رشته حقوق

شاهنشاهی هخامنشی

دانلود پایان نامه

Hinz, Walther, “Pershia, 2400- 1300 BC”, CHI (the Cambridge History of Iran), Vol. 1, Edited by W. B. Fisher, Cambridge University Press, 1968, p. 644.
Mohenjo-Daro
برای آگاهی از تأثیر و تأثرات شهرسازی عیلامی در بخش‌های شرقی – به ویژه موهنجودارو- ر.ک: پیر آمیه، «شهرنشینی ایلامی در شوش» ترجمۀ افسانه خلعتبری، نظری اجمالی به شهرنشینی و شهرسازی در ایران، به کوشش محمدیوسف کیانی (تهران: ارشاد اسلامی، 1365)، ص 95.
از آن میان است، دور-اونتاش(Dur-Untash)، دور-پَپسوکل (Dur-Papsukkal)، دور-شروکین (Dur- Sharukin)، دور- کوری گلزو (Dur- Kurigalzu) و… .
برای آگاهی بیش‌تر از نام برخی شهرهای عیلامی و آشوری، ر.ک: جورج کامرون، ایران در سپیده دم تاریخ، ترجمۀ حسن انوشه (تهران: علمی و فرهنگی، 1374، ص 70، 82، 100، 109، 122، 135.
دیتریش هوف، «نظری اجمالی به پایتخت‌های قبل از اسلام»، پایتخت‌های ایران، به کوشش محمدیوسف کیانی (تهران: سازمان میراث فرهنگی کشور، 1374)، ص2.
ایزیرتو (Izirtu)، شهر شاهی و پایتخت ماننا (مانا) و دو شهر مهم دیگر زیبیه (Zibia) در کردستان که به نام زیویه خوانده می‌شود و اَرمَیت (Armait)، سه شهر مهم ماننا بودند که تجربۀ شهرنشینی را به دورۀ حکومتی مادها انتقال دادند. ر.ک: مهرداد ملک‌زاده، «پایتخت‌های ماد»، پایتخت‌های ایران، به کوشش محمدیوسف کیانی (تهران، سازمان میراث فرهنگی کشور، 1374)، ص 88.
ولفرام کلایس، «شهرهای اورارتو»، نظری اجمالی به شهر و شهرنشینی در ایران، به کوشش محمدیوسف کیانی (تهران: ارشاد اسلامی، 1365)، ص 78- 79. دیاکونوف، مفهوم «ده- دژ» را نیز به کار برده است که «مقر فرمانروایان خرد» بوده است. همچنین ناحیه‌ای که تابع این فرمانروایان بوده را در همان معنی «خشثره به معنی قدرت و قلمرو» به کار برده است، م. م. دیاکونوف، تاریخ ماد، ترجمۀ کریم کشاورز (تهران: پیام، 1357)، ص 177 و برای دیدن مفهوم «شهر- دژ» در نزد وی ر.ک: همان، ص 174.
چنان که سرانجام عیلامیان به دست آشوریان برافتادند و با استحکام یافتن بنیان قدرت مادها و شکل‌گیری دژهای دست نیافتنی در کوهستان‌های ماد آشوریان نیز به دست مادها برافتادند (612 ق.م). ر.ک: دیاکونوف، تاریخ ماد، ص 184- 209؛ گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ص 87- 100؛ در واقع اورارتو نخستین سرزمینی بود که مورد هجوم کیمریان بود و پیروزی مادها بر اقوام مهاجم سکایی مصادف بود با قدرت گرفتن آنها در صحنۀ جهانی و این امر بلافاصله پس از تمهیدات نظامی هوخشتره در ساخت دژهای مستحکم در پیرامون شهرها اتفاق افتاد.
هرودوت، تواریخ، ترجمۀ غ. وحید مازندرانی (تهران: فرهنگستان ادب و هنر ایران، بی تا)، ص 60. برای دیدن تشریح این موضوع در شهرسازی هگمتانه، ر.ک: محمد رحیم صراف، «هگمتانه»، شهرهای ایران، ج3. به کوشش محمدیوسف کیانی (تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و جهاد دانشگاهی، 1368)، ص 290- 311.
حبیبی، از شار تا شهر، ص 5- 8؛ اگرچه نمی‌توان با قاطعیت به شهری چون هگمتانه اصطلاح «شهر-معبد» و «شهر- قدرت» را که حبیبی به کار برده است پذیرفت اما تا اندازه‌ای اصطلاح دیاکونوف نیز جای تأمل دارد که شهری در بخش شرقی دریاچۀ اورمیه را به تقلید از منابع آشوری «شهرشاهی» نامیده است که آن هم قاعدتاً ریشۀ اورارتویی داشته است: تاریخ ماد، ص 164 و 496. در هر حال، جای تأمل دارد که آیا می‌توان هگمتانه را پیش از دورۀ هوخشتره، «شهر شاهی» نامید؟ یا بایستی به نام «بیت دیااکو» (Bit- Dayaukki) در سالنامه‌های آشوری که معنای تحت الفظی آن «خانۀ دال» (!) بوده است، توجه کرد (فرای، میراث باستانی ایران، ص 115)، و این اصطلاح درست در اواخر سدۀ هشتم قبل از میلاد در حدود سال 700 ق.م که هگمتانه در معرض هجوم‌های کیمریان و سکاها بوده به کار می‌رفته است.
ماهیتِ شهر هگمتانه (انجمنه= مکان جمع شدن)، به گونه‌ای به ثمر رسیدن حرکت دسته‌های کوچ‌رو مادی در گذار از نظام کوچ‌روی (کوچ‌نشینی) به یکجانشینی (روستانشینی- شهرنشینی) را به نمایش می‌گذاشت. در این نظام کهن نقش شاه پدری ارثی به منزلۀ مردسالاری یا پدرسالاری (Patrimonial/ Patriarchy) در شکل‌گیری نخستین کانون شهری مادها نباید نادیده گرفته شود، چنان که دیااکو در منصب داوری و سپس اداری این شهر این نقش را به خوبی ایفا کرد. حرکت از کوچ‌نشینی به یک‌جانشینی نیز چنان که در بررسی مفاهیم ده، روستا و شهر توضیح داده شده است، به سان سلسله مراتب عشیره‌ای (مان- ویس- زنتو- دهیو/ خانه- دودمان- طایفه- کشور) در سلسله مراتب اداری- کشوری (ده- روستا- شهر- استان (ولایت)- کشور) قابل تأمل است و مقام دیااکو در سلسله مراتب اداری و حکومتی (از کدخدا تا شهربان- استاندار- شاه) تقریباً یکباره و بی‌واسطه از گونه‌ای کدخدایی (یا همان اصطلاح پارسی دیهیک) به گونه‌ای از پادشاهی ارتقاء یافت. اما در این معنی، شهر هگمتانه که در واقع در مرتبۀ «شهر-روستا» توسعه می‌یافت به مرکز دائمی قبایل مادی تبدیل شد و از این مرتبه به گونه‌ای بی واسطه به پایتختی نائل آمد. نگارنده گمان دارد که این نظریه ممکن است نقدهایی نیز داشته باشد اما این که پژوهشگران تاریخ سیاسی- اجتماعی ماد و تحلیل گران حوزۀ شهرسازی به آن نپرداخته‌اند نمی‌تواند دلیلی بر بطلان آن باشد.
الیپی (Ellipi) با نام باستانی «مرئوبیشتو» (Marubishtu؛ ملک‌زاده، «پایتخت‌های ماد»، ص 90)، به عنوان مرکز حکومتی «لولوبی‌ها /Lulubian» پیشینه‌ای فراتر از هزارۀ یکم پیش از میلاد داشت. زیکرتو نیز در محدودۀ کناره‌های سرشاخه‌های سفیدرود (قزل اوزن پیش از ورود به تنگۀ منجیل) شناسایی شده و جایگاه شهر آن را در نزدیکی میانه می‌دانند. برای آگاهی بیش‌تر دربارۀ این مکان‌ها، ر.ک: دیاکونوف، تاریخ ماد، ص 88، 89، 161، 162، 192- 199. همچنین برای آگاهی از ویژگی‌های معماری دورۀ مادها در برخی شهرها به ویژه هگمتانه ر.ک: مهرداد ملک‌زاده، «نگاه بر دوره و سبک ناشناختۀ مادی در تاریخ معماری و شهرسازی ایران»، مجموعه مقالات کنگرۀ معماری و شهرسازی ایران ، ارگ بم (تهران: سازمان میراث فرهنگی کشور، 1376)، ج5، ص 631- 654.
برای نمونه در سنگ‌نبشتۀ بیستون (ستون 1، بند 6)، در تخت جمشید (سنگ نبشتۀ Dpe)، در لوح آپادانای شوش (Dse) و در سنگ نبشتۀ نقش رستم (Dna) که نام همۀ آنها بیان شده است، ر.ک: رالف نارمن شارپ، فرمان‌های شاهنشاهان هخامنشی (شیراز: دانشگاه پهلوی (شیراز)، 1355)، ص 33، 85 و 93.
برای بررسی تحلیل این موضوع، ر.ک: حسن باستانی راد، «تلاقی تمدن‌ها در تخت جمشید»، ماهنامۀ گزارش گفت‌و‌گو، سال دوم، شمارۀ 8، بهمن و اسفند 1383، ص 108- 119.
انشان، هگمتانه، بابل، شوش، پاسارگاد و تخت جمشید (پارسه)، شش پایتخت دورۀ هخامنشیان به شمار می‌آیند که هر کدام اعتباری داشته و در زمانی یا برای اموری خاص در مقام پایتختی قرار می‌گرفتند: انشان به عنوان یکی از شهرهای معتبر عیلام چنان اهمیت داشت که شاهان عیلام و از آن پس هخامنشیان با افتخار خود را «شاه شوش و انشان» می‌خواندند؛ هگمتانه، مرده‌ریگ مادها پایتخت تابستانی و بابل مرده‌ریگ تمدن بابل پایتخت پاییزی و زمستانی بود؛ شوش پایتخت اداری به شمار می‌رفت؛ پاسارگاد پس از کوروش کانون مقدسی برای تاج‌گذاری بود و پارسه (تخت جمشید) پایتختی سیاسی و البته کانون معنوی و مکان گردآمدن نمایندگان دهیوها برای بار عام نوروزی و اقامتگاه شاهان در فصول معین به شمار می‌رفت: برای آگاهی بیش‌تر، ر.ک: کامیار عبدی، «پایتخت‌های شاهنشاهی هخامنشی»، پایتخت‌های ایران، به کوشش محمدیوسف کیانی (تهران: سازمان میراث فرهنگی کشور، 1374)، ص151- 160.
A Shapur Shahbazi, “Capital cities I. in Pre-Islamic Times”, Encyclopaedia Iranica, Vol. IV, 1999, p.768- 770.
پایتخت‌های هخامنشیان هر کدام شهرتی خاص داشتند و بر آن می‌بالیدند، به گواه دیودور سیسیلی پارسه (تخت جمشید) «ثروتمندترین شهر زیر آسمان» بود و بابل در بین‌النهرین و در زمان حمورابی به «شهر همۀ شهرها» لقب داشت.
Diodorus of Sicily, English translation, by C. Brad Fordwells, London, Harvard, 1970, Vol. 8, p.319.
کوروش بهی‌زاد، «کاوش‌هایی روی شهرهای باستانی شوش، اور و بابل»، سروش پیر مغان یادنامۀ جمشید سروشیان، به کوشش کتایون مزداپور (تهران: ثریا، 1381)، ص 121.
برای آگاهی از تلفیق هنرمندانۀ معماری و شهرسازی دورۀ هخامنشی، ر.ک: رومن گیرشمن، هنر ایران در دورۀ هخامنشیان، ترجمۀ عیسی بهنام (تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1346). همچنین برای بررسی مسئلۀ حضور هنرمندان، کارگران، معماران، سنگ‌تراشان و… در ساخت شهرهای دورۀ هخامنشی به ویژه کاخ‌های تخت جمشید، ر.ک: هاید ماری کخ، از زبان داریوش، ترجمۀ پرویز رجبی (تهران: کارنگ، 1379)، ص 57- 188.

مطلب مشابه :  دیوان بین المللی دادگستری

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید