2-2-10-3- استراتژی‌های فردی پیشگیری از فشار روانی
چنانچه استراتژی‌های سازمانی پیشگیری از فشار زاها به طورکامل موثرنباشد و فرد فشار روانی را ادراک کند باید استراتژی‌های پیشگیری ازفشار روانی مد نظرقرار گیرند.
الف- عوامل وضیعتی- شخصی: وضعیتی که فرد در آن قرارگرفته است و صفات شخصی، درتعامل با هم، بر چگونگی ادراک فشار روانی تاثیر می‌گذارند. وضعیت‌های مبهم،احساس تنهایی و مواجهه مکرر با فشار روانی ممکن است برتفسیر فرد از فشار روانی تاثیر گذارد. فرد ممکن است در حالت خستگی یک وضعیت را فشار روانی زا ادراک کند ولی درحالت شادمانی و سرحال در همان وضعیت احساس فشار روانی نداشته باشد. تعامل صفات شخصی همچون کانون کنترل، عزت نفس، تجربه، خود باوری و خوش بینی با عوامل وضعیتی در تجربه فشار روانی موثرند. (قلی‌پور، 1386: 296)
ب- ارزیابی شناختی از فشار روانی: ارزیابی شناختی به چگونگی ادراک فرد از فشار روانی اشاره دارد. افراد بر اساس ادراک خود از واقعیت عمل می کنند نه خود واقعیت. ممکن است فشار روانی وجود نداشته باشد ولی فرد احساس فشار روانی کند و برعکس. علاوه بر این، افراد متفاوت یک وضعیت فشار روانی زا را به صورت متفاوت ادراک و تفسیر می کنند.مثلاً برداشت وتفسیر افراد متفاوت ازبیکار شدن یکسان نیست. عده‌ای‌از این که بیکار می‌شوند احساس خوبی دارند و آن را مثبت ارزیابی می کنند چرا که می‌توانند آزادانه از وقت خود استفاده کنند. در مقابل برای عده‌ای بیکاری یک عامل فشار روانی زا، منفی و تضعیف‌کننده روحیه است. بنابراین هر چقدر بتوان ادراک فرد را به جنبه‌های مثبت نزدیک‌تر کرد پیشگیری به صورت موثرتر رخ می‌دهد. (قلی‌پور، 1386: 296)
ج- فنون سازگاری:اگر عوامل وضعیتی- شخصیتی و ارزیابی شناختی ازفشار روانی مثبت باشد و فرد فشار روانی را ادراک کند، فنون سازگاری کارساز است . فنون سازگاری شامل ستیز و گریز است. وقتی موقعیت و قدرت فرد برای فایق آمدن برفشار روانی مطلوب باشد فن فعال کارسازتر است. فن سازگاری گریز یا اجتناب به این معنی است که برخوردی با مسأله صورت نگیرد. در این حالت، فرد به صورت انفعالی فشار روانی را پذیرفته، به شرایط تن می دهد و اطاعت کردن را پیشه می کند یاکار خود را به طور موقت یا دائم رها می کند. (قلی‌پور، 1386: 297)
د- انطباق:فراگرد مدیریت تقاضاهای درونی و بیرونی را که تحمیلی ارزیابی می‌شود یا فراتر از منابع شخص است انطباق گویند. از آنجا که انطباق اثر بخش به کاهش تاثیر عوامل فشار روانی و فشار روانی کمک می کند با شناخت بهتر این فراگرد می‌توان مهارت‌های مدیریتی لازم را بدست آورد و به زندگی شخصی نیز پرداخت. فراگرد انطباق سه بخش عمده دارد: 1) عوامل وضعیتی و شخصی، 2) ارزیابی‌های شناختی از عامل فشار روانی و 3) راهبردهای انطباق. (رضائیان، 1387: 77)
1- عوامل وضعیتی و شخصی: عوامل محیطی را که بر چگونگی تعبیر و تفسیر عوامل فشار روانی اثر دارند عوامل وضعیتی گویند. به طور کلی ابهام در وضعیت، نظیر قدم زدن در شب در طول خیابانی تاریک در ناحیه‌ای نا آشنا، تعیین اینکه آیا وضعیت خطرناکی در پیش است یا خیر را دشوار می سازد. ابهام موجب تفاوت در چگونگی ارزیابی افراد و در نتیجه نحوه انطباق آنان با عوامل فشار روانی می‌گردد. سایر عوامل وضعیتی، تناوب قرار گرفتن در معرض عامل فشار روانی و نداشتن شبکه های حمایت اجتماعی است. عوامل شخصی عبارتند از صفات شخصیتی و منابع فردی‌ که بر ارزیابی عوامل فشار روانی تاثیر می‌گذارند. برای مثال، خستگی یا بیماری می تواند تعبیر و تفسیر فرد از عوامل فشار روانی را مخدوش کند و بنابراین فرد بسیار خسته ممکن است یک پرسش صادقانه را تهدید یا چالش ارزیابی نماید. طبق یافته‌های پژوهشی صفات شخصیتی مانند مرکز کنترل درونی، احترام به خود، خوش بینی و تجربه کاری بر ارزیابی عوامل فشار روانی اثرگذار می‌باشند. (رضائیان، 1387: 78)
2- ارزیابی شناختی عوامل فشار روانی:ارزیابی شناختی بیانگر ادراک کلی فرد یا ارزیابی وی از یک وضعیت یا عامل فشار روانی می‌باشد. ارزیابی شناختی بخش مهم فراگرد فشار روانی است؛ زیرا افراد یک عامل فشار روانی واحد را به صورت‌های گوناگون تعبیر و تفسیر می‌کنند. برای مثال برخی از افراد دوره بیکاری را تجربه مثبت آزاد بودن به شمار می آورند، در حالی که دیگران آن را عامل منفی و تضعیف کننده روحیه می‌شناسند. افراد هنگام ارزیابی اثر بالقوه عوامل فشار روانی بر زندگی‌شان، دو نوع ارزیابی صورت می دهند: ارزیابی آغازین و ارزیابی نهایی. ارزیابی آغازین طبقه‌بندی وضعیت یا عامل فشار روانی به نامربوط، مثبت یا موجد فشار روانی است. بدیهی است که ارزیابی‌های شناختی عوامل فشار روانی، مهمترین عامل از منظر این بحث می باشد؛ زیرا زیان آور، تهدید آمیز یا چاشی بودن وضعیت یا عامل فشار روانی را مشخص می سازد. شناخت تفاوت میان این ارزیابی‌ها چون بر چگونگی انطباق افراد اثر دارد حائز اهمیت است. زیان آور (شامل از دست دادن) بیانگر لطمه‌ای است که هم‌اکنون به وقوع پیوسته است. تهدید، زیان بالقوه را در بر دارد و چالش به معنی امکان کسب نفع قابل ملاحظه تحت مخالفت‌های سرسختانه و نابرابری‌های زیاد می‌باشد. انطباق با رخداد زیان‌آور معمولا به معنی کاری نکردن یا تعبیر و تفسیر مجدد چیزی است که در گذشته رخ داده. زیرا لطمه هم‌اکنون وارد شده است. در مقابل، وضعیت‌های تهدید‌آمیز، انتظار انطباق را دارد، بدین معنی که افراد از طریق آمادگی برای زیانی که ممکن است در آینده وارد شود خود را با تهدید انطباق می‌دهند. چالش نیز انطباق را فعال می‌سازد. بر خلاف تهدید، فرد در ارزیابی چالش بر آنچه می توان به دست آورد نه آنچه ممکن است از دست برود تمرکز می یابد. ارزیابی نهایی، پاسخ به فشار روانی ارزیابی آغازین است و ارزیابی آنچه که باید صورت داد تا سطح فشار روانی کاهش یابد. شخص در ضمن ارزیابی نهایی راهبردهای انطباق، در دسترس و کارساز بودن هر یک از آنها را در وضعیت حاضر بررسی می‌کند. سرانجام ترکیبی از ارزیابی‌های آغازین و نهایی بر انتخاب راهبرد انطباق برای کاهش فشار روانی تاثیر می‌گذارند. (رضائیان، 1387: 79)
3- راهبردهای انطباق: رفتارها و شناخت‌های خاصی که برای انطباق با وضعیت به کار می‌روند راهبردهای انطباق را مشخص می‌کنند. افراد ترکیبی از سه رهیافت را برای انطباق با عوامل فشار روانی و فشار روانی را به کار می‌گیرند. نخستین گزینه راهبرد کنترل نامیده می‌شود که شامل رفتارها یا شناخت‌هایی است که برای پیش‌بینی یا حل مسائل به طور مستقیم به کار می روند. راهبرد کنترل، آهنگ پذیرش مسئولیت را دارد. رها کردن شغل خود به منظور انعطاف در زندگی را به عنوان یک رفتار در نظر بگیرید. برخی از زنان برای رسیدگی بهتر به فرزندان خود کارشان را رها می کنند. در مقابل رویاروی مستقیم با مساله راهبرد گریز قرار داد که به اجتناب از مساله منجر می‌شود. رفتارها و شناخت‌هایی به کار گرفته می‌شوند که اجتناب یا فرار از وضعیت‌های موجد فشار روانی را تجویز می‌کنند. هنگامی افراد از این راهبرد استفاده می کنند که به طور انفعالی وضعیت‌های موجد فشار روانی را پذیرفته باشند و در مقابله با علت فشار روانی کوتاهی نمایند (برای مثال همکار مطیع). سرانجام راهبرد مدیریت علائم، شامل روش‌هایی نظیر آرام‌سازی، درمان به روش‌های غیر پزشکی، درمان پزشکی یا ورزش برای مدیریت علائم فشار روانی حرفه‌ای است. (رضائیان، 1387: 80)
بین ارزیابی شناختی فرد از عامل فشار روانی و انتخاب نوع راهبرد انطباق همبستگی وجود دارد. عوامل فردی، ارزیابی شناختی و راهبردهای انطباق همگی علائم روان شناختی فشار روانی را به طور قابل شناختی و راهبردهای انطباق همگی علائم روان شناختی فشار روانی را به طور قابل ملاحظه‌ای پیش‌بینی کرده‌اند. به هر حال، یافته‌های پژوهشی به روشنی نشان نمی‌دهند که کدام نوع از راهبردهای انطباق یعنی کنترل، گریز یا مدیریت علائم فشار روانی می‌تواند اثربخش‌ترین راهبرد باشد. برای مثال فرار از فشار روانی با رفتن به مرخصی، گاهی بهتر از مقابله با عامل فشار روانی به کمک راهبرد کنترل می‌باشد. ضمن آنکه پژوهشگران به تازگی برای معین ساختن روابط اقتضایی میان عوامل تلاش می کنند. یافته های پژوهشی پیشین حاکی است که باید رهیافت اقتضایی را برای انطباق با عوامل فشار روانی به کارکنان آموخت. این کار می‌تواند با کمک به کارکنان جهت شناسایی عوامل فشار روانی زیانبار یا تهدید آمیز آغاز گردد. برای کمک به کارکنان جهت مدیریت و احتمالا حذف بیشتر عوامل فشار روانی وخیم می‌توان از آموزش پشتیبانی مدیریتی سود جست. (رضائیان، 1387: 81)
2-2-10-4- استراتژی‌های سازمانی پیشگیری از فشار روانی
الف- مشاوره‌های روانی: یکی از امکاناتی که سازمان‌های امروزی برای پیشگیری ازفشار روانی فراهم کرده‌اند مراکز مشاوره روان‌شناختی است. برای مثال دانشگاهها این نوع خدمات را به صورت رایگان به دانشجویان ارائه می کنند. در بسیاری از سازمان‌ها نیز این گونه خدمات کاملاً رایگان ارائه می‌شود. روانشناسان و روان‌پزشکان این مراکز کمک می کنند که فرد ادراک خود رانسبت به شرایط تغییر دهد و بر عوامل فشار روانی زا غلبه کند. (قلی‌پور، 1386: 297)
ب- حمایت اجتماعی: سازمانها و گروهایی که افراد آن مشکلات و شادی‌هایشان را با همدیگر در میان نمی‌گذارندفشار روانی زیادتری را تجربه می کنند. در این گروه‌ها معمولاً انسجام گروهی پایین است. انسجام یا با هم بودن برای کارکنان بویژه کارکنان رده‌های عملیاتی سازمان بسیار مهم است. تحقیقات نشان می دهد که نبود حمایت اجتماعی موجب بروز هزینه‌های بهداشتی درمانی زیادتری به دلیل تجربه فشار روانی می شود. (قلی‌پور، 1386: 297)
گفتگو با یک دوست یا شرکت در محفل دوستانه و بذله گویی در اوقات ترس و یا فشار روانی یا مواقع تنهایی می تواند آرامش بخش باشد. داشتن روابط اجتماعی مناسب به افراد کمک می کند فشار روانی را بهتر مدیریت کنند. میزان ادراک فرد از سودمندی روابط اجتماعی را حمایت اجتماعی می‌گویند. نکته حائز اهمیت آنکه کمیت و کیفیت روابط اجتماعی فرد حمایت اجتماعی را معین می‌سازد. ساز و کارهای حمایت اجتماعی در نمودار زیر آمده است. برای استفاده از شبکه حمایتی باید نسبت به آنان شناخت داشت. شبکه حمایت اجتماعی از پنج منبع ناشی می شود: 1) هنجارهای فرهنگی، 2) نهادهای اجتماعی، 3) سازمانها، 4) گروه‌ها و 5) افراد. برای مثال در ژاپن فرهنگ حمایت و مراقبت از سالمندان بیشتر مورد تاکید است تا امریکا؛ بدین ترتیب فرهنگ ژاپنی منبع قوی حمایت اجتماعی برای سالمندان ژاپنی بشمار می آید. یا برای مثال دیگر، افراد ممکن است از حمایت نهادهای اجتماعی نظیر سازمان تامین اجتماعی، کمیته امداد یا سایر مراکز خیریه، خانواده و دوستان استفاده کنند.
انواع حمایت اجتماعی:
منابع حمایت اجتماعی چهار نوع حمایت را فراهم می آورند:
حمایت از طریق تکریم. ارائه اطلاعاتی مبنی بر آنکه شخص علی رغم وجود مسائل یا نقصانهایی در کارش مورد تایید و احترام باشد.
حمایت اطلاعاتی. کمک کردن به فرد در تعریف و شناخت مسائل و انطباق با آن‌ها
مصاحبت اجتماعی. اوقات فراغت خود را با دیگران صرف کردن و به فعالیتهای تفریحی پرداختن
حمایت ابزاری. فراهم کردن کمک مالی، منابع مادی یا خدمات موردنیاز (رضائیان، 1387: 69)

نمودار 2-10: مدل جریان سازوکارهای حمایت اجتماعی(رضاییان، 1387: 71)
از منظر شخصی و حرفه‌ای فراهم کردن و استفاده از حمایت اجتماعی مفید است. در صورتی که فرد بداند حمایت اجتماعی در دسترس اوست، تصمیم به استفاده یا عدم استفاده از آن خواهد گرفت. به طور کلی حمایت با یک یا دو نوع هدف مورد استفاده قرار می‌گیرد. هدف اول که از نظر قلمرو بسیار گسترده است حمایت اجتماعی کلی نامیده می شود و کلیه حمایت‌های فراهم آمده از چهار منبع را در بر می‌گیرد و برای هر وضعیت و در هر زمان کاربرد دارد. هف دوم که قلمرو محدودی دارد حمایت اجتماعی وظیفه‌ای نام دارد و در وضعیت‌های خاص از عواقب منفی عوامل موجد فشار روانی می کاهد. تکیه بر حمایت اجتماعی کلی در وضعیت‌های نامناسب چندان مفید نیست. برای مثال در صورتی که کسی شغل خود را از دست بدهد حمایت وظیفه ای که بیمه بیکاری برای وی فراهم می‌آورد عامل بهتری برای کاهش فشار روانی نسبت به همدردی دوستان می‌باشد. از سوی دیگر مصاحبت اجتماعی برای رفع تنهایی سودمندتر از حمایت ابزاری خواهد بود. پس از استفاده از حمایت اجتماعی با هدف‌های مذکور، اثربخشی آن‌ها را می‌توان معین ساخت. در صورتی که موجب دلداری و آسودگی خاطر نگردید می‌توان گفت نوع حمایت مناسب نبوده است. حلقه‌ی بازخور نمودار بالا از نتیجه‌ی حمایت اجتماعی، بر ادراک فرد از فراهم بودن حمایت تاثیر می‌گذارد. (رضائیان، 1387: 69)
تحقیقات نشان می‌دهد که «حمایت اجتماعی کلی» با فراگردهای فیزیولوژیک و مرگ و میر رابطه معکوس دارد. به دیگر سخن افرادی که از حمایت اجتماعی ناچیزی برخوردارند سیستم قلبی عروقی و سیستم ایمنی آنان در برابر بیماری‌ها کارکرد ضعیف‌تری دارد و زودتر از افراد برخوردار از حمایت اجتماعی فوت می‌کنند. علاوه بر این، حمایت اجتماعی کلی، انسان را در برابر تنیدگی، افسردگی، اضطراب، تنهایی، فشار خون و سایر بیماری‌ها محافظت می‌کند. برعکس حمایت اجتماعی منفی که موجب می‌شود کس دیگری را تحقیر کند بر سلامت فکری انسان اثر منفی دارد. توصیه می‌شود افراد از معاشرت با کسانی که سعی دارند در تحقیر و تضعیف روحیه آنان دارند دوری گزینند. گاهی به نظر می رسد که حمایت اجتماعی به عنوان ضربه‌گیر در برابر فشار روانی عمل می‌کند، ولی به طور دقیق مشخص نیست که در چه هنگامی یا چرا چنین عمل می‌کند و تحقیقات بیشتری در این زمینه لازم است صورت پذیرد. سرانجام همانطور که در نمودار 2-10 آمده، حمایت اجتماعی کلی با فراهم بودن منابع حمایتی ارتباط مثبت دارد، یعنی افرادی که با تعداد بیشتری از دوستان یا همکاران در تعامل می‌باشند پایه گسترده‌تری برای دریافت حمایت اجتماعی در مواقع نیاز دارند. (رضائیان، 1387: 69)

                                                    .