رشته حقوق

رفتارهای شهروندی سازمانی

دانلود پایان نامه

رضایت شغلی:رابطه‌ی قوی‌تری میان رضایت شغلی و عملکرد افرادی که دارای کانون کنترل بیرونی هستند وجود دارد.
حقوق: درون کنترل‌ها نسبت به برون کنترل‌ها حقوق بیشتری می‌گیرند وافزایش حقوق آنها زیادتر است.
انتظار: درون کنترل‌ها بیشترانتظاردارند که تلاش‌هایشان به عملکرد بالا منجر شود.
عملکرد: درون کنترل‌ها دروظایفی که نیاز به یادگیری و حل مسأله دارد به شرطی که عملکرد منجر به پاداش‌های با ارزش شود عملکرد بالاتری دارند.
افراد دارای کانون کنترل بیرونی مضطرب‌تر هستند. (قلی‌پور، 1386: 216-217 و کریتنر و کینیکی، 1384: 186 و رابینز، 1374: 153)
نکته‌ی قابل ذکر این است که کانون کنترل افراد قابل تغییر بوده و مدیران می‌توانند با ایجاد یک سیستم پاداش مناسب افرادی که دارای کانون کنترل خارجی هستند را به افراد کانون کنترل داخلی تبدیل کنند. (مشبکی، 1377:126)
2-1-5-3- عزت نفس
طبق تعریف گیکاس (1982) و برندن (1998) عزت نفس به میزان دوست داشتن یا تنفر از خود دلالت دارد؛ یعنی فرد تا چه اندازه در یک خودارزیابی کلی احساس خودارزشمندی می‌کند. در جهان مدرن بخش زیادی از عزت نفس به استخدام در سازمان‌ها بر می‌گردد که عزت نفس مبتنی بر سازمان نامیده می‌شود. عزت نفس افراد بیکار در دنیای امروزی از بین می‌رود. عزت نفس با موفقیت در ارتباط است. افرادی که موفقیت‌های پی‌در‌پی کسب می‌کنند عزت نفس بالایی دارند. عزت نفس بالا فرد را به این باور می‌رساند که توانایی انجام موفقیت‌آمیز کارها را دارد.
تحقیقی در 31 کشور جهان نشان داد که عزت نفس درفرهنگ‌های فردگرا بالاتر از جمع‌گراست ولی موضوع امیدوارکننده در بحث عزت‌نفس این است که می‌توان عزت نفس را بالا برد. تقویت خودآگاهی، پذیرش خود، مسئولیت پذیری، قاطعیت درمورد باورهای خود، داشتن اهداف روشن و انسجام و یگانگی شخصیتی به افزایش عزت نفس کمک می کند. (قلی‌پور، 1386: 217-219)
2-1-5-4- خود باوری
مفهوم خود باوری که به خود کارآمدی وخودکفایتی هم ترجمه شده است به باور فرد به توانایی‌های خود برای انجام موفقیت‌آمیز کارها و وظایف اشاره دارد. (قلی‌پور، 1386: 219)
خودباوری، همان میزانی است که افراد خود را باور دارند یا باور ندارند. افرادی که دارای خودباوری بالا می‌باشند بر این باورند که توانایی بیشتری برای موفقیت در کار خاص را دارا هستند. برعکس افرادی که دارای خودباوری کمتری هستند، بر این باورند که توانایی لازم را برای انجام کار خاص، دارا نیستند. (احمدی، 1386: 80)
خودباوری با انتظارات فرد از موقعیت رابطه مستقیم دارد. کسانی که این ویژگی شخصیتی در آنها شدید است بر این باورند که توانایی‌شان بیش از مقداری است که برای موفقیت در کار لازم است. آنان دست به کارهایی می زنند که ریسک زیادی دارد و (در مقایسه با کسانی که مقدار کمتری از این ویژگی دارند) کارهایی را می‌پذیرنذ که کمتر متعارف باشد. مهمترین نتیجه‌ای که از این تحقیقات به‌دست آمده و می توان آن را تعمیم داد، این است: افرادی که این ویژگی به فراوانی در آنها دیده می شود (در مقایسه با آنان‌که از نظر شخصیتی این ویژگی را کمتر دارند) بیشتر تحت تاثیر عوامل خارجی قرار می‌گیرند. کسانی که شدت این ویژگی یا خصوصیت در آنها کمتر است مترصد واکنش مثبت از سوی دیگران هستند. (رابینز، 1374: 157)
خودباوری سه مولفه اساسی دارد:
اندازه : میزانی که فرد به توانایی خود برای انجام کار معتقداست ؛
توان : اعتماد شخص به انجام وظیفه در آن اندازه و میزان ؛
عمومیت : حدی از خود باوری در انجام یک وظیفه یا موقعیت که به وظایف و موقعیت‌های دیگر قابل تعمیم است.

مطلب مشابه :  کنترل اجتماعی

نمودار 2-4: تاثیر خودباوری بر موفقیت و شکست (قلی پور، 1386: 221 به نقل از باندورا، 1989)
خود باوری در اثر کسب تدریجی مهارت‌های شناختی، زبانی، اجتماعی، ارتباطی و فیزیکی از طریق تجربه ایجاد می شود. رابطه بین خودباوری و موفقیت و عملکرد علت و معلولی است. خود باوری زیاد، عملکرد را افزایش می‌دهد و عملکرد موجب خودباوری می‌شود. خودباوری به طور مستقیم انتخاب، انگیزش، پشتکار، الگوی ذهنی و آسیب پذیری در برابر فشار روانی را تحت تأثیر قرار می‌دهد و علاوه بر کارکردهای مذکور، بر انتظارات، جاه طلبی و بلند همتی افراد نیز اثر می گذارد؛ بنابراین افراد با خود باوری بالا ممولا نتایج مثبت و موفقیت آمیز و افراد با خود باوری پایین عملکرد پایین و نتایج منفی به بار می‌آورند.
کانون کنترل درونی و خود باوری و عزت نفس بالا ممکن است موجب خود شیفتگی، یک دندگی، غرور و اعتماد به نفس کاذب و بیش از حد شود. در این شرایط فروتنی و تواضع به عنوان متغیر تعدیل‌کننده عمل می کند؛ یعنی اگر فرد با این ویژگی‌ها دارای فروتنی باشد ارزیابی واقعی از سهم خود در کسب موفقیت‌ها خواهد داشت و نقش دیگران را نادیده نخواهد گرفت. فروتنی باعث می‌شود که مدیران در ارزیابی موفقیت و یاشکست در کار یا زندگی واقع‌بینانه عمل کنند و دچار اغراق و غلو نشوند. (قلی‌پور، 1386: 219-222)
2-1-5-5- خود شیفتگی
عده‌ای از انسان‌ها دوست دارند که مرکز توجه باشند و تصور می‌کنند که ویژگی‌های برتری نسبت به دیگران دارند. فرد خود شیفته، متکبر، خودخواه و خودپسند است. بر اساس مطالعات، افراد خودشیفته تصور می‌کنند در سیستم‌های مدیریتی بسیار بهتر از دیگران اند و دوست دارند که دیگران نیز آنها را تحسین، تایید و ستایش کنند. مطالعه ای نشان داد که افراد خودشیفته از نظر مدیرانشان، افرادی کارا و اثر بخش نیستند به‌ویژه اینکه رفتارهای شهروندی سازمانی مانند کمک به دیگران در آنها بسیار پایین است. (قلی‌پور، 1386: 223)
2-1-5-6- خودپایشی

مطلب مشابه :  سازمان بهداشت جهانی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید