رشته حقوق

ساختارهای اجتماعی

دانلود پایان نامه

1-1-3- اصلاح کلیسا؛
فمنیسم های لیبرال خواهان اصلاحاتی در کلیسا بودند، آن ها تا حد زیادی ریشه ستم به زنان را در سنت یهودی – مسیحی می دانستند. البته علماء بر پایه رأی خود به تفسیر آیات می پرداختند.
1-1-4- راه رهایی از تبعیض زن؛
تنها راه رهایی زن از تبعیض ایجاد شده، ورود او در صحنه اجتماع و مشارکت کامل – نه حاشیه ای – او در کنار مردان است تا این تفاوت اجتماعی ایجاد شده،‌برطرف گردد و زن و مرد را یکسان بسوی انسان شدن سوق دهد.لذا همه گروههای زنان در همه جای دنیا باید برای از میان برداشتن تفاوت های اجتماعی میان زن و مرد مبارزه کنند.
1-1-5- دگرگون ساختن مبانی جامعه.
فمنیسم لیبرال پس از پایه ریزی مبانی فکری بدنبال راهکارهای عملی برآمد و سعی نمود تا از نظریه پردازی خودداری کرده و به بیان فریدن، به دنبال «دگرگون ساختن جامعه» از راه های «عملی» برآید.رهبران آن ها در صدد برآمدند تا زنان را از قید و بندهای ناشی از محدود ماندن در سپهر خصوصی که فرض می شود، مانع از رشد و تعالی و کمال نفس زنان می شود و آنان را از تحقق توانایی های ذاتی شان باز می دارد، رها سازند و بیان داشتند که اگر نهادها به نحوی تغییر کنند که زنان به آزادی و برابری بیشتر برسند و مشارکت بیشتری داشته باشند،امکان تغییر جامعه فراهم می شود.بر این پایه آن ها می خواهند«زنان در ارزشها-ی تعیین شده در جامعه-و نهادها مشارکت کامل و برابر داشته باشند و به عنوان عضو جامعه، از طیف فرصت ها برای موفقیت بهره ببرند و از حقوق و اعتبار عمومی که مردان از آن بهره مند هستند برخوردار شوند».تا از موقعیت فرودستی و در حاشیه بودن رها گردند و در امتیازات و مسئولیت ها به برابری کامل با مردان دست یابند. فریدن در بیانیه اهداف سازمان ملی زنان این موضع را به خوبی بیان می سازد:«سازمان ملی زنان به این اصل باور دارد که زنان در وهله نخست و مهم تر از هر چیز انسان هستند و مانند بقیه اشخاص باید در جامعه فرصت آن را داشته باشند که توانایی های انسانی خود را به کمال تحقق بخشند. ما معتقدیم زنان می توانند با پذیرش کامل چالش ها و مسئولیت هایی که با همه اشخاص دیگر در جامعه در آن سهیمند، به عنوان بخشی از جریان اصلی تصمیم گیری در زندگی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی امریکا به این برابری نائل شوند».همو از دولت می خواهد تا قانون را پشتوانه برابری کامل زن و مرد قرار دهد:«ما معتقدیم که قدرت قانون امریکا و حمایتی که قانون اساسی ایالات متحده از حقوق مدنی افراد به عمل آورده باید به هر شکلی مؤثر اعمال و اجرا شود تا الگوهای تبعیض جنسی کنار گذاشته و مرتفع شوند و برابری فرصت در اشتغال و آموزش و برابری حقوق و مسئولیت های مدنی و سیاسی برای زنان و نیز سیاهان و سایر گروه های محروم تضمین شود. ما معتقدیم که زنان باید اکنون حقوق و مسئولیت های سیاسی خود را به عنوان شهروندان امریکایی اعمال کنند . . » ییتس یاد آور می شود که تأکید بر برابری شغلی به معنای پذیرش معیارهایی است که مردان در نظام اشتغال و بازار کار ایجاد کرده اند و زنان فقط می خواهند در آن سهیم باشند.البته فمینیست لیبرال به موقعیت خاص زنان به عنوان مادر توجه دارد و رفع تبعیض را زمانی محقق می داند که به مسائل خاص زنان توجه شود تا برابری در عمل نیز امکان تحقق یابد.بر این اساس از دولت می خواهد تا برای زنان شاغل، امتیازات ویژه دوران بارداری، مرخصی های دوره زایمان و خدمات مهد کودک لحاظ نماید. تا مانعی در راه حضور زنان در عرصه عمومی ایجاد نگردد. فریدن و سایر فمنیست های لیبرال بر آن بودند که زنان باید از تعلق خود به خانه بکاهند و با این باور که «خانه» جایگاه مناسبی برای زنان است، مقابله کنند.
بر پایه آن چه بیان شد در نخستین کنفرانس سازمان ملی زنان در سال 1967 اعلامیه حقوقی تدوین شد و به تصویب رسید که محورهای اصلی فمنیسم لیبرال بر آن استوار است:
افزودن اصلاحیه برابری حقوق به قانون اساسی
اجرای قانون منع تبعیض جنسی در اشتغال
حقوق مرخصی برای مادران شاغل و(استفاده زنان از)مزایای تأمین اجتماعی
کاهش مالیات برای هزینه های نگه داری از کودکان در خانه برای والدین شاغل
ایجاد مراکز روزانه نگه داری از کودکان
آموزش برابر و مختلط
حق زنان برای کنترل باروری
1-2-نظریه پردازان فمینیست لیبرال
رهبران فمینیست لیبرال، خواهان برابری حقوق شهروندی زنان و مردان بودند و تفاوت های بین جنس ها را ناشی از ساختارهای اجتماعی می دانستند. از نظر این گروه، زن و مرد ذاتاً مشابه یکدیگرند. بدین روی نباید دختران در نظام آموزشی برای احراز نقشی خاص تربیت شوند. اینان تعقل فردی را مهم تر از سنت ها و نهاد های مستقر در جامعه می دانند وعدم توجه به قدرت تعقل زنان را موجب تباهی روند جامعه و تفکر انتقادی را مهم ترین وسیله دگرگونی و تعالی اجتماعی بر می شمارند. بنابراین معتقدند در زمینه فرهنگی باید با باورهای سنتی و زن ستیز مبارزه کرد و میزان بهره مندی زنان از امکانات آموزشی را بالا برد. در محیط کار نیز لازم است، امکانات شغلی مشابهی برای زنان و مردان فراهم نمود تا هر دو بتوانند رقابتی برابر داشته باشند. این گروه با استدلال بر این نکته که زنان انسان هستند و توانایی های ذهنی و فیزیکی دختران و پسران تفاوت تعیین کننده ای ندارد، لازم می دانند که بانوان مانند مردان از حقوق طبیعی برخوردار باشند وتبعیض های موجود در جامعه که بر ضد زنان قلمداد می کنند.از جمله این نظریه پردازان می توان به افراد زیر اشاره نمود:
مری ولستون کرافت؛
در ژانویه 1792 میلادی، اولین کار اساسی در زمینه نظریه های معتقدین به اصالت حقوق زن به نام «استیفای حقوق زنان» یا «اثبات حقوق زنان» توسط مری ولستن کرافت در انگلستان منتشر شد. ولستن کرافت، در هنگام انقلاب فرانسه به انقلابیون پیوست و پس از پیروزی انقلاب کبیر،مانند دیگر روشنفکران انقلابی برای حفظ جان خود مجبور به فرار از فرانسه شد. همو در بازگشت کتاب معروف خود را منتشر کرد. بر اساس نظریات مطرح شده در این کتاب، هیچ گونه تفاوت نژادی، جنسی و یا طبقاتی ذاتی بین زنان و مردان وجود ندارد. بلکه تفاوت های موجود، زاییده محیط اجتماعی است. به عبارتی دیگر ساختارهای اجتماعی، موجب محدود شدن نقش زنان در جامعه و ضعیف و ناتوان جلوه گر شدن آن ها می شود. وی بیان می دارد که با اصلاح جامعه این تفاوت ها از میان می روند و زنان می توانند از حقوق شهروندی مساوی با مردان برخوردار شوند. همو یکی از راهکارهای رفع تبعیض را در امر تعلیم و تربیت کودکان می داند که در این دوران نباید به جنسیت توجه شود و در این راستا لازم است در بازی ها، داستان ها،کتاب های درسی و سایر امور مربوط به کودکان دگرگونی ایجاد شود تا در آینده تساوی بین زن و مرد محقق گردد. ولستون کرافت از تمایز «طبیعی» مطرح شده توسط روسو متنفر است و بر توانایی عام هر دو جنس برای فکر و عمل عقلانی پای می فشارد و این نظر را که زنان صاحب خصلت مشخصی اند که ریشه در جنسیت شان دارد، را رد می کند، هرچند که قبول دارد «سرنوشت خاص» بیشتر زنان، ازدواج و مادر شدن است. وی پیش بینی می کند که زنان استقلال حاصل از تعلیمات مشترک را در حیطه امور خصوصی و خانگی به کار می بندند و وظایف اداره خانواده را از روی عقل و با کفایت انجام می دهند.بنابراین بیان می دارد: از زنان موجوداتی عقلانی و شهروندانی آزاد بسازیم تا همسران و مادران خوبی شوند.بدین ترتیب وی نه این عقیده که تقسیم کار در خانواده بر مبنای جنسیت باید دگرگون شود را وارد محاسبات می کند و نه این تصور که خانواده مکانی برای ستم بر زنان است. ولستون کرافت در کتابش در دفاع از حقوق زن تلاش می نماید تا مردان را قانع کند که دستاوردهای انقلاب فرانسه، همچون حق شهروندی را، به زنان نیز اطلاق کند. او می خواهد مردان روشنفکر آن زمان را قانع کند که پیشرفت فکری و جسمی زن، وابستگی او به آرایش وحفظ ظاهر را کم کرده و به او اعتماد به نفس بیشتری خواهد داد و در نتیجه روابط زناشویی و خانوادگی نه تنها از هم نخواهد گسست، بلکه تداوم بیشتری نیز خواهد یافت.
فرانسیس رایت (1795–1852)
سارا گریمکه(1792-1873)
هاریت تیلور(1806 – 1873)

مطلب مشابه :  در دسترس بودن

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید