روانشناسی تئوری حرکت آفرینی (موویژنی) : بارش

بارش مفروضات ده گانه زیر رو زیرساز تئوری حرکت آفرینی یا موویژنی می دونه :

  • آدم واسه حرکت آفریده شده .
  • هدف حرکت بقاءه .

۳- حرکت تو یه محدودۀ پر بار و توان صورت میگیره .

۴- آدم اطلاعات لازم رو از راه نظام ادراکی – شناختی خود بدست می آورد .

۵- مکان ، زمینه حدوث حرکته .

۶- جنب و جوش رو به رشد گسترده رو به طرف بلوغ می بره .

۷- حرکت در جوی از فشار به وجود میاد .

۸- بازخورد یا کنترل و اصلاح واسه مهارت و مفید بودن لازمه .

۹- رشد درزمان مراحل متوالی از شکوفایی صورت میگیره .

۱۰- مفید بودن حرکتی موجب مفید بودن در زبون می شه .

 

خصائل آموزگار حرکت آفرین

    • باور راسخ به اهمیت حرکت و مکان در یادگیری .
    • توان کاهش و ایجاد تغییرات مناسب مکانی در کار آموزش
    • باخبر شدن از رشد رو به رشد
    • درک اهمیت وضعیت تن
    • باور به اینکه کارآیی حرکتی اولین هدفه .

 

  • پذیرش یه چارچوب مناسب ملاک
  • به کار گیری مراحل حرکتی کودک به عنوان الگوی اساسی (فریار ، رخشان ، ۱۳۷۹،ص۱۴۵) .

در بخش سوم نظریه یعنی اهداف برنامه آموزشی حرکتی ، بارش عقیده داره که کارآیی حرکتی ، کارآیی تحصیلی رو موجب می شه و در برنامه پیشنهادی خود بر تماس ، دستکاری مواد محیطی و آگاهی بدنی تأکید داره . برنامه کارورزی و حرکتی اون ، تمرینات جور واجور هماهنگی ، توازن ، درک و بازشناسی شکل ، حافظه دیداری ، قدرت ، شناخت بدن ، درک دیداری ، شنیداری و لامسه ای ، انعطاف پذیری و موزونی حرکات رو شامل میشه (رمضانی نژاد ، ۱۳۷۷) .

تئوری تشکل نظام عصبی : «دُمن و دلاکاتو»

پزشکی به نام گلن دمن[۱] و یه متخصص آموزش و تربیت به نام کارل دلاکاتو[۲] در جریان کار خود ، تئوری تشکل نظام عصبی رو تکمیل و ارائه کردن ، که به نوبه خود یکی از بحث انگیزترین روش های حرکتی در برخورد با مشکلات یادگیریه . این تئوری که روی بیشتر از ده هزار کودک تجربه شده یکی از تئوریای کلان عمومیت در حیطۀ نظر و درمان بوده . هدف صاحب نظران این تئوری برقرار کردن مراحل طبیعی و عادی رشد عصبی کودکان ضایع مغز ، عقب مونده ذهنی و کودکان ضعیف در خواندنه . صاحبان این نظریه پیشنهاد می کنن که روشای اونا حتی در مورد کودکان بهنجار هم فوایدی دربردارد . پایه کار در این تئوری ، ملاک قرار دادن مراحل رشد کودکیه که دارای کارکرد مغزی سالمه و این کارکرد در اصطلاح اونا «نظام عصبی کامل» نامیده شده . در این تئوری فرض بر اینه که تکامل ارگانیسم آدم «تطور تاریخی» اون رو به یاد می آورد ، یا یه فرد در فراگرد بلوغ جسمی خود از مراحل تطور مشابهی مثل بشر اولین که دوره تکامل رو طی کرده گذر می کنه . از این رو گذار تکامل نظام عصبی ، براساس یه روند منظم تشریحی در نظام اعصاب مرکزیه ، و آدم مرحله به مرحله به سطوح بالاتری از نظام عصبی می رسه . توالی این مراحل عبارتند از : (۱) نخاع شوکی ، بصل النخاع (۲) برجستگیای حلقوی (۳) مغز میانی (۴) قشر مخ ، و در آخر (۵) نظام عصبی کامل یا اثبات غلبه یکی از نیمکرهای مغزی .

مشکلات

دمن و دلاکاتو عقیده دارن شش کارکرد تکاملی در آدم هست : مهارتای حرکتی (راه رفتن به روش وایس تاده و ضربدری) ، سخن گفتن ، نوشتن ، خوندن (مهارتای بینایی) ، فهم سخن (شنوایی) و تشخیص حجم یا ابعاد سه گانه (مهارت بساوایی) . حصول این شش مهارت بستگی به تکامل تشریحی فرد در نظام عصبی اش داره (فریار ، رخشان ، ۱۳۷۹، ص۱۴۸) .
شنوایی

نبود توفیق در مرحله معینی از رشد در گذار از مراحل متوالی ، نشون دهنده مشکل نظام عصبی بوده و بدست اومده به مشکلاتی در کار جنب و جوش یا رابطه می شه . طرفداران این نظریه برآنند که امتحان سطح نظام عصبی از دید نظری ، تجویز فعالیتایی رو که منتهی به بهتر شدن رشد نظام عصبی و بالمآل کاهش یا جلوگیری از مشکلات یادگیری می شه شدنی می کنه . آزمایش و تعیین سطح رشد عصبی کودک از راه مشاهده یه سلسله رفتار به توضیح زیر به عمل میاد :

سطح نخاع شوکی و بصل النخاع ، سطح کرتکس اولیه ، غلبه طرفی نیمکرها .

براساس این تئوری وقتی نظام عصبی کامل شد ، مشکل یادگیری از بین میره . توالی مراحل حصول به حرکات کامل عبارتند از : (۱) غلت زدن (۲) جنب و جوش موضعی به صورت دایره ای و برعکس (۳) خزیدن بدون طرح (۴) خزیدن هماهنگ (۵) خزیدن دو جانبی (۶) خزیدن متقاطع (۷) چهار دست و پا رفتن بدون طرح (۸) چهار دست و پا رفتن هماهنگ (۹) چهار دست و پا رفتن دو جانبی (۱۰) چهار دست و پا رفتن متقاطع (۱۱) تاتی تاتی رفتن (پا کشیدن) (۱۲) راه رفتن بدون طرح (۱۳) راه رفتن متقاطع .

واسه بهبود نظام عصبی لازمه کودکان مراحل متوالی فوق رو بگذرونه (فریار ، رخشان ، ۱۳۷۹، ص ۱۴۹) .

[۱] Glenn Doman

[۲] Carl Delacato