انا تریسمن (1980)نظریه بانفوذ خود به نام نظریه تلفیق ویژگی را توسعه داد.مطابق با این الگو،توجه ویژگی‌های متفاوت یک شی را(مانند رنگ و شکل) را به کل تجربه شده هشیارانه آن شی متصل می‌کند.هرچند، این الگو با انتقادهای بسیاری روبرو است .
روبرت وارتز(1990) در موسسه ملی سلامت شروع به ثبت سیگنال‌های الکتریکی مغز مسلمان‌هایی که برای انجام تکالیف توجهی آموزش دیده بودند ،نمود.این آزمایش‌ها برای اولین بار همبستگی مستقیم عصبی فرایندهای ذهنی را نشان داد
در سال 1990 روان شناسان، توموگرافی با نشر پوزیترون و تصویربرداری تشدید مغناطیسی عملکردی را برای تصویربرداری از مغز در تکالیف توجهی بکار گرفتند.به دلیل هزینه نسبتاً بالای تجهیزات که عموما فقط در بیمارستان‌ها قابل دسترس بود،روان شناسان به دنبال همکاری با عصب شناسان بودند.پیشتازان مطالعات تصویربرداری مغزی در توجه انتخابی روان شناسی به نام میشل پوسنرو عصب شناسی به نام مارکوس ریچل بودند.با توسعه نوآوریهای تکنولوژی، دانشمندان علوم عصب به پژوهش‌هایی که الگو‌های پیچیده تجربی را با این روش‌های تصویربرداری مغزی جدید برای روانشناسی شناختی ترکیب می‌کند،علاقه مند شدند.اگرچه روش‌های قدیمی تر مانند الکترو آنسفاگرافی مدت‌های مدیدی است که جهت بررسی فعالیت مغز تحت توجه انتخابی توسط زیست روان شناسان شناختی ،بکار برده می‌شود،اما توانایی روش‌های جدیدتر برای اندازه گیری واقعی و مکان یابی فعالیت در مغز علاقه جدیدی را بوسیله جامعه گسترده پژوهشگران ایجاد نمود.
در روانشناسی شناختی حداقل دو الگویی که چگونگی عملیات توجه بینایی را توصیف می‌کند،وجود دارد.به طور کلی،توجه بینایی به عنوان یک عملیات دو مرحله‌ای در نظر گرفته شده است.در مرحله اول،توجه بیش از توزیع یکنواخت صحنه‌های خارجی بینایی و پردازش اطلاعات ،به صورت موازی انجام می‌شود.در مرحله دوم،توجه به یک منطقه خاص از صحنه‌های بینایی متمرکز می‌شود و پردازش در حد سریال می‌باشد(جونیدز،1983).
2-13-2. محدودیت در تحقیقات توجه
در بسیاری از تحقیقات مربوط به توجه سه محدودیت مهم دیده می‌شود. اول ،ما می‌توانین یا به محیط خارجی یا به محیط داخلی(چون،افکار خود و اطلاعات موجود در حافظه بلند مدت)توجه کنیم ولی اکثر تحقیقات بر محیط خارجی متمرکز شده اند،چرا که شناسایی و کنترل محرک‌های محیطی آسان تر از شناسایی و کنترل عوامل تعیین کننده داخلی توجه می‌باشد
دوم،به طور عمده اهداف جاری ما آنچه را تعیین می‌کنند که در دنیای واقعی،باید به آنها توجه کنیم.به نظر آلپورت(1989)”آنچه تعیین آن مهم است… تعیین حد و مرز خیالی بین قلمروهای توجه و انگیزش نیست،بلکه برعکس به هم پیوستگی ضروری آنهاست.” وبا این حال ،در اکثر تحقیقات دستورات آزمایشگر است که آزمودنی‌ها باید به چیزی توجه کنند نه مطابق حالات انگیزشی آنها.
سوم،در دنیای واقعی،ما به طور کلی به اشیاء و افراد سه بعدی توجه می‌کنیم و با توجه به آنها تعیین می‌کنیم چه اقداماتی متناسب است.در آزمایشگاه،به آزمایشاتی تاکید می‌شود که تصاویر دو بعدی ثابتی را به طور مختصر ارائه می‌کنند و پاسخ خای ذلبخواهی را طلب می‌کنند.در تعاملات واقعی با محیط به ندرت با چنین موقعیت‌هایی آزمایشگاهی روبه رو می‌شویم(تیپر ،لورتی و بیلیس،1992،به نقل از آیزنک و کین،2005،روانشناسی شناختی،رهنما و فریدی،1389).
2-13-3 سیستم‌های عمده توجه
پوسنر (1980) دو سیستم متمایز را برای توجه در نظر گرفت:
یک سیستم درون زاد که تحت کنترل نیات آزمودنیها بود و در زمان حضور نشانه‌های مرکزی دخالت می‌کرد و این سیستم به سیستم هدف محور کوربتا و شولمن(2002) شباهت داشت.
یک سیستم برون زاد که به طور خودکار توجه را تغییر می‌داد و در زمان حضور نشانه‌های پیرامونی غیر اطلاع دهنده دخالت می‌کرد،این سیستم مشابه سیستم مبتنی بر محرک کوربتا و شولمن (2002) بود.
سه توانایی توجه
پوسنر و پیترسن (1990) یک چارچوب نظری را پیشنهاد کردند که مطابق آن در کنترل نور موضعی توجه سه توانایی جداگانه وجود دارد:
قطع توجه از یک محرک دیداری خاص
تغییر توجه از یک محرک هدف به محرک دیگر
جلب توجه به یک محرک دیداری جدید
2-13-4 ماهیت و تعریف توجه :
توجه وسیله‌ای است که با آن میزان محدودی از اطلاعات را از میان حجم عظیم اطلاعات، به صورت فعال پردازش می‌کنیم. (دانکن ، 1999؛ لاورنس 2008 )
توجه شامل دو نوع فرایند است (مریکل ، 2000)
1-هشیار(فرایندهای کنترل شده)
تحت کنترل هشیارانه، ارادی و نیازمند تلاش.

                                                    .