روانشناسی علایم و نشانه های اختلال در مهارت هماهنگی دیداری – حرکتی

  • ناتوانی در موندن روی یه خط و یا بین دوخط
  • پاک کردن زیادتر از اندازه
  • سازمان دهی ضعیف
  • تشخیص ندادن اشتباهات
  • وضعیت ناجور بدن موقع نوشتن
  • فشار دادن مداد و یا بد گرفتن اون در دست
  • مشکل در تنظیم اعداد در ستونا واسه مسائل ریاضی
  • ناتوانی در جواب دادن به سوالات روی کاغذ[۱]
  •  نظریه های ادراکی  حرکتی 

    نظریه های ادراکی – حرکتی[۲] همونجوریکه از نامشون پیداست ، بر نقش آسیبای ادراکی و تأخیرهای حرکتی در تشکیل مشکلات یادگیری تأکید دارن . در این دیدگاه بر نقش مغز و سیستم اعصاب مرکزی در بروز ناتوانیای ادراکی و حرکتی تأکید می شه . بر این پایه ، وجود مشکل در مغز یا سیستم اعصاب مرکزی دلیل اصلی مشکلات یادگیری تلقی می شه . کودکانی که در کپی کردن اشکال یا رونویسی مطالب از تخته مشکی مشکل دارن ، کودکانی که اعداد ، حروف یا کلمات رو در بیشتر موارد وارونه می نویسند یا توانایی ترسیم اشکال هندسی رو پس از مشاهده اون ندارن ، دارای مشکلات ادراکی – حرکتی حساب می شن . نظریه پردازان ادراکی – حرکتی فرضیه های مختلفی رو در زمینۀ ناتوانیای یادگیری به وجود اومده توسط مشکلات دیداری – حرکتی مطرح کردن . از اونجایی که آسیب بعضی از بخشای مغز موجب بروز مشکلات دیداری – ادراکی می شه ، گروهی از نظریه پردازان مانند ویلیام کرویک شانک[۳] و ماریان فراستیگ ، ناتوانیای یادگیری رو معلول مشکلات ادراکی که از مشکل در کارکرد مغز و سیستم اعصاب مرکزی ناشی می شن ، می دونن . به نظر این گروه نبود توانایی کپی کردن طرحای هندسی به وجود مشکل در «کامل سازی درون حسی[۴]» دلالت داره . یعنی اطلاعات سیستم اعصاب حسی و حرکتی با همدیگه ترکیب نمی شن . از دیگر شاخصای این مشکلات میشه به نبود توانایی رونویسی از تخته مشکی و نبود درک فرق میان حروفی که از نظر شکل به همدیگه شباهت بسیاری دارن ، اشاره کرد . در همه این موارد لازمه فرد از راه حس بینایی اطلاعات رو دریافت کنه و اونا رو با اطلاعات قبلی خود ترکیب کنه و جواب حرکتی مناسبی رو ارائه دهد (شکوهی یکتا ، ۱۳۸۵) .

    مشکلات

     

    در این قسمت تئوریای چهار مکتب معاصر رو در مورد مباحث حسی – حرکتی  و ادراکی – حرکتی میاریم . این تئوریا عبارتند از : تئوری ویژوموتور[۵] از گتمن[۶] ، تئوری ادراکی – حرکتی[۷] از کپارت ، تئوری موویژنی[۸] از بارش[۹] و تئوری تشکل نظام عصبی[۱۰] از دمن[۱۱] و دلاکاتو[۱۲] .

    تئوری گتمن : ویژو موتور(دید حرکتی)

    مدل دید حرکتی گتمن تلاش می کنه مراحل رشدی کارکرد کودک رو در کسب مهارتای حرکتی و ادراکی نشون بده . این مدل واسه نشون دادن وابستگی هر مرحلۀ موفقیت آمیز رشد به سطح قبلی طراحی شده . هر سطح یا ردیف از تعدادی فعالیتای جداگونه ترکیب می شه . ردیفا یا سطوح یادگیری که در این مدل طرح شده در پائین توضیح داده می شه .

    نظام جواب ذاتی(ردیف الف) : کودک زندگی خود رو با نظام جواب ذاتی شروع می کنه . این نظام که کودک اون رو با خود در لحظۀ تولد به همراه می آورد ، شروع تموم یادگیری هاست . پاسخای حرکتی درون این نظام ناآموختهه و به خاطر همین باید در لحظۀ تولد سالم بوده و بتونه بکنه . این پاسخا شامل : رفلکس تونیک گردن(TNR) ، که یه حالت اساسی یا نقطۀ شروعی در حرکت کودکه ؛ رفلکس از جا پریدن ، که یه عکس العمل بدنی به صداها و یا تشعشع یهویی نوره ؛ رفلکس نور ، که اول با تنگ هم قرار دادن پلکا و بعدا با کم شدن اندازۀ مردمک چشم وقتی که در برابر تابش نور قرار میگیره ، ایجاد میشه ؛ رفلکس چنگ زدن و گرفتن اشیاءکه به فراخنای توجه کودک مربوط می شه ؛ رفلکس دو طرفه که به سهولت انجام حمله و ضد حمله در حرکات بدنی مربوط می شه ؛ رفلکس ایست – جنبشی که حالت آرامش و دقت یا آمادگی واسه عمل ؛ و رفلکس میوتاتیک[۱۳] به آگاهی بدن نسبت به وضعیت خود مربوط می شه .

    نظام حرکتی عام(ردیف ب) : سطح بعدی یادگیری از طرف گتمن نظام حرکتی عام نامگذاری شده . نظام حرکتی عام مهارتای حرکتی یا اعمال جابه جایی رو ارائه می کنه مانند : خزیدن ، راه رفتن ، دویدن ، پریدن ، جست و خیز کردن ، لی لی کردن . از راه این فعالیتا کودک می تونه اطلاعات بدست اومده در نظام جواب ذاتی رو تشکل بخشه . اون مهارتای جنب و جوش ، توازن و هماهنگی رو در این هنگام بدست می آورد . کودکی که نتونه مهارت کامل در فعالیتای این ردیف رو به دست بیاره ، در حرکات خود ناشی بوده و هماهنگی لازم رو نخواد داشت . هم اینکه ، کودکی که قادر به تکمیل مهارتای حرکتی عام در این سطح نباشه نخواد تونست پایه ثابت و استواری رو در بنای دائمی هرم یادگیری بوجود آورد . به خاطر همین ، کودکان نیاز به فعالیتای بدنی دارن تا رشد مهارتای حرکتی عام یا بزرگ رو در اونا موجب شه .

    نظام حرکتی خاص(ردیف ج) : مهارتای این نظام ترکیب برگزیده تر و کامل تر مهارتای حرکتیه . روابط چشم و دست ، آمیزش و ترکیب دو دست به هنگام کار توأمان ، روابط دست – پا ، بیان کلامی ، روابط حرکات دست و چهره (تن گفتار) . کودکان قبل اینکه در مهارتای اساسی تر و قبلی بتونن مسلط دستی پیدا کنن لازمه که تمرینات زیادی روی اعمال حرکتی ظریف بکنن . گتمن دید کودکی که نمی تونه مربعی رو رنگ بزنه ، یا اشکال گوشه دار رو ببره ، شایدً یاد نگرفته که دست خود رو استفاده کنه تا بتونه در بریدن دورادور گوشه ها هم از نظام حرکتی کامل خود استفاده کنه (فریار ، رخشان ، ۱۳۷۹، ص۱۳۵) .

    نظام حرکتی چشمی(ردیف د) : حرکت چشما باید تو یه روال مخصوصا واسه موفقیت در انجام تکالیف کلاسی پیشرفته و کنترل شه . نظام چشمی (چشمی) پس از دریافت اطلاعات دارای دو وظیفه س : آزمایش و فعال سازی مدارهای اجرائی – هر چشم دارای یه مدار اجرائیه که پیوسته باید در حال تماشا و تعادل باشن . کودک باید یاد بگیره که چشمای خود رو در امتداد سطرهای کتاب کنترل کرده و اونا رو توأمان استفاده کنه . مهارتای چشمی عبارتند از : اثبات ؛ توانایی تعیین هدف بینایی – جابه جایی ؛ حرکت چشمی از یه هدف به هدف دیگه – تعقیب ؛ توانایی پیگیری یه هدف متحرک با هر دو چشم . چرخش یا حرکت آزاد هر دو چشم به هر طرف و تموم جهات .

    نظام گفتاری – حرکتی(ردیف ه) : مهارتایی که این سطح داراس عبارتند از : ورور کردن ، گفتار تقلیدی و گفتار کامل . گتمن متوجه یه رابطه دوطرفه در این سطح بین دید و فراگردهای زبون شده . به عنوان یه دید سنج  ، اون عقیده داره که مهارت در نظام گفتاری – حرکتی بستگی به نظامای بینایی و چشمی موثر و بی اشکال داره .

    نظام تجسمی(ردیف و) : واژه تجسمی نه فقط به توانایی یادآوری یا بازخوانی دیده های قبلی میگن ، بلکه شنیده ها ، لمس شده ها یا احساسای قبلی رو هم شامل میشه . ردیف (و) توانایی به نظر آوردن ، بازخوانی یا تجسم تصویر ذهنی از طرف فرد مربوط می شه که همه اینا در غیاب محرکات حسی اصلی انجام میشه . تموم حواس (لامسه ، شنوایی ، حس و حرکت و …) به این توانایی کمک می کنن . این سطح از یادگیری بعضی وقتا مثل سازی ذهنی نامیده می شه .
    شنوایی

    «دید» یا «درک» ردیف (ز) : تموم تجربیات ، مهارت ها ، و نظامایی که به وسیله سطوح یا ردیفای زیرین جفت و جور اومده ان موجب حدوث «دید» یا «درک» می گردن . از این رو در این مدل ، دید یا درک نتیجه مستقیم یادگیری کامل و بی اشکال در سطوح پشتیبانی زیرینه . یعنی دید یا درک از راه رشد مهارتای حرکتی قبلی آموخته می شه . در این مدل مرحلۀ بعد نمودار شناختیه که از راه فراگرد به هم پیوستن ادراکات زیادی بدست میاد . سطوح سه گانه بالای سطح شناخت نشون دهنده فراگردهای ظاهری عالی و بسیار ذهنی ذهنیه که به رشد فکری و ذهنی می رسه .

    شناخت(ردیف ح) : ردیف (ح) نمایشگر شناخته ، و اون بخش از مدل که بالای این ردیفه اشاره به مجردات ذهنی و کمالات رشد فکریه . شناخت و مفاهیم از بسیاری ادراکات در رابطه نشأت می گیرن و اینجوری رشد شناخت و تفکر ذهنی به صورتی که در این مدل ارائه گردیده نتیجه استوار سطوح جورواجور حرکتیه (فریار ، رخشان ، ۱۳۷۹، ص ۱۳۶) .

    [۱] WWW.Visionandlearning.org

    [۲] Perceptual – motor theories

    [۳] William Cruickshank

    [۴] Intra sensory integration

    [۵] Visumotor – Theory

    [۶] Getman

    [۷] Perceptual – motor Theory

    [۸] Movigenic – Theory

    [۹] Barsh

    [۱۰] The patterning theory of nevrological organization

    [۱۱] Doman

    [۱۲] Delacato

    [۱۳] Myotatic