رشته حقوق

شبکه مفهومی ارتباطات میان‌فرهنگی

دانلود پایان نامه

«ارتباط میان‌فرهنگى در کلى‌ترین مفهوم خود، به چرخه تعامل معانى توسط افراد وابسته به‌دو قلمرو فرهنگى» اطلاق مى‌شود. به‌تعبیر دیگر، ارتباط میان‌فرهنگی، ارتباط میان مردمانی است که ادراکات فرهنگی و نظام نمادین آنان به‌حدی از یکدیگر متمایز است که پدیده‌های ارتباطی را متفاوت جلوه می‌دهد.
ارتباطات میان‌فرهنگی هنگامی روی می‌دهد که افراد، با فرهنگ‌های دیگر تعامل می‌کنند. بنابرین، در ارتباطات میان‌فرهنگی همواره عدم تطبیق کدها وجود دارد. عنصر کلیدی ارتباطات میان‌فرهنگی، مفهوم ارتباط با «بیگانه» است که از آرای جامعه‌شناختی جورج زیمل نشأت گرفته است.
به‌تعبیر ویور، روابط میان‌فرهنگی به کنش متقابل انسان‌ها از فرهنگ‌های گوناگون مربوط می‌شود. و به‌همین دلیل مطالعات میان‌فرهنگی به تماس رو در رو و کنش متقابل افراد با پیش‌زمینه‌های مختلف می‌پردازد. ارتباطات میان‌فرهنگی، یا ارتباط میان افرادی از زمینه‌های فرهنگی متفاوت، همواره مهم‌ترین پیش‌شرط همزیستی انسان‌ها روی زمین بوده و خواهد بود.
چیزی که تا اینجا روشن شد ارتباط میان‌فرهنگی، ارتباط میانِ دو فرهنگ متفاوت دست‌کم در سطح میان‌فردی است اما اینکه تفاوت فرهنگی دقیقا به چه چیزی اشاره می‌کند؟ مرزهای سیاسی، زبان، نژاد، قومیت، یا مذهب؟ همچنان پرسشی است که باید پاسخ داده شود. دیدگاه زبان‌شناختی، تفاوت‌های زبانی را برجسته می‌کند. یعنی می‌توان براساس زبان تکلم، میانِ فرهنگ‌ها تفاوت گذاشت. همچنان که امروزه موسسات زیادی در غرب در جهت ارتقای مهارت‌های میان‌فرهنگی به آموزش زبان‌های گوناگون می‌پردازند. اما پاسخ ما به این پرسش در صفحات بعدی که رویکرد اسلامی را بررسی می‌کنیم، خواهد آمد.
1-5-1- شبکه مفهومی ارتباطات میان‌فرهنگی
ارتباطات میان‌فرهنگی، با مفاهیمی همچون ارتباطات درون‌فرهنگی، ارتباطات فرهنگی، ارتباطات بین‌فرهنگی، تماس فرهنگی، ارتباطات بین‌الملل و دیپلماسی عمومی تفاوت‌های ظریفی دارد. در سویه اسلامی و ادبیات دینی از مفاهیمی همچون آداب معاشرت با بیگانگان، اخلاق بین‌الملل، اخلاق بین‌فرهنگی، ارتباط با دیگران و مانند آن می‌توان استفاده کرد.
گودیکانست و کیم ظاهرا اولین دانشمندانی بودند که بین مطالعات میان‌فرهنگی و مطالعات سایر حوزه‌های فرهنگی از جمله مطالعات ارتباطات فرهنگی و درون‌فرهنگی تفاوت قائل شدند. بنظر یونگ «امروزه ارتباطات فرهنگی و ارتباطات درون‌فرهنگی به‌عنوان اجزای مهم هم‌گرا و تکمیل‌کننده در حیطه ارتباطات میان‌فرهنگی قلمداد می‌شوند و به‌هیچ‌وجه نمی‌توان آن‌ها را از مطالعات میان‌فرهنگی جدا ساخت. برای درک تعامل ارتباطی لازم است تا فرایندهای درون‌فردی که براساس فرهنگ شکل می‌گیرند مانند ارزش‌ها، نگرش‌ها ، عقاید و هنجارها را بررسی کنیم. چنین شناختی بی‌تردید در فهم تماس‌ها و ارتباطات میان‌فرهنگی بسیار موثر است.»
1-5-1-1- ارتباط دورن‌فرهنگی
ارتباط درون‌فرهنگی به ارتباطات میان اعضای یک فرهنگ واحد اطلاق می‌شود که بهتر است برای این نوع از ارتباط از واژه هم‌فرهنگ استفاده شود. مطالعات مربوط به این نوع ارتباطات از بیرون فرهنگ صورت می‌گیرد. که به مطالعه اتیک شهرت دارد. مطالعات اتیک (دیدگاه بیرونی یا نگاه بیرونی به واقعیت‌های فرهنگی) برگرفته از دیدگاه «عینیت بیرونی» است که به مقایسه دو یا چند گروه فرهنگی می‌پردازد و سعی در طرح مفاهیم نظری فرهنگ به‌طور عام دارند. بخش اعظمی از مطالعات اتیک درمورد ارتباطات درون‌فرهنگی، بازتاب فلسفه «جهان‌شمول‌گرایی فرهنگی» است و هدف اصلی آن تعیین متغیرهای دورن‌فرهنگی پدیده‌های ارتباطی در ابعاد جهانی است. «فردباوری – جمع‌باوری» در صدر نظریه‌های راهنمای پژوهش‌های ارتباطات درون‌فرهنگی است. این بعد در روانشناسی درون‌فرهنگی و انسان‌شناسی فرهنگی تئوریزه و بررسی شده است. این بعد نظری نشان‌دهنده تفاوت‌های جوامع از لحاظ ارزش‌های فرهنگی است. برای مثال، خودباوری و خودبسندگی مشخصه فرهنگی‌های فردباور و وفاداری‌های درون‌گروهی پایدار، مشخصه فرهنگ‌های جمع‌باور است.
1-5-1-2- ارتباط فرهنگی
مقصود از ارتباطات فرهنگی، فرآیند تماس با فرهنگ دیگر است که می‌تواند به‌طور یک‌سویه یا دو سویه باشد. در حالت اخیر، داد وستد یا مبادله فرهنگی پدید می‌آید. ارتباطات فرهنگی، ناظر به ‌ارتباط میان دو فرهنگ است. در صورتی که این اصطلاح را می‌توان در حوزه ارتباطات با محتوای فرهنگی یا در زمینه و بستر فرهنگی یا در گفتمانی فرهنگی که با عناصر، سوابق و جنبه‌های فرهنگی جامعه سروکار دارد، به‌کار برد. در این حالت، این اصطلاح هم عرض با ارتباطات سیاسی و ارتباطات دینی خواهد بود که هم در میان اعضای متعلق به‌یک فرهنگ و در درون آن، و هم در میان اعضای دو فرهنگ و بین آن دو، می‌تواند قرار گیرد.
1-5-1-3- ارتباط بین‌فرهنگی
ارتباطات بین‌فرهنگی به ‌مقایسه دیدگاه ویژه فرد در مطالعات خود با دیدگاه‌های دیگر از فرهنگ‌های دیگر می‌پردازد. به‌عبارت دیگر، ارتباطات بین‌فرهنگی دربرگیرنده نوعی دیدگاه کلی نسبت به ‌فرهنگ دیگر، بحث از ذهنیت کلی به فرهنگ‌های دیگر یا مقایسه موضوع یا بخشی از دو فرهنگ با یکدیگر است. ارتباطات بین‌‌فرهنگی به مقایسه فرهنگ‌ها به‌گونه‌ای کلی می‌پردازد.
نتایج حاصل از این مطالعات بیش از آن‌که به متخصصان کمک کند، به افراد جوامع متعلق به فرهنگ‌های دیگر یاری می‌دهد تا بتوانند با آگاهی و توجه کامل، به تعامل با یک‌دیگر بپردازند و از هرگونه پیش‌داوری و ذهنیت نادرست نسبت به فرهنگ‌های دیگر (که عمدتا ناشی از قوم‌مداری است) برحذر باشند. بنابراین، هر قدر آگاهی ما درباره پویایی برخورد، تطابق و ارتباطات بین‌فرهنگی بیشتر باشد، هنگام زندگی، کار و تحصیل در فرهنگ دیگر، موثرتر خواهیم بود. بنابراین مطالعه ارتباطات بین‌فرهنگی، به‌سهولت برقراری ارتباطات میان‌فرهنگی کمک می‌کند. هم معتقد است ارتباطات میان فرهنگی ناظر به تعامل فرهنگی است در حالی که ارتباطات بین‌فرهنگی ناظر به مقایسه فرهنگی است.
1-5-1-4- تماس فرهنگی
تماس فرهنگی به‌معنای برخورد و تماس، به ‌هر نوع تاثیر و عمل متقابل اجتماعی گفته می‌شود. تماس بین‌فرهنگی به افراد توانایی می‌دهد که پیچیدگی‌های جامعه دیگر را دریابند و با افراد متعلق به فرهنگ دیگر نوعی همدلی به‌وجود آورند.
1-5-1-5- ارتباط بین‌الملل
ارتباطات بین‌الملل به ‌ارتباطاتی در سطح دولت‌ها اطلاق می‌شود و در ظاهر فاصله زیادی از نظر مفهومی بین ارتباطات بین‌الملل و ارتباطات میان‌فرهنگی وجود دارد ولی تعداد منابعی که این دو مفهوم را در کنار هم آورده و در بررسی‌های مفهومی به‌یکدیگر عطف کرده‌اند قابل‌توجه است. محمدی معتقد است ارتباطات میان‌فرهنگی گرچه ممکن است در مواردی با ارتباطات اجتماعی و بین‌المللی یکی شوند و دایره معنایی آن‌ها روی هم افتد ولی اصولا باهم تفاوت دارند. با این‌حال عموم جریان ارتباطات میان‌فرهنگی از طریق ارتباطات اجتماعی و بین‌المللی جریان می‌یابند، چون مرزهای جوامع و کشورها، مرزهایی واقعی هستند. پیوند این دو مفهوم چنان است که گفته شده «ارتباطات میان‌فرهنگی و ارتباطات بین‌المللی می‌تواند از هم قابل تمییز باشد اما همیشه این‌گونه نیست.» نکته کاربردی اینجاست که روابط بین‌الملل تا حد زیادی می‌تواند بر ارتباطات میان‌فرهنگی تاثیر مستقیم و حتی آنی داشته باشد. به‌طور خلاصه، ارتباطات بین‌المللی در قالب دولت-‌ملت و در درون مرزهای جغرافیایی و سیاسی پدید می‌آید در حالی که خاستگاه ارتباطات میان‌فرهنگی در جهان بدون مرز است.
1-5-1-6- دیپلماسی عمومی
اما دیپلماسی عمومی که شکلی از گفتگوست، از نظر فعالیت به حوزه ارتباطات میان‌فرهنگی نزدیک است. امروزه دولت‌ها تلاش می‌کنند برخی از اهداف خود را از طریق افراد، در پوشش فعالیت‌های فرهنگی یا علمی و … پیش ببرند. دیپلماسی عمومی عبارت است از: «ارتباطات معطوف به منافع ملی یک کشور، از طریق ارتباط با مردم خارج از مرزهای جغرافیایی». با این تعریف مسائلی از قبیل اعزام دانشجو به خارج، پذیرش بورس‌های تحصیلی، خبرنگاران اعزامی، فرآیند ارتباط میان‌فرهنگی، ‌برگزاری انواع جشنواره‌های هنری، همایش‌ها و سمینارهای فرهنگی و پخش برنامه‌های صوتی و تصویری و حتی ایجاد سایت‌های اینترنتی، همه و همه در حوزه دیپلماسی عمومی قابل‌ بحث می‌باشد» در واقع، دیپلماسی عمومی در این چارچوب، ارتباطات چهره به چهره و مستقیم با خواص یا نخبگان جامعه مورد نظر را به‌گونه‌ای طراحی و دنبال می‌کند که بتواند این اقشار را، که جایگاه و تاثیر ویژه‌ای در جامعه خود برخوردار می‌باشند، تحت‌تاثیر اعتقادات، گرایشات و سیاست‌های موردنظر خویش قرار دهد.
به‌طور کلی، «ارتباطات میان‌فرهنگی می‌تواند از طریق: تجارت، آموزش، و مهارت‌های زبانی و تمام حوزه‌هایی که سرانجام به تماس میان‌فردی مربوط می‌شود، به‌ما کمک کند.»
1-5-1-7- دیپلماسی فرهنگی
در ادبیات روابط بین‌المللی و ساست خارجی تعاریف متعددی برای دیپلماسی فرهنگی آمده است. فرانک نینکوویچ، دیپلماسی فرهنگی را تلاش برای ارتقای سطح ارتباطات و تعامل میان ملل جهان با هدف طراحی و بنیاد نهادن تفاهمنامه‌ها و توافقاتی بر اساس ارزش‌های مشترک می‌داند و گیفورد مالون دیپلماسی فرهنگی را معماری یک شاهراه دو طرفه به‌منظور ایجاد کانال‌هایی برای معرفی تصویر واقعی و ارزش‌های یک ملت و در عین حال، تلاش برای دریافت درست تصاویر واقعی از سایر ملت‌ها و فهم ارزش‌های آن‌ها می‌داند. در نظر میلتون کامینگر، دیپلماسی فرهنگی عبارت از مبادله ایده‌ها، اطلاعات، هنر، سبک زندگی، نظام ارزشی، سنت‌ها و اعتقادات برای دستیابی به مفاهمه مشترک و تقویت نفاهم متقابل میان ملت ها و کشورها. به‌طور کلی می‌توان گفت که دیپلماسی فرهنگی به افزایش شرایط مفاهمه در ارتباطات میان‌فرهنگی مساعدت می‌کند. به‌تعبیر دیگر، دیپلماسی فرهنگی نیز همچون ارتباط بین‌فرهنگی، زمینه‌های تسهیل ارتباط میان‌فرهنگی را فراهم می‌آورد. بدین معنا که، هرقدر شناخت افراد از فرهنگ مخاطب خود بیشتر باشد، دشواری‌های ارتباط میان‌فرهنگی کمتر می‌شود.
با توجه به تعریف‌های ارائه شده، می‌توان نتیجه گرفت که ارتباطات میان‌فرهنگى به جنبه‌های شخصی، ذهنیات افراد دو طرف ارتباط در زمان برقراری ارتباط، و نیز بررسی راه‌های تسهیل این ارتباطات و رفع موانع و سوء تفاهم‌های احتمالی در زمان ارتباط توجه دارد. اما ارتباطات بین‌فرهنگی به جنبه‌های غیرشخصی، ذهنیات کلی افراد نسبت به فرهنگ‌های دیگر و موضوعات و مسائل متعلق به ان فرهنگ‌ها، به‌گونه‌ای کلی توجه می‌کند.

مطلب مشابه :  تغییرات ساختاری

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید