رشته حقوق

شاهنامه فردوسی

دانلود پایان نامه

آلندی عشق بلعنده را اوّلین نوع عشق و پایینترین سطح آن میداند و بر این عقیده است: «کسانی که از لحاظ زیست شناختی، تکاملشان ناقص است، سراسر عمر، همان شکل مکنده و فرو برنده را حفظ میکنند.
در عشق همسانساز فرد، به واسطه رشتهی عاطفی که بین او و محبوبش وجود دارد، شبیه به محبوبش میگردد. ویژگیهای معشوق را به خود میگیرد و خودش را با آنها وفق میدهد. آلندی هدف از این نوع عشق را نیز نوعی درونی کردن میداند امّا در مرتبهای متفاوت با عالم مجردات یا روح و معنی. «دیگر فرد از روی اجبار نمیبلعد و فرو نمیبرد، بلکه از سدّ حسن نیّت، با جهتیابی یا کیفیّات معشـوق همسان میشود. تا پیروش گردد و به وی خدمت کند» (همان: 28).
«در این نوع عشق، میدان علائق درون ذات گسترش مییابد، و وجدان نفس یا خودآگاهی وی حتّی از حدود جسمش نیز فراتر میرود، زیرا شخص معشوق را هم در بر میگیرد. از آن پس، خرسندی وی فقط در گرو ارضاء امیالش نیست، بلکه موقوف به خوبی خوشی معشوق یا رضای خاطر اوست» (همان: 26).
و سوّمین نوع عشق در دیدگاه آلندی عشق ایثاری نام دارد. او عقیده دارد عشق ایثاری برترین وجه عشق است، به ندرت تحقّق مییابد و تنها در کسانی روی میدهد که از نظر روحی و روانی به تکامل رسیده باشند. «این عشق با شکفتگی کامل غرایز جنسی مطابقت دارد، و شرط رشد و نموّش این است که تکامل روانی، قبلاً زمینه را برای گسترشش فراهم آورده و آماده ساخته باشد» (همان: 29).
عشق به عنوان یکی از حالات انسانی که همه به نوعی آن را تجربه میکنند، همواره مورد توجه علم روانشناسی قرار گرفته است. در اغلب آثار علمی گذشته ، از عشق به نوعی بیماری تعبیر می کنند. در روانشناسی جدید، گروهی عشق را پدیده ای صرفاً جنسی و یا شکل اعتلا یافته ی میل جنسی میدانند و عده ای دیگر بر این عقیده اند که عشق به عنوان نیروی فعال بشری، موجبات پیوند بین انسانها ودر نهایت اجتماع را فراهم میآورد. و در این راستا تقسیم بندی هایی برای عشق قائل میشوند. اما عقیدهی مشترک بین همه روانشناسان در باب عشق، تاکید بر لزوم وجود عشق در زندگی انسانهاست .
فصل سوم
عشق در ادوار شعر فارسی
3-1 عشق در ادبیات حماسی
عشـق همواره از مهمترین مفاهیم در ادبیات محسوب شدهاست، امّا نوع گرایش به آن و نمودش در دورههای گوناگون، متفاوت بوده است. حضور این مضمون در آثار شعرا جاذبهای وصفناپذیر ایجاد کردهاست. در اکثر قریب به اتّفاق منظومههای فارسی به داستانهای عشقی پرداخته شده است. حتّی در
آثار حماسی که جایگاه بیان دلاوریها و جنگهای یک ملّت محسوب میشود نیز، به مناسبت، گریزی به یک ماجرای عشقی زده میشود. در تعریف این نوع آثار میخوانیم: «آثار حماسی انتقال دهندهی خاطرات جمعی یک ملّت است که در یک فرآیند دراز مدّت تاریخی شکل گرفته است. شخصیتها و قهرمانان آثار حماسی معمولاً ابرمردهایی هستند که برای دفاع از ارزشهای موجود در یک جامعه با نیروی اهریمنی و شر نبرد میکنند و برای پیشرفت و پیروزی نیروهای اهورایی و خیر، همهی نیروی خود را به کار میگیرند» (باباصفری، 1388: 114).
در حقیقت میتوان گفت حماسه دربارهی کنشهای بیرونی انسانها گفت و گو میکند. حال آن که عشق و عاطفه کنشی درونی محسوب میگردد و در حوزهی ادب غنایی جای میگیرد. در ادبیات «گاه دو عرصهی شعر حماسی و شعر غنایی، به بیان دیگر، دو عرصهی عشق و حماسه، با یکدیگر درآمیختهاند و ترکیب زیبایی از کنشها درونی و رفتارهای بیرونی را به نمایش گذاشتهاند» (همان: 115).
آمیختهگی دو حوزهی حماسه و غنا در ادبیات اکثر ملل دیده میشود: «در آثار حماسی جهان، نشانههای عشق و افکار غنایی، بسیار دیده میشود و این دسته از کنشهای حماسی، این گونه کتب را رونق و شکوه و جلالی خاص بخشیده است. زیرا در آنها تناوری و دلاوری پهلوانان و زیبایی و لطافت زنان و عواطف دقیق به هم درمیآمیزد و از آن میان، عشق به همان درجه از قوت آشکار میشود که طنطنه و شکوه پهلوانی و رزمآرایی» (صفا، 1387: 250).
دکتر صفا دراین باره میگوید: «ما همیشه در بهترین منظومههای حماسی جهان، آثار بیّن و آشکاری از افکار و اشعار غنایی درمییابیم: در شاهنامه، داستانهای عشقبازی زال و رودابه، تهمینه و رستم، سودابه و سیاوش، بیژن و منیژه و … از بهترین اشعار غنایی و در عین حال حماسی فارسی است. در گرشاسپنامه، داستان عشقبازی جمشید با دختر کورنگ شاه، در سامنامه عشقبازی سام با پریدخت، در برزونامه داستان عاشقی سهراب و شهرو، از بدایع اشعار غنایی فارسی شمرده میشود» (همان: 35).
3-1-1 عشق در شاهنامه فردوسی
فردوسی در شاهنامه علاوه بر توصیف میدانهای جنگ، وصف یلان، دلاوران و گردان، بیان تضادّ بین نیکی و بدی، نور و ظلمت، شادی و غم، و نبرد علیه اهریمنان، به مفهوم «عشق» نیز پرداخته است. ظرافت و قدرت عشق در شاهنامه از آن جهت است که در دل حماسه قرار گرفته و با ایجاد شادی و امید در دل پادشاهان، جنگاوران و پهلوانان شاهنامه به پیشبرد جریان حماسه کمک میکند. فردوسی، عشق را در متن داستانها قرار داده و نقشی یکسان و فعّال را برای زن و مرد در متن روایتهای عشقی قائل شده است.
هرچند عشق در مقایسه با رزم، بخش کوچکی از شاهنامه را در برمیگیرد، امّا همین بخش کوچک از حسّاسترین و در عین حال زیباترین قسمتهای آن محسوب میشود.
3-1-1-1 مختصات عشق در شاهنامه
به طور کلّی میتوان ویژگیهای عشق در شاهنامه را در موارد زیر مورد بررسی قرار داد:
الفـعشق در خدمت مصالح ملّی
ب ـ عشق از نوع زمینی است
ج ـ عشق طربناک و خالی از سوز و گداز است
د ـ اظهار عشق اغلب از طرف زنان صورت میگیرد
ه ـ بهار، موسم عشقورزی است
الف ـ عشق در خدمت مصالح ملّی

مطلب مشابه :  حقوق و تکالیف فرد زیان دیده

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید