رشته حقوق

سیاست گذاری عمومی

دانلود پایان نامه

از طرف دیگر قسمت اعظم نظریههای سیاسی غربی نشأت گرفته از تاریخ جدید غرب است. مع هذا نمیتوان شک نمود آنچه به عنوان نظریههای سیاسی غربی وجود دارد نشأت گرفته از یک تاریخ بسیار خاصّی میباشد. بنابراین اینکه نظریات سیاسی غربی را نظریات جهانی بدانیم اشتباه است. این نظریات شاید از زاویه دید غربیان و مبتنی بر فرهنگ و تاریخ آنها راهی برای شناخت واقعیّتها باشد امّا نمیتوان نتیجه گرفت که دیگران نمیتوانند و نباید راههای دیگری که مبنی بر تاریخ و فرهنگ خود است را برای شناخت پدیدههای سیاسی، ایجاد کرده و از آن زاویه به واقعیتها بنگرد.
3-2-4- کنار گذاشتن نگاه انتزاعی وکاربردی کردن مطالعات سیاسی
به طور کلّی عقلانیّت دراندیشه از عقلانیّت در عمل متفاوت است و عقلانیّت اندیشه همواره عقلانیّت عمل را تضمین نمیکند. صرف نظر از میزان پیشرفت علوم سیاسی در ایران و میزان قرابت آن با موضوعات مربوط به سیاست و حکومت در ایران، بین تئوری و عمل فاصله شگفت انگیزی وجود دارد. از این نظر اصولاً اندیشه و تحقیق مبنای رفتار سیاسی نیست. این امر وجوه مختلفی دارد. یکی از وجوه آن بیتوجّهی به پژوهش‏های سیاسی در تصمیمگیریهای سیاسی و حکومتی است. که موجب میشود که پژوهش‏های سیاسی صرفاً به ورزش‏های فکری عدّهای اندیشمند و محقّق تبدیل شود و آثار علمی آن به شدّت محدود باشد.« در کشور ما به دو جهت شاهد ضعف و کاستی اثر بخشی نظام پژوهش هستیم: اولاً اعتقاد به اثر بخشی پژوهش در نظام مدیریتی کشور ما خاصه در علومانسانی ضعیف است و تقاضای پژوهش در بخشهای اجرایی و فکری نظام ضعیف و یا تشریفاتی است….. از دیگر سو اعتماد نداشتن به دستاوردهای تحقیقی در عرصههای سیاست گذاری و تصمیمگیری، محقق را سر خورده و بیانگیزه میکند. »(نادری فارسانی، 1387: 86-90) این پدیده همچنین موجب حاکمیت ذهنیگرایی مفرط در جامعه شده است که به جای عقل و یافته‏های علمی، برداشت‏های مبتنی بر تخیل مبنای تصمیم گیری و اقدام است.
هنگامی که فرهنگ فکری یک جامعه در حد قابل توجّهی از تخیلات را داشته باشد نمیتواند صحیح و منطقی تفکّر کند. مشکل تخیل به ویژه در رشتههای علومانسانی خودنمایی می‏کند. تخیل در حوزه سیاسی و اجتماعی زمینه نگاه خارج از تناسب و دور از واقعیات را فراهم میکند.(سریع القلم، 1380 : 170)
صرف نظر از نوع نگاه حکومت به رشتههای علوم سیاسی و روابط بین‏الملل، سؤال این است که این پژوهش‏ها تا چه حدّی با واقعیّت‏ها و معضلات سیاسی مبتلا به جامعه ایران مطابقت دارد و تا چه حدّی این پژوهش‏ها جنبه عملی دارند؟ آیا آنها حل المسائلی و راهبردی و راهحل یاب هستند؟ به نظر میرسد که بخش عمدهی تحقیقات سیاسی فاقد این ویژگی‏هاست.
« اشراف محققّان بصورت فردی و با مراکز و گروههای پژوهشی کافی نیست و یا مطالعات آنها فراگیر و ذو ابعاد نمیباشد. لهذا مراکز پژوهشی باید کلیهی پژوهشهای خود را بر اساس مطالعات، نیازسنجی و اولویتشناسی در مسیر گرهگشایی و تحوّل قرار دهند. » (غلامی، 1384: 18)
مباحث ارائه شده در دانشگاههای ما « فاقد ماهیّت کاربردی » هستند.( متقی، 1387: www.shahrvandemrouz.com ) در جامعه ایران به دلایل مختلف علم سیاست از صفحه عمل سیاسی به شدّت دور است و معلوم نیست که مراد واقعی از آموزش و پژوهش علوم سیاسی در ایران چیست؟ و این تحقیقات در پی حل کدام مسائل هستند؟ آیا صرفاً ورزشی فکری برای عدّهای محقق محسوب میشود و در هر صورت به بایگانی سپرده میشود؟ آیا علوم سیاسی دارای کارکرد تحلیلی صرف است یا میتواند کارکرد تجویزی هم داشته باشد؟ پژوهشگر سیاسی با چه هدفی پژوهش خود را هدایت کند؟ چنانچه آن چیزهایی که در دانشگاههای ما تدریس شده و مورد بحث و گفتگو قرار میگیرند ماهیّت کاربردی پیدا نکرده و صرفاً در حوزه نظری و تئوری باقی بمانند نمیتوان نقاط ضعف و قوت آنها را شناخت و آنها را اصلاح کرد. آزمون و خطا یکی از راههایی است که به شکل گیری یک نظریه منسجم و قوی کمک زیادی میتواند بکند.
علوم سیاسی از زمان شکلگیری آن در جوامع غربی تأثیر عمیقی در زندگی سیاسی و اجتماعی آن جوامع داشته و این روند همواره رو به تزاید بوده است. در یکی از کتاب‏های قدیمی در مورد علم سیاست در آمریکا در مورد کارکرد این علم آمده است: در آمریکا هدف علم سیاست تنها این نیست که قوانین علمی حکمروایی سیاسی بر انسان را فرمولبندی کند، بلکه تعیین یک راه و طریق زندگی خوب، هنر زندگی جمعی با روح همراهی و معاضدت آن است.(اندرسن و دیگران، 1348: 245)
بر این اساس همواره هدف علم سیاست علاوه بر کشف قانونمندی‏های زندگی سیاسی، تعیین راه زندگی جمعی نیز هست؛ حوزهای که معضل اساسی در جامعه ماست. این مسأله و چارهجویی برای آن تحقّق پیدا نمی‏کند مگر از این طریق که علوم سیاسی بتواند درباره مسائل و معضلات سیاسی و اجتماعی جامعه خود ارتباط برقرار کند، در حالی که تحقیقات و پژوهش‏های سیاسی در ایران جنبه بومی بسیار کمرنگی داشته است و این امر هم وجوه مختلفی دارد. به طور کلّی بین واقعیات زندگی سیاسی ایران و مطالب علم سیاست فاصله وجود دارد. از لحاظ عملی آموزش علوم سیاسی به شدّت با نیازهای داخلی کشور فاصله دارد و در عین حال به طور کلّی جنبه کاربردی آن به شدّت پایین است. در حال حاضر علوم سیاسی در ایران کمتر جنبه کاربردی دارد و شاید از این لحاظ هیچ تأثیری در سیاست گذاری عمومی کشور نداشته باشد، چرا که نه تحقیقات و پژوهش‏های علوم سیاسی و روابط بین‏الملل با این محوریت شکل می‏گیرند و نه سیاست‏گذاران به یافته‏های این پژوهش‏ها توجّهی دارند.
در خصوص فلسفهّ سیاسی نیز این مشکل وجود دارد. دانش فلسفه در جامعه ما به همان اندازه که در باب متافیزیک تقویت شد، از فلسفه‏های مضاف فاصله گرفته. دوری فلسفه از فلسفه‏های مضاف نتیجه‏ای جز بیگانه شدن این علم از واقعیّت‏های اجتماعی نداشت. بر عکس، در جهان غرب فلسفه‏های مضاف (همانند فلسفه سیاسی) رشد کردند و بین این رشته و واقعیّت‏های اجتماعی پیوندی عمیق برقرار ساختند. در یونان هم دغدغه اجتماعی فلاسفه زیاد بود، تا آن جا که حتّی افلاطون که یک فیلسوف ایدآلیست و «مدینه فاضله»ای تلقّی می‏شود، از سیاست به فلسفه رسید.(حقیقت، 1382: 168)
میتوان گفت از آنجا که علم سیاست پاسخی به واقعیات اجتماعی نمی‏دهد، در وضع بحرانی به سر میبرد. بحران وقتی پیدا می‏شود که یک علم یا پدیده، نتواند کارویژه‏های خود را انجام دهد. بنابراین چون بین علم سیاست و جامعه شناسی در ایران شکاف عمیقی وجود دارد و این دو با یکدیگر پیوند نخورده‏اند، می‏توان گفت علم سیاست در یک وضعیت بحرانی است.(بشیریه، 1378 :262)
در دنیا علم سیاست و سیاست‏گذاری با یکدیگر به طور فزاینده‏ای پیوند خورده‏اند و علوم سیاست‏گذاری به عنوان شاخه‏ای جدید از رشتههای علوم سیاسی تأسیس شده است که هدف آن ارایه طریق برای سیاست‏گذاری عمومی است و پیشرفت بسیاری کرده است.(اشتریان، 1376: 44)علوم سیاست‏گذاری به مطالعه سیاست‏ها وعملکردهای مشخص دولت در زمینه‏های گوناگون چون سیاست کشاورزی، سیاست تکنولوژیک، سیاست بهداشتی، و همچنین زیر مجموعههای گوناگون هر یک از این موارد میپردازد. علوم سیاست‏گذاری میتواند شناخت عملی ما را در زمینهی سیاست‏های بخش عمومی گسترش دهد؛ محتوا و جوهرهی دخالت‏های دولت در امور جامعه را باز شناسد و در یک کلام، از فعالیّت‏های بخش عمومی به صورت خرد سخن بگوید: دولت در چه جنبه‏هایی از امور عمومی را به عهده می‏گیرد؟ سیاسی یا اداری؟ منطقهای یا ملّی؟ و چگونه؟
علوم سیاسی در ایران به ویژه در امور مربوط به دولت در حیطه نظریهپردازی محض باقی ‏مانده است و این نظریه‏ها هم به دلیل فضای سیاسی چندان عمیق نیست و نتوانسته است به تمامی مطالب بپردازد و از لحاظ تاریخی این پژوهش‏ها کمکی به اعتلای کشور ما نکرده است. در سیاست خارجی هم با وجود تحوّلات جدید، وضعیت چندان مطلوب نبوده است و موضوعات مهمی چون امنیت، منافع ملّی و مقوله‏های مختلف دیگر نتوانسته‏اند در تحقیقات علوم سیاسی و روابط بینالملل جایگاهی پیداکنند.
از لحاظ تئوری نیز زمینه بسیاری از نظرات علوم سیاسی جوامع غربی و برخاسته از تاریخ غرب است بر پژوهشگر علوم سیاسی ایران است که قبل از استفاده از این تئوری‏ها معلوم کند تا چه حدی این تئوری‏ها قابل تطبیق بر مسائل ایران است؛ برای مثال تئوری رئالیسم می‏تواند سیاست خارجی ایران را مورد تبیین قرار دهد.(اشتریان، 1379: 115) بنابراین عدم تناسب با شرایط ایران و عدم پاسخ گویی به نیازهای ملّی، عناصر اساسی هستند که رشته علوم سیاسی فاقد آنهاست. این امر علاوه بر رشته علوم سیاسی در بین متخصصان این رشته نیز مشاهده میشود. بنابراین به طورکلی این رشته در پاسخ‏گویی به معضلات سیاسی – اجتماعی جامعه ایران ناکارآمد نشان داده است. خصلت بومی نبودن در زمینه‏های مختلفی از جمله تئوری، موضوعات، پرسش‏ها و شاخص‏ها باید مورد توجّه واقع شود.
در شرایطی تولید دانش و منجمله دانش سیاسی‏ اولویت و اهمیّت پیدا میکند که جامعه در پی اکتساب راه‏حل‏های جدید، روش‏های نوین، اسلوب‏های بدیع و طرح‏های مشکل‏گشا و به فکر بهره برداری از این شناخت باشد؛ یعنی این که شناخت به کاربرد بینجامد.
4-2-4-ترجمهی متون جدید و به روز علمی
نبود رابطه مناسب با جهان غرب، مسلّط نبودن بسیاری از دانشپژوهان به زبان انگلیسی وترجمه‏های ناقص برخی از مشکلات علوم سیاسی در ایران است. مفاهیمی که در بستر خاص مغرب زمین شکل گرفته‏اند، گاه در انتقالشان دچار کژتابی می‏شوند. (حقیقت، 1382: 168) مرحوم حمید عنایت سال‏ها پیش فقدان کتاب‏های درسی مناسب، اساتید واجد شرایط و عدم آشنایی دانشجویان با زبان انگلیسی را از جمله موانع پیشرفت علوم سیاسی میدانست.(غرایان زندی، 1381: 324) البتّه این بدان معنا نیست که گرایش به سمت ترجمه متون جدید و دسته اوّل غربی ما را به سمت روحیه ترجمه گرایی سوق دهد. روحیهی ترجمه گرایی و نگرش انحصاری به مفاهیم وارداتی از جمله موانع اساسی در تولید علم است. نباید ترجمهها به معنای تأیید بی چون و چرای آنها و اعمال کردن نظریهای آنها در جامعهباشد. بلکه هدف آگاهی یافتن از جدیدترین دستاوردهای علمی در حوزه سیاست است. بارها اتفاق افتاده که برخی از دانشگاهیان ما از نظریهای دفاع کرده و متفکّران آن نظریات را در حد اسطورهها بزرگ میکنند، در حالی در خود غرب آن نظریات زیر سؤال رفته و یا نظریات جدیدی در رد آن نظریات روی کار آمده امّا هنوز در کشور ما مطرح نشدهاند.
از طرف دیگر امروزه با وجود این‏که کتاب‏های بسیاری به فارسی برگردانده شده است، به دلیل انطباق بسیاری از این آثار با شرایط سیاسی – اجتماعی ایران این آثار تحوّل اساسی در وضعیت علم سیاست در ایران از لحاظ علمی و کاربردی به وجود نیاورده است.
5-2-4-ایجاد مناظرات تئوریک در علم سیاست
دکتر حمید عنایت معتقد است عوامل تضعیف علوم سیاسی هرچه باشند از متفرعات یک عامل کلّی و بنیادی که در ایران معاصر به چشم می خورد به شمار می روند. این عامل همان نبودن سنّت مباحثه سیاسی است به صورت آزاد و در عین حال مقرون به مسؤولیت. این عامل منفی صرف نظر از موجباتش، یک مانع اصلی در راه رشته علوم سیاسی ایران بوده است.(غرایاق زندی، 1381: 321) یکی از بهترین راههای ایجاد فضای باز فکری که زمینهساز خوبی برای مبحث نظریهپردازی است ایجاد مناظرات علمی و تخصصی و منطقی در فضای دانشگاهی و همچنین تشکیل کرسیهای آزاداندیشی است. این مناظرات و کرسیهای آزاداندیشی به تحلیل، تبیین و نقد و بررسی و درک بهتر و صحیح از سایر نظریات کمک کرده و حتّی از دل این مناظرات تئوریک و مباحث علمی ممکن است ایدههای ناب که منجر به یک نظریه علمی شود بیرون بیاید.
در همین راستا رهبر معظّم انقلاب، حضرت آیت اللَّه خامنه‏ای، در بخشی از پاسخ خود به نامه جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه، در باب مناظره و اهمیّت آن فرمودند:
« نباید از «آزادی»ترسید و از «مناظره» گریخت و «نقد و انتقاد» را به کالایی قاچاق یا امری تشریفاتی تبدیل کرد، چنان‏که نباید به جای مناظره به «جدال و مراء» گرفتار آمد و به جای آزادی، به دام هتاکی و مسئولیت‏گریزی لغزید. آن روز که سهم «آزادی و اخلاق» و سهم «منطق» همه یکجا و در کنار یکدیگر ادا شود، آغاز روند خلاقیّت علمی در تفکّر بالنده دینی در این جامعه است و کلید جنبش «تولید نرم‏افزاری علمی و دینی» در کلیه علوم و معارف دانشگاهی و حوزوی زده شده است.»( شریفی، 1386: 132-133)
6-2-4- گسترش فرهنگ نقد و نقدپذیری
نقد و نقادی یکی از مهمترین راهکارها در جهت جنبش نرم افزاری و تولید علم است. تا زمانی که نقد و نقادی به شیوه صحیح و درست آن در جامعه به یک فرهنگ عمومی تبدیل نشده است نمیتوان امید به تولید علم داشت.

مطلب مشابه :  آزمودن و تعیین دوباره مدل

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید