رشته حقوق

زنان سرپرست خانوار

دانلود پایان نامه

«من خیلی نگرانم، هیچ تکیهگاه مالی ندارم، خیلی قرض دارم، مشکل زندگی من دلشوره و استرسی است که تمام وجودم را گرفته، از لحاظ مالی به حدی مشکل دارم که تمام زندگیم پر از استرس شده است» (زن 48 ساله، علت سرپرستی: فوت همسر).
بر اساس کل مصاحبهها 74 درصد از این زنان اشتغال داشتن به کارهایی با دستمزد اندک مثل کار در خانه‌ی مردم را به عنوان مهمترین مشکل زندگی خود بیان کردند.
«مهمترین مشکل من فقر و نداری است، حقوقم کفاف زندگی‌ام را نمیدهد، خیلی دستمزدم پایین است، هیچ کس هم مرا حمایت نمیکند، این هم شد زندگی!» (زن 46 ساله، علت سرپرستی: اعتیاد و متواری شدن همسر).
بیشتر این زنان به بیکار بودن فرزندانشان اشاره داشتند و استرس تأخیر در ازدواج فرزندانشان و همچنین ترس از بزهکار شدن آن‌ها تمام وجودشان را فرا گرفته بود. در نتیجه 94درصد از آن‌ها مهمترین مشکل خود را بیکاری فرزندانشان میدانستند.
«مهمترین مشکل زندگی من اقتصادی است. پسرم بیکار است؛ نه خانه دارد و نه وسیله عروسی‌اش مهیاست. میترسم نتواند هیچ وقت ازدواج کند!» (زن 43 ساله، علت سرپرستی: متواری شدن همسر).
«میترسم بچههایم منحرف بشوند. دستشان به جایی بند نیست. با بدبختی دانشگاه رفته‌اند. الان کار ندارند، خیلی نگرانشان هستم» (زن 46 ساله، علت سرپرستی: زندانی بودن همسر).
4-1-8-2. رفتارهای طردآمیز اطرافیان
زنان سرپرست خانوار حمایتهای اطرافیانشان را طردآمیز ذکر کردند. بیشتر آن‌ها در ارتباط برقرار کردن با دیگران، با مشکل مواجه بودند؛ یعنی رفتارهای دیگران باعث شده بود که آن‌ها به ارتباط و رفت و آمد تمایل نداشته باشند. نگرش منفی جامعه نسبت به آن‌ها باعث شده بود بسیاری از این زنان از اجاره کردن مکانی برای زندگی ناتوان باشند؛ زیرا به محض اینکه صاحب‌خانه متوجه می‌شد خانواده فاقد سرپرست مرد است، از اجاره دادن منزل خود امتناع میکرد. علاوه بر این آن‌ها از انواع طعنهها و آزارها و کنایهها ی دیگران در رنج بودند و معتقد بودند حضورشان در جمع باعث تحقیقر آن‌ها میشود. در کل احترام نکردن و به عبارتی تحویل نگرفتن آن‌ها از سوی دیگران باعث شده بود که با وجود تنهایی، تن به حضور در هیج جمعی ندهند. در نتیجه احساس حقارت میکردند. همچنین این زنان از محدود کردن خود حرف می‌زدند. آن‌ها به خاطر ترس از بیآبروشدن در مقابله با دید منفی اطرافیانشان سعی میکردند طوری در انظار ظاهر شوند که مورد نظر دیگران است. آن‌ها اعتماد به نفس خود را از دست داده بودند و به‌طور کلی بنا به گفته‌ی خود این زنان، در زندگی آن‌ها شادمانی معنایی نداشت .
بر اساس مصاحبههای انجام گرفته در زمینه‌ی رفتارهای طردآمیز، میتوان به این مقولات اشاره کرد:
– تنها بودن (کمبود محبت، بی‌توجهی خویشاوندان درجه یک…)
– مشکلات در اجاره مسکن به‌علت نگرشهای منفی به زنان سرپرست خانوار
– تحویل نگرفتن دیگران و تحقیر کردن آن‌ها هنگام مراجعه به سازمانهای حمایتکننده و…
– طعنه‌ها و کنایه‌ها توسط اطرافیان
– انواع سوء‌نیت‌ها و آزارهای دیگران
– قرار دادن خود در محدودگاه
حدود80 درصد از زنان سرپرست خانوار از احساس تنهایی،کمبود محبت و بی‌توجهی خویشاوندان، دوستان و همسایهها در رنج بودند و مهمترین مشکل زندگیشان را نداشتن تکیهگاه عاطفی می‌دانستند.
«مهمترین مشکل زندگی من تنهایی است. مثلاً وقتی مریض می‌شوم یک نفر نیست آب دستم بدهد. اقوامم خیلی بیخیال و خونسرد هستند. در تمام مسائل و مشکلاتی در زندگیم پیش میاید حتی یک راه درست هم نشانم نمیدهند. به خانه‌شان می‌روم، همه ساعت را نگاه میکنند. ترجیح میدهم در خانه‌ام بمیرم و دیگر خانه‌ی هیچ کدامشان نروم» (زن 39 ساله، علت سرپرستی: فوت همسر).
«تمام کسانی که میشود اسم آنها را دوست گذاشت فقط به درد روزهای خوشم میخورند همین که مشکلی داشته باشم حتی جواب تلفنشان را هم نمیدهند. وقتی از آنها کمکی میخواهم نه تنها کمک نمیکنند بلکه با راهنماییهایشان وضعیت را برایم بدتر میکنند. چه کسی با زن مشکلداری مثل من دوست میشود؟! همه ازم دوری میکنند. احساس تنهایی میکنم حتی یک دوست خیلی خوب هم ندارم »(زن 41 ساله، علت سرپرستی: طلاق)
«همسایگانمان یک طوری هستند که نمیشود با آنها درد دل کرد. هیچ دل و رحم ندارند. بمیرم یه سر به خانهام نمیکشند. یه جوری رفتار میکنند که دیگر خوشت نیاد بهشان نزدیک شوی. بارها ازشان کمک خواستهام اما با یک بهانه من را رد کردهاند. کسی که همسایهاش اینطوری چطور انتظار دارید شاد باشد. واقعا احساس تنهایی و بیکسی میکنم» (63 ساله، علت سرپرستی: فوت همسر).

مطلب مشابه :  جایگاه انواع قوانین در نظام ولایی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید