سبز اندیشان امروز

زمان و مکان

به ویژه از زمان سرودن گاتها چنین برمیآید که زرتشت در دورههای چادری و ایلی زندگی میکردهاست و سه تیرهای که در گاتاها نام برده میشود، کاویها و کرپنها و اوسیجها نیز همان سردسته ایلی بدوی چند تیره آریایی بودهاند که بر پادرها و دیه نشینها فرمان میراندند.
جامعه نظام چادری در آن روز به گونهای بود که مردم ناچار به اجرای دستورات و اوامر این سه تیره بودند و نسل اندر نسل از آنها پیروی میکردند و به عبارت دیگر این چند تیره بر صدها تیره آریایی حکومت داشتند و در پوشش دین و رضایت خدایان گروه بیشمار مردم را وادار به اجرای دستورات خود مینمودند و بر اجرای ادامه خرافات و مراسم غیر انسانی خود پافشاری داشتند.
در دورانی از زندگانی مشترک و دایی و گاتاهایی، آریاییها علاوه بر خدایانی چون ایندرا و میترا و مهر و ارونا برای هر پدیده طبیعت چون آب و خاک و آتش و خورشید و ماه و ستارگان و زلزله و سیل و طوفان و…. خدایانی وجود داشت و برای رضایت و یا جلوگیری از ستم و غضب آنها فدیه و قربانی و نذر از واجبات بود و گاهگاهی با طریق غیر انسانی اجرا میشد.
در این فضای تیره، ابرمردی به نام زرتشت از خانواده اسپیتمان ظهور کرد و بر اندیشه و نبوغ خرد خود به دریافتیهایی راستین رسید و حقیقتی مطلق را دریافت و توانست مرزهای زمان و مکان را در هم شکند.
او مبشر خدای یکتا شد و راستی و درستی و کار نیک و خرد شخصی را پایه تحول آینده جامعه آریاها رقم زد. او ا حساسات و دریافتیهای خود را در پوشش سرودههایی به نام گاتاها به نمایش درآورد.
گاتاها مجموعه ای است ژرف از خداپرستی و اندیشه و گفتار و کردار نیک، و خرد و زندگی و امید و کار و کوشش و برادری و برابری و آزادی و دستگیری از مستمندان، گاتاها فرهنگ دین زرتشتی است که به صورت فولکوریک حماسی درآمده و از سرودههای خود اشو زرتشت است و از زمان او سینه به سینه نقل شده و پس از پیدایش هجا و رقم به کتابت درآمده است. عرفان اشورزردتشت در گاتاهای او آشکار است.
گاتاهای امروز بخشی کوتاه از گاتاهای چند صد برگی زمان زرتشت است. در گاتاها نزدیک به 7600 واژه و 24 هزار هجا وجود دارد و جمعا مجموعه ای است از عرفان اشورزرتشت که در پهلوی آن را ستوت یسن، به معنی سروده های گرامی نامگذاری کردهاند.
عرفان زرتشت در گاتاها چنین است:
204 بار نام خدا
138 بار واژه اندیشه نیک
26 بار واژه کردار نیک
19 بار واژه گفتار نیک
و ده ها بار واژه خرد و راستی و اشا و هومن و زندگی و کار و آبادانی و پاکی محیط زیست بر میخوریم.
همان طور که گفته شد نخستین فردی که به دین زرتشت گروید پسر عم او مدیوماه یا مدیومانگه بود.
زرتشت در گاتاها مدیوما را از دودمان اسپتمان ذکر کرده است. او پس از این که در آیین مزدا و زرتشت تجسس کرد به حقیقت پی برد و به آیین مزدیسنی در آمد و زمانی که زرتشت عزم مهاجرت کرد با زرتشت همراه شد.
پس از مدیوماه گشتاسپ و جاماسپ و فرشتوشتره به آیین نو گرویدند و نودینی در ایران رونق گرفت. در یسنای پنجاه و یکم از فرشتوشتره و جاماسب یاد شده که اهورامزدا او را یاری میکند.
جاماسپ با دختر زرتشت به نام پوروچیستا ازدواج میکند و زرتشت از این دختر به نیکی یاد میکند.
دو دختر دیگر زرتشت به نامهای فرنی یا وتری تی نامبرده شده اند. سه پسر زرتشت به نامهای ایست و ا ستره، اوروتت نره و هوره چیتره بودند.
فرزندان زرتشت یعنی ایست و استره پیشوای روحانیان، اوروتت نره رئیس برزگران و هوره چیتره (خورشید چهر) فرمانده سپاهیان شدند.
مردم در این زمان یک گروه کشاورز و برزگر بودند که زندگی ساده و کار بدنی داشتند و روزگار آنها توأم با مسالمت بودهاست. و گروه دوم اهل شکار بودند که زندگی آن ها با غارت و چپاول همراه بوده است.
زرتشت برای گروه اول دعا میکند و از اهورامزدا برای آنها یاری میخواهد و می گوید: «ای راستی کی به تو خواهم رسید و کی از دیدن منش پاک خشنود خواهم شد. »
«امیدوارم که با پند خویش و وسیله این آیین راهزنان را به سوی تو هدایت کنم.»
او بدون این که با معاندان و دروغزنان سازش کند آنان را به راه راستین رهنمون میشود و میگوید: «ای اهورامزدا، روا مدار که نیکوکاران دچار زوال شوند و بدکاران غالب گردند.»
هیچ کس نباید به سخنان دروغگویان گوش دهد زیرا آنها همه چیز حتی شهر و ده را به فساد دچار می سازند، پس آنها را با سلاح برانید.

                                                    .