رشته حقوق

سازمان بهداشت جهانی

دانلود پایان نامه

۵۴ کلمبیا ۶٫۱۷۶ ۱۱۰ هائیتی ۴٫۰۹۰
۵۵ کویت ۶٫۱۷۱ ۱۱۱ زیمباوه ۳٫۸۹۲
۵۶ السالوادور ۶٫۱۶۴

2-22-6 کیفیت زندگی سالمندی
به نظر می‌رسد سالمندان به دلیل کهولت و کاهش تواناییهایشان و هم این که از اقشار آسیب پذیر جامعه محسوب میشوند بایستی تحت توجه و حمایتهای لازم قرار گیرند و نیازهای آنان در ابعاد جسمی، اجتماعی و روانی مورد ارزیابی و بررسی قرار گیرد. بیماری، ناتوانی، اختلالات ذهنی، فوت همسر، فقر و بسیاری عوامل اجتماعی دیگر باعث می‌شوند تا نیازهای سالمندان در پار‌های موارد متفاوت با نیازهای سایر اقشار جامعه باشد که توجه به آ نها حائز اهمیت بسیار است .ا ز نظر بیرز، سالمندی نتیجه یک سیر و روند کند بیولوژیک است که علایم ظاهری آن شامل سپید شدن مو، چین و چروک در پوست، پیرچشمی، کاهش شنوایی، کندی در تحرک، خمیدگی، کاهش قدرت عضلات، مشکلات تنفسی و امثال آن است (بیر و مارک ، 2000). این اختلالات می‌توانندبر جنبههای مختلف کیفیت زندگی سالمندان تأثیر بگذارند.
2-23 عملکرد جنسی
تمایلات جنسی همواره کانون کنجکاوی، علاقه و تحلیل بشر بوده است. ترسیم رفتار جنسی از دوران نقاشی‌های غارنشینان ماقبل تاریخ تا تصاویر و نقاشی‌های داوینچی در مورد مقاربت و تا سایت‌های هرزه‌نگاری موجود در اینترنت وجود داشته است. پیش از آنکه فروید تأثیر تجارب دوران کودکی را روی شخصیت بزرگسالی توصیف کند، دنیا از عالم‌گیر بودن فعالیت جنسی در کودکان بی‌خبر بود. در واقع بیشتر تجارب یادگیری جنسی در کودکی بدون اطلاع والدین انجام می‌شود. مشاهدات کودکان نشان می‌دهد که در شیرخواران بازی با اعضای تناسلی بخشی از رشد طبیعی است. طبق نظرات هری‌هارلودر میمونها تعامل با مادر و همسالان برای رشد رفتار جنسی مؤثر در بزرگسالی ضروری است که این یافته‌ها با اجتماعی شدن بهنجار کودکان ارتباط دارد. در جریان یک دوره بحرانی رشد، کودکان نسبت به انواع خاصی محرکها حساسیت بخصوصی دارند اما بعد از آن ممکن است در برابر آن محرکها مقاوم شوند. روابط دقیق دوره‌های بحرانی با رشد روانی ـ جنسی هنوز مشخص نشده است. احتمالاً مراحل رشد روانی جنسی فروید توصیف تقریبی از این روابط است (کاپلان و سادوک، 2007، ترجمه رضاعی، 1387).
از پیشگامان مطالعه رفتار جنسی می‌توان به‌هارلاک الیس و زیگموند فروید اشاره کرد. الیس یک پزشک انگلیسی، روانشناس و نویسنده بود که نتایج بررسی‌های خود را در کتاب “روانشناسی رفتار جنسی ” در هفت جلد میان سالهای 1897 و 1928 منتشر کرد. فروید نیز در سال 1905 کتاب خود را تحت عنوان “سه رساله درباره تمایل جنسی ” انتشار داد. او در این کتاب به مطالعه رشد روانی جنسی انسان از کودکی تا بلوغ پرداخت و همچنین انحراف‌ها و اختلافات جنسی را مورد بررسی قرار داد (لیندزی و تامپسون ، 1988، به نقل از کجباف، 1387). از دیگر مطالعات مهم علمی در بررسی رفتارهای و تمایلات جنسی توسط زمینه‌یابی‌های وسیع آلفرد کنیزی و همکارانش در سال 1948 صورت گرفت. اطلاعات جنسی بدست آمده از مصاحبه با چندین هزار نفر مورد تحلیل قرار گرفته و به صورت دو کتاب به نام‌های “رفتارهای جنسی انسان مذکر ” و “رفتارهای جنسی انسان مؤنث ” ارائه شد. سپس مسترز و جانسون در سال 1966 به مشاهده پاسخهای جنسی در آزمایشگاه پرداختند و پاسخ‌های فیزیولوژیک افراد و احساس‌های درون ذهنی آنان را در ارتباط با فعالیت جنسی ثبت کردند. اگرچه مسترز و جانسون اذعان داشتند که فعالیت جنسی انسان دارای ابعاد دیگری بجز ابعاد زیست‌ شناختی نیز هست اما مطالعات آنان در این زمینه کمک شایانی به فهم ماهیت رفتار جنسی انسان و حل مشکلات نموده است (اتکینسون و همکاران، 2003، ترجمه رفیعی، 1384). چنانکه تا قبل از مطالعات مسترز و جانسون روانشناسان و روانپزشکان معتقد به مکتب روانکاوی با وجود پذیرش افراد با اختلال جنسی با صرف وقت و هزینه زیاد، نتایج درمانی ناچیزی می‌گرفتند، ولی در سال 1970 مسترز و جانسون با انتشار کتاب معروف خود نگرش تازه‌ای برای فهم بهتر فیزیولوژی و در نهایت درمان اختلالات جنسی اولیه ارائه دادند که منجر به نتایج درمانی بسیار بهتری گردید (اسپنس،1995،ترجمه توزنده جانی وهمکاران، 1389).
تمایلات جنسی بخش مهمی از زندگی انسان محسوب می‌شوند که سهم اساسی در کیفیت زندگی افراد و سلامت آنها دارند( والش و برمن ،2004). فروید بعنوان بنیانگذار نظریه روانتحلیلگری، میل جنسی را امری طبیعی و فیزیولوژیک میدانست که اساس نیازهای انسانی است( فروید، 1953؛ به نقل از علی اکبری دهکردی، 1389) و به عقیده مزلو، نظریهپرداز انسانگرا در سال 1960، برآورده نشدن این نیاز، تعالی انسان را به شدت آسیبپذیر میکند(علیاکبری و کیغبادی، 1388).مسترز و جانسون اولین کسانی بودند که بهطور علمی به مطالعه سیستماتیک رفتارهای جنسی انسان پرداختند. آنها مولفههای جنسی را میل جنسی، تهییچ یا تحریک، ارگاسم و فرو نشینی میدانند(مسترز،1996؛ به نقل از علیاکبری دهکردی، 1389). یکی از جدیدترین نظریههای عملکرد جنسی مربوط به روزن و همکاران در سال 2000 است که آنها 6 مولفه در مورد عملکرد جنسی زنان تععین کرده اند: 1- مولفه میل جنسی(تمایل فرد به انجام فعالیت جنسی)؛ 2- برانگیختگی جنسی ( برانگیختن پاسخهای فیزیولوژیک در اندامهای جنسی، که شامل متورم شدن لبیا، لوبرکاسیون واژینال و پرخونی عروقی است)؛ 3- لغزندهسازی یا رطوبت که بهدنبال تحریک جنسی، ترشحات واژن موجب لغزندهشدن آن میشود؛ 4- ارگاسم یا اوج لذت جنسی یا انقباضات ریتمیک عضلانی رحم، یک سوم خارجی واژن؛ 5- رضایت جنسی که شامل نزدیکی با همسر، رضایت از روابط جنسی و رضایت از سراسر زندگی جنسی است؛ 6- درد (میزان درد واژینال در حین مقاربت و پس از آن است) (روزن و همکاران، 2000؛ به نقل از علی اکبری دهکردی، 1388) بیسون بیان میکند که عملکرد جنسی مانند یک چرخه است و عوامل مختلف زیستی و روانی یا بعبارتی درونی و بیرونی بر روی آن اثر می‌گذارد(باسون ،2005)
هر عاملی که باعث اختلال در یک رابطه سالم زناشویی شود، تحت عنوان اختلال جنسی طبقه‌بندی می‌گردد. براساس راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات ذهنی- روانی اختلال عملکرد جنسی بعنوان اختلالی درچرخه پاسخ جنسی یا درد هنگام رابطه جنسی تعریف شده است( بایرامی و همکاران،1387) و سلامت جنسی عبارت است از حالتی از رفاه جسمی، عاطفی، روانی و اجتماعی مرتبط با تمایلات جنسی(سازمان بهداشت جهانی ،2002). اختلالات جنسی زنان (FSD) عبارت است از اختلال در میل، تحریک جنسی و درد هنگام آمیزش و همچنین مشکل در راه ارگاسم. اختلالات جنسی در مردان(IIEF) عبارتست از اختلال در نعوظ، انزال و اختلال در میل جنسی(باسون ،2005).
بررسی علمی رفتارها و تمایلات جنسی در سال 1948 توسط زمینه‌یابی‌های وسیع آلفرد کنیزی و همکارانش صورت گرفت و سپس در سال 1966، مسترز و جانسون به بررسی پاسخ‌های جنسی به صورت مستقیم پرداختند و ابعاد زیست‌شناختی پاسخ‌های جنسی را مطرح نمودند. مطالعات آنها کمک شایانی به فهم رفتار جنسی انسان و حل مشکلات جنسی نموده است (اتکینسون و همکاران، 2003، ترجمه رفیعی، 1384). مردم به تدریج دریافته‌اند که مشکلات جنسی به طور موفقیت‌آمیزی قابل درمان بوده و تقاضای کمک برای درمان چنین مشکلاتی مورد پذیرش عموم قرار گرفته است. قبل از کارهای مسترز و جانسون، این تمایل وجود داشت که مشکلات جنسی در سکوت تحمل شوند و به ندرت کمک‌های حرفه‌ای در دسترس بود.
2-23-1 رفتار جنسی
تعریف زیست‌شناسی که‌هاید (1986) از رفتار جنسی بیان می‌کند بدین صورت می‌باشد: هر نوع رفتاری که احتمال ترکیب اسپرم و تخمک را افزایش دهد، رفتار جنسی نامیده می‌شود (به نقل از کجباف، 1378). بعدها زیست‌شناسان ترجیح دادند که رفتار جنسی را فقط بر اساس لقاح و تولید مثل تعریف نکنند. چنانچه‌هاید در کتاب ادراک انسان از جنسیت رفتار جنسی را رفتاری می‌داند که برانگیختگی جنسی ایجاد نموده و احتمال رسیدن به اوج لذت جنسی را افزایش دهد. کنیزی نیز رفتار جنسی را به عنوان رفتاری که به اوج لذت جنسی منجر شود می‌داند. به این تعریف انتقاداتی وارد است: به عنوان مثال ممکن است آفرینش‌هایی وجود داشته باشد که با اوج لذت جنسی همراه نباشد در حالیکه رفتار جنسی صورت گرفته است، بنابراین تعریف‌هاید از رفتار جنسی بیشتر مورد تأئید است (به نقل از کجباف، 1378).
از نظر کاپلان، رفتار جنسی بهنجار رفتاری است که موجبات لذت فرد و شریک جنسی‌اش را فراهم آورد که شامل تحریک اعضای جنسی اولیه همراه با عمل مقاربت می‌باشد. این رفتار از روی اجبار نبوده و احساس نامتناسب گناه یا اضطراب در آن وجود ندارد (کاپلان و سادوک، 2007، ترجمه رضاعی، 1387).
2-23-2 مقاربت جنسی:
مقاربت جنسی یکی از جنبه‌های رفتار جنسی بوده و رفتار جنسی آن را دربر می‌گیرد (کاپلان و سادوک، 2007، ترجمه رضاعی، 1387). به عبارت دیگر مقاربت، رابطه جنسی از راه مهبل بین زن و مرد می‌باشد (پورافکاری، 1385).
2-23-3 عوامل مؤثر بر رفتار جنسی
عوامل مؤثر بر رفتار جنسی شامل عوامل زیستی، عوامل روانی و عوامل فرهنگی است (اتکینسون و همکاران، 2003، ترجمه رفیعی، 1384).
2-23-4 عوامل زیستی
عوامل زیستی شامل عوامل عصب شناختی، سن، حاملگی و شیردهی، ناباروری و نازایی، داروها، بیماری‌ها و اعمال جراحی می‌باشد.
2-23-5- عوامل عصب شناختی
تمایل جنسی از مغز منشأ گرفته و باعث تنظیم رفتار جنسی می‌شود. کارکرد جنسی مغز در انسان فراتر از افکار، تصورات و تخیلات جنسی است. بطوریکه هورمونهای جنسی داخل مغز بر کارکردهای عصبی فرد بزرگسال تأثیر می‌گذارد. از طرفی بسیاری از سطوح عصبی نیز تحت تأثیر هورمونهای جنسی قرار دارد (آفیر ، 1982؛ به نقل از اتکینسون و همکاران، 2003، ترجمه رفیعی و همکاران، 1384). از جمله هورمونهای خاصی که با میل و پاسخ جنسی ارتباط دارند عبارتند از: آلفا آدرنرژیک و کولیزژیک، هورمونهای آزادکننده هورمون جسم زرد ، آندروژن‌ها، سروتونین، گاما آمینو بوتیریک اسید، کورتزول، پروژسترون (جهانیان و همکاران، 1388). در سطوح بالاتر مغز بویژه در هیپوتالاموس دستگاههای عصبی وجود دارند که در جنبه‌های پیچیده‌تر رفتار جنسی دخالت دارند. مثلاً جست‌وجوی شریک جنسی و مقاربت در نرها و ماده‌های بسیاری از گونه‌های جانوری با تحریک الکتریکی نواحی خاصی از هیپوتالاموس قابل برانگیخته شدن می‌باشد. حتی در انسان هم تحریک نواحی نزدیک هیپوتالاموس موجب القای احساسات و تمایلات شدید جنسی می‌شود. مداری عصبی در سطح طناب نخاعی نیز حرکات مقاربتی را تنظیم می‌کند (هلس ، 1972، آفیر، 1982، به نقل از اتکینسون و همکاران، 2003، ترجمه رفیعی و همکاران، 1384).
2-23-6 سن

مطلب مشابه :  کاهش اضطراب

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید