رشته حقوق

زنان سرپرست خانوار

دانلود پایان نامه

برای تشخیص منابع مطرودساز اجتماعی و رابطه‌ی آن با احساس شادمانی در بین زنان سرپرست خانوار تهران با 30 نفر از این جمعیت که بین سن 34 تا 68 ساله بودند، مصاحبهای صورت گرفت. انتخاب این حجم نمونه با توجه به اهمیت اشباع نظری در انجام مصاحبههای کیفی صورت گرفته است. وضعیت اشتغال این زنان به گونهای بود که عدهای شاغل بودند ولی درآمد چندانی نداشتند و دستهای هم نیز نه شغلی داشتند و نه منبع درآمدی که اکثریت این گروه از زنان در این دسته جای داشتند. از جمله علت سرپرستی این زنان عبارت از: 8 نفر طلاق، 8 نفر فوت همسر، 5 نفر اعتیاد همسر،5 نفر متواری بودن همسر، 2 نفر از کارافتادگی همسر و 2 نفر هم زندانی بودن همسر بوده است. همچنین در بین گروه سنی 30 تا 40 ساله 8 نفر، گروه سنی 40 تا 50 ساله 10 نفر، گروه سنی 50 تا 60 ساله 8 نفر و گروه سنی 60 سال به بالا 4 نفر قرار داشتند. از نظر تحصیلات: 8 نفر از این زنان دیپلم، 6 نفر راهنمایی،6 نفر بیسواد، 5 نفر ابتدایی، 3 نفر فوق دیپلم، 2 نفر لیسانس داشتند و 34 درصد از این زنان 2 نفر،30 درصد 3 نفر،20 درصد1 نفر،13 درصد4 نفر و 3درصد 1 نفر را تحت تکفل داشتند. نتایج به‌دست آمده از مصاحبههای انجام شده را می‌توان در 10 مفهوم دستهبندی کرد که زمینه‌ساز احساس و رفتارهای اجتماعی خاص و به‌ویژه نداشتن احساس شادمانی در افراد می‌شوند:
مسؤلیت چندبرابر/ سنتی شمردن نقشها(مرد نانآور و زن خانهدار)، زمینهساز تحقیر شدن و زیر پا گذاشتن غرور:
محرومیت از نیازهای اساسی: زمینهساز احساس نابرابری؛
فقدان حامی عاطفی و مالی: زمینهساز نداشتن احساس شادمانی؛
یادآوری گذشته‌ی تلخ: زمینهساز افسردگی؛
استرس و نگرانی برای آینده‌ی فرزندان و احساس راکد بودن: زمینهساز نداشتن احساس شادمانی؛
احساس نابرابری: زمینهساز نداشتن احساس شادمانی؛
حمایتهای اقتصادی طردآمیز: زمینهساز طرد اقتصادی؛
مشکلات مالی و رفتارهای طردآمیز اطرافیان: زمینهساز نگرانی و اضطراب و نداشتن احساس شادمانی؛
طردشدگی و احساس ظلم و بیانصافی: زمینهساز نداشتن احساس شادمانی (وجود انصاف و شادمانی)؛
درخواست حمایت مالی از دولت و حمایت عاطفی از اطرافیان در اثر نداشتن حامی: زمینهساز آسیبپذیری.
بنا بر تجربه‌ی زیستی خود این زنان، تمامی این مفاهیم وضعیت طرد و محرومیت و عوامل مؤثر بر آن را نشان میدهند که زمینه احساس رعایت نشدن انصاف را در این گروه تقویت می‌کند. همچنین ارتباط این عوامل با احساس شادمانی این جمعیت قابل مشاهده است. در ادامه به تشریح هر یک از این مفاهیم پرداخته می‌شود:
4-1-1. مسئولیت چندبرابر/ سنتی شمردن نقشها( مرد نانآور و زن خانهدار)، زمینهساز تحقیر شدن و زیر پا گذاشتن غرور:
در ابتدای مصاحبه با زنان سرپرست خانوار از آن‌ها پرسیده شد، “زن سرپرست خانوار را چگونه تعریف میکنید”؛ در جواب 80 درصد از کل این زنان به مسئولیت چندبرابری اشاره داشتند که به علت حضور نداشتن مرد، باید به هر قیمتی آن را به دوش بکشند. آن‌ها حتی به قیمت زیر پا گذاشتن غرور و فراموش کردن اینکه خودشان هم به عنوان یک انسان حق زندگی دارند، این بار را تحمل می‌کنند. بسیاری از آن‌ها از بیماری و ضعف جسمی و روحی خود صحبت کرده و معتقد بودند که بهای تعهد مادرانه را نسبت به تأمین مخارج فرزندانشان به جان خریدهاند و حاضر شدهاند به کارهای پست، سخت و فرسایشی مثل دستفروشی، کار در خانههای مردم، کارگری درکارگاهها و حتی در مواردی گدایی دست بزنند و از اینکه به عنوان یک زن تنها حقارتها، سرزنشها، بیتوجهیها و… را متحمل می‌شدند به شدت احساس افسردگی و تحقیر شدن میکردند. همچنین یک نکته مهم دیگر که از سخنان این قشر از زنان میتوان برداشت کرد، عدم پذیرش نقش سرپرستی از جانب آنها میباشد. این زنان سرپرستی را خاص مردان میدانستند و معتقد بودند که مرد باید نانآور و زن خانهدار(سنتی دانستن تقسیم نقشها) باشد و از آنجا که ناچاراً و اجباراً در نقش سرپرست بودن قرار گرفته بودند و همچنین توانایی و انگیزهی نقش مردانه را نداشتند در نتیجه این وضعیت به نقش مادرانه آنها صدمه وارد کرده و زمینهی تحقیر شدن آنها به دلیل عدم توانایی انجام وظایف متعدد به خاطر تداخل نقشها فراهم شده بود و در نهایت از وضعیت خود احساس نارضایتی میکردند.
«زن سرپرست خانوار یعنی آنقدر قوی باشی که بتوانی مشکلات را تحمل کنی، آنقدر مقاومت کنی که بتوانی زندگیت را بچرخانی، در هر شرایطی برای بچههایت هم پدر باشی هم مادر. برای خودت خیلی از غرورهایت را زیر پا له کنی، خوشیها و خواستههایت را زیر پا بگذاری به امید اینکه زندگیت را بچرخانی تا فرزندانت پا برجا بمانند. غرورت را زیر پا بگذاری و هر کسی هر چه گفت و هر چه شنیدی نادیده بگیری. باید سختی بکشی و مقاومت کنی فقط خودت هستی و خدایت» (زن 37 ساله، علت سرپرستی: طلاق).
«زن سرپرست خانوار یعنی هم زن و هم مرد هستی؛ یعنی باید از توان زنانه خود خیلی بیشتر مایه بگذاری، بخشی کارها زنانه است؛ یک‌سری از کارها مال مردها است؛ ولی وقتی مرد نیست باید همه‌ی کارها را به دوش بکشی. درنتیجه خیلی فشار به خودت وارد می‌شود که نتیجهاش مریض شدن و افسردگی و هزار درد و مرض دیگر است» (زن 39 ساله، علت سرپرستی: فوت همسر).
«زن سرپرست خانوار یعنی به عهده گرفتن نقشهای متعدد، یعنی اینکه خودت را از یاد ببری، اینکه خودت وجود داری، باید اول اطرافیانت مخصوصاً بچههایت را ببینی. باید اول آن‌ها را تأمین کنی؛ بعد در نهایت اگر یک وقتی هزینهای ماند برای خودت. در کل زن سرپرست خانوار یعنی مسئولیت، دغدغه فکری به خاطر بچههایت، یعنی حقیر شدن و دست زدن به انجام کاری که دوست نداری. یعنی دستت تنگ باشد؛ ولی باید همه چیز را نظم بدهی، غذا مهیا باشد، خانه مهیا باشد، یعنی همه‌اش مسئولیت! چیز دیگری من در آن نمیبینم» (زن 38 ساله، علت سرپرستی: طلاق).
«زن سرپرست خانوار یعنی همه‌ی مسئولیتها گردن یک زن! یعنی صبح مثل مرد بزنی بیرون و شب خسته برگردی به خانه و مثل مادر به پخت وپز و محبت کردن بپردازی و بعد تا صبح از پا درد نخوابی؛ یعنی اینکه 18 سال کار کنی و هیچ چیز از خودت نداشته باشی، یعنی 18 سال بروی خانه‌ی مردم وکارگری کنی و با تو بدرفتاری کنند؛ یعنی ارزشی برای خودت قائل نباشی» (زن 43 ساله، علت سرپرستی: متواری شدن همسر).
«زن سرپرست خانوار یعنی کل مشکلات یک زندگی روی دوش یک زن، علاوه بر تکیهگاه عاطفی تکیهگاه اقتصادی خانواده باشی؛ یعنی علاوه بر محبت مادرانه باید بلد باشی مثل پدر هم با بچههایت رفتار کنی، یعنی اقتدار یک مرد را هم داشته باشی در کل یک زن سرپرست خانوار با زنان دیگر متفاوت است؛ یعنی یک جاهایی باید خُرد شوی» (زن 46 ساله، علت سرپرستی: اعتیاد و متواری شدن همسر).

مطلب مشابه :  ماهیت و تبعات سیاست جنایی اجرای اصل 44 قانون اساسی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید