همواره علم و دانش خود را به روز نگاه داشته و در ایفای مسئولیت و تعهدات حرفه‏ای در حد توان سعی و تلاش خود را به کار گیرم.
و اینک از خداوند علیم توفیق بندگی و پای‏بندی به مفاد این سوگندنامه را خواستارم و از او می‏خواهم که مرا در ایفای رسالت علمی و انسانی خویش موفق بدارد.
تقی پارسامهر
امضاء
تحلیل گفتمان خط‏مشی‌های عمومی مرتبط با بازنشستگیدر جمهوری اسلامی ایران و ترسیم آینده‌های بدیل
تقی پارسامهر
مجوز بهره‏برداری از رساله
کلیه حقوق اعم از چاپ، تکثیر، نسخه‌برداری، ترجمه، اقتباس و… از نتایج این رساله برای دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (ره) قزوین و مؤسسه آموزشی و تحقیقاتی صنایع دفاعی محفوظ است. بهره‌برداری از این رساله در چهارچوب مقررات کتابخانه و با توجه به محدودیتی که توسط استادان راهنما به شرح زیر تعیین می‌شود، بلامانع است:
بهره‌برداری از این رساله برای همگان بلامانع است.
بهره‌برداری از این رساله با اخذ مجوز از استادان راهنما، بلامانع است.
بهره‌برداری از این رساله تا تاریخ ……………….. ممنوع است.
استادان راهنما می‌توانند یکی از گزینه‌های بالا را انتخاب کنند و مسئولین کتابخانه موظف به رعایت موارد تعیین شده می‌باشند.
حمیدرضا فرتوک‌زاده، محمد مهدی مظفری
تاریخ:
امضاء:
چکیده
هدف این تحقیق، عبارتست از ارایه تاریخ دوره‏بندی و چگونگی تحولات گفتمان‏های خط مشی‏های بازنشستگی در بستر گفتمان‏های سیاستی و اجتماعی جمهوری اسلامی ایران در بعد از انقلاب و توصیف ویژگی‏های گفتمانی، تبیین، و ترسیم آینده‏های بدیل بر اساس گفتمان‏هااست.
برای تحقق این هدف، نظریات گفتمان لاکلاو و موفه وفرکلاف، چهارچوب نظری این پژوهش انتخاب شده است. از نظر روش‏شناسی برای درک تحولات معنایی در سیر تاریخی، داده‏های گفتمانی به روش لاکلاو موفه تحلیل می‏شود. روش‏شناسی لاکلاو موفه بر اساس نظام پدیده نشانه شناسی استوار است. موقتی بودن سرشت رابطه دال و مدلول در این نظریه برای آینده پژوهی، امکان برسازی‏های بدیع، وگشودن آینده‏های بدیل را فراهم می‏سازد. از نظریه فرکلاف برای تبیین پدیده در هر دوره مستقل از سایر دوره استفاده می‏شود. ابزارهایکارآمد تحلیل متن در روش فرکلاف، کاستی روش لاکلاو موفه را برطرف می‏سازد.روش‏شناسی آینده پژوهانه این تحقیق بر چند پایه استوار است. رویکرد تعمیق آینده سهیل عنایت الله و تحلیل لایه‏ای، روش آیندهای بدیل موسسه رند، و استفاده از فهمروایتی برای شرح آینده‏های بدیل.
اگرچه موضوع بازنشستگی به دلیل تغییرات جمعیتی دغدغه مهم اغلب کشورها در سطح جهانی است، آمار وارقام مربوط به وضعیت صندوق‏های بازنشستگی در ایران نشان می‏دهد که جامعه ایرانی در سال‏های نه چندان دور، بحران‏هایی جدی‏تر از سایر کشورها را تجربه خواهد کرد.اینمساله برغم پیچیدگی‏هایی که در لایه‏های آشکار و پنهان خود دارد،غالباً ساده انگاشته شده و به راه‏حل‏های دم‏دستی سپرده می‏شود.یافته‏های پژوهش حاکی از این استکه اگر چه دال شناور مفهوم بازنشستگی در بستر گفتمان‏های سیاسی و اجتماعی زمینه(جبران نیازهای مسکوت مانده، سازندگی، اصلاحات، واصول‏گرایی عدالت‏خواه)، در طول سه دهه پس از پیروزی انقلاب به لحاظ تحلیل گفتمانی(مضامین، نشانه، دال‏ها، مدلول‏هاو…) یکسان نبوده است، یعنی بر مقوله بازنشستگی در هر فضای گفتمانی، معناهای متفاوت، و بعضاً متضاد تثبیت شده است، اما همه گفتمان‏های پیشین کم و بیش، معناهای بلندمدت از قبیل، عدالت بین نسلی، تنظیم قطعیت‏های هزینه‏ای با عدم قطعیت‏های درآمدی، دوره‏ی عمر هزینه‏ای سیاست‏ها، تنظیم تعهدات با منابع و… حاشیه‌رانی کرده‏اند. در واقع در فرایند تقلیل معنایی، معناهای بلندمدت حاشیه‌رانی، و معناهای کوتاه‏مدت برجسته شده است. بر همین اساس، مسایل و مشکلات حوزه بازنشستگی، با جابجایی گفتمان‏ها نه تنها مهار نشده است، بلکه به حالت انباشتگی رسیده و استمرار پیدا کرده است. با توجه به نقش گفتمان‏هادر ساخت اجتماعی واقعیت آینده‏های بدیل، در این تحقیق، گفتمان‏هامبنای ساخت آینده‏های بدیل قرار گرفته است. بر این اساس، چهار گفتمان سیاسی و اجتماعی از جمله رفع دوگانگی طبقاتی با دال مرکزی رفع دوگانگی طبقاتی، تولید و توسعه اقتصادی با دال مرکزی پشتوانه بودن برای تولید، جامعه مدنی با دال مرکزی گذار به جامعه مدنی، و اصول‏گرایی عدالت‏خواه با دال مرکزی عدالت به معنای دسترسی یکسان و برابر آحاد کشور به منابع، با توجه به امکان بازتولید در آینده مورد استفاده قرار گرفته است. از آنجا که گفتمانی بلندمدت با مفصل‏بندی‏های بدیع و حولدال مرکزی “استحکام درونی بلندمدت” در حال ظهور وشکل‏گیری است، بنابراین آینده‏های بدیل فقط به گفتمان‏های تاریخی هژمونیک شده محدود نمی‏شود، بلکه امکان‏های گفتمان در حال ظهور برای ساخت آیندهای نو نیز مورد توجه قرار گرفته شده است. در این تحقیق، نُه آینده‏ی بدیل حاصل تسلط تک قطبی و یا تلفیقی گفتمان‏هاترسیم شده است.
تحلیل گفتمان‏های پس از انقلاب نشان داد که اگر چه بحران بازنشستگی خود را در صندوق‏هانمایان می‏کنند، اما محل تولید و بازتولید آنها لایه‏های عمیق‏تر پدیده یعنی گفتمان‏هاهستند.
نگاه گفتمانی و فهم روایتی در این تحقیق، ما را به این واقعیت رهنمون کرد، که نمی‏توان بر اساس نظریات منتزع از روایت، به دستورکارهایی رسید ومساله را بطور کامل ریشه کن کرد. چراکه هر سیاست برون رفت از بحران که از بیرون بر روایت تحمیل شود، با قدرت روایت مواجه خواهد شد و شاید فاجعه بزرگتری تولید شود، در واقع روایت واکنش‏های سیاستی را به ذیل خود درآورده، و خود را قوی‏تر می‏سازد.
فهم روایتی در این تحقیق، به جای تحمیل راه حلاز بیرون، مارا به چگونگی زیستن در درون روایت دعوت می‏کند. در پایان این تحقیق، براساس فهم محقق از امکان‏های درون روایت، دلالت‏های سیاستی مطرح شده است، و نه راهبردها و سیاست‏های حل بحران. تا با توجه به این دلالت‏ها، آرام آرام شیب بحران بازنشتسگی ملایم‏تر شود، به مرور امکان‏‏های تازه گشوده گردد. تااز درون روایت، آینده‏های مرجح شکل گیرد. یافته‏های این تحقیق می‏تواند مورد استفاده سیاست‏گذاران کلان و نهادهایی سیاستی قرار گیرد که دغدغه‏هایی از قبیل عدالت بین نسلی، استحکام و پایداری کشور در افق زمانی بلند مدت دارند.

                                                    .