رشته حقوق

زمان انتقال مالکیت مبیع در حقوق ایران

دانلود پایان نامه

:

 

بطور کلی در نظام های حقوقی وقتی بحث پیرامون بیع یا قرارداد خرید و فروش کالا  به عنوان یک عمل حقوقی مطرح میگردد، هدف طرفین قرارداد از معامله ای که انجام میدهند انتقال مالکیت مورد معامله به خریدار و یا  ثمن کالا به فروشنده میباشد . در این خصوص در نظام های مختلف حقوقی اتفاق نظر وجود دارد لیکن آنچه محل اختلاف است زمان انتقال مالکیت است بدین صورت که برخی از نظام های حقوقی  انتقال مالکیت را اثر و نتیجه فوری و مستقیم بیع میدانند ، در حالی که برخی دیگر از نظام های حقوقی علاوه بر انعقاد عقد ، اعمال حقوقی دیگری از قبیل قبض و تسلیم مبیع  یا  ثمن را برای تحقق انتقال مالکیت  لازم میدانند . در این بخش  در ارتباط  با زمان  ا نتقال مالکیت در برخی از نظام های حقوقی مطالبی عنوان میشود .

 

گفتار اول:  زمان انتقال مالکیت مبیع در حقوق ایران

الف )   مبنای فقهی زمان انتقال مالکیت مبیع

در حقوق اسلامی عقد بیع یک عقد تملیکی است ، فقهای امامیه بیع را انشاء تملیک عین در مقابل عوض می دانند  لذا با انعقاد عقد بیع مالکیت مورد معامله به دیگری منتقل می شود ، به عبارت دیگر پس از انعقاد بیع مشتری مالک مبیع و بایع مالک ثمن خواهد شد . در این خصوص بین عقود عین معین یا غیر معین فرقی وجود ندارد حتی آن دسته از فقهاء که عقد بیع را عقد عهدی می دانند منظورشان از عقد عهدی در مقابل تملیکی بودن نیست بلکه عقد عهدی را در مقابل عقد اذنی می دانند . لذا طبق نظر  این دسته از فقهاء نیز بیع در درجه اول عقدی تملیکی بوده و در درجه بعد عقد عهدی محسوب میشود و بین تملیکی بودن و عهدی بودن عقد منافاتی وجود ندارد و در انتقال مالکیت تفاوتی بین بیع عین معین ، کلی فی الذمه و یا کلی در معین وجود نداشته و در هر صورت مالکیت در زمان انعقاد عقد منتقل می شود . در پاسخ به اشکالی که حقوقدانان در ارتباط با زمان انتقال مالکیت مبیع در عین کلی مطرح می کنند از مجموع نظرات فقها این گونه اسنتنباط می شود که مالکیت در معانی مختلفی بکار رفته از جمله مالکیت حقیقی و اعتباری ، مالکیت حقیقی مخصوص خداوند است و در مالکیت موردبحث در بیع از نوع مالکیت اعتباری محسوب می شود که وجود عین در محل عقد لازم نیست بلکه صرف اعتبار وجود محل برای اعتبار آن کافی است و مالکیت اعتباری تابع عقل و شرع است چه مملوک عینی باالفعل موجود باشد یا وجود آن اعتبار شده باشد . نتیجه این که به نظر فقهای اسلامی در تمامی اقسام مبیع ،  انعقاد بیع فی نفسه سبب مالکیت مبیع شده و اموری از قبیل تسلیم و قبض جز در موارد استثنایی تاثیری در انتقال مالکیت مبیع از لحظه انعقاد عقد ندارد .

 

ب )  ماهیت حقوقی زمان انتقال مالکیت مبیع

1)    زمان انتقال مالکیت مبیع در بیع  عین معین

قانون مدنی ایران در ماده 338  بیع را تملیک عین به عوض معلوم تعریف کرده است  همچنین در ماده 362  انتقال مالکیت مبیع به مشتری و مالکیت ثمن به بایع را از آثار یک عقد بیع صحیح دانسته است . از این مواد استنباط میشود که عقد بیع در حقوق ایران عقدی تملیکی است که به مجرد انعقاد عقد مالکیت منتقل می شود و انتقال مالکیت  متوقف بر چیزی نیست و این امر به عنوان یک قاعده در حقوق ایران پذیرفته شده است . البته این قاعده در مواردی استثناء پذیرفته است از جمله در ماده 364 قانون مدنی که به طور استثنایی در بیعی که قبض شرط صحت است مثل بیع صرف ، زمان قبض را زمان انتقال مالکیت دانسته است . باید توجه داشت که ذکر بیع صرف در این ماده از باب مثال بوده و می توان نتیجه گرفت در کلیه عقودی که قبض شرط صحت می باشد از جمله در بیع سلم نیز  زمان انتقال مالکیت از زمان قبض است  اگر چه در قانون تصریح نشده است زیرا در عقد سلم نیز قبض ثمن  شرط صحت عقد تلقی می شود . اما به عقیده دکترکاتوزیان این استثناء تنها  در بیع صرف وجود دارد .(1)

در تفسیر ماده 362 و در مورد فوریت انتقال مالکیت مبیع و ثمن  برخی از حقوقدانان از جمله استاد کاتوزیان و دکتر شهیدی عقیده دارند : « نباید پنداشت  انتقال  فوری و بدون قید و شرط مبیع و ثمن جزء مقتضاء بیع است تملیک انجام میشود اما بدین شرط که موضوع قرارداد قابلیت

—————————–

1 –  کاتوزیان ناصر ، عقود معین  ، پیشین ج 1 ص161

آن را داشته باشد چنانچه در بیع کلی تا فرد مورد تملیک از طرف فروشنده تعیین نشود خریدار

نمی تواند بر هیج چیز در عالم خارج حق عینی پیدا کند . » (1)

در بیع خیاری و بیع شرط  نیز زمان انتقال مالکیت از لحظه انعقاد عقد میباشد و وجود حق خیار نمیتواند مانعی برای انتقال مالکیت از زمان انعقاد عقد محسوب شود . به همین منظور  قانونگذار مدنی در ماده 364 مقرر نموده است  « در بیع خیاری مالکیت از حین عقد بیع است نه از تاریخ انقضاء خیار …… » . البته  در خصوص انتقال فوری مالکیت از حین انعقاد عقد دربیع خیاری بین   فقهاء اختلاف نظر وجود دارد به همین دلیل محقق حلی در  شرایع می گوید « المبیع یملک بالعقد و قیل به و بانقضاء الخیار و الاول اشبه (2)

نشست قضایی :

موضوع : زمان انتقال مالکیت در بیع شرط ( خیاری ) و اقامه دعوی خلع ید علیه غاصب

سوال : در بیع شرط ، مالکیت از چه زمانی منتقل می شود ؟ آیا کسی که در نتیجه بیع شرط متصرف ملکی است می تواند علیه غاصب طرح دعوی نماید ؟

پاسخ : اتفاق آراء

« انتقال از زمان وقوع معامله فی مابین طرفین صورت می گیرد هرچند قبض و اقباض محقق نشده باشد لذا وجود شرط مانع انتقال نبوده و نمائات و منافع منعقده متعلق به کسی است که در نتیجه اقاله مالک می شود . در مورد سوال دوم با وقوع عقد بیع شرط مالکیت منتقل می شود زیرا اقتضای عقد بیع مالکیت مبیع و ثمن بوده است بنابراین طرح دعوی از ناحیه مالک صحیح بوده است …»

نظریه کمسیون – نشست قضایی 5 مدنی :

« هر چند بیع خیاری ( بیع شرط ) با توجه به قانون ثبت مملک نیست ولیکن خریدار در بیع شرط تا زمان اجرای خیار مالک منافع است و در صورتی که مال مورد مطالبه در تصرف انتقال گیرنده باشد می تواند علیه غاصب خلع ید اقامه نماید …. » (3)

2)    زمان انتقال مالکیت مبیع در بیع کلی

با توجه به  صراحت بند اول ماده 362 قانون مدنی که بیان داشته است «….به مجرد وقوع بیع مشتری مالک مبیع و بایع مالک ثمن میشود …. » ملاحظه می شود قانونگذار در این خصوص فرقی میان  عین معین وکلی قائل نشده است و انتقال مالکیت در مورد مبیع کلی فی الذمه ، کلی در معین و کلی مشاع  را نیز از زمان انعقاد عقد دانسته است . همانطوری که قبلا گفته شد آقایان دکتر کاتوزیان  و دکتر شهیدی  در تفسیر این  بند از ماده 362 قانون مدنی عقیده دارند  اگر چه

مطلب مشابه :  فایل پایان نامه روانشناسی سواد اطلاعاتی

——————————–

1) کاتوزیان ، همان ، ص 157 ،  و  شهیدی ، مهدی ،  جزوه درسی حقوق مدنی 6 دانشکده حقوق ، دانشگاه شهید بهشتی 67-1366 ، ص 13.

2)  محقق حلی ،  نجم الدین ، جعفرابن حسین ، شرایع الاسلام ، بنیاد معارف اسلامی ، قم چاپ اول 1420ه ق ، جلد اول ، ص 10 به بعد

3)  معاونت آموزش قوه قضاییه ، مجموعه نشست های قضایی مدنی ، نشر قضا ، چاپ اول ، قم 1386 ، ص 235

قاعده این است که در اثر عقد بیع خریدار مالک مبیع و فروشنده مالک ثمن میشود اما در بیع کلی تا زمانی که فرد مورد تملیک از طرف فروشنده تعیین نشود خریدار حق عینی بر آن  نخواهد داشت

دکتر امامی نیز در بیان زمان انتقال مالکیت در عقد بیع کلی می گوید : بیع کلی به دو عمل حقوقی مستقل تحلیل می گردد بدین ترتیب که عقد تنها سبب ایجاد دین برای فروشنده میشود که باید وفا کند و تسلیم سبب و وسیله ای برای تملیک مبیع به خریدار است به عبارت دیگر تملیک داخل در مفاد عقد نیست و عمل حقوقی مستقلی است که بوسیله قبض انجام میشود (1)

با همه این اوصاف ملاحظه می شود .  قانون مدنی بر خلاف نظر انتقادی حقوقدانان فوق انتقال مالکیت در بیع کلی را همانند بیع عین معین از زمان انعقاد قرارداد دانسته و بیع کلی را نیز تملیکی می داند نه عهدی .

 

3)   زمان انتقال مالکیت مبیع در بیع مال آینده

در مورد بیع مال آینده دو فرض متصور است 1- بیع سلم یا سلف  2- بیع مال  آینده در قالب سایر عقود ،  در قانون مدنی ایران در مورد وضعیت انتقال مالکیت مبیع در بیع مال آینده  صراحتا اظهار نظری نشده است لیکن در ذیل ماده 341 قانون مدنی مقرر شده است « …. و نیز ممکن است که برای تسلیم تمام یا قسمتی از مبیع یا برای تمام یا قسمتی از ثمن اجلی قرار داده شود . » و یا در ماده 364 آن قانون که مقرر می دارد  « در بیعی که قبض شرط صحت است مثل بیع صرف انتقال از حین حصول شرط است نه از حین وقوع بیع . » از این مقررات میتوان نتیجه گرفت که زمان انتقال مالکیت در بیع سلم یا سلف نیز همانند بیع صرف از زمان تحقق شرط است زیرا  عقد سلف نیز عقدی است که قبض شرط صحت آن میباشد . در مورد سایر قراردادهایی  که مبتنی بر بیع مال آینده می باشد عمل حقوقی مزبور با توجه به قاعده کلی« احل الله البیع » صحیح بوده ومالکیت نیز طبق قواعد کلی از زمان انعقاد عقد انتقال می یابد . به عنوان مثال قرار داد پیش فروش ساختمان  میتواند از مصادیق بیع مال آینده محسوب شود که مشمول قاعده کلی انتقال مالکیت مبیع از زمان انعقاد عقد میباشد .

 

گفتار دوم ـ زمان انتقال مالکیت مبیع در سایر نظام های حقوقی

الف )  انتقال مالکیت مبیع در حقوق آلمان (2)

از دیدگاه حقوق آلمان و برخی از کشورها از قبیل روسیه ، سوئیس، اتریش و اسپانیا که تا حدودی با دیدگاه حقوق آلمان موافق هستند ، به صرف انعقاد عقد ، مالکیت مبیع منتقل نمی شود . به عبارت دیگر انتقال مبیع اثر فوری عقد تلقی نمی شود و عقد بیع فی نفسه موجب انتقال مالکیت

——————————

1 )  امامی ، سید حسن ،  همان ، مبحث بیع ، ص 409 به بعد

2) امینی ، منصور ، مقاله انتقال مالکیت در قراردادهای فروش در نظامهای حقوقی آلمان ، فرانسه و ایران ، مجله تحقیقات حقوقی ، پاییز 82 ، شماره 37 ، ص 174-53

نمی شود بلکه با انعقاد عقد بیع ، طرفین تعهداتی را به عهده میگیرند که عبارت است از تعهد به

انتقال و تسلیم مبیع به خریدار که به عهده فروشنده و تعهد پرداخت ثمن به فروشنده که به عهده

خریدار میباشد . لذا در حقوق آلمان میان قرارداد بیع و عملیات انتقال مالکیت نوعی تفکیک و جدایی وجود دارد ، بر اساس اصل تفکیک مالکیت ممکن است حتی در صورتی که قرارداد بیع صحیح نباشد مالکیت به درستی منتقل شود ،در این دیدگاه عمل حقوقی که موجبات تعهد به انتقال مالکیت را فراهم میسازد (عقد بیع ) با عمل حقوقی که سبب انتقال مالکیت بصورت عملی میشود از یگدیگر مستقل و جدا هستند و این جدایی و استقلال موجب می شود که شخصی که به

موجب یک انتقال صحیح مالکیت کالایی را بدست می آورد چنانچه بعدا‌‌‌‌‌‌” قرارداد بیع که منشاء این انتقال است باطل اعلام شود معمولا حق مالکیت خود را از دست نمی دهد مگر در مواردی که استثناء شده باشد .

استثنائات اصل تفکیک و استقلال قرارداد بیع و انتقال عملی عبارتند از 1 – بطلان معامله ناشی از یک عمل غیر اخلاقی عمده ای باشد که موجب باطل شدن انتقال نیز بشود . 2 ـ انتقال کالا فی نفسه به لحاظ اشتباه قابل ابطال باشد .

نتیجه آنکه در حقوق آلمان برای انتقال مالکیت باید علاوه بر توافق طرفین در مورد انتقال مالکیت ، تسلیم کالا به صورت عملی نیز انجام بگیرد .

آثار حقوقی انتقال مالکیت از دیدگاه حقوق آلمان عبارتند از :

اول :  در فاصله میان انعقاد عقد و تسلیم مبیع ، مالکیت کالا  کماکان متعلق به بایع میباشد لذا توقیف مبیع از سوی طلبکاران بایع بلامانع است . یا انتقال مبیع به خریدار و اشخاص ثالث منعی نخواهد داشت

دوم  :   با توجه به اصل جدایی و تجزیه پذیری دو عمل حقوقی یعنی انعقاد عقد بیع و انتقال مالکیت ، بطلان و بی اعتباری قرار داد بیع لطمه ای به اعتبار انتقال مالکیت وارد نمی سازد ، لذا از تضرر اشخاص ثالث در مواردی که قرارداد بیع اولیه باطل یا دارای ایراد است جلو گیری بعمل می آید و اشخاص ثالث می توانند مالکیت مبیع را به نحو صحیح تحصیل نمایند ، هر چند بیع اولیه که منشاء قرارداد آنهاست بنا به دلایلی باطل باشد .

 

ب )   انتقال مالکیت مبیع در حقوق فرانسه (1)

در حقوق فرانسه که حقوق ایران نیز تا حدودی با این نظام حقوقی مطابقت دارد بر خلاف حقوق آلمان در بیع عین معین  پس از انعقاد عقد ، مالکیت مبیع نیز منتقل میشود و برای انتقال مالکیت نیاز به اعمال حقوقی دیگر از قبیل قبض یا تسلیم مبیع ویا پرداخت ثمن نمی باشد .

به موجب ماده 1583 قانون مدنی فرانسه « به محض توافق بر مبیع و ثمن ، عقد بیع میان طرفین

——————————-

1) قنواتی ، جلیل ، مقاله زمان انتقال مالکیت مبیع در عقد بیع ، مجله اندیشه های حقوقی ، زمستان82 ، شماره 5 ، ص 62-29

محقق و مالکیت برای خریدار در مقابل فروشنده خود بخود بوجود می آید ولو آنکه هنوز نه مبیع

تسلیم ونه ثمن پرداخت شده باشد .»  بنا بر این انتقال مالکیت در نظام حقوقی فرانسه ناشی از تعهد فروشنده نیست بلکه راْساً به عنوان یک موضوع حقوقی و حکم قانونی میباشد که در نتیجه توافق مستقیم و بی واسطه طرفین ایجاد می شود .  البته این توافق ناشی از مقررات آمره و نظم عمومی نیست بنابر این طرفین می توانند در قرارداد شرط نمایند که انتقال مالکیت تا زمان وقوع یک امر خاصی به تاًخیر بیفتد .

مطلب مشابه :  خدمات اکوسیستمی

استثنایی که در حقوق فرانسه در خصوص انتقال مالکیت مبیع در نتیجه مستقیم انعقاد عقد وجود دارد در مورد بیع کالاهایی است که به وزن کردن یا شمارش و اندازه گیری نیاز داشته باشد که در اینصورت انتقال مالکیت و ضمان معاوضی کالا ها زمانی صورت می گیرد که آن اقدامات انجام شود

( ماده 1585 قانون مدنی فرانسه ) در خصوص کالای غیر معین در حقوق فرانسه انتقال مالکیت و ضمان معاوضی زمانی به خریدار منتقل می شود که کالا مشخص و معین گشته و به خریدار تحویل یا تسلیم شود . اثر حقوقی این دیدگاه آن است که پس از انعقاد عقد بیع مالکیت مبیع به خریدار منتقل شده و از مالکیت فروشنده خارج می گردد لذا طلبکاران بایع حق توقیف آن را پس از انعقاد عقد ندارند ، همچنین فروشنده در فاصله میان عقد تا تسلیم ،  حق فروش آن را به اشخاص ثالث نخواهد داشت . در بیان مقایسه زمان انتقال مالکیت در حقوق فرانسه و ایران باید گفت که مشابهت بسیار نزدیکی بین این دو نظام حقوقی در این زمینه وجود دارد که عمده آن انتقال مالکیت مبیع از لحظه انعقاد عقد است . تنها وجه تمایز این دو نظام حقوقی در ارتباط با زمان انتقال مالکیت مبیع آن است که در حقوق فرانسه انتقال مالکیت در بیع را ناشی از تعهد به تملیک می دانند منتها ویژه گی منحصر به فرد این تعهد نسبت به سایر انواع تعهدات در این است که به محض ایجاد تعهد خود به خود و بدون اراده متعهد اجراء می شود . اما در حقوق ایران انتقال مالکیت مستقیماً و بدون واسطه ناشی از عقد بیع بعمل می آید .

 

ج )   انتقال مالکیت مبیع در نظام حقوقی انگلستان (1)

در حقوق انگلستان در صورت انعقاد قرارداد بیع کالای معین  مالکیت کالاها در زمانی به خریدار منتقل می شود که طرفین قصد کرده اند . به منظور تعیین قصد طرفین باید شروط قرارداد ، اوضاع و احوال و رفتار طرفین مورد توجه قرار گیرد .

اگر چه نظام حقوقی انگلستان توافق و قصد طرفین را در ارتباط با زمان انتقال مالکیت در قرارداد بیع پذیرفته است و طرفین قرارداد در بیع کالای معین می توانند صریحاً توافق نمایند که مالکیت کالا در زمان معین منتقل شود اما در عمل چنین امری بطور متعارف صورت نمی پذیرد . به همین

 

 

—————————–

1) همان

منظور در ماده 18 قانون بیع کالاهای انگلستان برای تعیین قصد طرفین در خصوص زمان انتقال مالکیت قواعدی بیان شده است .

اول : در بیع کالاهایی که آماده تحویل بوده و عقد بیع مقید به شرطی نباشد انتقال مالکیت از زمان انعقاد عقد صورت می گیرد و تاخیر در تحویل کالا یا پرداخت ثمن تاثیری در انتقال مالکیت از زمان عقد ندارد .

دوم :  اگر اجرای قرارداد منوط به انجام کاری از سوی فروشنده باشد ، زمان انتقال مالکیت از لحظه ای که کار انجام می گیرد و خریدار از آن مطلع می شود آغاز می گردد .

سوم :  چنانچه تعیین قیمت کالا نیاز به وزن کردن و اندازه گرفتن یا آزمایش داشته باشد زمان

انتقال مالکیت بعد از انجام امور فوق خواهد بود .

چهارم :   در صورتی که مبیع به شرط تاًیید خریدار یا برگشت مبیع به فروشنده یا خریدار منتقل می شود زمان انتقال مالکیت از تاریخ تایید خریدار و اعلام قبولی به فروشنده تعیین می گردد .

نتیجه اینکه زمان انتقال مالکیت در مورد بیع عین معین بر اساس چهار قاعده مزبور متفاوت می باشد .

در مورد کالاهای غیر معین نیز انتقال مالکیت از زمانی خواهد بود که کالا معین و مشخص می گردد و پس از تعیین ومشخص شدن کالا زمان انتقال مالکیت همانند انتقال مالکیت در بیع عین معین و با رعایت قواعد چهار گانه فوق خواهد بود .

 

د )   انتقال مالکیت مبیع در مقررات  کنوانسیون بیع بین الملل

با توجه به افزایش روز افزون مبادلات تجاری در سطح بین المللی و تفاوت قوانین داخلی کشورها در زمینه روابط و معاملات تجاری و قراردادی نیاز به وجود مقررات متحدالشکل بین المللی برای تنظیم روابط و قراردادهای بین المللی به شدت احساس می گردید . کنوانسیون سازمان ملل متحد راجع به قراردادهای بیع بین المللی کالا مصوب 1980 میلادی یکی از مقررات متحد الشکلی است که برای نظم بخشی معاملات تجاری بین المللی و جلو گیری از تعارضات قوانین داخلی کشور ها به تصویب سازمان ملل متحد رسیده است .

ماده 30 کنوانسیون مزبور مقرر می دارد « فروشنده مکلف است به ترتیبی که در قرارداد و این کنوانسیون مقرر گردیده کالا را تسلیم کند ، هر گونه مدارک مربوط به کالا را تحویل و مالکیت کالا را انتقال دهد . »

در این ماده یکی از وظایفی که بر عهده بایع قرار گرفته است انتقال مالکیت کالا میباشد که باید بر اساس شرایط مندرج در قرارداد و مقررات این کنوانسیون بعمل آید . علت وضع این مقررات این است که در نظامهای حقوقی مختلف دنیا مقررات متفاوتی در این خصوص وجود داشته و در صورت فقدان مقررات یکسان و متحدالشکل ، مبادلات تجاری کشورها دچار تعارض می گردد . به عنوان مثال زمان انتقال مالکیت مبیع در حقوق ایالات متحده آمریکا زمانی است که در قرارداد ذکر شده است و در حقوق کامن لا و ایران در خصوص زمان انتقال مالکیت مبیع در بیع عین معین و کلی مقررات متفاوتی وجود دارد . ماده 30 مقررات کنوانسیون بیع بین المللی در واقع تعهدات بایع را در سه دسته بیان می کند که عبارتند از 1ـ انتقال مالکیت کالا 2ـ تسلیم کالا 3ـ تسلیم اسناد مربوط به کالا .

در مواد دیگر کنوانسیون از جمله مواد 31 ، 33 و 35 درخصوص زمان تسلیم کالا ، شرایط و اوصاف کالا در زمان تسلیم و مطابقت کالا با اوصاف مندرج در قرارداد مقرراتی وضع شده است و بالاخره در ماده 41 کنوانسیون بایع را مکلف نموده است کالایی را که مصون از هر گونه حق یا ادعای شخص ثالث است تسلیم نماید مگر اینکه مشتری راضی به دریافت کالایی باشد که موضوع حق یا ادعای شخص ثالث است .

در مقایسه مقررات حقوق  ایران که زمان انتقال مالکیت مبیع را به مجرد انعقاد عقد می داند  با مقررات کنوانسیون بیع بین المللی تفاوت آشکاری ملاحظه می شود اما برای حل این تعارض می توان گفت اگر چه  قواعد تعارض قوانین در رابطه با انتقال مالکیت از کشوری به کشور دیگر متفاوت است اما اصلی که بطور جامع پذیرفته شده این است که مالکیت به موجب قوانین محل وقوع کالا منتقل می گردد در نتیجه این تعارض با اعمال قاعده فوق قابل رفع خواهد بود . (1)

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید