مجنون را باور نمی کنند .» ( همان، ص 363 )
« در برج گرد باد می گذرد
کیست؟
بدر تمام کنعان
لیلی دشت آهو
صیادی از پی رمه ی مجنون ؟
یاصبح ناشکسبایی در آفتاب نان؟
کیست؟» ( همان ، ص 408 )
4-4- اسطوره ی جانداران غیرانسانی
1-4-4- موجودات فراطبیعی
1-1-4-4- ابلیس
«این کلمه از لغت بونانی Diabolos گرفته شده است و کلمات Diable فرانسوی و Devil انگلیسی از همین لفظ مأخوذ می باشد، این کلمه از کلمات دخیل عربی و اصطلاحاً عجمی است. در عربی هم «بلس» کسی است که خیر و نیکی نزد او نباشد یا کسی است که از او شر و بدی به مردم برسد و «ابلاس» به معنی یاس است و ابلیس را نیز از این کلمه مشتق گرفته اند. در انجیل «ابلیس» جنبه ی عَلَمیّت دارد و به یطرس و یهودا اطلاق ده است.» (اردلان جوان، 1385، ص 156).
نام دیگر ابلیس شیطان است و مفسرین «خناس» را درسوره ی ناس به شیطان تعبیر کرده اند و همچنین برای او «کینه ای از قبیل «ابومره»، «ابوخلاف» و «ابولبینی»نوشته اند». (زمردی، 1383، ص 269) و نیز برای شیطان القابی ذکر می کنند از قبیل «عزائیل»، «لعین» و «رجیم». «عزائیل» یکی از القاب اوست که در هنگام عزت و جلال داشته است و پس از رانده شدن دیگر این لقب هم از او سلب شده است.
می گویند حضرت ابراهیم او را در«منی» سنگسار کرده است و به این جهت «رجیم» خوانده شده است. در مذهب زردشتی اهریمن در مقابل اهورامزدا قرار دارد و خدای شرّ و زشتی است و در اسلام در برابر انسان قرار گرفته است و انسان را وادار به سرکشی و عصیان و طغیان می کند.
نویسندگان کتب قصص الانبیاء، با آمیختن مفاهیمی که از قرآن کریم استنباط می شود و آنچه در روایات است، می گویند : شیطان بزرگترین فرشتگان بوده و از آتش خلق شده و از مقربان درگاه الهی بوده است و در هفت آسمان جایی نمانده است که عبادت نکرده باشد و سه هزار سال شاگرد رضوان (خازن بهشت) بوده است.
وقتی گل آدم سرشته شده وهنوز جان درکالبداو دمیده نشده بود، ابلیس وگروه فرشتگان به تماشای اوآمدندو از آفرینش اودرشگفت شدند، ابلیس دست به شکم آدم زد وبه فرشتگان گفت: این میان تهی است و زود می شود فریبش داد، اگر خداوندبه شما بگوید ازاواطاعت کنیدچه می کنید؟ گفتند: مااطاعت می کنیم. گفت: من اطاعت نخواهم کرد و اگر مرا بر او برتری و پیروزی دهد، هلاکش می کنم و اورا بر من برتری دهد، نافرمانی می کنم.
وقتی درکالبدآدم جان دمیده شد،خداوندبه فرشتگان امرکرد که اورا سجده کنید. همگی به طرف اوسجده کردند به جزابلیس که سرباز زد و گفت: خداوندا، من ازآتش خلق شده ام و او راازگِل. من از او برترم وسزاوار نیست که من او راعبادت کنم. خداوند او را ازدرگاه خود راند. ابلیس گفت :خدایا تو اجرکسی را ضایع نمی کنی و من در این درگاه خیلی عبادت کرده ام.خداوندپرسید :چه می خواهی؟ گفت: می خواهم تاروزقیامت زنده بمانم ودر امان باشم و همچنین برآدم مسلّط باشم تا او، و فرزندان اورا فریب دهم و با خود به برزخ ببرم، بنابراین قدرت بیشتری به او داده شد و سینه ی بنی آدم جایگاه او شد و مأمور گردید با لشکریان سوار و پیاده ی خودبه آدم و فرزندانش حمله کند و با آنان در مال وفرزند شریک شود ودربرابرهریک ازفرزندان آدم او رادو فرزندباشد.
بنابرآیات کریمه ی قرآنی، شیطان دشمن انسان است و تنهااز ارغوای بندگان مخلص خدا، عاجز و ناتوان می ماند.مردم را وعده ی فقر و بینوایی می دهدو به بخل وا می داردو به کارهای زشت فرمان می دهد.باده و قمارو بت پرستی از اعمال شیطان است.باخمر و میسر، شیطان میان آدمیان ایجاد دشمنی نمی کند وآنان رااز نماز وذکر خداباز می داردوکسی که از یادخداوندغافل باشد،با شیاطین، قرین وهمنشین می گردد. هنگام قرائت قرآن باید از شیطان به خداوند پناه برد و به همین جهت است که پیشاز قرائت قرآن استعاذه می شود.
شیطان اعمال بدکاران رادر چشمشتان می آراید و می گوید: هیچ یک از مردم بر شما چه من، همسایه ی شمایم. امّا چون آن گروه به جان هم می افتند می گوید : من از شما بیزارم. زیرا من چیزهایی می بینم که شما نمی بینید و از خدای یکتا ترسانم و می دانم که عقوبت خداوندی سخت و شدید است. همچنین شیطان انسان را به کفر دعوت می کند.
در شاهنامه ی فردوسی نخستین بار «ابلیس» چهره ی ماجراجو و ویرانگر خودرا در داستان ضحّاک نشاند می دهد و شروع به گمراه کردن وی می نماید و او را به کشتن پدرش «مرداس» وامی دارد ضحّاک در ابتدا سرباز می زند، ولی عاقبت به این کار تن می دهد.
پس از دور شدن فرّه جمشید و فرا روی، ضحّاک به پادشاهی می رسد و ابلیس پیوسته او را به گمراهی فرا می خواند.

                                                    .