رشته حقوق

زنان سرپرست خانوار

دانلود پایان نامه

86٪
فکر کردن به ازدواج اجباری و ناموفق
80٪
فکر کردن به فقر و تنگدستی دوران کودکی
67٪
فکر کردن به ارضا نشدن نیازهای عاطفی در دوران کودکی
33٪
با توجه به جدول بالا در تعریف غم و غصه در میان زنان سرپرست خانوار، میزان فکر کردن به ناتوانی در پاسخ به نیازهای فرزندان نسبت به مابقی عوامل اصلی، بیشتر زمینهساز افسردگی بوده و پس از آن فکر کردن به ازدواج اجباری و ناموفق بیشترین فراوانی را داشته است. سومین عامل، فکر کردن به فقر و تنگدستی دوران کودکی و در نهایت فکر کردن به ارضا نشدن نیازهای عاطفی در دوران کودکی بوده است.
4-1-5. استرس و نگرانی برای آینده‌ی فرزندان و احساس راکد بودن: زمینهساز نداشتن احساس شادمانی
یکی از مهمترین عوامل استرس‌زا و نگران‌کننده در زنان سرپرست خانواده، نگرانی نسبت به آینده فرزندان است؛ به‌طوری که در میان مصاحبههای انجام گرفته بیشتر آن‌ها در پاسخ به این پرسش که “در حال حاضر چه چیزی باعث افزایش شادمانی شما میشود؟” به تضمین از تأمین نیازهای زندگی آتی فرزندانشان اشاره داشتند. در مجموع آنچه موجب شادمانی آن‌ها می‌شد، اطمینان از خوشبختی فرزندانشان بود. البته تعداد زیادی هم بعد از موفقیت فرزندانشان، پیشرفت و تحرک خودشان را در افزایش شادمانی‌شان مؤثر میدیدند و از اینکه به دیگران نشان دهند که میتوانند در تمام زمینههای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و … پیشرفت کنند، شاد شده و اعتماد به نفس‌شان بیشتر میشد. در نتیجه طبق مصاحبهها عامل اصلی افزایش احساس شادمانی زنان سرپرست خانوار در دو مقوله زیر قابل بیان است:
اطمینان از آینده‌ی فرزندان
احساس پویا بودن
زنان سرپرست خانوار به حدی نگران آینده فرزندان و وضعیت تحصیلی و کاری آن‌ها بودندکه شادمانی را در زندگی‌شان احساس نمیکردند و دچار استرس شدید شده بودند. 94 درصد آن‌ها، در وضعیت کنونی خود، اطمینان از آینده‌ی فرزندانشان را عامل اصلی افزایش شادمانی‌شان بیان کردند.
«وقتی شاد میشوم که بچههایم سروسامان بگیرند. عروسی دختر و پسرم را ببینم یا دانشگاه قبول شوند، خیلی به آینده‌شان فکر میکنم. حتی تا حالا یک شب هم با خیال راحت نخوابیده‌ام، خیلی نگرانم. به هیچ عنوان برای خودم چیزی نمیخواهم، فقط پیشرفت بچههایم مرا شاد میکند» (زن 48 ساله، علت سرپرستی: فوت همسر).
«به‌حدی درفکر بچههایم هستم که مثل پدرشان نشوند و یک زندگی سالم نصیبشان شود که استرس تمام وجودم را گرفته است. در این شرایط چه چیزی شادم می‌کند، جز خوشبختی بچههایم!» (زن 46 ساله، علت سرپرستی: زندانی بودن همسر).
«در حال حاضر چیزی که خیلی شادم میکند، بچههایم هستند. وقتی بدانم بچههای من مثل بچههای مردم بین در و همسایه سرشان را بالا می‌گیرند و برای خودشان کسی شده‌اند، شاد می‌شوم. تمام ذهن و فکر من به آینده‌ی آن‌ها درگیر است؛ تا صبح از ترس آینده‌ی این دوتا بچه خواب ندارم. فقط خوشبختی بچههایم شادم میکند» (زن 43 ساله، علت سرپرستی: رها کردن همسر).
«در حال حاضر فقط بچهام شادم میکند. اگر بتوانم او را به جایی برسانم که مثل خودم نشود و مطمئن بشوم که آینده‌ی خوبی در انتظارش است، خیلی خوشحال می‌شوم. از اینکه با چه کسی ازدواج میکند، زندگی‌اش چطور می‌شود، خیلی میترسم ذهنم همیشه درگیر آینده‌ی اوست» (زن 37 ساله، علت سرپرستی: طلاق).
«از اینکه پسرم به هدفش برسد و آنچه میخواهد بدون مانع به‌دست بیاورد، احساس شادمانی میکنم. اما وقتی بفهمم برای هر کدام از بچههایم مشکلی پیش آمده ناراحت می‌شوم. در کل شادمانی من وقتی افزایش پیدا میکند که بچههایم در همه‌ی زمینه‌ها موفق شوند و دیگر خیالم از آن‌ها راحت باشد. اگر از لحاظ اقتصادی از من مستقل شوند، خیلی خوشحال می‌شوم» (زن 55 ساله، علت سرپرستی: متواری شدن همسر).
«وقتی ببینم بچههایم دستشان در جیب خودشان رفته و برایم کادو خریده‌اند، زیارتگاه رفته‌اند یا گردش رفته‌اند خیلی شاد می‌شوم و از اینکه بچههایم مثل بچههای مردم نمیتوانند گردش یا مسافرت بروند ناراحت می‌شوم» (زن 54 ساله، علت سرپرستی: اعتیاد همسر).

مطلب مشابه :  تعهد به ازدواج از لحاظ حقوقی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید