رشته حقوق

شاهنامه فردوسی

دانلود پایان نامه

بخرجید و گفتش که ای شاهزاد شنو پند و از نو مکن سوگ یاد
هر آنکس که زاد او ز مادر بمرد ز دست اجل هیچ کس جان نبرد
کنون گرچه مادرت شد یادگار به مینوست جان وی اندوم مدار
(ملحقات، ص251، ب 11)
بزد گردن غم به شمشیر داد نیامد همی بر دل از مرگ یاد
(ج2، ص126، ب 911)
چنین گفت کز مرگ خود چاره نیست مرا دل پر اندیشه زین باره نیست
مرا پیش ازین زندگانی نبود زمانه نکاهد، نخواهد فزود
(ج7، ص103، ب 1761)
چنین گفت پس با پشوتن که خیز برین کشتگان آب چندین مریز
که سودی نبینم ز خون ریختن نشاید به مرگ اندر آویختن
همه مرگ راییم برنا و پیر برفتن خرد بادمان دستگیر
(ج6، ص290، 1190)
2-4-5 سوگواری در آیین زرتشت
در دین زردشت نیز بارها و با سختگیری فراوان شیون و زرای نهی شده است. پس از مرگ، که نزد ایرانیان باستان کرداری اهریمنی و تحت تاثیر دیوان است در ما تم کسی به گزاف گریستن، به سر و سینه زدن، موی کندن، روی خراشیدن، خاک بر سر ریختن و به دستیاری مویه گران مراسم سوگواری بر پا کردن همگی از مواردی است که در ایین مزدیسنا منفی و بازداشته بوده است. ( یسنا، ص 197). سوگواری به موجب و ندیداد نیز کرداری اهریمنی است ( فرگرد 1، بند9).( حق پرست)
در تایید ضرورت خودداری از شیون پس از مرگ صاحب ارداویراف نامه نیز مطالبی را درج کرده است. فرگرد 16 کتاب رود مهیبی را تصویر می کند که روانهای در گذشتگان در مسیر عبور از پل چینود باید از آن عبور کنند:
« یک چند از آنها گذشتن نتوانستند و یک چند با رنج بسیار همی گذرند و یک چند به آسانی گذرند. پرسیدم که این کدام رود و این مردم که هستند که اینجا رنجه باشند؟ سروش پاک و ایزد آذر گفتند که این رود آن اشک بسیار است که مردمان پس از درگذشتگان از خشم بریزند و شیون و مویه و گریستن کنند. آن اشک که نادانانه بریزند به این رود افزاید آنها که گذشتن نتوانند کسانی هستند که از پس گذشته شیون و مویه گریستن، بسیار کردند و انها که آسانتر، کسانی هستند که کم کردند. به جهانیان بگو که شما به گیتی شیون و مویه و گریستن نادانانه مکنید، چه همان اندازه بدی و سختی به روان در گذشتگان رسد.» ( ارداویراف نامه، ص 39).( حق پرست)
به باور زرتشتیان، اشکهای سوگواران در پس فرد در گذشته، موجب طغیان این رود در جهان پسین و تبدیل آن به سیلابی می شود که روان آنها را پس از مرگ در خویش غرقه ساخته، باعث رنج ایشان می گردد.( حق پرست، 1389)
دین زردتشت، که نقش ملایم سازی آیینهای مذهبی پیش از خود را عهده دار بود بر حذف و رویارویی یا چنین رسومی پا فشاری شدیدتری داشتند و در این میان سروکار شاهنامه نیز نه با قواعد که با توصیف واقعیتهای باستانی بوده است به همین دلیل است که در کتاب فردوسی اثری از باید و نبایدهای مذهبی درباره ممنوعیت سوگواری یافت نمی شود. ( حق پرست 1389)
فصل سوّم
روش تحقیق
3-درآمد
مرگ از واژگان پر بسامد در ادبیات فارسی و از بن مایههای مکرر و معنادار در متون حماسی است که در پرتو راز و رمزهای مختلفی تفسیر میشود و استادان سخن از این معنی به عنوان ابزاری برای القای آموزههای حکیمانه و عارفانه خویش بهره میگیرند. همچنین مرگ و نوزایی از متداولترین کهن الگوهای موقعیت است که حاصل انطباق چرخش طبیعت با گردش حیات است.
این مقاله بر آن است رویکرد تاثیر دین زرتشت در رابطه با جهان پس از مرگ را در شاهنامه بکاود، زیرا در شاهنامه فردوسی آنچه زندگی خروشان را با تمام زیبایی ها و زشتی هایش به دریای آرام ابدی پیوند می دهد، مرگ است. به نظر میرسد در اندیشه فردوسی، کهن الگوی مرگ در کنار زندگی و زندگی با مرگ برای این گره می خورد تا موجب زدودن غفلت از هستی آدمی باشد و انسان را به این نکته رهنمون سازد که مرگ در ماست و همیشه با ماست.اما یکی از بیشترین و بهترین کارکرد اندیشههای فردوسی درباره مرگ، کارکرد عرفانی آن است که از این جهت شاهنامه را به حماسهای عرفانی مبدل ساخته است که، حاوی بسیاری از پندهای عبرت آموز در باب ناپایداری این جهان فانی، بی وفایی دنیا و پوچی کار آن است.

مطلب مشابه :  مقتضیات زمان و مکان

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید