع بر توصیف روابط عاشق و معشوق و بر واقعّیتگویی مبتنی است؛ معشوق واقعی و رابطههای عاشقانه واقعی. اما مسأله این است که با توجه به شرایط اجتماعی آن زمان نمیتوانستند از معشوق زن نام ببرند و نشانی بدهند؛ از این رو، باتوجه به عدم حضور زنان در اجتماع شاهد حضور گسترده معشوق مذکر در عرصه فارسی هستیم. گرچه نظراتی بر وجود «شاهد یا امرد» به عنوان معشوق مذکر در ادبیات فارسی پیش ازاین، وجود دارد.
دکتر خانلری مقوله توجه به معشوق مرد را بزرگترین عیب وارد به سبک وقوع می داند: «در مکتب وقوع معشوق مرد است زیرا اصل بر حقیقت گویی است و از این رو سخن گفتن از زن خطرناک است» (خانلری، 1354: 160).
عشق محتشم کاشانی به معشوقش شاطر جلال که عشقی است صادقانه همچون عشق به یک زن و در تمامی غزلهایش در رسالهی جلالیه، واقعهگویی و واسوخت را پرورانده است.
3-5-2 واسوخت
واسوخت در فرهنگ معین به معنای «اعراض و روگردانی از کسی میباشد» (معین. «واسوخت»). دکتر شمیسا درباره شعر واسوخت مینویسد: «واسوخت، نوعی از وقوعگویی و منشعب ازآن است و به شعری اطلاق میشود که مفاد آن، اعراض از معشوق باشد و این کلمه، با حذف نون مصدری واسوختن، درست معنی ضد آن را که سوختن باشد، میدهد»(شمیسا،155:1362).

مطلب مشابه :  موقعیت جغرافیایی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید