رشته حقوق

روانشناسی اجتماعی

دانلود پایان نامه

ـ با احساس تلخىِ از دست رفتن پیوندها و شکستن آن خودپنداره، نیاز به «احترام» را دوباره در خود زنده ببیند و از این طریق، از ادامه مسیر، باز ماند (پس از کجروى). این کنترل به ویژه در واحدهاى اجتماعى کوچک، یکپارچه و صمیمى، مؤثر و نافذ است. واحدهایى که فرد مدتها در آنها عضویت دارد؛ مکرراً و به شکلى گرم و صمیمى با اعضا در تماس و رابطه است؛ و خود را پیوسته نیازمند مناسبات عاطفى با آنان مى‌بیند( علاقه بند، 1366، ص137).
2-9-4-9- کنترل ماوراى طبیعى
با تکیه بر پیش فرض واقعى بودن جهان ماوراى طبیعت، مى‌توان کارکردهاى بیرونى این نوع کنترل را پذیرفتنى و واقعى محسوب داشت و آن را فرایندی دانست که رفتار افراد را به کمک پدیده هاى خاص تشویقى و تنبیهى، کنترل مى‌کند. پدیده هایى که متکى بر نیروهاى ماوراى طبیعى اند؛ اما در شکلهاى خاص و متفاوت خود (خشن، اقتصادى و …) در همین جهان واقع مى‌شوند. ضمانتهاى اجراى این کنترل نیز قدرتِ موجود یا موجوداتى ماوراى طبیعى است که توان مداخله در این جهان را دارند و در همین جهان، همنوایان را تشویق و متخلفان را تنبیه مى‌کنند. نمونه این دست ضمانتها، اصل مسلم و تجربه شده «مکافات عمل» (یا مواجه شدن افراد با پیامدهاى ماورایى، اما این جهانى، تعدى به حقوق دیگران) است که بسته به نوع تعدى، در هر دو شکل خشن و اقتصادى تصویر مى‌شود. طبیعت خشن آن را مى‌توان در عذابهاى نازل شده براى حذف یا تنبیه بدکاران دید و از وقایعى همچون کاستى گرفتن نزولات آسمانى، گرفته شدن رونق از کشاورزى و رکود اقتصادى مى‌توان به عنوان گونه هاى اقتصادى آن نام برد. گزاره هاى دینى، این وقایع را پیامدهاى گناهانى مانند پرداخت نکردن زکات و تخلف از دیگر تکالیف مالى مى‌شمرند.
در مکانیسم درونى این کنترل، ضمانت اجرا، باور افراد به وجود چنین اراده و نیروى تنبیه گر و پاداش دهنده اى است که یا در جهان پس از مرگ و یا در همین جهان، آنان را به پاداش یا مکافات عملش مى‌رساند. این باور، اثرات کارکردى خود را از جمله در جمع با آثار متغیرهاى زیر به دست مى‌آورد:
ـ باور وجود جهان پس از مرگ و زندگى انسان در آن؛
ـ باور ممکن بودن عذاب و/یا محرومیت از نعمتها و برخوردارى هاى آن جهانى (خواه در این جهان و خواه در آن جهان). این عنصر سبب مى‌شود که فرد، خود را با احتمال برآورده نشدن انواع نیازهاى «جسمى»، «ایمنى» و «خودشکوفایى» در حیات آن جهان مواجه ببیند؛
ـ وابستگى عاطفى به موجودات فراطبیعى و این باور که رفتارهاى نادرست، او را در هر دو جهان از آنان دور مى‌کند. این عنصر، فرد را به احتمال برنیامدن نیازهاى آن جهانى «عشق و تعلق» و برخى گونه هاى این جهانى آن، هشدار مى‌دهد؛
ـ پذیرش و درونى شدن ارزشهاى آن جهانى در کنار این باور که آن جهان، جایگاه «تجسم اعمال» یا عینیت شناختهاى مطابق با واقع در منظر عموم است»؛ یا اینکه نیروهاى ماورایى، توان آگاه ساختن عموم از واقعیتهاى زندگى و رفتار او را دارند؛ و فرد، این عنصر را خطرى جدى براى حفظ ارزشیابى هاى مثبتى مى‌بیند که در مرحله شکل گیرى «نیازهاى احترام»، به آن احتیاج دارد(سلیمی و داوری، 1391، ص 515-517).
2-10- تصمیم گیری
«تصمیم گیری» عبارت است از فرایند ذهنی «ترجیح میان شقوق» که منجر به «انتخاب» می‌شود. در تصمیم گیری ، شقوقی وجود دارند که تصمیم گیرنده از میان آنها شقی را برتر تشخیص می‌دهد، یعنی تصمیم به آن می‌گیرد.
هر تصمیم، آثار و پیامدهایی دارد. تصمیم گیری از لحاظ « معین بودن یا نامعین بودن پیامدها»، به دو دسته تقسیم می‌گردد: تصمیم گیری با «پیامدهای احتمالی» و تصمیم گیری با «پیامد قطعی». (لیتل، 1373، ص74 ) تصمیم گیری با پیامد احتمالی به دو دسته تقسیم می‌گردد، تصمیم گیری در وضعیت عقلانیت پارامتریک و تصمیم گیری در وضعیت عقلانیت استراتژیک.
عقلانیت پارامتریک، عقلانیتی است که در آن شخص تصمیم گیرنده با شقوق مختلفی روبروست که دارای پیامد های احتمالی معینی هستند. تصمیم گیری در وضعیت استراتژیک پیچیده تر از وضعیت پارامتریک است. زیرا در تصمیم گیری پارامتریک، همه پیامدهای احتمالی مقتضای طبیعت اند و از قانونی تبعیت می‌کنند که البته احتمالی است و نه قطعی. اما تصمیم گیری در وضعیت استراتژیک، شامل مواردی می‌شود«که نتایج آنها، بستگی به اختیار عامدانه تصمیم گیران دیگر دارد»به این معنا که نتیجه و بهره یک تصمیم تابع تصمیماتِ از روی اختیار کنشگران دیگر است و تصمیم گیرنده باید با در نظر گرفتن محاسبات عقلانی دیگر کنشگران ِحاضر در میدان کنش، در پی تصمیم گیری با حداکثر سود و حداقل هزینه باشد (اورعی، 1390، ص29 و لیتل، 1373، ص 74-80).
2-11- پیش گیرى
راهبردى عمدتاً پیشینى و متشکل از مجموعه راهکارهاى مستقیم و غیرمستقیم که با هدف ایجاد امکانات و موقعیتهاى بازدارنده از وقوع جرم و کجروى طراحى و تدوین مى‌شود) العوجى،ج2: 144؛ ساروخانى: 720).
2-12- یکپارچه نگری به دیدگاههای تبیین کننده کجروی
«تبیینِ» یک پدیده به معنای تعلیل آن، عبارت است از شناسایی، تحلیل و بیان روابط علّی‌ای که منجر به شکل‌گیری آن پدیده شده است. فرآیندی که با هدف مشخص ساختن جایگاه آن پدیده در یک مجموعه معنادارِ وسیع تر صورت می‌گیرد؛ و نشان می دهد که پدیده‌ها چگونه می‌توانند با یکدیگر ارتباط یابند، و بر یکدیگر تأثیر بگذارند. معیار تشخیص رابطه و همبستگی علّی بین دو پدیده در این علوم، وجود تقارن و همزمانی های مستمر، منظم و اطمینان آور بین آن دو است(ساروخانی،1372، ج 2، ص 449). در تبیین کجروی، علت این پدیده را هر وضعیت یا پدیده جسمی، روانی یا اجتماعی می‌دانند که در ایجاد و شکل گیری یا افزایش و رشد آن ایفای نقش می‌کند( کی نیا، ،1370 ج 1، ص 62). همچنین در غالب روابط علّی موجود در پدیده‌های انسانی و اجتماعی، می‌توان مشاهده کرد که به دنبال پیدایش علت، سلسله وقایع و پدیده‌هایی متفاوت، در قالب مکانیسم‌هایی خاص به وجود می‌آید؛ و این وقایع در نهایت به تحقق معلول مورد نظر منجر می‌شود؛ سلسله وقایعی که با نام «مکانیسم علّی» از آن یاد می‌شود (لیتل، 1373، ص 19ـ51).
حوزه‌های متعدد تحقیق در باب پدیده‌های انسانی، مانند زیست‌شناسی، ژنتیک، روانشناسی، روانشناسی اجتماعی، جامعه‌شناسی، اقتصاد، مردم شناسی و دین، هر یک تبیین هایی را در باره کجروی ارائه داده‌اند؛ و هر یک از این تبیینها به نوبه خود از اعتبار و کارآیی برخوردارند.
اندیشمندان این حوزه ها، با تکیه بر دیدگاه نظری و حیطه تخصصی خویش، از چشم اندازهای متفاوتی به این موضوع می‌نگرند؛ و هر یک جنبه‌های خاصی از این پدیده را مورد توجه قرار می‌دهند(رابرتسون، 1374، ص170 و 179). این امر آنان را به داده‌های تجربی متفاوت و در نهایت تحلیلهای نظری متفاوتی رهنمون می‌گردد. در عین حال آشکار است که سطوح اعتبار و کارآیی این تبیینها، تفاوت زیادی با یکدیگر دارد؛ و افزون بر این، هیچ یک، تمامی شکلهای کجروی را در بر نمی‌گیرد؛ غالب این تبیینها و نظریه‌ها صرفاً ناظر به برخی از شکلهای کجروی است(همان، ص 179).
از سوی دیگر، پیش فرضهای متفاوت اندیشمندان مزبور در باب مسائل زیربنایی امور انسانی (مثلا در باب مواردی مانند فرد و جایگاه او در جامعه و نظام اجتماعی، ماهیت رفتارهار فردی و مانند آن) تأثیری تعیین کننده بر مفاد نتایج مورد بحث دارد( هلاکویی، 1356، ص214)؛ و در مواردی نیز علاوه بر داده‌های تجربی و تحلیلهای نظری، ارزشهای اخلاقی، ایدئولوژیها و جهت گیریهای سیاسی محققانْ، نقشی تعیین کننده در ایجاد تمایل آنان به ترجیح یک دیدگاه یا نظریه خاص ایفا می‌کند(سلیمی و داوری، 1391، ص270) .
بنا بر این، مجموعه دانشهای حاصل آمده درباره علل کجروی، آمیزه‌ای متشکل از تبیینهایی مکمل یکدیگر را به دست داده است. نکته‌ای که بخش عمده‌ای از دیدگاههای متأخر، به آن توجه دارند. با توجه به موارد فوق، نگارنده سعی دارد با نگاه جامع به همه تبیین های ارائه شده در باره کجروی با بیان محورهای عمده در این تبیین ها به یک جمع بندی مناسب در این باره دست یابد.
تبیین های موجود در بارۀ کجروی، این پدیده را با در نظر گرفتن کجروی در سه سطحِ خرد، کلان و میانه، بررسی کرده اند. تبیین های کلان به اثرگذاری ساختار کلان جامعه بر کجروی توجه دارند؛ تبیین های خرد، تأثیر ویژگیهای فردی کجرو بر کجروی را بررسی کرده اند و گروه سوم در تبیین کجروی، وضعیتی را مد نظر قرار داده اند که کجروی در آن اتفاق می افتد. همچنین برخی تبیین ها با تلفیق عوامل مختلف زیستی، روانی و ساختی و یا تلفیق سطح خرد و کلان، تبیین های تلفیقی را مطرح کرده اند که به نوعی نگاه جامع تر به کجروی و راههای مقابله با آن دارند.
2-12-1- تبیین کجروی در سطح خرد
پرسش اصلی نظریه پردازانی که در سطح خرد به تبیین کجروی پرداخته اند، عبارت است از:
1. چه عوامل و دلایلی اشخاص را کجرو مى‌سازد؟
این دسته، در پاسخ به پرسشِ فوق، با تمرکز بر خصوصیات زیستی یا روانی کجرو، موارد زیر را مطرح کرده اند:
«معلول»(کجروی)، کنش آگاهانه و اختیارى شخص و «علت» چیزى است که به او انگیزۀ عمل مى‌دهد. بدین ترتیب، کجروى را گزینشى شخصی محسوب کرده اند و تأکید مى‌کنند که «اشخاص مجرم مى‌شوند، چون چنین انتخاب کرده اند»؛ انتخابى که امکان آن براى همه اشخاص، به یکسان وجود دارد. این نگرش، در عین حال که جاى تأثیرپذیرى رفتار از علل پیرامونى را باز مى‌گذارد، ماهیت کجروى را نهایتاً، نوعى تصمیم گیرى شخصی و گزینش عقلانى مى‌داند که محصول سنجشِ پیامدهاى مثبت و منفى رفتار است و از همین رهگذر، کجرو را مسئول شیوه اى به حساب مى‌آورد که برگزیده است و همچنین، مسئول پیامدهایى که ممکن است از کنش او حاصل آید ( وایت و هینز،1383، ص 82).

مطلب مشابه :  تحقیق رایگان درمورد شایسته سالاری

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید