رشته حقوق

روش میانگین متحرک

دانلود پایان نامه

مکتب شناختی: تدوین استراتژی به عنوان یک فرایند ذهنی و فکری
مکتب یادگیری: تدوین استراتژی به عنوان یک فرایند نوظهور
مکتب قدرت: تدوین استراتژی به عنوان یک فرایند مذاکره
مکتب فرهنگی: تدوین استراتژِی به عنوان یک فرایند جمعی
مکتب محیطی: تدوین استراتژی به عنوان یک فرایند واکنشی
مکتب ترکیب بندی: تدوین استراتژی به عنوان یک فرایند تحول و دگرگونی
این ده مکتب به سه دسته تقسیم می شوند. سه مکتب اول ماهیتا تجویزی هستند .
یعنی با این موضوع که چگونه استراتژی ها باید تدوین شوند، بیشتر ارتباط دارند تا با این موضوع که چگونه ضرورتا شکل می گیرند) نخستین مکتب از این سه، در دهه ی 1960 یک چارچوب اساسی را ارائه داد که دو مکتب دیگر بر آن استوارند. این مکتب بر تشکیل استراتژی به عنوان یک فرایند طراحی غیر رسمی که دارای ماهیت مفهومی است تاکید دارد. بدون تردید مکتب طراحی معتبرترین دیدگاه فرآیند تدوین استراتژی را ارائه می دهد. مکتب طراحی در ساده ترین شکل خود، یک مدل استراتژی سازی را ارائه می دهد.این مدل می خواهد بین توانایی های داخلی و امکانات خارجی تطابق وتناسب ایجاد کند. این مدل بر ارزیابی موقعیت های خارجی وداخلی تاکید می کند.ارزیابی موقعیت خارجی نشان دهنده ی تهدید ها و فرصت ها در محیط وارزیابی موقعیت داخلی نشان دهنده ی نقاط قوت و ضعف سازمان است. استراتژی هایی که بر اساس این مکتب طراحی می شوند، باید ویژگی های زیر را داشته باشد: ( مینتزبرگ، 1384)
سازگاری: استراتژی نباید اهداف وسیاست هایی را که با هم ناسازگارند ارائه دهد.
انطباق: استراتژِی ها باید به محیط خارجی و تغییرات مهمی که در آن رخ می دهد، واکنش انطباقی نشان دهند.
مزیت: استراتژی باید موجبات ایجاد یا حفظ یک مزیت رقابتی را در حوزه ی فعالیت های مورد نظر فراهم سازد.
امکان سنجی: استراتژی نباید مشکلات فرعی غیر قابل حل ایجاد کند. ( همان ماخذ، 1384)
مکتب طراحی نظریه ایی که توسط چندلر (1962) ارائه شد را اشاعه می دهد و آن نظریه مبنی بر این است که ساختار باید تابع استراتژی باشد و به وسیله ی استراتژی تعیین شود. در واقع توسعه ی استراتژی وطراحی ساختار هم از سازمان وهم از یکدیگرحمایت می کنند. هر یک ار آن ها همواره از دیگری پیشی می گیرد ویا از ان پیروی می کند. مگردر زمانی که هر دوبا هم حرکت کنند و این امر زمانی رخ می دهد سازمان وارد وظایف جدیدی شود. بنابراین تدوین استراتژی یک سیستم منسجم است. (مینتزبرگ، آلستراند، لمپل، 1384)
1.4.2 مکتب برنامه ریزی:
مکتب برنامه ریزی هم زمان با مکتب طراحی ظهور یافت. طرفداران این مکتب برنامه ریزی به جای فکر کردن به ارزش ها در مکتب طراحی، رویه های جامعی را برای توضیح دادن وتعیین کمیت اهداف سازمانی ارائه دادند. در این مدل اولین مرحله تعیین هدف است. به محض تعیین هدف دو مرحله ی بعدی شامل ارزیابی شرایط محیط بیرونی ودرونی سازمان، آغاز می شود. به دلیل رویکرد رسمی تر در مکتب برنامه ریزی، این دو مرحله تحت عنوان مرحله ی ممیزی شناخته می شوند. عنصر مهم واساسی ممیزی محیط بیرونی سازمان، مجموعه ایی از پیش بینی ها ست که درباره ی اوضاع و شرایط سازمان به عمل می آید. (علی احمدی، فتح الله، تاج الدین 1382)
این پیش بینی ها مدت ها است که ذهن برنامه ریزان را به خود مشغول کرده است. زیرا به غیر از کنترل محیط، ناتوانی در پیش بینی به منزله ی ناتوانی در برنامه ریزی است. روش های بسیار زیادی، از روش های ساده مثل روش میانگین متحرک تا روش های بسیار پیچیده برای حل این مشکل ارائه شدهاست. در سال های اخیر روش سناریو سازی بسیار متداول شده است. این روش درصدد است که حالات جایگزین وضعیت آتی یک سازمان را ترسیم کند. (پورتر 1980)
پورتر در سال 1985 معتقد بوده است که سناریو سلاحی در ذرات خانه ی استراتژیست ها ست. پورتر بر این باور است که وقت برنامه ریزان نامحدود نیست وآن ها به تعداد سناریو های کافی نیاز دارند تا بتوانند احتمالات مهم را در نظر بگیرند.سناریو ها چشم انداز های جدیدی را برای سازمان در معرض دید قرار می دهند. به طوری که کل عملیات سناریو سازی را می توان عمل برانگیختن فعالیت خلاقانه پنداشت ولو این که هیچ سناریویی به طور کامل اجرا نشود.( مینتزبرگ، 1384)
3.2 مکتب موقعیت یابی:
در اوایل دهه ی 1980، طوفانی از سمت اقتصاد به سمت مدیریت استراتژیک آغاز شد. اگر چه مکتب موقعیت یابی بیشتر فرضیه هایی را که شالوده ی مکاتب برنامه ریزی و طراحی بود، پذیرفت، اما به دو شیوه محتوای آن را تحت تاثیر قرار داد. اول این که این کار را ظاهرا از جهت تاکید بر اهمیت خود استراتژی انجام داد نه صرفا اهمیت فرایندی که به موجب آن استراتژی ها تدوین می شوند. دوم، جوهره ایی را به آن افزود مبنی بر این که مکتب موقعیت یابی، با تاکید بر محتوای استراتژی، جنبه ی تجویزی رشته ی مدیریت استراتژیک را به نقد کشید. در واقع مکتب موقعیت یابی ، شیوه های متفاوتی با پیش فرض های مکتب برنامه ریزی یا حتی پیش فرض های مکتب طراحی نداشت است. تنها تفاوت در این مورد است که، دو مکتب برنامه ریزی و طراحی، برای استراتژی هایی که درهر موقعیت خاصی امکان پذیر بودند، محدودیت خاصی قائل نبودند.بر عکس استدلال مکتب موقعیت یابی این است که تنها تعداد خیلی کمی از استراتژی های کلیدی ( هم چون جایگاه در بازار) در هر صنعت معین مطلوب هستند.(همان ماخذ، 1384)

مطلب مشابه :  برنامه های آموزشی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید