رشته حقوق

شبکه های اجتماعی مجازی

دانلود پایان نامه

در راه نیل به اهداف این تحقیق مفهوم پردازی بلاملر و تبیین وی از رابطه بین شرایط زندگی افراد و لذت جویی رسانه ای راهگشا است. از دید وی انگیزه‌های اجتماعی در خلاء بوجود نیامده، به نوعی بازتاب نیازهای افراد مورد مطالعه هستند و به بروز کنش می انجامند بنابراین محتوای رسانه ای پاسخی به نیازهای مخاطبان تلقی می شود.
بنابراین متغیرهای زمینه‌ای همچون پایگاه اقتصادی -اجتماعی، سن، جنس، طبقه اجتماعی از یکسو و شرایط محیطی – اجتماعی به عبارتی عوامل تسهیل کننده و نیز عوامل جبران کننده از سوی دیگر به درستی رابطه بین زندگی فرد و لذت جویی وی از رهگذر مصرف رسانه ای را تبیین می نمایند و بر شکل‌گیری رفتار افراد در مواجهه با رسانه تاثیر می گذارند. مدل بلاملر بیانگر آن است که زمینه های اجتماعی نیازها ایجاب می کند افراد در پی جبران محدودیت ها و ناکامی های حیات اجتماعی شان یا برای تکمیل و تسهیل تجربه و تعاملات اجتماعی شان به استفاده از رسانه روی آورند.
بنابراین با برگزیدن این رویکرد و اتکا به داده های خود گزارشی مخاطبان از تجربه مشارکت‌شان در شبکه‌های اجتماعی مجازی می‌توان رابطه بین وضعیت زندگی واقعی موجود و شرایط زندگی مطلوب شبکه‌ای مجازی را بررسی نمود و ضمن بکارگیری روش پویای مصاحبه گروهی جهت شناسایی و طبقه بندی انگیزه ها و اهداف کاربران و تحلیل سوالات پرسشنامه مشخص نمود تا چه میزان مصرف شبکه‌ای جوانان تهرانی به منظور جبران یا تسهیل محدودیت‌های شناختی، عاطفی، اجتماعی و سیاسی فضای واقعی است. همچنین نگاه بلاملر (1979) به نحوه مواجهه افراد با رسانه جدید در بستر زیست بوم رسانه ای از دو منظر جایگزین و مکمل در مورد رسانه های نوین که کارکردهای رسانه های پیشین را علاوه بر ویژگی های تعاملی، ارتباط نامحدود، جمع زدایی و ناهمزمانی پوشش می دهند، به جد کمک کننده است. بکارگیری این دو فرضیه می تواند مشخص کند که معماری رسانه های جهانی در قالب شبکه ها که گستره حیات اجتماعی مخاطبان را مبسوط و تجربه‌های متفاوتی برای آنان به ارمغان آورده است بواقع تا چه حد دسترسی آنان به سایر رسانه ها را تحت الشعاع قرار داده است.
2-6-2. مخاطب در عصر جهانی شدن
مخاطب بخشی اساسی از فرایندهای مربوط به ارتباطات جمعی است و از بدو پژوهش در ارتباطات یکی از موضوعات اصلی مورد توجه بوده و حضور این مفهوم در قالب واژگانی چون خوانندگان، بینندگان و شنوندگان با تبیین توانایی هایی نظیر خواندن، تماشا کردن و شنیدن در نیمه دوم قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم تا دورانی که فرایند خطی ارتباطات بواسطه فرایندهای تعاملی و انتقالی مبتنی بر تعدد و تکثر رسانه ها و خروجی هایشان جایگزین شده و مخاطبان به عنوان مشارکت کنندگان فعال و گزینشگرانی هدفمند با طبیعت چندگانه تعریف می شوند به چشم می خورد.
مک کوایل فرایند تغییر مخاطبان از چاپ تا توسعه رسانه های دیداری و شنیداری را متاثر از سه تحول دانسته و چنین تشریح می کند که پیدایش عامه خوانندگان، همه جایی شدن مخاطب و رهایی آنان از قید زمان در پی اختراع چاپ روی داد و تجاری شدن روزافزون بیشتر اشکال ارتباط جمعی رسانه ها را ترغیب نمود تا مخاطبان خود را مطابق مطابق طرح ها و منافع خود برگزینند و بسازند وی پیدایش رسانه های الکترونیک را تحول سومی می داند که به همه جایی شدن مخاطبان و تجزیه اجتماعی و دورتر شدن هر چه بیشتر آنها از یکدیگر و از فرستندگان پیام و درواقع استقلال و تنوع بیشتر مخاطب منجر شد (مک کوایل، 1385: 309-308).
پیرو تحولات اخیر به زعم مک کوایل مفهوم سنتی مخاطب توده از بین می رود و جای آن را مجموعه های بیشماری از مصرف کنندگان انواع نامحدود خدمات اطلاعاتی می گیرد. در این فضا مفهوم رسانه جمعی نیز دیگر کارایی سابق را ندارد چراکه مخاطبان، اکنون می توانند وسیع تر و جمعی تر از هر زمان دیگر باشند و کسی مجبور به پذیرش یک بسته اطلاعاتی مشابه در یک زمان مشترک با دیگران نیست (مک کوایل، 1385: 17-10)
بنابراین امروزه مخاطب بودن تجربه‌ای بسیار فعال‌تر و تعاملی‌تر از عصر بخش رادیو تلویزیون است. عصر اطلاعات تغییرات اساسی در شیوه‌ها و راهبردهایی که مردم به رسانه‌ها نزدیک می‌شوند و درگیر شدن آنها با محتوای رسانه‌ای بوجود آورده است. همچنانکه که افراد تجربه بیشتری از رسانه‌های تعاملی کسب می‌کنند به ارتباطات مشارکتی روی آورده و از فضای تعاملی آن لذت می‌برند، نارضایتی از تحمیل الگوی یکپارچه پخش گسترده رسانه‌های جریان اصلی افزایش می‌یابد. لذا می توان باور کرد که رسانه‌های تعاملی الگوهای آشنای برنامه‌های رسانه‌های پخش جمعی را منسوخ خواهد کرد (Ross et al. , 2008:161).
این دگرگونی های نوظهور در ماهیت و مفهوم مخاطب طی دهه‌های اخیر را سیتر نتیجه تغییرات تکنولوژی ارتباطی و دگرگونی در جامعه ‌دانسته و آن را سبب جابجایی جایگاه تمرکز از فرستندگان به دریافت‌کنندگان ‌معرفی می کند. از نظر وی مخاطبان در دوره فناوری رسانه‌ای به صورت مصرف‌کنندگانی توده‌وار در قالب یک بازار و منفعل تعریف نمی‌شوند که انتشار اطلاعات یک‌سویه و از مرکز به پیرامون صورت پذیرد. اکنون مبادله اطلاعات بین فرستندگان و گیرندگان، بدون نیاز به یک مرکز و از طریق شبکه‌های بی نهایت قابل گسترش برای پوشش همه افراد امکان پذیر شده‌است. فناوری‌های الکترونیکی با انتشار در سطح گسترده‌، هزینه اندک و با ترکیبی از نرم‌افزارها و اطلاعات، امکان ایجاد فضای مجازی و برقراری ارتباط را برای عده بی‌شماری فراهم‌ می‌آورند. این فضای جدید امکان مشاوره، پاسخ‌گویی و هم‌صحبتی با دیگران را در ابعاد وسیع را در اختیار مخاطبانِ جستجوگر قرار می دهد ظرفیت های اشاره شده بالاخص بعد فراگیری اینترنت توانسته‌است موقعیت انفعالی مخاطب را منسوخ و مخاطب فعال را جانشین آن سازد و الگوی مشارکتی و تولید‌گری را ایجاد نماید. (Seiter, 1999: 118- 119).
مک کوئیل در تشریح پیشرفت‌های حاصل از رسانه‌های جدید و آینده مخاطب رسانه ای چهار تغییر عمده شامل فراهم شدن امکانات جدید برای پخش برنامه‌های تلویزیونی و رادیویی از طریق ماهواره و کابل، گسترش سریع شیوه‌های جدید ضبط، نگهداری و بازیابی صدا و تصویر، فراملی شدن بیشتر جریان برنامه‌های تلویزیونی و در نهایت امکان فزاینده استفاده دوسویه از بسیاری رسانه‌ها ناشی از بکار‌گیری سیستم‌های رایانه ای درون آنها را برمی شمرد و نتیجه می گیرد که چنین روندی می تواند فردی شدن استفاده از رسانه و پراکندگی مخاطبان جمعی را افزایش دهد (مک کوایل،1380: 16-15).
در این راستا محسنیان راد معتقد است تحولات آینده جهانی شدن و تکثر رسانه‌ای سبب جابجایی ارتباط جمعی با ارتباط‌گران متعدد و ارتباط‌گیران متعدد می شود به نحوی که گیرندگان پیام از حالت توده کاملاً خارج و از هر نوع یکپارچگی دیگر نیز دور شده و با حفظ فردیت، هر لحظه دارای مجموعه‌ای از خصلت‌های مشترک با برخی از اقلیت‌ها و یا اکثریت‌های مختلف باشند که در آن لحظه خود را در معرض فرستنده‌ای خاص قرار داده‌اند. وی در سطح اینترنت سایت‌ها، چت‌روم‌ها و وبلاگ‌ها را نمونه‌های اولیه این جابجایی می‌داند و معتقد است تبدیل رسانه‌های انبوه، به ارتباط‌گران و ارتباط‌گیران متعدد مشابه نظامی خواهد بود که در سپهر بازارهای سنتی مشرق زمین وجود داشت، سپهری که آن را «بازار جهانی پیام» می نامد. (محسنیان راد، 1383)
راس و نایتینگل نیز با اشاره به گسترش فناوری ها برای بازتولید و توزیع ساختارهای رسانه ای در قرن بیست و یکم، ظهور فناوری های دیجیتال متعامل را گسست آخرین وابستگی ها به پخش وسیع همزمان دانسته و معتقدند شبکه مجازی و منطق پایگاه داده ها قادر به حفظ تعامل فردی در مقیاس جهانی خواهد بود (Nightingale & Ross, 2003:1). این دو محقق طرح بحث مخاطب رسانه های شبکه ای و متعامل را متاثر از اینترنت دانسته و ضمن تاکید بر توانمندی کاربران رسانه ها در ایجاد محتوای رسانه ای و خروج آنها از وضعیت مصرف کننده صرف در محیط وب بیان می دارند که اکنون ماهیت مخاطب با نسل های قبلی آن کاملا متفاوت است (Ross & Nightingale, 2008: 163).
اما تاریخ فناوری های رسانه ای در خصوص تعریف مخاطبان عوامل تغییر در شرایط اجتماعی و بین المللی ساختار فناوری رسانه ای را مد نظر قرار داده است. در توصیف نیروهای اجتماعی و اقتصادی تشدید کننده تاثیر فناوری ها در کنار عواملی چون رشد سریع اقتصادی، قابلیت تولید زیاد و گسترش جوامع مصرفی جدید (بویژه در خاور دور)، مک کوایل از جهانی شدن نام می برد و آن را ناشی از ارتباطات فراجهانی آنی و تقلیل موانع سیاسی و تجاری می داند. از نظر او نزدیک شدن شرق و غرب، آشنایی آنها با یکدیگر و مشارکت بیشتر اشکال و اعمال فرهنگی که به مشارکت در تجربیات می انجامد اساسا به دلیل انگیزه ها و ضرورت های اقتصادی است. وی با اشاره به عوامل بازار رسانه ای در تغییر مخاطبان مهم ترین تغییر را تقویت و گسترده شدن معنای واژه مخاطب به عنوان یک بازار بویژه به عنوان بازاری برای سخت افزارهای جدید خانگی فرض می کند. در این شرایط، علاوه بر دریافت کنندگان پیام های رسانه ای، خریداران و استفاده کنندگان جهانی فناوری های رسانه ای نیز به جمع مخاطبان افزوده می شوند و مخاطبی که ثابت و محدود به مرزهای ملی بود اکنون بر اساس عواملی فراتر از الگوهای ملت، منطقه و شهر شکل می گیرد و بیشتر با سلایق و شیوه های سبک زندگی مرتبط می شود (مک کوایل، 1380: 195-191).
مفهوم مخاطب فعال با تحقیقات در رسانه های جدید اعتبار بیشتری کسب می کند و با وجود بلاگر‌های جوان، تولیدکنندگان بازیهای ویدئویی یا میلیون‌ها فردی که صفحات خود را در شبکه‌های اجتماعی چون مای اسپیس و فیس بوک ایجاد کرده‌اند، دیگر نمی‌توان گفت که آنها مصرف‌کنندگان منفعل رسانه هستند. آنها راههایی برای مشارکت در تولید فرهنگ جستجو و خلق می‌کنند. (Rheingold, 2008: 97)
در کنار تحولات فوق الذکر، نفس مواجهه مخاطبان با محتوای رسانه های جهانی، عدم تمایز فرستنده و گیرنده در بستر فناوری های رسانه ای جدید و نیز تعامل با مخاطبان فراملی واژه مخاطب به معنای قدیمی آن را به نظر مهجور می نماید و سخن از پایان مخاطب و نظریه‌های جدیدی می رود که حاوی تغییر در نحوه مفهوم‌سازی از مقوله مخاطب‌اند. لذا نقش متعارف مخاطبان نیز دیگر نیاز ندارد تا نقش شنونده، مصرف‌کننده، گیرنده، یا هدف منفعل باشد، بلکه مخاطب امروزین می‌تواند هریک از این نقش‌ها را به‌عهده بگیرد: جستجو‌گر، مشورت‌خواه، پرسه‌زن، پاسخگو، هم‌صحبت یا حراف. بدون تردید تغییر این‌چنین، آن هم پس از یک قرن رشد مخاطبان توده‌وار را می‌توان انقلاب نامید. (مک کوئیل ،1380: 190)
وی همچنین معتقد است در کنار تحولات فوق الذکر، گرایش محتوا به پشت سر گذاشتن مرزهای ملی و ملیت زدایی در دریافت و محتوای رسانه از همگونی اجتماعی و فرهنگی مخاطبان می کاهد و مفهوم ارتباط جمعی به مثابه بازاریابی جهانی را بسط می دهد.
از اینرو وی پیش بینی می کند علی رغم امکان تمایز و تنوع رسانه های محلی و تخصصی در پرتو گسترش رسانه های الکترونیک ‌احتمالا بازنده واقعی این تحولات رسانه هایی هستند که در سطح دولت ها فعالیت می کنند زیرا در بسیاری نقاط جهان اقتدار و اهمیت این دولت ها در حال کاهش است (همان،1385: 320-319).
در مجموع رویکرد استفاده و رضامندی و جهان وطنی چارچوب مناسبی برای شناخت کاربردهای شبکه های اجتماعی مجازی و کاربران آنها در ایران، فراهم می آورد. تلاش خواهد شد به منظور تبیین رفتار کاربران در فضای شبکه های اجتماعی مجازی، عناصر نظری به گونه ای معقول و معنادار با یکدیگر پیوند داده شوند . نحوه ارتباطِ میان عناصر نظری تحقیق در نمودار 1-1 نشان داده شده است. برای تکمیل این تحلیل باید دو نکته مهم لحاظ شود. از یکسو این فضا متاثر از فضای واقعی اجتماعی، بازنمای علایق، ارزش‌ها و پروژه‌های کنشگرانی هستند که ساختار را ایجاد می‌کنند و خود مقید بر آن می‌شوند. از سوی دیگر به جهت نوپا بودن و مشکلات دسترسی به آن احتمالا کاربران آن محدودتر و موقعیت های مواجهه با آن متفاوت از سایر رسانه ها است. در عین حال در ادامه خواهیم دید که یافته های مصاحبه می تواند دستمایه سنخ شناسی، مقوله سازی، گویه سازی و مفهوم پردازی پژوهش بزرگ مقیاس تری چون پیمایش باشد. از همین رو کاربرد توأمان روش کیفی و کمی می تواند داده های کارآمدی را در خصوص این اهداف در کنار چگونگی ارتباط مفاهیم و متغیرهایی چون انگیزه های فعالیت در شبکه های اجتماعی مجازی، تمایلات جهان وطنانه، مصرف رسانه ای، مشارکت سیاسی، دینداری و فراغت که در مطالعات، مشاهدات و مصاحبه ها ارتباط آن با خرسندی از عضویت و فعالیت در شبکه های اجتماعی نشان داده شده، در اختیارمان قرار دهد.
در نهایت بر اساس مفاهیم نظری و رویکردهای مورد بحث در این فصل فرضیات مورد توجه پژوهش حاضر به شرح زیر است. لازم به ذکر است که پرداختن به فرضیات در بخش های پژوهش کیفی و پژوهش کمی در فصل های چهارم و پنجم دنبال خواهد شد. هر بخش به ترتیب داده هایی سودمند برای روندهای آتی پژوهش در بخش های پسین ارائه خواهد کرد.
متغیرهای وابسته
متغیرهای مستقل
انگیزه های عضویت
و
فعالیت
در
شبکه های اجتماعی مجازی

مطلب مشابه :  سازمان همکاری شانگهای

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید