رشته حقوق

زرتشتیان ایران

دانلود پایان نامه

مانند مارکند (مرکند- سمرقند) و دیگر شهرهای سغد که چنین نامی‌داشتند.
برای نمونه، ر.ک: کارنامۀ اردشیر بابکان، ص‌75: Karitāk/ Kalatak. برای آگاهی بیش‌تر، ر.ک: بخش ارگ/ کهندژ در پژوهش حاضر.
Parvar
لوکرنین، «نهادهای سیاسی، اجتماعی و اداری: مالیات‌ها و بازرگانی»، ص‌123.
کارنامۀ اردشیر بابکان، ص‌58.
پیگولوسکایا، شهرهای ایران در روزگار پارتیان و ساسانیان، ص‌244- 245. این تعبیر در واقع نسبت دادن واژۀ پروار است به واژه‌های مشابه در زبان یونانی به معنی استان و واحدهای ارضی (Perichvros) در حالی که، پروار، پروریدن، پروست و پرورش واژه‌های فارسی و هم ریشه‌اند. امروزه همچنان واژۀ پروار و پرورش دادن در زبان و گفتار زرتشتیان ایران و مناطق گوناگون ایران به یک معنی به کار می‌رود. همچنین پَروست در معنای حصار گرد مکانی برای گوسفندان پرواری همان معنا را دارد.
برای نمونه، ر.ک: بُندهش، به کوشش مهرداد بهار، ص‌134 و 194.
تاریخ سیستان، ص11.
عبدالستّار عثمان، مدینه اسلامی، ص65.
برای آگاهی بیش‌تر، ر.ک: محمد قاسم هاشمی، تاریخ پانصدسالۀ خاندان شهرستانی (اصفهان: مؤلف، 1381، ص‌32).
حدود العالم، ص‌140؛ اصطخری، مسالک و ممالک، ص، 164.
مقدسی، احسن‌التقاسیم، ص‌75 و 519.
این مسئله البته در دوره‌های گوناگون تفاوت‌های چشمگیر داشت. در شهر دوراونتاش عیلام، حلقۀ فضایی گرداگرد زیگورات چغازنبیل بخش‌های حاکم نشین (در معنای کلی نه در معنای خاص‌کهندژ) محل سکونت بزرگان کشوری و از شهر جدا بود. شهر نیز همۀ قشرهای مردم را در بر می‌گرفت. در دورۀ مادها سه بخش کهندژ، شارستان و حومه قابل تفکیک بودند و بخش بیرونی که در واقع میان شارستان و حومه قرار می‌گرفت در همان شارستان قرار داشت. در دورۀ هخامنشیان این روند تقریباً ادامه یافت اما از دورۀ سلوکیان تغییرات چشمگیری در آن به وجود آمد و شارنشینان که بیش‌تر متمولان شهری و مهاجرانِ یونانی بودند شار را به منزلۀ کلنی‌های یونانی در آوردند. اما این روند چندان نپایید که در دورۀ پارتیان شار گرداگرد کهندژ را در بر گرفت و از این زمان تفکیک میان شار و بیرونی نمایان‌‌تر شد تا آن که در دورۀ ساسانیان و متأثر از ساختار جامعه در این دوره‌ این مسئله کاملاً بروز پیدا کرد و شارنشینان عموماً «طبقات» بالادست جامعه را تشکیل می‌دادند و فرودستان در بیرونی قرار گرفتند. برای آگاهی بیش‌تر از جامعۀ ساسانی، ر.ک: تفضلی، جامعۀ ساسانی؛ دریایی، شاهنشاهی ساسانی، ص‌141- 181 و برای آگاهی دربارۀ چگونگی شکل‌گیری شار و جامعۀ شارنشین ر.ک: همان، ص‌21- 34. همچنین برای آگاهی از «سازمان بندی اجتماعی» دروۀ ساسانیان و گروه‌های مختلف شارنشین، ر.ک: پریخانیان، «جامعه و قانون ایرانی»، تاریخ ایران پژوهش دانشگاه کمبریج، به کوشش احسان یارشاطر، ‌‌ترجمۀ حسن انوشه، تهران: امیرکبیر، 1381، ج3، بخش دوم، ص‌16- 32.
برای آگاهی از طرح مسئله، ر.ک: منصور فلامکی، «شکل‌گیری شهرهای ایران»، شهرهای ایران، به کوشش محمد یوسف کیانی، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و جهاد دانشگاهی، 1366، ج2، ص‌7- 11؛ یوسفی‌فر، ساختار اقتصاد شهری در ایران دورۀ سلجوقیان، ص‌158- 168؛ اشرف، «ویژگی‌های تاریخی شهر و شهرنشینی در ایران»، ص‌21.
نرشخی، تاریخ بخارا، ص‌36- 48.
تأسیسات کهندژ بم روی تپه ای منفرد در دشت پایکوهی بم واقع شده و شارستان، زمین‌های جنوبی آن را در بر گرفته است. کهندژ در سه طبقه تمام تپه را شامل می‌شود که هر طبقه بیش از 10 متر بلندی دارد. برای آگاهی بیش‌تر، ر.ک: نوربخش، ارگ بم به همراه مختصری از تاریخ شهرسازی ایران،ص15-20. ارگ‌های نیشابور و بخارا بیرون از شارستان این شهرها واقع شده بودند که از این نظر در دفاع، «خودبسنده» عمل می‌کردند، ر.ک: حاکم نیشابوری، تاریخ نیشابور، ص‌197؛ نرشخی، تاریخ بخارا، ص‌32- 36؛ اصطخری، مسالک و ممالک، ص‌204 و 239.
باب، درب، دروازه و… در صورت‌های گوناگون کاربرد این واژه در منابع مختلف تاریخی (عربی و فارسی) هستند که گاه در نام خاص‌ برخی دروازه‌ها همۀ واژه‌ها در منابع به کار رفته‌اند. برای نمونه، ر.ک: حسن بن محمد بن حسن قمی، تاریخ قم، ص‌62- 64.
برای آگاهی بیشتر، ر.ک: سلطان‌زاده، فضاهای شهری در بافت‌های تاریخی ایران، ص 141-164.
اصطخری، مسالک و ممالک، ص‌204؛ حاکم نیشابوری در تاریخ نیشابور، نام گرگان و فارس را به دو دروازۀ نخست ربض داده است: ص‌203.
اصطخری، همان، ص‌207 و 209.
مقدسی، احسن‌التقاسیم، ص‌645.
همان، ص‌687.

مطلب مشابه :  جایگاه ارتباط میان‌فرهنگی در جغرافیای ارتباطی مومنان

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید