سبز اندیشان امروز

سلسله مراتب فضایی

با توجه به اهداف و دیدگاههای مطرح شده در بخشهای گذشته در خصوص معیارهای شناخت ساخت اصلی به یک دستهبندی جدید از معیارها دست یافته شد. برای ساماندهی شرایط موجود استخوانبندی شهرها، علاوه بر شناخت وضعیت موجود میبایست قابلیتهای ساماندهی و بهبود ویژگیهای کمی و کیفی نیز شناخته و ارزیابی شود. به طور کلی به منظور شناخت استخوانبندی 3 دسته معیار مورد سنجش قرار می‌گیرد که به شرح ذیل می‌باشند.
مشخصات کالبدی شهر( فرم شهر)
مشخصات فعالیتی و عملکردی اجزاء شهر
مشخصات فضایی اجزاء شهر
دکتر بذرگر، در کتاب در ” شهرسازی و ساخت اصلی شهر” در خصوص معیارهای استخوانبندی شهر 9 دسته معیار معرفی می‌کند و برای هر یک از این معیارها، زیر معیارهایی را برگزیده و مورد سنجش قرار میدهد. این معیارهای 9 گانه به شرح ذیل است.
1. معیار عوامل محیطی و طبیعی 2. پایداری 3.تردد اجتماعی4. مقیاس عملکردی (دامنه نوسان عملکردی) 5. اهمیت کارکردی 6. عرصه عمومی 7. اندازه 8. ارزش فضایی کالبدی و جنبه های نمادین 9.رابطه فضایی
همچنین دکتر سید محسن حبیبی در مقالهای تحت عنوان «چگونگی الگوپذیری و تجدید سازمان محله» که در نشریه هنرهای زیبای دانشگاه تهران شماره 13 به چاپ رسیده است، همزمانی و در زمانی حرکات انسانی (مجموعه رفتارها و فعالیتها) را به مثابه نیروهای پیوند دهندهی عناصر استخوانبندی دانسته به 8 روش ساماندهی پرداخته است.
البته قابل ذکر است این روشها، به هیچ وجه معیارهای شناخت عناصر استخوانبندی نمی‌باشند بلکه نیروهای سازمانیافته در جهت تقویت جایگاه عناصر استخوانبندی در شهر هستند.
– معیارهای ساماندهی نیروهای پیوند دهنده عناصر استخوانبندی اصلی شهراز نظر دکتر حبیبی
1. ایجاد تقویت و تداوم محور اصلی 2. ایجاد شبکه ای از مراکز بر حسب سلسله مراتب فضایی – کالبدی 3. ایجاد وحدت در شکل معماری 4. ایجاد نمادهای مرتبط با یکدیگر (هماهنگ و نمادین) 5. ترکیب وحدت گرایانهی عملکردها 6. خلق فضای تسهیل کننده روابط اجتماعی 7.نهادینه کردن سلسله مراتب فضایی 8.ایجاد گذر پیاده
با توجه به مباحث فوق معیارهای اصلی شناخت استخوان اصلی شهر مطابق زیر ارائه می‌گردد.

( دیاگرام شماره 2-3 ) معیارهای شناخت استخوانبندی اصلی شهر
منبع : نگارنده، 1393.
2-8-3 معیارهای شناخت استخوانبندی اصلی شهر
1. اولین ویژگی مورد بحث عوامل محدود کننده یا مانع میباشند که می‌تواند عناصر زیستی طبیعی و محیطی و یا عناصر مصنوع انسان ساخت باشد. دکتر حبیبی در کتاب “از شار تا شهر” به تأثیر این عوامل در شکلگیری کالبدی و تظاهرات فضایی کانونهای زیستی اشاره می‌کند. در شهرهای انگلیسی نظیر لندن، بیرمنگام و … رودخانه از مهمترین عواملی است که علاوه بر تأثیرگذاری شدید بر فرم و شکل شهر، ساخت اصلی شهر را هویت میبخشد. در تهران می‌توان به کوه های شمالی شهر، در شیراز ارتفاعاتی نظیر باباکوهی از جمله عناصری اشاره نمود که موجب تأثیرگذاری بر ساخت شهر میشوند.
از این رو بررسی موقعیت استقرار جغرافیایی شهر و تأثیر آن بر ساخت اصلی و توجه به تنگناها و قابلیتهایی که در شهر ایجاد می‌کنند از جمله عواملی میباشد که در مطالعه و بررسی ساخت شهر میبایست مورد بررسی قرار گیرند.
( تصویر شماره 2-15 ) عوامل محدود کننده
منبع : نگارنده، 1393
2. معیار ثبات یا پایداری در طول زمان (stability)
کوین لینچ در کتاب ارزشمند «تئوری شکل خوب شهر» پایداری را میزان مقاومت و دوام عناصر کالبدی یک شهر در مقابل عوامل فرسوده کننده و زوال میداند که در طول دورههای طولانی توانایی فعالیت را دارا باشند.
از سوی دیگر ذکر این نکته نیز ضروری میرسد که اعتبار و ارزش مکانهای مختلف برخواسته از پیشینه تاریخی آنهاست به این معنا که حاصل اعتبار کالبدی فعالیتی است که درطول زمان برخوردار شده است.
براساس این معیار، عناصر و عواملی که پایدارتر و بادوامتر بودهاند، اعم از فضاها و تودههای شهر، شاکلهی ساخت اصلی شهر را تشکیل داده و درتقویت و یا تضعیف استخوانبندی نقش مهمی را ایفا می‌کنند. به تعبیری دیگر، عناصر و یا فضاهایی که از بعد کالبدی و کارکردی یا عملکردی درطول زمان به حیات خود ادامه دادهاند، عناصر پایدار در ساخت اصلی میباشند.
از این رو به منظور دستیابی به عناصر پایدار، میبایست توسعهی شهر در دورههای تاریخی مختلف بررسی و عناصر الحاقی و گسسته شاکلهی شهر به صورت عناصر ثابت و متغیر بررسی گردد و عناصر را می‌توان در دو حالت 2 بعدی و سه بعدی از جهت فرم، الگو و اندازه نظیر ارتفاع، احجام، سبک معماری، ترکیب فضایی، موقعیت قرارگیری و … مورد توجه قرار داد.
( تصویر شماره 2-16 ) پایداری در طول زمان
منبع : نگارنده، 1393

                                                    .