همانطور که گفته شد هر نوع پیشرفتی در زندگی زنان سرپرست خانوار به‌نحوی که اثربخشی آنان و احساس موثر بودنشان را اثبات کند، باعث افزایش شادمانی در آنان میشود. طبق مصاحبهها هر پیشرفتی که موجب احساس استقلال آن‌ها شود از تحصیلات گرفته تا خرید لوازم منزل در افزایش شادمانی‌شان مؤثربوده است. به‌طوری که حدود 74 درصد آن‌ها معتقد بودند که احساس پویایی و تأثیرگذار بودن اعتماد به نفس بیشتری به آن‌ها می‌دهد و شادشان میکند. البته آن‌ها این موضوع را بعد از ذکر موفقیت و پیشرفت فرزندانشان عامل اصلی شادمانی میدیدند.
«وقتی که دخترم چیزی از من میخواهد و من برایش برآورده می‌کنم، وقتی بدانم آینده‌ی خوبی در انتظارش است، شاد میشوم و با شادی او شادتر می‌شوم. موضوع دیگری که مرا شاد میکند، پیشرفت خودم است. وقتی که بتوانم تحرکی در زندگی ایجاد کنم و نسبت به دیگران برتری پیدا کنم و خودم را اثبات کنم، شاد میشوم» (زن 39 ساله، علت سرپرستی: فوت همسر).
«اول با بچههایم شاد میشوم؛ با دیدن موفقیت و تحصیلات‌شان. من همه چیزم را برای بچههایم گذاشته‌ام. شادی آن‌ها شادم میکند و دوم اینکه اگر خودم پیشرفتی داشته باشم؛ مثلاً وقتی یخچالم خراب شد و توانستم یخچال بخرم، احساس پیشرفت به من دست داده بود و این حرکت که از خودم باشد، شادم می‌کند» (زن 53 ساله، علت سرپرستی: طلاق).
«بچههایم سروسامان بگیرند و سالم باشند، شاد می‌شوم. یک موقعهایی اگر بتوانم چیزی برای خانه‌ام بخرم، روحیهام عوض میشود و شاد می‌شوم» (زن 51 ساله، علت سرپرستی: متواری شدن همسر).
«اگر بتوانم پیشرفت کنم و روزی خیاط بزرگی بشوم، حدقل طوری باشد که بتوانم 10 چرخ خیاطی بخرم، خیلی شاد می‌شوم. اگه پول داشتم الان جزء بهترین خیاطها بودم. شرکت در کلاسهای هنری پول میخواهد. خیلی کلاسهای دیگر هم دوست دارم بروم اما دستم خالی، گرفتن هر مدرکی پول میخواهد.» (زن 34 ساله، علت سرپرستی: طلاق).
«وقتی که به هدف و برنامهام برسم، شاد میشوم. مثلاً بچههایم در درس‌شان موفق باشند یا خودم بتوانم موفقیتی در زندگیم به‌دست بیاورم. وقتی سیکلم را به دیپلم و بعد به فوقدیپلم تبدیل کردم، خیلی خوشحال شدم. به‌طور کلی از اینکه در چیزی که هستم نمانم، از اینکه پویا باشم خوشحال میشوم و از اینکه دیگران محض رضای خدا برایم کاری کنند، ناراحت می‌شوم؛ ولی وقتی خودم برای خودم کاری کنم، خوشحال میشوم. در واقع اگر بتوانم به اطرافیانم نشان بدهم که شخصی پویا هستم و به خودم متکی هستم، شاد می‌شوم» (زن38 ساله، علت سرپرستی: طلاق).
جدول شماره(4-4): عامل اصلی افزایش شادمانی
عامل اصلی افزایش احساس شادمانی
درصد
اطمینان از آینده‌ی فرزندان
94٪
احساس پویا بودن
74٪
بنابراین بنا به مصاحبههای انجام شده میزان اطمینان از آینده‌ی فرزندان و در مرتبه‌ی بعدی احساس پویا بودن عامل اصلی افزایش احساس شادمانی در وضعیت کنونی زنان سرپرست خانوار است.
4-1-6. احساس نابرابری: زمینهساز نداشتن احساس شادمانی
در مصاحبهها از زنان سرپرست خانوار پرسش شد “وقتی خودتان را با اطرافیانتان مقایسه میکنید به چه چیزی میرسید؟” در پاسخ میزان بالایی از احساس نابرابری مشاهده شد که بر احساس شادمانی آن‌ها تأثیرگذار بوده و باعث شده که از زندگی خود راضی نباشند. نابرابریهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی از انواع نابرابریهایی است که این گروه از آن رنج میبردند.
حدود 80 درصد از زنان سرپرست خانوار احساس نابرابری اجتماعی میکردند. آن‌ها با مشکلاتی مثل احساس تنهایی، انزوا، طردشدگی و عدم درک از سوی دیگران و فشارهای منفی اجتماعی همچون نگرش منفی نسبت به زنان بیوه و مطلقه مواجهندکه آن‌ها را به سمت انواع بیماری‌های روحی و روانی که برجسته‌ترین آن‌ها افسردگی است، سوق می‌دهند و در نتیجه گمان میکردند، هیچ‌وقت زندگی شادی نخواهند داشت.
«بیشتر مواقع میگویم خدایا مگر من گناهکارم که اینگونه با من برخورد میکنند؟! در و همسایهها یک جور بدی به من نگاه میکنند. احترامی که زن‌های دیگر دارند، من ندارم. همه دوست دارند در خوشبختی و راحتی زندگی کنند، حالا که من بدبختم و وضعیت زندگیام این‌طور است. گناه که نکرده‌ام، طلاق گرفته‌ام» (زن 53 ساله، علت سرپرستی: طلاق).
«وقتی بین همکارانم میبینم که یک سرماخوردگی ساده گرفته‌اند و دو روز نمی‌آیند سرکار و بعد همه به او زنگ میزنند، بقیه حواس‌شان به او است؛ ولی من در موقعیتی بدتر از او قرار گرفته‌ام و به خاطر موقعیتم مجبورم تحمل کنم و کسی را ندارم که به او بگویم و وقتی حمایتی نمیبینم، ناراحت میشوم از اینکه کسی را ندارم که با او رفت و آمد کنم و بتوانم به او تکیه کنم، احساس تنهایی میکنم و همیشه گریه میکنم» (زن 38 ساله، علت سرپرستی: طلاق).

                                                    .