ساختارهای اجتماعی

جهانی شدن فرهنگ در ساده ترین صورت آن می توان به گردش پدیده های فرهنگی ملی و بومی در مقیاس جهانی تعریف کرد . شکسته شدن مرز ها در جامعه جهانی و تبدیل آن به یک اجتماع جهانی توسط رسانه ها و تکنولوژی های ارتباط مدرن در بهترین شکل خود منجر به پلورالیسم فرهنگی خواهد شد و موقعیت مبتنی بر کثرت گرایی با شرایط تغییر اجتماعی سریع همراه است . و در واقع خود کثرت گرایی دقیقا یکی از عوامل تسریع کننده است . زیرا کمک می کند که تاثیر مقاومتی که تعریف های سنتی واقعیت در برابر تغییر به خرج می دهند از بین برود . کثرت گرایی هم شکاکیت و هم نوآوری را تشویق می کند و به همین دلیل ذاتا براندازنده واقعیت مسلم فرض شده وضع موجود سنتی است . (طاهری 1381 30 )
یکی از نظریه های متعادل در زمینه جهانی شدن نظریه نسبیت گرایی است . نظریه پردازانی همچون رابرتسون معتقدند که هیچ پدیده ای نمی تواند به طور کامل و دست نخورده و بدون حتی کوچک ترین تغییر جهانی شود . از طرفی ظرفیت های سخت افزاری و نرم افزاری جهانی شدن ، زمینه جهانی شدن مطلق یک فرهنگ را فراهم نمی کند . بلکه همه فرهنگ ها به طور نسبی، یعنی متناسب با قدرت و اقتدار و پذیرش فرهنگی قلمرو جهانی پیدا می کنند . توجه به تنوع و توسعه پلورالیسم در عصر جهانی شدن ، یکی از اختصاصات مهم این نظریه است بنابراین یکی از ابعاد این نظریه ناظر بر رد یک فرهنگ یک سان شده برای جهان است . این گروه از اندیشمندان اجتماعی قائل به نوعی نسبیت گرایی در روند جهانی شدن هستند . به این معنی که از نظر آن ها در برخی فضاها و قلمرو های اقتصادی و سیاسی و فرهنگی یک سان سازی جهانی اتفاق افتاده و یا در حال وقوع است . نسبیت گراها معتقدند که مرز های فرهنگی که در گذشته یک ملت را از ملت دیگر جدا می کرد ،امروز وجود واقعی ندارد . مرزهای فرهنگی از نظر آن ها علائمی است که به لحاظ زبانی و نژادی و اختصاصات ذاتی یک فرهنگ ، یک ملت را از ملت دیگر جدا می کند . اگر چه این علائم در گذشته نقش تعیین کننده تری در شکل گیری شخصیت بومی یک فرهنگ و یک ملت داشته اند . امروز نقش نسبی در این مرزبندی دارند . در عین حال نسبیت گراها معتقدند که یک همسان سازی کلی فرهنگی در جهان اتفاق نیفتاده و به نظر نمی رسد چنین واقعه ای رخ دهد . بلکه یک شبکه ارتباطی بین ملت ها و فرهنگ ها به وجود آورده که در هر منطقه تسهیل کننده تبادل معانی فرهنگی و کالاها و هنجارهای اجتماعی شده است (عاملی: 1383، 41)
جامعه شناس آلمانی توماس تسیه بیان می دارد که با زوال قید و بند های سنتی ، افراد جامعه دچار رهاشدگی فرهنگی شده و جهان زیست ها متکثر می شوند و حتی این رها شدگی را نیز پدیده ای دو لبه می داند و برای آن آثار و نتایج منفی نیز قایل است رها شدگی فرهنگی موجب تمایزات اجتماعی می شود ، در این حالت است که گفته می شود جهان زیست های افراد متکثر می شود هر فرد در جهان اجتماعی به سر می برد که متمایز از دیگری است جالب آن که هر جهان زیست ، خود نیز واجد حوزه های متفاوتی است که شاید در ظاهر امر متفاوت از هم به نظر برسند ولی افراد میان این فضاهای مختلف از هم در سیلان هستند . (رحمتی: 1392، 92-91 )به تعبیر توماس تسیه جامعه شناس آلمانی در چنین وضعیتی افراد به لحاظ فرهنگی رها هستند . مردم از قید و بند ها و الگو های سنتی زندگی رها می شوند دیگر برای مردم ممکن نیست که به طور ارادی به روشی زندگی کنند که پدرانشان زندگی می کردند . تصمیماتی که پدرانشان در خلال زندگی خود می گرفتند دیگر کارایی لازم برای انتخاب هایی که آن ها در زندگی شان انجام می دهند ندارد ،این رها شدگی به لحاظ فرهنگی دو لبه است از جنبه مثبت به معنای آزادی فوق العاده است انجام دادن همان کاری که پدر و مادر انجام می دادند دیگر ضروری نیست . فرصت برای تجربه و تکامل آنقدر زیاد شده که تصور آن برای نسل پیشین غیر ممکن بود . اما از جنبه منفی رهاشدگی فرهنگی نه تنها به این معناست که فرد باید خودش تصمیم بگیرد یعنی نوعی الزام و جبر انتخاب رو به روی فرد قرار دارد اما از پیامد ها و فرجام چنین انتخابی اطلاع و تصوری قطعی ندارد . 0(همان 92 )
از این رو به علت قدرت آزادی و انتخاب بالای افراد در مصرف فرهنگی این حوزه یکی دیگر از حوزه هایی شناخته شد که می توان پیامد رشد فردیت در افراد باشد
اعظم 28 ساله دیپلم متاهل
چیزی که من از ماهواره دوست دارم روابط عاشقانه ای هست که تو فیلم ها نشون می دن حتی جلوی بچه هاشون به نظر من بچه باید چگونگی روابط عاشقانه رو یاد بگیره تا بتونه در آینده عاشقانه رفتار کنه، ما این قدر همه چیزرو مخفی می کنیم که گاهی اوقات فراموش می شن . این فیلم ها برای من جنبه آموزشی داره این که چه طوری به همسرم ابراز محبت کنم اما همسرم خیلی خوشش نمیاد می گه اینا برای اون وری هاست من از این لوس بازی ها بدم میاد.
فرزانه 30مجرد لیسانس
ماهواره اونقدر تنوع داره که آدم رو کلی سرگرم می کنه آدم وقتی داره نگاه می کنه انگار داره یه کتاب جهانی رو ورق می زنه که توش همه چیز پیدا می شه هر چیری که تو نیاز داری درباره اش بدونی هست چرا آدم خودش رو از ارتباط با جهان محرو م کنه وفتی نمی تونی بری و اون کشور ها رو ببینی خب ماهواره داره بهت نشون می ده یعنی مردم همه کشورای دیگه دارن گناه می کنن و ماداریم با یه فیلم وموسیقی ندیدن ثواب می کنیم من که فکر نمی کنم این جوری باشه .
باز اندیشی در پوشش و آرایش
سکولاریزم یا عرفی شدن یکی از کمین های پیش روی هر جامعه ای است که مبنای جامعه مدرن را تشکیل می دهد . سکولاریزم بر روی ساختارهای جامعه تاثیر گذاشته ، عرصه ایدئولوژی و افکار خودرا به عرصه سبک زندگی و ساختارهای اجتماعی یک جامعه می رساند . حجاب به عنوان یکی از نشانه های جامعه اسلامی می تواند به شدت مورد هجمه سکولاریسم قرار گیرد . (عرب و ملاحسینی: 1392 75)
سکولاریسم از دخالت دین در امور عمومی جامعه ممانعت کرده خود را به صورت جنبشی به سوی مدرنیته و دور شدن از ارزش های دینی نشان داده است . فلسفه سکولاریسم می گوید که زندگی با در نظر گرفتن ارزش ها پسندیده است و این ارزش ها و دنیا را با منطق و دلیل و بدون استفاده از تعاریفی مانند دین و خدا و … بهتر می توان توضیح داد . (همان 76)
آن چه به طور کلی در دنیوی شدن دین اتفاق می افتد ، قلب معنا و دگرگونی مفاهیم است . همان طور که پیش از این اشاره شد بازتعریف مفاهیم بر اساس برداشت ها و نیاز های خود ،در امر دینی اتفاق می افتد و موجب دگرگونی مفاهیم می شود . زمانی که زندگی افراد بر اساس این مفاهیم جدید شکل می گیرد ، مفاهیمی که به دلیل سادگی ، وجه لذت طلبی شان خیلی زود خود را ترجیح می دهند . سبک زندگی جدیدی شکل می گیرد . در این جا می توان ادعا کرد که سبک زندگی ما رو به سوی سکولار شدن یا به مفهوم بومی آن ، عرفی شدن دین دارد . پس می توان اولین بروز و ظهور عرفی شدن دین را انحراف کارکردی عناصر دینی دانست . وقتی دین انتخابی می شود حوزه استفاده از آن محدود می شود و وجه شخصی به خود می گیرد در این زمان است که سکولاریسم خود را به طور خاص نشان می دهد . (همان 79 )
تعاملات فرهنگی فراملی افراد را با گستره ای از ارزش ها و باورهای گوناگون رو به رو می سازد و از این رهگذر قطعیت و جزمیت شیوه های سنتی تفکر ، احساس و عمل را در نزد آن ها زیر سوال برده و خود اندیشی افراد را افزایش می دهد . (گیدنز 1378 41 )به نقل از شجاعی زند 1389 136 )
به واسطه فرایند تمایز یابی ساختاری در این جوامع ، شبکه تعاملاتی افراد گسترده می گردد ، که این امر به نوبه خود سبب می شود تا مردم این کشور ها با عرصه تعاملی متنوعی رو به رو می شوند که هریک مسائل و مشکلات مخصوص به خویش را داراست . فرد دین دار در تمامی این عرصه ها نیازمند مراجعه مکرر به مبانی دینی خود می باشد . اما مراجع و منابع مذهبی توانایی پرداختن به این حجم گسترده از مسائل و یافتن پاسخی برای آن ها را ندارند بنابراین ارزش و اهمیت دین در زندگی روزمره افراد کاهش می یابد (لاکمن 1967 51 -61 ) به نقل از شجاعی زند 1389 )
اختصاص دین به حوزه شخصی و جدا کردن آن از حوزه اجتماعی سبب می شود تا بروز و جلوه های دینی متکثر شود ، دیگر نمی توان یک نوع پوشش را به عنوان پوشش رسمی و معیار کشور اسلامی مطرح کرد زیرا دین مختص به حوزه شخصی افراد است و لزومی به بروز و جلوه های بیرونی ندارد . (محمد رضا عرب 1392 ، 81 )
قرار گرفتن درمعرض ارزش های گوناگون و همجواری بیشتر با ارزش ها و هنجارهای فرهنگی سایر جوامع ، سبب می شود که افراد نسبت به برخی ارزش ها ی فرهنگی خود همچون حجاب به دیده شک و تردید بنگرند و از سوی دیگر نسبت به بدن و تلقی رسانه ای از آن حساس تر شده و به این باور برسند که بدن ابزاری برای ابراز هویت آن ها در میان دیگران است از این رو بیشتر به کنارگذاشتن حجاب گرایش نشان می دهند به بیان دیگر برای آن ها حجاب هایی مثل چادر مانع از به نمایش درآمدن بخشی از هویت آن ها می شود که یک مشاهده گر می تواند با رمز گشایی از آن به سایر جنبه های هویتی ناخوانا آن ها پی ببرد . (همان 151 )
شواهد نشان داده است که در دنیای پیشا مدرن مشکل و مسئله خاصی نسبت به حجاب وجود نداشته است . بدان معنا که حجاب به عنوان مساله ای اجتماعی که محلی برای مباحثه و بحث و نظر باشد مطرح نبوده است . اما با ورود مدرنیته تغییرات سریع و بی سابقه ای جهان را فرا گرفت به گونه ای که هیچ قلمرویی بدون تاثیر نماند . خاورمیانه و کشور های مسلمان هم بی تردید با این تغییرات مواجه شدند . با ورود مدرنیته و گذار از سنت به دنیای مدرن آن چه برای بسیاری بدیهی می نماید این موضوع است که تنها خط سیر مشخصی برای تغییر و تحول از آن چه سنت به مدرن خوانده می شود وجود ندارد بلکه یک رشته گسیختگی ها و دگردیسی هاست که می تواند نهاد های جدید را شکل دهد (هاپوود .1380 130) اما اگر این تغییرات و گذار از سنت به مدرنیته شتابان و و بدون نظارت و کنترل رخ دهد می تواند موجب اختلال در ارزش ها گردند . (همان 142)
داشتن پوشش مناسب ، به خصوص در مجامع عمومی یکی از دغدغه های جوامع دینی به خصوص جامعه اسلامی ایران است . عدم گرایش به حجاب مناسب و منطبق با هنجارهای اسلامی از مسائل امروزی جامعه محسوب می شود . (همان 142 )
از آن جا که دین و سبک زندگی دینی خصوصا حجاب به عنوان یک کنش دینی که اهمیت شایان توجهی در کشور ما دارد می تواند یکی از عرصه هایی باشد که فردیت در آن تجلی یابد و از حالت دینی به حالت سکولار تغییر ماهیت دهد از این رو در بخش دوم این مصاحبه به بررسی دیدگاه زنان نسبت به حجاب (پوشش و آرایش ) آن ها پرداخته شد . نوع نگاه زنان به این حوزه به دو دسته کلی تقسیم شد .باید توجه داشت ،میزان رشد فردیت در حوزه پوشش و آرایش با مباحث عرفی شدن رابطه نزدیکی دارد چرا که عرفی شدن به معنای دخیل کردن انتخاب های شخصی در زندگی دینی افراد است و چون در جامعه ما پوشش یک وظیفه قانونی و دینی است میزان تخطی از آن می تواند یکی ازپیامد های رشد فردیت در افراد باشد .
مهسا 20 ساله دانشجو مجرد
من فقط بعضی جاها که تشخیص بدم چادری بودن بهتره چادر می پوشم مثلا تو خونه بعضی فامیلا ، تو رفت و آمد خیابون وقتی تنها باید برم و تو روضه ها بقیه جاها چادر ی نیستم . کلا مانتویی آزادم اما دوست دارم هر جوری دلم خواست لباس بپوشم مثل کشورای خارجی که مردمش آزادن هر جوری دوست دارن رفتار کنن .

                                                    .