رشته حقوق

ساخت اجتماعی واقعیت

دانلود پایان نامه

آنچه که تحلیل گفتمان را وارد قلمرو آینده پژوهی می‏کند، این است که اگردرفرایند تقلیل و تثبیت معناها، معناهایی بلندمدت از قبیل عدالت بین نسلیبه حاشیه رود، و پدیده‏ها صرفا به معناهای کوتاه مدت تقلیل یابد، با توجه به نقش سازنده بودن گفتمان در جهان اجتماعی، باید انتظار ظهور و برسازی سناریوهای فاجعه را در افق زمانی بلندمدت داشت. چراکه کنش‏های سیاستی در پاسخ به مطالبات کوتاه‏مدت جهت دهی می‏شوند. اما اگر در گفتمان رقیب بر پدیده، معناهایی بلندمدت از قبیل عدالت بین نسلی تثبیت شود، خط‏مشی‏های با رویکرد بین نسلی، تحلیل پی‏آمدهای سیاست‏ها در افق زمانی بلندمدت شکل می‏گیرد و طبیعتاً جهانآینده متناسب با خود را برمی‏سازد.
اما موقتی بودن رابطه دال و مدلول در نظریه گفتمان، دلیل دیگری است که گفتمان را وارد قلمرو آینده پژوهی می‏کند. که این امر برایآینده پژوهان، درک تحولات اجتماعی و برسازی امکان‏های گوناگون از آینده را در بر دارد. چراکه هیچ گفتمانی یک پدیده بسته نیست و معناها دایم در حال تغییر است.مثلا در گفتمان کلان پزشکی دو خرده گفتمان پزشکی مدرن و طب سنتی وجود دارد. این دو گفتمان بر سر تصاحب معنای دال شناور ” بدن ” با هم رقابت داشته اند. پزشکی مدرن بر بدن، معنای” مجموعه‏ای از اجزاء قابل تقسیم ” را تثبیت می‏کند. و البته متاسب با این نظام معنایی، رویکرد تقلیل گرایانه را بکار می‏برد، و تخصص‏های گوناگون در دل این گفتمان برساخته می‏شود. در این نظام معنایی بدن،بیماری وعلت بیماری امری موضعی شمرده می‏شود. بدین ترتیب در این گفتمان معنای بیماری، معنای تجویز، معنای دارو همه از دال مرکزی آن یعنی ” بدن به معنای مجموعه‏ای از اجزاء قابل تقسیم”کسب می‏کنند. اما در طب سنتی بر بدن معنای ” کل” تثبیت می‏شود، بنابراین رویکرد آن کل گرا است . برهمین اساس معنای حکیم، سبک درمان و غیره از دال مرکزی آن یعنی بدن به معنای یک کل انتساب می‏شود.
شکل (2-13) نقش گفتمان‏های پزشکی(پزشکی مدرن و طب سنتی)در ساخت اجتماعی واقعیت آینده‏های بدیل پزشکی
شکل 2- 13نشان می‏دهد معنا دادن به پدیده بدن در چهارچوب‏های معنایی مختلفموجب خلقآینده‏های متفاوتمی‏شود، و تغییر معنا نیز موجب تغییر آینده‏ها می‏گردد.
اگر بخواهیم آینده پزشکی و سلامت را مطالعه کنیم، بی‏شک درک ما از رقابت گفتمان‏های پزشکی بر سر تصاحب دال برتر و شناورمثل بدن و قدرت آینده آفرینی هریک از این گفتمان‏ها ضروری است.
اگر چه بدن یک ابژه عینی و فیریکی است، اما معنابخشی متفاوت در گفتمان‏های رقیب، آینده‏های بسیار متفاوتی در حوزه پزشکی و نظام سلامت بر بر‏می‏سازد،واضح است که مفاهیمی از قبیل عدالت اجتماعی،تامین اجتماعی(بازنشستگی و ..)، خط مشی‏های عمومی برای تحقق عدالت وتامین اجتماعیصد برابر بیشتر از بدن و مقوله‏های فیزیکی گفتمانی‏تر هستند. بنابراین تمامی نشانه‏ها و اجزاء یک منظومه معنایی از جمله خط مشی‏های بازنشستگی، مصوبات، نظام‏های بازنشستگی و غیره همه ابعاد یک نظام معنایی هستند. و نمی‏توان بیرون از شبکه‏های معنایی را آنها درک کرد.
در اینجا برای تشریح بیشتر این ادعاکه گفتمان‏ها آینده ساز هستند، بهتر است نمونه‏ای در حوزه دیگر آوردهشود.
در پایان قرن نوزدهم دوگفتمان و دو مفصل‏بندی معنایی در خصوص” هویت جمعی” در اروپا رایج گردید. یک گفتمان بر هویت جمعی، معنای “دولت و ملت “را تثبیت می‏کرد و جهان را بر اساس خطوط مرزی کشورها مفصل‏بندی می‏کرد، اما گفتمان دوم بر هویت جمعی، معنای طبقاتی را تثبیت می‏کرد، این گفتمان جهان را بر اساس طبقاتی مثل پرولتاریا و سرمایه‏داری مفصل‏بندی معنایی می‏کرد. تا اینجا مشکلی نبود، چرا که بر اساس نظریه گفتمان، سوژه می‏تواند چند پاره‏گی گفتمانی داشته باشد، امامساله‏ای که ایجاد شده این بودکه این دوگفتمان به مرحله تقابل با یکدیگر رسیدند، یعنی مفصل‏بندی جهان بر اساس دولت –ملت با مفصل‏بندی جهان بر اساس پرولتاریا و سرمایه‏داری به مرحله رقابت و تخاصم رسیدند. در این تخاصم معنایی، گفتمان ملت – دولت توانست در مقطعی از زمان بر گفتمان طبقاتی غلبه کند. هژمونیک شدن مفصل‏بندی دولت – ملت باعث شد تا جنگ بین کشورها در اروپا و جنگ جهانی بر‏سازی شود. یعنی غلبه گفتمان دولت – ملت در قرن نوزدهم آینده‏هایی به نام” جنگ بین کشورها”و ” جنگ جهانی” را برساخت. اگر گفتمان طبقاتی می‏توانست غلبه کند، احتمالا آینده‏های دیگری مثل آینده‏های “انقلابات کارگری” در کشورها بر ساخته می‏شد. بنابراین گفتمان‏ها نه تنها جهان اجتماعی را بر می‏سازند، بلکه جهان اجتماعی آینده را نیز بر می‏سازنند.
شکل (2-14) نقش گفتمان‏های هویت جمعی(دولت و ملت و طبقاتی)در قرن نوزدهم در ساخت اجتماعی واقعیت آینده‏های بدیل در قرن بیستم
شکل 2-14 نشان می‏دهد معنا دادن به پدیدهجهان در چهارچوب‏های معنایی مختلفموجب خلقآینده‏های متفاوتمی‏شود، و تغییر معنا نیز موجب تغییر آینده‏ها می‏گردد.
بکارگیری تحلیل گفتمان در آینده پژوهی باعث می‏شود تا آینده پژوهی ازجایگاه یکی از زیرمجموعه‏های فرعی اثبات گرایی(به مثابه پیش بینی) به جایگاه اصلی خود یعنی فضاسازی خلاق برایتحولات اجتماعی، و تحلیل‏های عمیق و تفسیری، و گشودن آینده‏های بدیع ارتقاء یابد.
2-5-4-6-نقش گفتمان‏ها در ساخت واقعیت اجتماعی خط‏مشی‏ها و آینده‏های بازنشستگی
با توجه به این که گفتمان منظومه‏ای معنادار ازعلایم و نشانه‏های زبان شناختی و فرازبان شناختی(فراتر از گفتار و نوشتار) است، بر این اساس همه چیز از جمله خط‏مشی‏های عمومی مرتبط با بازنشستگی نیز ماهیتی گفتمانی دارد، و نوعی سازه گفتمانی است که دررابطه با دیگر نشانه‏ها معنا پیدا می‏کند. در واقع همه کنش‏ها، و سوژه‏ها تنها به منزله جزئی از یک نظام معنایی گسترده قابل درک می‏باشند.این قاعده کلی بر خط‏مشی‏های بازنشستگی نیز حاکم است. یعنی هیچ جزیی بیرون از چهارچوب و خارج از کلیت قابل درک نیست. در اینجا به رابطه بین گفتمان و خط مشی اشاره می‏شود.
الف-بین گفتمان و خط مشی‏های بازنشستگی رابطه عموم و خصوص مطلق برقرار است. یعنی گفتمان‏های سیاسی و اجتماعی خط‏مشی‏های عمومی از جمله سیاست‏های بازنشستگی رادر بر گرفته، هویت و جهت می‏بخشند. در واقع روح گفتمان کلان در اجزاء جاری می‏شود، و به عبارت دیگر خط‏مشی‏های عمومی نیز باید در خدمت محور اصلی تفسیر کرد.
شکل (2-15) وجود رابطه عموم و خصوص مطلق بین گفتمان‏های سیاسی و اجتماعی نسبت به خط‏مشی‏های عمومی بازنشستگی، و نظام‏های بازنشستگی
شکل2-15 نشان می‏دهد، کهگفتمان کلان و زمینه‏ای سیاسی و اجتماعی بر همه ابعاد سیاست‏گذاری‏های عمومی احاطه دارند.
ب- این کهاگر در گفتمان زمینه‏ای، معنایی بر مفاهیمی مثل عدالت اجتماعی تثبیت و انجاد پیدا کند، تا وقتی که آن گفتمان هژمونیک دارد، معنا از دال مرکزی بر سایر مفاهیم و نشانه‏های فرعی از قبیل خط‏مشی‏ها، برنامه‏ها، مصوبات و غیره سرریز می‏شود. بنابراین یک نشانه در یک مفصل‏بندی معنای متفاوتی از دیگری پیدا می‏کند. مثلا هویت بازیکنان یک تیم را می‏توان با تغییر چیدمان، تغییر داد.مثلایک فرد درداخل تیم تدافعی هویت تدافعی پیدا می‏کند و همه فعالیت‏های او در خدمت دفاع است، اما همان فرد در یک مفصل‏بندی تهاجمی هویت تهاجمی پیدا می‏کند و فعالیت او در خدمت تهاجم است، و به عبارت دیگر نشانه برتر تیم یعنی تهاجمی بودن در افراد تیم جاری می‏شود و هرکدام از افراد این معنا را بازنمایی می‏کنند، یعنی هویت بازیکن تابع مفصل‏بندی تیم و شبکه ارتباطات است.در بحث خط‏مشی‏های مرتبط بابازنشستگی نیز همین قاعده برقرار است. در اینجا برای توضیح بیشتر بیمه کردن محرومان در شبکه‏های متفاوت مورد بررسی قرار می‏گیرد.
سیاست بیمه کردن محرومان در چهارچوب گفتمان مساوات طلبی، به معنای کاهش فاصله طبقاتی و حمایت از فقراء محسوب می‏شود. در این گفتمان نابرابری امر‏ی غیر طبیعی و تصنعی است و باید از طریق عمل دولت نابرابری کاهش یابد وجامعه بدون طبقه وبدون فقیر و بدون ثروتمند شود. بنابراین در تحت تاثیر این گفتمان همه اقدمات با توجه به این نشانه برتر انجام می‏گیرد. بر این اساس معنای بیمه کردن محرومان، کاهش فاصله طبقاتی است.
شکل (2-16) سیاست بیمه کردن محرومان در گفتمان عدالت به معنای برابری

مطلب مشابه :  جایگزین

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید