رشته حقوق

شاهنامه ی فردوسی

دانلود پایان نامه

نام کیخسرو در اوستا چندین بار آمده و او یکی از پهلوانان و شاهان بزرگ شمرده شده است. که از بیماری و مرگ برکنار بود و فرّ کیانی به او تعلّق داشت. او مردی نیرومند و صاحب پیروزی خداداد و تسلّط مطلق و فرمان درست و قاطع و شکست نایافتنی بود و دشمنان خود را به تندی درهم شکست و نیروی تمام با فرّ الهی و فرزندان هوشیار و توانا داشت؛ و از بهشت آگاه و صاحب سلطنتی با رونق و عمری دراز و همه ی خوشبختی ها بود. کیخسرو، همه ی دشمنان را زیر چنگ آورد و افراسیاب و گرسیوز به انتقام خون پدر خود سیاوش به زنجیر کشید و کشت.
با توجّه به روایت فردوسی در شاهنامه، کیخسرو دارای زهد و پارسایی معرفی شده است. همچنین در زندگی کیخسرو خبری از زن و حرمسرا یا لهو و لعب نیست. از کرامات کیخسرو، پیشگویی و پیش بینی اودر واقع حوادث است؛ چنان که پیش بینی می کند که «پس از رفتن و ناپدید شدنش برف خواهد بارید.» (زمردی، 1383، ص 487). اسطوره ی ناپدید شدن کیخسرو که او را در شماربی مرگی در می آورد و از کرامات محسوب می شود؛ قابل مقایسه است با ناپدید شدن «حنوج یهودی که سیصد سال با خداوند سلوک کرد، در تورات خاطر نشان شده است که سلوک او با خداوند از آن روست که خداوند او را با خود برد.» (عربشاهی، 1383، ص 62).
داستان«اسکندر» راز جهانی با روایت کیخسرو همسانی دارد. چنان که مرگ و اجل هر دو در شاهنامه بسیار عجیب به نظر می رسد. زیرا مرگ کیخسرو توسط سروش به او الهام می شود و اسکندر نیز با شنیدن نغمه ی غیبی در می یابد که به زودی خواهد مرد. هر دو نیز زاهدانه عبادت می کنند. نکته ی قابل توجه دیگر در مقایسه ی شخصیّت کیخسرو و اسکندر، در داشتن جام کیخسروی و آینه ی اسکندری است که غیب دانی و راز آگاهی این دو شخصیت اساطیری را نشان می دهد.
چنان که از مجموعه روایات بر می آید، کیخسرو برخلاف بسیاری از پادشاهان بدنام و بدخوی، نه تنها پادشاه کامل، بلکه انسان کامل نیز هست. «او چون جمشید دارای جام جهان نماست که با چشم های هم هبین خورشید و با بینش رازدان خدا، عین بینایی و دل آگاهی است، با دلی که آیینه ی گیتی نماست.» (یاحقی،1379،ص 683).
در شاهنامه ی فردوسی جام جهان نما به «کیخسرو» نسبت داده شده است و هنگامی که بیژن به دست افراسیاب در چاه زندانی می شود، در همین جام می نگرد و بیژن را می بیند. سپس به دستور او «گیو» را برای نجات بیژن روانه ی توران می کند.
«دار مستتر، افسانه ی به کره زمین و ناپدید شدن کیخسرو و یارانش را با یکی از وقایه حماسه ی معروف هندوان مهاباراتا مقایسه کرده است. در این حماسه «یود هیشد هیر» از جهان بیزار شد و پس ازتعیین جانشین خود با چهار برادرش به دامنه های کوه هیمالیا روی آوردند. همراهان او یکی پس از دیگری در راه از پای در می آمدند، امّا «یودهیشدهیر» و سگ باوفایش «دهرمه» به بهشت قدم نهادند. لذا افسانه ی کیخسرو به احتمال قوی از افسانه های هند و ایرانی متأثّر شده و مویّد این نظر همانا اشاره ی اوستا به ابدیّت کیخسرو است.» (قلی زاده، 1388، ص 336).

مطلب مشابه :  شروط باطل در قراردادهای رهنی

نمونه ی اشعاری که آتشی از این واژه استفاده کرده است :
«بهرام یا کیخسرو
چه یادمان می دهد این حکایت ها ؟
آنکه جاودانه شده است
بهرام است
یا کیخسرو
وآنکه نومید می گردد
در حاشیه ی شهرهای بی افسانه
مائیم» (آتشی، 1386، ص 574).
آتشی در این جا «بهرام» و «کیخسرو» را با هم آورده و با آوردن آن دو با هم، به شباهت ناپدید شدن هردو اشاره کرده است. چون بهرام، به غاری رفت ودیگر برنگشت، کیخسرو نیز، طبق روایات به کوهی رفت و ناپدید شد. بنابراین علاوه بر شباهت کیخسرو، با داستان «حنوج یهودی» و«یودهیشدهیر هندی» که درباره ی آن ها گفته شد، داستان ناپدید شدن کیخسرو، به بهرام نیز شباهت دارد.

«…یا کودکی که زودتر از سال های عمرش از کتاب ها به در زده
و به دنبال آهویی شتافته که بهرام را
به مغاره ی بی بن کشاند

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید