رشته حقوق

زنان سرپرست خانوار

دانلود پایان نامه

جاودانه شدن نابرابری(رویکرد انحصار)
عدم ادغام فرد به درون جامعه دیدگاه دورکیم)
جدایی از ابزارهای تولید(کارل مارکس)
جدایی از ابزارهای بوروکراتیک(ماکس وبر)
نابرابری در توزیع فرصتها(گیدنز)
فشارهای ساختاری محدود کننده قابلیتها(آمارتیاسن)
نابرابری اجتماعی، منابع سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در میان اعضای جامعه (جیرون و همکاران)
شکست در دستیابی به هنجارهای جامعه مدرن(مارتین زیبرا)
فقدان سرمایه اجتماعی(پاتنام)
محرومیت فرودستان از دستیابی به فرصتها(بوردیو)
سه محرک کلان جمعیت(افزایش والدین مجرد)، بازار کار(عدم اشتغال) و سیاست اجتماعی(مالیات)( بردشا ودیگران)
تعلق داشتن(چندپارگی اجتماعی…)، اعتماد( عدم اعتماد به سازمانها…) و دسترسی به منابع(مشکلات معیشتی..)( وسلز و میدما)
عدم شرکت در فعالیت های کلیدی(بورچاردت)
عدم پذیرش و چشم پوشی در محیط کاری (هیتلان)
کاهش سرمایه اجتماعی(پتریک)
عدم پاسخگویی مؤثر به نیازها(چلبی).
با نگاهی دوباره به جمعبندی نظریات احساس شادمانی میتوان ارتباط آنها را با هر یک از عواملی که منجر به طرداجتماعی میشود را مشخص کرد. در کل با توجه به نظریات شادمانی و طرد میتوان نتیجه گرفت که گسیختگی روابط اجتماعی بین فرد و جامعه، عدم مشارکت، نابرابری، فقدان سرمایه اجتماعی، عدم اشتغال و عدم پاسخگویی مؤثر به نیازها…، علاوه بر اینکه زمینهساز طرد اجتماعی است بلکه بر احساس شادمانی هم تأثیر منفی میگذارد و در صورت جذب در هر کدام از موارد ذکر شده شادمانی هم افزایش پیدا میکند. در واقع میتوان نتیجه گرفت که طرد از ارتباط و حضور در جمع و طرد از نیازهای اساسی مهمترین عواملی هستند که با احساس شادمانی در ارتباط است. از طرفی هم در قسمت طرد جنسیتی مشخص شد که زنان سرپرست خانوار از جمله گروه زنانی هستند که در وضعیت طردشدگی قرار دارند. آمارتیاسن از نقشآفرینی زنان، که آفت رفاه آنان است و موجب رفتارهای نابرابر نسبت به آنها میشود و هیتلان هم از طرد اجتماعی در محیطهای کاری که تولید تحقیر اجتماعی میکند، وارد بحث طرد جنسیتی شده بودند و شادیطلب و دیگران، نیز معتقدند که در دهههای اخیر، افزایش فقر در میان خانوادههای زن سرپرست، یکی از عوامل نابرابری به شمار میرود در واقع زنان سرپرست خانوار علاوه بر اینکه به سبب جنسیت بیشتر در معرض فقر قرار دارند، فقر آنها صرفاً جنبه اقتصادی نداشته و محدود به منابع مادی نمیشود بلکه جنبههای اجتماعی و روانی را نیز در بر میگیرد. فیروزآبادی و صادقی هم معتقدند که این زنان به تدریج در مراحل مختلف زندگی خود طرد را تجربه میکنند و برخی وقایع خاص و عوامل بنیادین به شکل پویا و نظاممند در طرد و حاشهای شدن زنان مؤثر بوده است و از طرفی دیگر هم در بخش ادبیات شادمانی مشخص شد که این گروه از زنان مشکلات عاطفی، افسردگی و استرس بیشتری را تجربه کرده و از کیفیت زندگی پایینتری برخوردارند. بنابراین میتوان نتیجه گرفت که جمعیت هدف این پژوهش از جمله گروههای مطرود جامعه هستند که با افت شادمانی روبه رو میباشند و طرد اجتماعی و عوامل ایجادکننده آن مهمترین اثر را بر احساس شادمانی آنها دارد.
2-1-2. بخش دوم: ادبیات تجربی
بحث اصلی در پژوهش حاضر بررسی رابطه بین منابع مطرودساز اجتماعی و احساس شادمانی در بین زنان سرپرست خانوار تهران میباشد و از آنجا که تحقیقی با این عنوان یافت نشد بنابراین ابتدا پژوهشهای داخلی و خارجی انجام شده در زمینه شادمانی و سپس طرد اجتماعی و زنان سرپرست خانوار به ترتیب مرور میشود، در نهایت به جمعبندی از این پژوهشها خواهیم پرداخت تا ما را به مفهوم مورد نظر نزدیک کند.
2-1-2-1. ادبیات تجربی احساس شادمانی
در مورد مطالعه احساسات و هیجانات مثبت «موضوعات مربوط به شادی»، اولین پژوهش تجربی در سال 1912 بین دانش آموزان انگلیسی و در یک مدرسه پسرانه انجام شد؛ این مطالعه بر سطح لذت گرایانه دانش آموزان متمرکز شده بود. در سالهای بعد از آن نیز، چند مطالعه دیگر در امریکا در مورد سطح لذت دانش آموزان به انجام رسید. بعد از جنگ جهانی دوم تعداد پژوهشهای مربوط به شادی افزایش یافته، و در این پژوهشها، توجه محققان از سطح لذت به میزان کلی شادی تغییر کرده است(عابدی،1381: 83). از سال ۱۹۶۰ کل پژوهشهای مربوط به شادکامی و مقولههای وابسته به آن از جمله رضایت، لذت و احساسات مثبت،۶۲ مورد بوده است و پس از سال ۱۹۶۰، ده برابر شده است(عابدی، 1385). امروزه با بررسی تحقیقاتی که در زمینه شادمانی صورت گرفته است با عوامل متعددی روبرو میشویم که هر محقق با توجه به زاویه دید و علایق خویش به آنها پرداخته است اما به دلیل اینکه پژوهشی در رابطه با منابع مطرودساز اجتماعی و احساس شادمانی پیدا نشد در این قسمت سعی خواهد شد بیشتر به آن دسته از پژوهشهای از شادمانی اشاره شود که بیشتر رابطۀ را با علت یا ابعاد طرد اجتماعی داشته است. بنابراین در ادامه به مرور اجمالی برخی تحقیقات که در این زمینه انجام شده است میپردازیم.
2-1-2-1-1.ادبیات تجربی داخلی احساس شادمانی
سلطانی نسب(1393) در پایاننامهی کارشناسیارشد خود با عنوان «بررسی احساس شادمانی زنان 25 تا 35 ساله تهران» ضمن مرور و توجه به رویکردهای مختلف این حوزه، با رویکرد جامعهشناختی با روش پیمایش(انتخاب 347 نفر از زنان تهرانی در بین سن 25 تا 38 سال) موضوع شادمانی زنان را مطالعه کرده است که یافتههای این پژوهش حاکی از آن است که شادمانی زنان تهرانی با میانگین نمره 5/35 از سطح متوسط نیز کمتر بوده و در سطح پایینی قرار دارد. همچنین در بررسی عوامل فردی و اجتماعی مرتبط با احساس شادمانی زنان، متغیرهای احساس آسایش و احساس امنیت که به ترتیب با نمرات میانگین 7/45 و 65/34، قرار داشت که هر دو از سطح متوسط پایینتر بوده و در وضعیت نامطلوبی به سر میبرند. لازم به ذکر است متغیر احساس آسایش در این پژوهش با ابعاد سلامت جسمی – روانی و تأمین مادی سنجیده شده است. از سویی زنان تهرانی از نظر احساس همبستگی اجتماعی و احساس عزت و احترام با میانگینهای به ترتیب 3/54 و 11/59 در وضعیت مطلوبتری نسبت به دو شاخص قبل قرار دارند؛ علیرغم اینکه نمره میانگین این دو شاخص نیز چندان بالا نیست و این نتیجه موید نظریه غالب در این تحقیق میباشد که معتقد است شادمانی در جامعۀ ایران به لحاظ دو متغیر اول که منبع تأمینشان غالباً خارج از محیطهای فردی میباشد، در سطح پایینی قرار دارد.

مطلب مشابه :  معیارهای ارزیابی عملکرد

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید