رشته حقوق

شبکه های اجتماعی مجازی

دانلود پایان نامه

2-3-2. جامعه شبکه ای؛ جامعه ای جهانی و بازتعریف ساختار اجتماعی
پیشرفته‌ترین مرحله جهانی شدن را «مانوئل کستلز» استاد اسپانیایی تبار دانشگاه برکلی، شکل‌گیری و پیدایش «جامعه شبکه‌محور» می نامد. وی کستلز در آثار سه‌گانه خود، ظهور جامعه شبکه‌ای، قدرت، هویت و پایان هزاره، جامع ترین تحلیل ها را در مورد مسائل جهانی و آینده تحولات جهان شمول اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ارائه نموده است. از دید او شبکه‌های دیجیتال از این جهت که هیچ محدودیتی از حیث ظرفیت پیکربندی مجدد خود ندارند جهانی‌اند. بنابراین یک ساختار اجتماعی که زیرساخت آن مبتنی ‌بر شبکه‌های دیجیتال است طبق تعریف جهانی تلقی شده و جامعه شبکه‌ای نیز جامعه‌ای جهانی است.
کستلز تصریح می کند این بدان معنی نیست که افراد در هر کجای جهان در این شبکه‌ها مشارکت دارند. درواقع اکثر آنها نقشی در این گستره نخواهند داشت. اما همه تحت تأثیر فرایندهایی هستند که در شبکه‌های جهانی این ساختار اجتماعی مسلط حاکم می‌باشند. درواقع فعالیت‌هایی محوری که حیات انسانی را در هر نقطه از جهان شکل می‌دهند و کنترل می‌کنند، در این شبکه‌های جهانی سازماندهی می‌شوند مثلاً بازارهای مالی، تولید فراملیتی، مدیریت، توزیع کالاها و خدمات، نیروی کار بسیار ماهر، علم و فناوری، رسانه‌های ارتباطاتی، فرهنگ، هنر، ورزش، نهادهای بین‌المللی که اقتصاد جهانی و روابط میان دولت‌ها را مدیریت می‌کنند، مذهب، اقتصاد و سازمان‌های مردم نهاد فراملیتی که بر حقوق و ارزش‌های یک جامعه مدنی جدید و جهانی تأکید می‌کنند همه جلوه‌هایی از این تغییر بزرگ هستند(Castells, 2004: 1).
در این رابطه ژان ون دایک نیز معتقد است در جامعه شبکه ای، شبکه های اجتماعی – رسانه ای در حال شکل دادن به شیوه سازماندهی اصلی و ساختارهای مهم جامعه مدرن هستند؛ این سامان دهی روابط به گونه فزاینده ای در شبکه هایی رسانه ای صورت می گیرد که به تدریج جایگزین شبکه های اجتماعی ارتباطات رودررو شده یا آنها را تکمیل می کنند(ون دایک، 1384: 24). این ساختار جدید اجتماعی نیز مانند هر ساختار جدید اجتماعی دیگر از یک سو دارای خاستگاه مختص به خود و وابسته به بافت‌های فضایی ـ زمانی خاص خود بوده و از سوی دیگر بین فرایند تاریخی ایجاد آن و خصوصیاتش رابطه‌ وجود دارد که در بخش دیدگاه های جهانی شدن و نیز مرور تاریخی این پژوهش به آنها پرداخته شد.
کستلز همچنین از عمل جامعه شبکه‌ای برمبنای یک منطق دوگانه شمول/عدم شمول سخن می‌گوید که محدوده‌های آن در طی زمان هم به واسطه تغییر برنامه‌های شبکه و هم به خاطر شرایط عملکرد این برنامه‌ها دستخوش تغییر می‌شوند و این مساله را نیز به قابلیت کنشگران اجتماعی در بافت‌های مختلف برای عمل طبق برنامه‌ها و تغییر آنها منطبق ‌بر منافع خودشان وابسته می داند.
برجا نیز همگام با کستلز بر این باور است که نقاط مشترک جامعه از شبکه های الکترونیک ساخته می شوند و ابزار آنها رسانه هایی هستند که میراث عصر رسانه های توده ای اند اما بواسطه دیجیتالی شدن عمیقا تغییر کرده یا تحت تاثیر سیستم های جدید ارتباطی ای که حول اینترنت ایجاد شده اند قرار گرفته اند. نه بدین معنی که شهر ها از بین رفته اند یا تعامل چهره به چهره مربوط به گذشته است بلکه از با مشاهده گرایش های متضاد مبنی بر اینکه هرچه ارتباطات بیشتری در فضای الکترونیک صورت پذیرد افراد بیشتری می توانند بر فرهنگ و تجربه خود در مناطق بومی تاکید کنند(Borja,2003 in Castells, 2006:46). از نظر او جامعه شبکه‌ای جهانی ساختاری پویا است که شدیداً متأثر از نیروهای اجتماعی و راهبردهای فرهنگی، سیاسی و اقتصادی عمل می‌کند و سلطه این جامعه بر فعالیت‌ها و افرادی است که خارج از شبکه‌ها باقی مانده‌اند.
به تحلیل وی در این معنا، رویکرد جهانی بر محلی پیش می‌گیرد مگر اینکه جنبه محلی مبدل به یک گره در شبکه‌های جهانی بدیل شود یعنی موردی که در تعبیری نادرست از آن به جنبش ضدجهانی شدن یاد می‌شود که یک جنبش جهانی برای رسیدن به عدالت اجتماعی در نگاه کنشگران آن است(Castells, 2004:34).
2-2-3-2. جهانی شدن ارتباطات و رسانه ها در جامعه شبکه‌ای
«ارتباطات یعنی به اشتراک گذاری معانی بواسطه تبادل اطلاعات». کستلز این گزاره را به عنوان مقدمه ای برای ورود به تبیین نظریه خود درباره جامعه شبکه ای بیان می کند. از دید وی فرهنگ در وهله اول حول یک سیستم متکثر از رسانه‌های جهانی از جمله اینترنت به شکل یکپارچه درمی‌آید. بدین ترتیب بیان فرهنگی همه گونه‌ها، به واسطه این ارتباط درونی و ابرمتن الکترونیک شکل می‌گیرد و توسط ابزاری چون تلویزیون، مطبوعات چاپی، فیلم‌ها، ویدیو، هنر و ارتباطات اینترنتی و در قالب سیستم معروف به چند رسانه‌ای تجسم پیدا می‌کند(Croteau and Haynes, 2000). او در کتاب «قدرت ارتباطات» در بسط دیدگاه خود معتقد است فرایند ارتباطات توسط فناوری ارتباطات، ویژگی های ارسال کننده و دریافت کننده اطلاعات، کدهای فرهنگی مرجع و پرتکل های ارتباطات و دامنه فرایند ارتباطات تعریف و تبیین می شود. از اینرو معانی در بطن روابط اجتماعی قابل درک هستند، جایی که اطلاعات و ارتباطات پردازش شده اند.
کستلز این شکل ارتباط نوین را که می تواند در سراسر جهان بواسطه تک تک افراد صورت پذیرد «ارتباط خود گزین» می نامد. این شیوه، نوعی ارتباط جمعی شخصی است. نوعی خود ارتباطی هم هست، زیرا تولید پیام توسط خود شخص صورت می گیرد. همانگونه که با ارسال یک قطعه ویدئویی بر روی یوتیوب یا پیوندهای آر. اس. اس یک وبلاگ به تعداد زیادی منابع وب یا تعداد انبوه لیست های پستی چنین اقدامی میسر می شود (Castelles, 2009:54). این سیستم چند رسانه‌ای حتی در شکل کنونی با تمرکز تجاری انحصارگونه ای که دارد، با ارائه یکطرفه پیام به مخاطب انبوه همراه نیست. از این رو تعریف دریافت کننده/دریافت کنندگان از سوی خود شخص انجام شده و بازیابی پیام های مشخص یا محتوا از وب جهانی و شبکه های الکترونیکی نیز خودگزین است. لذا کستلز اظهار می دارد که هر سه شکل ارتباطات (بین فردی، ارتباط جمعی و ارتباطات خودگزین) جایگزین یکدیگر نشده بلکه با یکدیگر همزیستی و تعامل داشته و مکمل یکدیگرند(Ibid: 55).
ولکمر نیز معتقد است رسانه‌ها در جامعه شبکه‌ای، ارائه‌گر گستره متنوعی از کانال‌های ارتباطات هستند که تعامل‌پذیری روز افزونی دارند. همچنین شکل دهنده یک دهکده جهانی یک شکل که فرهنگ با محوریت هالیوود داشته باشد نیستند. بستر فراهم است تا در برگیرنده دامنه گسترده‌ای از فرهنگ‌ها و گروه‌های اجتماعی ‌باشند و پیام‌هایی هدفمند به مخاطبین گزینش شده و یا گونه‌های خاصی از مخاطبین ارسال ‌کنند. وجه مشخصه سیستم رسانه‌ای، تمرکز تجاری جهانی، تکثر مخاطبین (از جمله تکثر فرهنگی آنان)، چند منظوره بودن فناوری و چندگانگی کانالی و استقلال رو به رشد مخاطبی است که به ابزار اینترنت مجهز است و قوانین بازی را آموخته است. او حصار کشیدن دور اطلاعات در فضای ابرمتن انعطاف‌پذیر، تعاملی و الکترونیک را دارای تأثیر تعیین کننده‌ای بر سیاست‌ها می داند و معتقد است رسانه‌ها اکنون مبدل به حوزه عمومی شده‌اند(Volkmer, 2003).
در نگاه کستلز جامعه پذیر شدن جامعه، در معنای ایجاد یک عمل فرهنگی مشترک که به افراد و گروه‌های اجتماعی اجازه می‌دهد با هم زندگی کنند، امروزه در فضای ارتباطات شبکه‌ای، دیجیتالی و تعاملی صورت می‌گیرد که حول وسایل ارتباط جمعی و اینترنت عملی می‌شود.
او همچنین رابطه بین شهروندان و سیاستمداران، انتخاب‌کنندگان و انتخاب‌شوندگان را به آنچه که در این فضای ارتباطی رسانه محور رخ می‌دهد وابسته می داند. نه بدین معنا که رسانه‌ها دیکته کننده سیاست‌ها و خط‌مشی‌ها هستند بلکه از این منظر که جنگ‌های سیاسی از هر نوع در فضای رسانه‌ها رخ می‌دهند و برنده و بازنده آنها در این فضا مشخص می‌شود. به اعتقاد وی سیاست‌های رسانه‌ای هم به مانند دیگر موارد مطرح در جامعه شبکه‌ای، بر یک مبنای دوگانه یک جور بودن یا نبودن در تلویزیون عمل می‌کنند یا در اینترنت که شکل بدیل حضور اجتماعی ـ سیاسی است این روند با استفاده از قدرت مردم عادی عملی می‌شود. لذا زبان سیاست‌ها و تاکتیک‌های رسانه‌ای نقش مهمی در شکل‌دهی اذهان عمومی و درنتیجه ظرفیت جوامع برای مدیریت خود دارد(Castells, 2004:47). او بر این باور است که کنشگران اجتماعی و شهروندان سراسر جهان از قابلیت های شبکه ارتباطی برای پیشبرد برنامه ها، دفاع از ارزش ها و علایق خود استفاده می کنند. در ادامه به نمونه هایی از کاربری شبکه های اجتماعی مجازی در پیشبرد اهداف جنبش های اجتماعی اخیر اشاره می شود.
8-2-3-2.شبکه های اجتماعی مجازی و جنبش های اجتماعی
یک نمونه استفاده پردامنه از کنشگری پردامنه در شبکه های اجتماعی مجازی مربوط به جنگ غزه است که همراه آن نبردی مجازی نیز در شبکه‌های اجتماعی فعال میان دست‌اندرکاران جنگ مجازی از سیاستمداران گرفته تا نظامیان، هکرهای کامپیوتری و مردم عادی درگرفت. شدیدترین این نبردهای الکترونیک در شبکه های یوتیوب و فیس‌بوک به جریان افتاد. بدین صورتکه ارتش اسرائیل پایگاه ویژه‌ای برای خود ایجاد نموده و در آن، تصاویر سیاه و سفید ویدئویی مبنی بر بمباران‌های سنگین ساختارهای زیربنایی حماس در معرض دید بازدید‌کنندگان قرار داد. ارتش اسرائیل- آی‌دی‌اف- در شبکه یوتیوب نیز فعال شده و در پایگاه آن پیوسته فیلم‌های انتخاباتی به روز مربوط به بمباران تاسیسات حماس توسط هواپیماهای بدون سرنشین پخش می‌شد. ضمن آنکه با حمایت دولت در راه اندازی یک گروه مخالف حماس توسط یکی از نیروهای سابق آی‌دی‌اف در فیس بوک و عضویت هزاران نفر در آن، نبردی واقعی بین حرفه‌ای‌های شبه‌رسمی و مخالفان رژیم صهیونیستی در گرفت و از این رهگذر صدها میزگرد برای اثبات اجتناب‌ناپذیر بودن حمله اسرائیل به غزه در سایت فیس‌بوک سازماندهی شد(ضیایی‌پرور،1388: 25). در این میان یکی از مقامات سفارت اسرائیل در آمریکا در سایت توئیتر با مخاطبان ارتباط برقرار کرده و با پاسخ به سوالات آنها کنسول‌گری رژیم‌صهیونیستی در نیویورک را میزبان اولین کنفرانس خبری جهان در توئیتر نمود(ضیایی‌پرور،1388: 26). در پی این تحرکات حماس نیز پایگاه های اسلامی متعددی را در اینترنت به کار گرفت. تایمز در مقاله‌ای تحت عنوان «نبرد دوم غزه در دنیای اینترنت» فعالیت های حماس را اینگونه توصیف می کند:
«حماس هم بیکار ننشسته است. نیروهای شبکه‌ای حماس فعالیت‌های آنلاین خود را بر پخش تصاویر تکان‌دهنده از شهروندان و قربانیان حملات رژیم صهیونیستی متمرکز کرده‌اند. این تصاویر که به دست فعالان رسانه‌های محلی تهیه شده است. همچنین در پایگاه‌های اسلامی متعددی در اینترنت منتشر شده و در کنار آن، عبارت مرگ بر رژیم صهیونیستی نیز نوشته شده است؛ در این جنگ مجازی، گروه‌های مجازی بسیاری با حمله بی‌سابقه به پایگاه فیس‌بوک، افکار عمومی و فعالان جهان را از هر ملیتی و در هر سنی به سوی خود جذب کرده و به آنان اطلاع می‌دهند که کودکان در نوار غزه کشته و زنان آواره می‌شوند و منازل و مساجد ویران می‌شود و بیمارستان‌ها مورد هدف قرار می‌گیرند. این گروه‌ها همچنین در فیس‌بوک به بازدیدکنندگان اعلام می‌کنند افرادی که در یاری غزه کوتاهی و تاخیر کنند دیگر هیچ عذر و بهانه‌ای ندارند. آنان از افکار عمومی و مردم می‌خواهند در برابر صفحه رایانه خود بنشینند و در جنگ اینترنتی علیه کشتارکنندگان در غزه شرکت کنند». (ضیایی‌پرور،1388: 26)
جدا از فضای شبکه های اجتماعی در خلال جنگ غزه و حملات اسرائیل به حماس، پست‌های زیادی در وبلاگ‌ها نیز در این خصوص نوشته شد و مخالفان و موافقان در خانه‌های مجازی خود به درج مقاله و اظهارنظر پیرامون این رویداد جهانی می‌پرداختند که پس از جنگ نیز تا مدتها ادامه داشت.
از دیگر شرایطی که شبکه های اجتماعی مجازی به انتشار اخبار در سطح وسیع کمک نمودند هنگامه اعتراضات مردمی کشورهای عربی است که از آن به بهار عربی نیز تعبیر شد. پیامدهای بهار عربی، خواه در سطح داخلی کشورهای منطقه و خواه در سطح بینالمللی، غیرقابل انکار است. چنانچه میتوان ادعا کرد که «تحولات کشورهای عربی در جریان بهار عربی بیشتر از تحولات این کشورها در شش دهه گذشته است»(Dadush & Dunne, 2011:131-). این جنبش ها در روزهای آخر سال 2010 در تونس با خودکشی یک میوه فروش در مقابل پلیس آغاز شد. عملی که شاید بارها در دنیا اتفاق افتاده اما تصویر این خودسوزی در اینترنت قرار داده شد و رسانه های اجتماعی اخبار و تصویر آن را در دنیا منتشر ساختند و با تحت تأثیر قرار دادن مردم زمینه های بحران برای سه دولت تونس، لیبی و مصر و بی ثباتی هایی در کشورهای بحرین، سوریه، عربستان سعودی و کویت را فراهم آوردند(Ibid) گفته می شود عوامل متعددی در خیزش میلیونی مردم مصر تأثیر داشتهاند که از جمله آنها میتوان به تأثیرگذاری تونس طبق نظریههای «موجی» دموکراسی، پیدایش فناوریهای دیجیتال، روزنامه نگاران مستقل، تحرکات کارگری سازمانیافته در سراسر مصر و حضور گروههای اپوزیسیون در این کشور اشاره کرد(Snider & Faris, 2011: 49). بویژه در مصر افراد از شبکه هایی نظیر فیس بوک و توییتر جهت انتشار تصاویر و نظرات و فیلمهای خود استفاده نموده و اخبار مربوط به تحقق خواستههای انقلابیون مصر به سرعت فراگیر می شد(Allagui, 2011: 1435). مردم مصر از این طریق شرایط سخت سیاسی، اقتصادی اجتماعی و نیز نگرانی ها و دغدغه های خود را آشکار نموده و علی رغم بسته شدن سایت ها از سوی دولت از جمله جدال شدید بین اسلامگرایان و سایر گروهها بر سر تغییرات را به گوش جهانیان می رساندند (Doran, 2011: 44). این روند حتی پس از سقوط مبارک نیز به سبب تداوم شکاف بین مردم، ارتش مصر و کمیته نظامی حاکم ادامه داشت(Ramadan, 2011: 13). علی رغم وجود مشکلات بسیار در سالهای اخیر برخی معتقدند که خیزش مصر برای روزنامه نگاران، سیاستگذاران و متفکرین کاملاً غیرمنتظره بوده است(Snider & Faris, 2011: 49).
نمونه دیگر از اعتراضات وسیع مردمی که در سطح وسیع از ظرفیت های شبکه های اجتماعی مجازی بهره گرفته است جنبش تسخیر وال استریت می باشد. تا حدی که مایکل مور از شرایطی که همگان فیلم ساز شده و موبایل در دست در حال رسوا کردن رژیم امریکا هستند با عنوان پدیدار شدن روزنامه نگاری خیابانی نام می برد. حتی زمانی که مقامات نیویورک به بهانه جلوگیری از خطر آتش سوزی، همه بخاری ها، وسایل گرم کننده و حتی مولدهای کوچک تولید برق را از چادرهای معترضان جمع آوری کردند؛ آنها در ابتکاری جدید با استفاده از نیروی محرکه دوچرخه و اتصال آن به دینام های مکانیکی، برق مورد نیاز رایانه های کوچک خود را جهت اطلاع رسانی مستقل تامین کردند. این اطلاع رسانی جهانی تا جایی ادامه یافت که مطابق خواست مقامات دولتی امریکا محدودیت هایی از سوی شبکه های فیس بوک و توییتر از جمله بسته شدن صفحه تسخیر وال استریت در توییتر و عدم ارسال پیام های حائز واژه وال استریت توسط فیس بوک برای معترضان ایجاد شد (گوهری مقدم و همکاران، 1390: 16-17).
کارکرد شبکه هایی چون توییتر و فیس بوک در جریان رویدادهای پس از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال 1388 شایان توجه است. پس از اعلام نتیجه انتخابات، معترضان در شبکه های فیس بوک اقدام به تشکیل گروه های متعدد حامی نموده و اخبار، بیانیه ها، اعلامیه ها و اطلاعات مربوط را توزیع می نمودند. در این هنگام فیس بوک به سرعت زبان فارسی را به قابلیت های خود افزود و توییتر فضایی را وجود آورده بود که افراد از مناطق مختلف جهان نیز تنظیمات منطقه جغرافیایی توییتر را بر اساس منطقه تهران تنظیم کرده بودند و با پیوستن به گروه فیس بوک میرحسین موسوی علائم سبزرنگ یا تصاویری برای نشان دادن همراهی خود با گروه های مخالف ایران ایجاد کردند(ضیائی پرور، 1388: 16). همچنانکه پژوهش موسسه تحقیقاتی هریتج امریکا در باب حوادث انتخابات ایران با عنوان «آشوب آفرینی توییتر» آغاز می شود و متذکر می شود که مردم ایران از فناوری های وب 2 حداقل در چهار زمینه خبرنگاری خیابانی، بسیج کردن ایرانی های مقیم خارج، سازمان دهی فعالان سیاسی، راه اندازی جنگ اطلاعاتی استفاده کردند(همان: 16).
3-3-2. مطالعات ارتباط جمعی
مطالعات دانشگاهی ارتباط جمعی به عنوان یک حوزه علمی ابتدا بر مشکلات کاربردی متمرکز شد که این امر تا حدی در پاسخ به دیدگاهی که ارتباط جمعی را مشکلی اجتماعی می پنداشت صورت پذیرفت و دفتر پژوهش های اجتماعی کاربردی پل لازارسفلد در دانشگاه کلمبیا با تاکید بر تاثیرات رادیو و دیگر رسانه های جمعی نتیجه مستقیم آن تمرکز بود اما ارتباط جمعی به عنوان رشته دانشگاهی با سه حوزه آموزش ارتباط جمعی، پژوهشهای تجربی فرایندها و اثرات ارتباط جمعی و مطالعات فرهنگی و انتقادی رسانه های جمعی در دهه 1950 پا به عرصه علمی گذاشت. مدارس روزنامه نگاری، فیلم و پخش فراگیر با ارائه مهارتهایی چون نگارش، گزارشگری، ویراستاری، طراحی و تولید؛ بستر آموزش اولیه علاقه مندان به فعالیت در صنایع رسانه ای را فراهم آوردند. بیش از 50 سال، هزاران مطالعه تجربی، زیرمجموعه های ارتباط جمعی شامل محتوا، مخاطب، تاثیرات رسانه و مسائل سیاست گذاری و حقوقی رسانه ها را کند و کاو نمودند. نقطه مشترک این مطالعات، کاربرد علوم رفتاری در منافع یا مشکلات اجتماعی ایجاد شده بواسطه رسانه های جمعی و بکارگیری روشهای کمی همچون تحلیل محتوا، پیمایش و مطالعات تجربی جهت آزمودن فرضیه ها است. همچنین محققان از منظر نظریه انتقادی و مطالعات فرهنگی با استفاده از روشهای کیفی به مطالعه چگونگی حفظ روابط قدرت در جامعه و اینکه چگونه متن های رسانه ای بواسطه افراد و گروه ها در جامعه مصرف می شوند روی آوردند و از رهگذر این تلاش ها سنت های پژوهشی مختلف به وجود آمدند که در ادامه به آنها پرداخته می شود.
1-3-3-2.تحقیق و نظریه پردازی در مورد مخاطبان و رسانه ها
پژوهش در باب تاثیر رسانه ها و نظریه پرازی در این حوزه محصول اوضاع زمان و مکان بوده و تاکنون تحولات زیادی را درک نموده ضمن آنکه تحت تاثیر عوامل محیطی همچون منافع حکومت ها و قانونگذاران، نیازهای صنایع، فعالیت گروههای فشار، اهداف تبلیغات سیاسی و تجاری، علایق افکار عمومی و گرایش های روز علوم اجتماعی قرار داشته است. گستره این تأثیرات از دیدگاه‌های تأثیرات مطلق، تأثیرات محدود، تاثیرات قدرتمند تا تاثیر حاصل از مذاکره و توافق طی چهار مرحله تاریخی قابل تفکیک است که در ادامه به اختصار معرفی می شوند.
در مرحله اول که دهه های نخستین قرن بیستم تا پایان جنگ جهانی دوم را در برمی گیرد از قدرت مطلق رسانه ها صحبت می شود. مطرح ترین دیدگاه نظری این دوره با توجه به توفیقات هیتلر و گوبلز در استفاده از رادیو و سینما، قبل و در حین جنگ جهانی دوم، نظریه گلوله جادویی بود که انسان ها را در برابر پیام های رسانه ای موجوداتی منفعل و جدا از هم تصور می کرد(مهدی زاده، 1384: 35). هدف این نظریه ایجاد نظم و پیوستگی اجتماعی در کوتاه مدت است و در این راستا به عواملی چون تحریک، تهییج احساسات و عواطف متوسل می شود. سورین و تانکارد نیز از آن جهت که این نظریه مخاطبان را در برابر پیام های ارتباط جمعی تا حدی بی دفاع و شکننده فرض می کند که اگر پیام به هدف برسد در ایجاد اثر مطلوب موفق خواهد بود از این نظریه به نظریه محرک- پاسخ یاد می نمایند(سورین و تانکارد، 1381: 176). همچنین مک کوایل و ویندال معتقدند رسانه های جمعی در این نظریه فعالیت های خود را در جهت خواسته های نهادهای قدرت بسیج و هدایت می کنند و توجه اصلی این نظریه در فرایند ارتباط به عنصر پیام است و در برابر گیرنده پیام عوامل محتوایی را در ایجاد تاثیرات مهم تر قلمداد می نماید (مک کوایل و ویندال، 1388: 72) چنانچه الگوی ارتباطی خطی هارولد لاسول صاحب نظر علوم سیاسی که طی آن پیام های رسانه ای از یک منبع به شخص الف و الی آخر منتقل می شود مطلق تلقی می شد. در همین رابطه لاسول در کتاب خود تحت عنوان «فنون تبلیغات سیاسی در جهان اول» بر استفاده‌ دولت‌های خودکامه‌ اروپا و حکومت کمونیستی تازه تأسیس روسیه از رسانه‌ها تأکید می‌کند. این کتاب متمرکز بر تجربیات آمریکا، بریتانیا، فرانسه، آلمان و روسیه در خلال جنگ اول است و یک طبقه‌بندی از ابزار روانشناسانه‌ مورد استفاده توسط حکومت‌ها در جهت رسیدن به نتایج و اهداف از پیش تعیین شده و قطعی، پیش روی قرار می‌دهد. علاوه بر این نظریه‌ای عمومی نیز از راهبرد‌ها و مهارت‌های دستکاری روانی به وسیله‌ی این ابزار را بیان می‌کند. (Lasswell,1971).
ویندال و همکارانش به نقل از اسپ فرضیه های اصلی این مرحله را چنین توصیف می کنند که عوامل محرک(محتوای رسانه ها) نقش اصلی را در فرایند تاثیر بازی می کنند و افرادی که محتوای رسانه به آنها عرضه می شود به شکل یکسان واکنش نشان می دهند ضمن آنکه تاثیر مستقیم و فوری روی می دهد(ویندال و همکاران، 1376: 326). این نوع نگاه مطلق به قدرت رسانه ها کم کم در پژوهشهای مختلف مورد آزمون قرار گرفته و صحت و سقم آن ضمن بررسی در میان گروه های مختلف با شرایط متفاوت زمانی و مکانی در مقام تردید واقع شد و به این نتیجه منتهی شد که نظریه مذکور بیش از اندازه خام است و به جهت بی تجربگی مردم توفیقاتی همچون موفقیت تبلیغات نازی ها را به همراه داشته است. به مرور انجام تحقیقاتی که مفروضات نظریه تزریقی را تایید نمی نمود فزونی یافته و آغاز دوره جدید رقم خورد.

مطلب مشابه :  در زمینه ارتباطات

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید