سیمبا: یک توله شیر کوچک و تنها پسر موفاسا پادشاه سرزمین افتخار و حکمران صخره افتخار است. مادر او ملکه سرابى است و عموى او «اسکار» است که سعى مى کند اعتماد سیمبا را به خود جلب کند و از او به نفع خود استفاده کند. وقتى پدرش مى میرد. او اعتماد به نفس خود را از دست مى دهد. « رفیکى » به او تصویرش را در یک دریاچه نشان مى دهد و شیر جوان در می یابد شجاعت و درایت پدرش بخشى از وجود اوست. سیمبا نشان امپراطوری جدید و نسل جدید ابرقدرت است که باید پس از بحران های مختلف از جمله نابود شدن قدرت استعماری سنتی، این بار در قالبی تازه خود را بازپیدا کند تا دوباره امپراطوری زمین را در دست گیرد و نظام تک قطبی ایجاد کند.

نالا: به معنای هدیه است. نالا هم به شلوغی و شیطانی سیمبا است و همواره با اوست. او در واقع معشوقه سیمبا نیز هست و پیشنهاد اسکار برای ملکه شدن را رد می کند. نسلی فداکار از جامعه آمریکا که برای دفاع از امپراطوری تلاش می کنند و حاضرند موقعیت های خوب زندگی را در این راه فدا کنند.

موفاسا: نام یک فرمانروای مقتدر است. سلطانی که در عین داشتن قلب رئوف در ظاهر خشونت نیز نشان می دهد که در واقع به خاطر تربیت کردن سیمبا است. به عنوان یک رهبر، موفاسا درک عمیقی از قدرت و آنچه که موجب تعادل و سلامت سرزمین افتخار است، دارد. وظایف او به عنوان پادشاه صخره افتخار شامل مدیریت شکار کردن گله اش و بقیه موجودات است و حل اختلاف موجود درباره سرزمین های دارای آب و غذا است تا مطمئن باشد که منابع زمین به هدر نمی رود. او با موهای بور و چهره سفید بی شباهت به کابوی های با وجدان و شجاع آمریکا در مبارزه با سرخپوست ها نیست. چهره ای کاملاً اروپایی دارد و البته حکایت از دوران اقتدار اروپا بر سراسر جهان.

اسکار: به معنای جای زخم است. به عنوان برادر موفاسا، نفر دوم در مقام پادشاهی را تا قبل از به دنیا آمدن سیمبا داشت. چهره او نیز کاملاً شرقی و همانند اعراب است. موها و ابروهای سیاه و اندامی لاغر و ترسی ذاتی و حیله گری در او وجود دارد که موجب می شود به طور فیزیکی بدجنسی کاملاً در او ترکیب شد و هارومونی یک شرقی را ایجاد کند. رنگ سیاه و بدون قهوه ای تیره او به خوبی می تواند گویای شرارت باشد. در صحنه قتل موفاسا، مخاطب به خوبی نسبت به او احساس تنفر پیدا می کند. صحنه قتل برای کسانی که فیلم JFK را دیده اند، به خوبی تداعی کننده قتل جان اف کندی رئیس جمهور سابق آمریکا می باشد. جای زخم روی صورت اسکار دقیقاً همان جایی است که در صورت «آل پاچینو» در فیلم «صورت زخمی» قرار دارد.

پومبا: نماد موجودی تنبل و بی توجه است. یک گراز آفریقایى که اندکى دست و پا چلفتى است اما قدرت همدلى و درک او کندى تفکر او را می پوشاند. او احساساتى و رقیق القلب است و آماده است به هر کسى حتى گوشتخوارى مثل سیمبا اعتماد کند. وقتى سیمبا به سوى سرنوشت خود مى رود این گراز اولین کسى است که او را همراهى مى کند. به نظر می رسد علائم رفتاریی و شکل ظاهری او نماینده سیاهان آمریکا باشد. زیرا در جنگ جهانی دوم سهم بسزایی در ارتش آمریکا داشتند. علی رغم اینکه هرگز به مقامات بالای سیاسی نرسیدند، اما دلخوشی آنان مفید بودن و استفاده شدن در پست های پایینتر بود.

رفیکی: « رفیکى بابون» پیر عاقلى مثل مردان جادوگر قبیله ها یا شَجَن هاى قدیمى است. او مسیر خودش را طى مى کند، آهنگ خودش را مى خواند و هر کارى را که انجام مى دهد آگاهى دارد. بعد از معرفى سیمباى نوزاد، رفیکى راه مرموزخود را پیش مى گیرد و دوباره وقتى بر مى گردد که سیمبا را به راه صحیح هدایت کند. هیچ کس نمى داند که این رفیکى پیر از کجا آمده است اما نقش او تقریباً به عنوان معلم و راهنماى روحى موفاسا است. او زندگى سیمباى جوان و مراحل رشد او را با هنر اسرارآمیز خود و علاماتى که به زبان نقاشى بر روى تنه درخت رسم مى کند نشان مى دهد.

در پس زمینه تصویر فوق از میمون،‌ نماد چشم لوسیفر یا چشم جهان بین نیز مشاهده می شود که یکی از علائم مرتبط با فراماسونری است.
سکس و خشونت در شیرشاه:
شیرشاه به لحاظ محتوای پیام مخفی دارای حجم زیادی از نشانه های متنی است که در آن به ارائه کلمه «S E X» می پردازد و در این انیمیشن بیانگر مغرضانه بودن و اصرار بر ایجاد مفهوم عمل جنسی در ذهن مخاطبان، بویژه کودکان است. از جمله بارزترین و واضح ترین صحنه ها، مربوط به خوابیدن سیمبا بر روی صخره است که در آسمان ستاره ها نقش کلمه SEX را به وضوح حک کرده اند که تصاویر آن پیش تر ارائه گردید.
همچنین مشابه این نقش را بر روی علفزار، آب، صخره و خطوط پیشانی سیمبا در زمان کودکی اش نیز شاهدیم. درج کلمه SEX بر روی علفزار می تواند گویای تصویرسازی بهتر به لحاظ بصری برای مخاطب باشد و ایجاد جذابیت کند.

در صحنه ای از فیلم اسکار دست چپش را بالا می آورد و با پنجه اش علامت شیطان پرستی را نشان می دهد.

نمونه مشابه این علامت در تصویر «مرلین منسون» خواننده شیطان پرست:

رمزگان ایدئولوژیک:
فیلم در یک فضای شبیه سازی انسانی توسط حیوانات انجام می شود. علاوه بر الهام گرفتن از «هملت» ویلیام شکسپیر، این داستان نکاتی از افسانه مصری- آفریقایی داستان «خانواده اُسیریان» را نیز دارد. در این افسانه، پادشاه اُسیریس به دست برادر حسودش «ست» کشته می شود و جانشین واقعی او هاروس در بچگی به تبعید فرستاده می شود. روح شاه مقتول به دیدار پسرش می آید و او را راهنمایی می کند و پسرش برای گرفتن انتقام پدر برمی گردد.
آثار والت دیزنی پس از جنگ جهانی در قالب انیمیشن هایی همچون دامبو، سفید برفی و هفت کوتوله تا حدودی دنیای تیره و تار متاثیر از جنگ جهانی را به تصویر کشیده بود. اما در سال های بعد دیزنی به آثار معصومانه و مختص کودکان روی آورد که چندان هیجان انگیز نبودند. دهه 90 دوباره چرخه نگاه به سمت بزرگسالان و ساخت فیلم های خانوادگی برگشت. شیر شاه در این دسته از انیمیشن های خانوادگی تعبیر می شود. تولد بچه شیر در سکانس افتتاحیه فیلم اعلام می شود. این سکانس با حضور انواع و اقسام حیوانات جنگلی است که سیمبا به حیوانات نشان داده می شود و آن ها به او احترام می گذارند. این سکانس شباهت های بسیاری به تظاهرات سیاسی دارد. البته جمع شدن حیوانات مختلف مانند گورخر و شیر در کنار هم، این حقیقت را به یاد می آورد که در جنگل برخی از حیوانات باید برای بقا حیوانات دیگر را بخورند. با این حال سازندگان شیرشاه با ظرافتی خاص تعادل مناسب میان فانتزی و واقعیت برقرار می کنند.

                                                    .