روابط اجتماعی

روابط اجتماعی

اضطراب را می تواند حالت نامطلوب تنکار شناختی (فیزیولوژیک ) یا تنش روان شناختی تعریف کرد که از احساس تهدید ایمنی یا عزت نفس ناشی می شود . اکثر روان شناسان اضطراب را پاسخی به خطر نا آشکار (مبهم) یا پاسخی به خطر خاص در محیط می دانند. دانشمندانی که اضطراب را مورد مطالعه قرار می دهند معمولا به جنبه های خاصی از آن ماند : جنبه زیست شناختی، یا جنبه انفعالی (عاطفی) بشری پردازند.
فروید سه نوع اضطراب را نام می برد.
الف) اضطراب واقع گریانه – که پاسخ به خطرات واقعی زندگی است.
ب) اضطراب روان رنجوری (نوروتیک)- که نتیجه ترس از غرایز است به عبارت دیگر این اضطراب در جنبه نهادی ابتدایی، و ناخود آگاه شخصیت ریشه دارد که ارضای فوری غرایز را می طلبد، این اضطراب در کودکی آغاز می شود که کودک از کینه و سرزنش می ترسد و در بزرگسالی غالبا این گونه اضطراب ، هنگامی پیدا می شود که شخص از خود غرایز جنسی یا پرخاشگری می ترسد.
پ) اضطراب اخلاقی هنگامی پیدا می شود که شخص به سبب تخلف از دستور (فراخود) یا دو جدان احساس گناه و شر مساوی می کند.
«مولفه های اضطراب»:
به نظر روان شناسان ، اضطراب از چند جزء یا مولفه متفاوت تشکیل شده است که مهمترین آنها عبارتند از:
احساس ذهنی ترس
انگیختگی تنکار شناختی( فیزیولوژیک)
علائم رفتاری اضطراب
افسردگی:
افسردگی زمانی پدید می آید که روحیه ما افت می کند شماری عبارتهای عامیانه وجود دارند و بکار گرفته می شوند تا این احساس ( افت روحیه ) را توضیف کنند:
بیزاری ملول ، خنک بودن، دلتنگی، غرق در خیالات ، دمق بودن، غم زدگی، احساس درماندگی – احساس کسالت، محزون بودن، بی حالی- بی عزمی و … هنگامی که واژه افسردگی به حالتی از خلق گفته می شود، با همه کلمات رایج در یک معناء مشترک است: بی روحیه بودن می توان احساس فقدان نومیدی و عاطل بودن، از بدبینی و بی رغبتی حکایت می کند. افسردگی درجات و انواعی دارد و از عوامل متعددی ممکن است ناشی شود مانند: سرشت طبیعی، وراثت، اختلال در فعالیتهای شیمیایی و هورمونی بدن، تجارب خانوادگی – از دست دادن والدین ، نداشتن روابط اجتماعی نزدیک با افراد قابل اعتماد ،برخوردار نبودن از حمایت اجتماعی کافی و بالاخره نداشتن یا از دست دادن احساس احترام، اعتماد به خود و … می گردد.
به عقیده بک( 1976) افسردگی بالینی را می توان به عنوان نوعی ( اختلال مرضی) تعریف کرد که شامل تغییراتی در پنج حوزه رفتاری عمده می شود. ( علائم مرضی) این تغییرات ممکن است هر یک از
تظاهرات زیر را در بر گیرد،
عواطف منفی: معمولا شامل غم، احساس گناه ، حساسیت( بی حوصلگی) شدید یا عاطفی.
شناختهای منفی: معمولا شامل برداشت از خود یا خویشتن پنداری منفی، بد بینی و نظری تیره و نو میدانه درباره محیط اطراف.
انگیزش منفی: شامل فقدن یا از دست دادن علاقه به فعالیتهایی که فرد معمولا آنها را ترجیح می داده و افکار خود کشی
تغییرات رفتاری: معمولا شامل کاهش در نرخ انجام کارها و فعالیتهای رفتاری عادی فرد.
تغییرات نباتی: معمولا شامل بی خوابی کاهش اشتها و از دست دادن علاقه به فعالیتهای جنسی.
«اضطراب و معلمان»:
تحقیقات مختلف روان شناسان این واقعیت را نشان داده است که اضطراب در حافظه و یادگیری یک معلم اثر منفی دارد. در صورتی که منشاء اضطراب معلمان شناخته نشود و برای جلوگیری از آن اقدامات مفید و موثری انجام نگیردف و بدتر آنکه بر شدت آن نیز افزوده گردد؛ ممکن است مرحله ای فرا رسد که معلم گرفتار نوعی روان نژندی یا نوروز اضطراب شود.
نوروز اضطراب یکی از شایعترین ناراحتی ها و کسالتها ی روانی است که معلمان بیش از کسانی که مسئولیت تصمیم گیری و آموزشی ندارند به آن گرفتار می شوند.
معلمی که به این عارضه گرفتار آمده است گاه در منزل و یا در محیطهای عمومی یا در کلاس درس دچار حملات اضطرابی مواجه می سازد و غالبا حملات اضطرابی قبل یا بعد از یک دوره افسردگی مشاهده می شود.

Share