شکل13.مدل پارادایمی و جمع بندی مقوله ها بر اساس آن 250
فصل اول: کلیات تحقیق
مقدمه
تقویت و گسترش فرایندهای جهانی طی 15 سال گذشته در اثر گسترش فناوری های اطلاعات و ارتباطات به طور عام و از طریق شبکه تارگستر جهانی به طور خاص طیف وسیعی از تغییرات ساختاری را متوجه جامعه بشری نموده است.
از این رهگذر فرصت های متعدد و متنوعی در حوزه های مختلف اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی به دست داده است که رشد 442 درصدی کاربران اینترنت حکایت از نسبت تنوع این محیط اجتماعی به دنیای واقعی دارد. به طوری که مطابق آخرین برآوردهای کاربری اینترنت در جهان در سال 2012 از 6 میلیارد و 800 میلیون نفر جمعیت جهان 7/28% از جمعیت جهان یعنی بیش از یک میلیارد و 966 میلیون نفر معادل 9/10 % از جمعیت آفریقا(بیش از 110 میلیون نفر)، 5/21% از آسیا(بیش از 825 میلیون نفر)، 4/58% از اروپا(بیش از 475 میلیون نفر)، 8/29% از خاورمیانه(بیش از 63 میلیون نفر)، 4/77% از امریکای شمالی(بیش از 266 میلیون نفر)، 5/34% از آمریکای لاتین(بیش از 204 میلیون نفر)، 3/61% از اقیانوسیه و استرالیا(بیش از 21 میلیون نفر) به اینترنت دسترسی داشته‌اند(Internetworldstats, 2012).
در حالی‌که این رقم در سال 2000حدود 361 میلیون نفر بوده است که بیانگر بهره مندی کاربران با نرخ رشد فوق الذکر و البته با توجه به رتبه بندی شبکه ای نیلسن متاثر از پیدایی صور نوین ارتباط در بستر اجتماعات مجازیدر سال‌های اخیر است. رتبه بندی مذکور نشان می دهد در سال 2009 فعالیت در سایت های شبکه اجتماعی و وبلاگ ها معادل 17 درصد زمان اینترنتی کاربران بوده است و این رقم در سال 2008 معادل 6 درصد بوده است. در همین سال از میان کاربران اینترنتی در اروپا 42 درصد در شبکه‌های اجتماعی مجازی حضور داشته (EIAA, 2009) و در سال 2008 در سراسر جهان به حدود 580 میلیون نفر از خدمات اجتماعات مجازی استفاده نموده اند(Heidemann, 2009:1). از این منظر می توان استنباط نمود که وب 2 تاثیر چشمگیری داشته و انواع مناسبات جدید را در این بستر جهانی رقم می زند. می توان گفت کمک به اتصال راحت، سریع و دلخواه افراد به یکدیگر، استراتژی موفق فضای مجازی است که به طور ویژه در شبکه های اجتماعی مجازی از زمان ظهور در اواخر دهه 90، طی سیر تکاملی خود تا سال 2003 و از آن پس تا به امروز که فراگیری و محبوبیت جهانی یافته و توجه میلیون ها کاربر را از سراسر دنیا به خود جلب نموده اند، به طور روزافزونی تقویت شده است. تا حدی که برای کاربران رو به افزایش اینترنت، داشتن یک پروفایل در سایت یک شبکه اجتماعی، بخشی از زندگی روزمره آنها را تشکیل می‌دهد (Schaefer, 2008:1) و اتفاق آراء عمومی این است که مشارکت در بین میلیون‌ها نفر در سرتاسر جهان برقرار است (Wellman etal, 1996:12). لذا بسیاری گرایش ها و نگرش های مردم را متاثر خواهد ساخت.
شاید سال ها پیش که کستلز اظهار داشت جامعه جدید حول محور شبکه‌ها ساخته می‌شود (Castells, 1996: 695) تصور شرایط یاد شده مبهم و ثقیل می نمود اما با تحولات ارتباطی دهه اخیر، اهمیت و پیامدهای اجتماعی و اقتصادی رویکرد شبکه ای شناخته شده و بوضوح و به طور فراگیری قابل درک است.
این موارد پژوهشگران جهانی را به تدقیق در تغییرات و تأثیرات کنونی جریان های جهانی شدن و پیش بینی آتی تحولات نظام رسانه ای و ارتباطاتی جوامع واداشته است.
بنابراین درک روشن این زیست جهان نوپدید، پیگیری تحولات و تکثرات آن، کشف معناها، تاویل و تفسیرهای جدید و در نهایت بهره گیری حداکثری از این ظرفیت، دوری از تنش ها و گسست ها؛ مشارکت بی بدیل همراه با گفتگو و هم اندیشی متولیان نهادهای پژوهشی، مدنی، اجرایی و متفکران و مربیان دلسوز را می طلبد. این پژوهش می کوشد گامی کوچک در راستای تحقق این هدف باشد.
1-1.طرح مسئله و تعریف آن
تغییر و تحولات فناورانه در بستر جهانی شدن، ساختار رسانه ها و رفتار مخاطبان را متاثر ساخته و زیست بوم رسانه ای را با چالش های زیادی مواجه کرده است. یکی از تحولات، ظهور شبکه های اجتماعی در بستر اینترنت است. این گونه جوامع مجازی که به اختصار (SNSs) نمایش داده می‌شوند با کارکردهای متفاوت، سازماندهی خدمات و تلفیق ابزارهای اطلاعاتی و ارتباطی تعاملات غیرخطی را ترویج داده، کاربردها و محتوای وب را برای کاربران ساده نموده و با جذب میلیون‌ها نفر از سراسر دنیا با انگیزه‌های مختلف مفهوم جامعه مجازی را بیش از پیش متصور می‌‌‌سازند(Ibid) این شبکه ها به حفظ روابط اجتماعی موجود، پیدا‌ کردن دوستان جدید، شریک و سهیم شدن اعضا در تجربیات یکدیگر کمک می‌کنند و زمینه عضویت، فعالیت و مشارکت هدفمند کاربران را از سراسر جهان فراهم می‌آورند (Massari, 2010:1). ضمن اینکه مشارکت جوانان در آنها نیز هر روز روبه افزایش است. گفته می‌‌‌شود اینگونه شبکه های اجتماعی به یکی از رسانه‌های ارتباطی ارجح بویژه برای جوانان تبدیل شد‌ه‌اند (Pelling & White, 2009:1). چنانچه فعالیت در شبکه اجتماعی فیس بوک همچون کنشی مرسوم و معمول در ادبیات کاربران جهانی نفوذ کرده و مشارکت جوانان در این عرصه نیز هر روز روبه افزایش است تا جایی که به یکی از رسانه‌های ارتباطی ارجح بویژه برای جوانان تبدیل شد‌ه‌اند و محققان، والدین و مسولان نظام آموزشی سعی در درک آن دارند(Pelling & White, 2009:1). کاربران جوان ایرانی نیز از این بستر ارتباط جهانی به دور نمانده و در میان دیدگاه‌های متفاوت تایید کننده و نفی کننده، با استقبال کم سابقه ای، حضور در فضای شبکه‌های اجتماعی مجازی را تجربه می‌کنند. در چند سال اخیر این شبکه ها از یک سو بواسطه قابلیت ها، پتانسیل های نوآورانه و انحصاری مورد اقبال اصحاب ارتباطات و جوانان نوگرا قرار گرفته و از سوی دیگر بابت فرصت های ناشی از همان ظرفیت های بالقوه در شرایطی همچون تحولات قبل و بعد از انتخابات نهم ریاست جمهوری، تقبیح و طرد شده اند و دسترسی به برخی از آنها از خردادماه 1388 به لحاظ قانونی ممنوع شده است. درواقع اتفاقی که به لحاظ ارتباطی شاهد آن هستیم این است که در جامعه ایران برخی نسبت به فهم و همراهی با تغییرات و تحولات اجتماعی بی توجهند و عده ای گوی سبقت را از جهانیان ربوده اند و زندگی سیالی خود را دارند. واضح است در شرایط فناورانه کنونی ممنوعیت دسترسی هم حتی اگر نگوییم به معنای دسترسی بیشتر است لزوما به معنای عدم دسترسی نیست. لذا تعارضات بین دو طیف در قالب پرخاشگری ها، اعتراض ها و برخوردها و اعمال محدودیت ها قدعلم می کنند.
اما به هر ترتیب ورود به فضای مجازی شبکه ای، زندگی دومی است که آغاز شده و نمی توان آن را نادیده گرفت چنانکه گمانه زنی ها و آمارهای پراکنده داخلی و خارجی حاکی از آن است که علی رغم ممنوعیت دسترسی، تعداد قابل توجهی از کاربران ایرانی عضو شبکه های فیلتر شده می باشند. سایت خبری “فاوا نیوز” تعداد کاربران ایرانی شبکه اجتماعی فیس بوک را در داخل کشور ۶ تا ۱۲میلیون نفر و تعدا کاربران توییتر را 4 میلیون نفر، مدیر سرویس دهنده وبلاگ “پرشین بلاگ” ۹میلیون نفر و رئیس فناوری و اطلاعات سازمان بسیج دانش‌آموزی و فرهنگیان کشور نیز تعداد کاربران ایرانی فیس بوک را ۱۷میلیون نفر برآورد نموده است(سایت خبری فاوا نیوز، 13/7/1390) و همچنان نظرات و دیدگاه های موافق و مخالف در خصوص چیستی این شبکه ها، کاربرد آنها و چرایی گرایش کاربران ایرانی به عضویت در این شبکه ها طرح می گردد و هر یک نقش ها و قابلیت هایی را برای این فضا و کاربران آن متصور می شوند.
از پیشنهاد تنظیم قرار فیس بوکی برای سر زدن به ناشران و کتابفروشی ها ضمن برنامه «شب های روشن» ویژه کتابخوانی در تلویزیون ملی تا تشکیل کمپین ها و اعتراض های مختلف فیس بوکی ایرانیان در پشتیبانی از اتباع ایران در مالزی، حمایت از نام خلیج فارس در برابر نام خلیج عربی(سایت الف، 16/9/1390)، تشکر و قدردانی از خلبان شهبازی(عصر ایران، 7/8/1390) و موارد دیگر تا صحبت فرمانده نیروی انتظامی مبنی بر نقش فیس‌بوک و توییتر در براندازی دولت های منطقه، سازماندهی ناراضیان پراکنده، مجرمان و سرویس‌های خارجی(سایت فردا 2/9/1390) همچنین نشست تخصصی طلاب و فضلای جامعه‌العلوم در خصوص آسیب شناسی خانواده که در آن فیس بوک یکی از عوامل افزایش طلاق در کشور معرفی می شود(سایت الف، 13/9/1390) ودیگر موارد جرم انگاری این فضا موید آن هستند که از کارکردهای این فضا شناخت جامعی به عمل نیامده است و افراد مختلف از ظن خود برای وب سایت های اجتماعی کارکردهای متعدد و بسیار متفاوتی قائل شده اند.
ضمن اینکه به نظر می‌رسد فضای شبکه‌های اجتماعی مجازی و چگونگی کنشگری کاربران ایرانی در آنها متاثر از فراهم نبودن برخی زیرساخت‌های تکنولوژیکی جهت نمود کارکردهای آموزشی، اقتصادی و تجاری، خدمات عمومی، فرهنگی، اجتماعی شبکه‌های اجتماعی مجازی بیشتر با نگاه سیاسی و به عنوان معضل و مسئله امنیتی، اجتماعی در جامعه دیده، درک و معرفی شد‌ه‌اند. از اینرو قرائت مخالفان از فضای شبکه‌های مجازی و الگوهای مصرف کاربران آنها بیشتر جنبه آسیب‌شناسانه یا مقاومت فرهنگی و سیاسی را در بر می‌گیرد و در مقابل، قرائت موافقان با تاکید بر پتانسیل‌های فناورانه و مخاطب محور شبکه ها در جهت ابهام‌زدایی از شبکه‌های مذکور صورت می‌پذیرد.
بنابراین شناخت شبکه های اجتماعی مجازی، محیط، مختصات، ظرفیت ها، پتانسیل ها و کاربردشان و دلایل گرایش کاربران جوان تهرانی به عضویت، تعامل، و مشارکت در آنها بویژه از روایت خود جوانان می‌تواند هر یک از قرائت‌های موافق یا مخالف فوق الذکر را تقویت یا تحدید و به اتمام مناقشه بر سر جرم بودن یا نبودن فعالیت در برخی شبکه ها مانند فیس بوک و توییتر کمک کند.
در نهایت مسئله تحقیق حاضر این است که دلایل و انگیزه های کنشگران جوان برای فعالیت شبکه ای چیست؟ آیا کاربرد اصلی این شبکه ها سیاسی است و اکثر کاربران به انگیزه سیاسی به حضور در شبکه ها روی می آورند؟ عضویت و فعالیت در کدامیک از شبکه ها رضایتمندی و خشنودی کاربران جوان را تامین می نماید؟ بدین منظور تحقیق حاضر می کوشد تفاوت در انگیزه های فعالیت و رفتار کاربران را بر اساس ویژگی های فردی، منابع فراغتی، میزان مشارکت سیاسی، میزان دسترسی به سایر رسانه ها، درجه جهان وطنی و مذهبی بودن تبیین نماید و نشان دهد تفاوت در رفتار کاربران را تا چه میزان می توان بر اساس عوامل یاد شده در فضای شبکه ای توضیح داد.
1-2. ضرورت و اهمیت تحقیق
1-2-1. جنبه نظری
جامعه امروز شاهد بسیاری تحولات ناشی از جهانی شدن در عرصه های مختلف است و طی چند دهه گذشته پیرو بحث تغییر ذائقه، جایگاه مخاطبان و نسبت آن با کارکردهای رسانه های نوین، زمینه های بازتعریف و مفهوم سازی مجدد از آنها فراهم آمده است. بدین معنی که همزمان با تنوع و تکثر رسانه ها و افزایش دسترسی مخاطبان به رسانه های مختلف، ویژگی ها و توانمندی های مخاطبان هم در حال تغییر است و فهم این تغییرات به لحاظ ارتباطی ضرورت دارد.
از بعد نظری، بحث استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی بر حوزه مطالعات انسان- کامپیوترو ارتباطات کامپیوتر محور متمرکز است و بیان می‌دارد که ارتباطات کامپیوتر محور، حوزه‌ها و موانع قدیمی بین ارتباطات بین فردی و جمعی را از بین می‌برد و فرصت‌های جدیدی را برای مسیر ارتباط افراد با یکدیگر فراهم می‌کند (Parks&Floyd, 1996:12). از اینرو پاپاچاریسی و روبین پیشنهاد می‌دهند که با استفاده همه جانبه و گسترده از ارتباطات کامپیوتر محور، نیازمند درک بهتری از گرایش‌های فردی و جمعی به ارتباطات وابسته به کامپیوتر و خروجی رفتارهای مرتبط و وابسته به آن هستیم (Papacharissi & Rubin, 2000:1).
در این خصوص محققان ضمن پژوهش های مکرر دریافته اند که رویکرد استفاده و رضامندی بواسطه مخاطب محوری به طور کامل فراخور تشریح انتخاب رسانه ای افراد، مطالعه کاربردها و ظرفیت های رسانه های محبوب و جدید، رضایت های جستجو شده از مصرف رسانه ها نظیر اینترنت است.

                                                    .