رفتارهای خرابکارانه

دی کارلو (2012)، در مقالهای با عنوان “مدل تبیینیِ رشدیِ امیال خشونتآمیز ناهنجار در نوجوانان آفریقایی آمریکایی” به ارائۀ مدلی برای سنجش رفتارهای خشونتآمیز پرداخت. وی معتقد است هدف اصلی این مدل، این است که درک صحیح از متخصصان بهداشت روانی و بالینی را تعمیق بخشد و همچنین درباره مداخلات متقاطعِ مؤسساتی که به مشکلات مربوط به رفتار پرخاشگرانه و ناسازگارِ جوانان آمریکایی-آفریقایی شهرنشین میپردازند فهم صحیحی به دست دهد. دی کارلو از طریق ترکیب نشانگرهای-زیستی-عصبی و مکانیزمهای روانی جدید، یک مدل تبیینی رشدی را پیشنهاد میکند که بخش قابل توجهی از واریانس نظری در رفتار پرخاشگرانۀ ناسازگارانه را توضیح میدهد.
جاکوب دول و همکاران (2013)، در پژوهشی با عنوان “درک این امر که چرا دانشآموزان از دبیرستان خارج میشوند، بر اساس گزارشهای خودشان: آیا آنها تحت فشار قرار گرفتهاند و با میل خود از دبیرستان رفتهاند، و یا اینکه مردود میشوند؟ تجزیه و تحلیل مقایسهای هفت مطالعه ملّی معرف” معتقدند پژوهش در مورد ترک تحصیل در مدرسه از 20 دهه اخیر قرن حاضر تا به حال گسترش یافته و معطوف به روند علل و پیشگیری بوده است. با این حال، علل خاص ترک تحصیل که توسط خود دانشآموزان در چندین مطالعۀ ملّی گزارش شده است، هرگز با یکدیگر مورد بررسی قرار نگرفتهاند، که اگر اینچنین میشد، میتوانست به درک بهتر از مشکل ترک تحصیل منجر شود. بنابراین آنها در بررسی خود به عواملِ فشار، کشش، و سقوط، به عنوان عواملی که چارچوبی برای فهمِ ترک تحصیل فراهم میآورند، معطوف شدند. عوامل فشار عبارتند از: آثاری که حضور و انضباط در مدرسه دارد و رفتار مدیران و معلّمان مدرسه موجب بروز اعمال خرابکارانه از سوی دانشآموزان و نهایتاً اخراج آنها (ترک تحصیل) از مدرسه میشود. عوامل کشش، عبارتند از: وسوسههای خارج از مدرسه مانند شغل و سطح دلبستگی کودک به خانواده و همسالان و نقشی که این متغیرها در ارتکاب رفتارهای خرابکارانه از سوی دانشآموزان دارند. در نهایت، عوامل سقوط اشاره دارد به عدم مشارکت در دانشآموزان که توسط عواملی به غیر از دو مورد پیش ایجاد شده باشد. بررسی آنها نشان داد که از سال 1966، بسیاری از مطالعات معرف ملّی، عامل کشش را دارای بالاترین رتبه دانستهاند. همچنین، مدیران در یک مطالعه تأثیر عامل کشش را برای ترک تحصیل جوانان (به دلیل بروز رفتارهای خارج از عرف توسط گروه همسال دانشآموزان) -نه آنهایی که مسنترند- اثبات کردهاند، در حالی که اکثر تحقیقات اخیر عامل فشار را دارای بالاترین سطح دانستهاند.
2-4-3. جمعبندی
هرچند مطالعات و تحقیقاتی که در زمینۀ خرابکاری علل و عوامل آن در ایران انجام گرفته، محدود است، اما با این حال می‌توان از درون آن‌ها اطلاعات مفیدی را به دست آورد. این پژوهش‌ها، زمینه را برای بررسی و پژوهش‌ پژوهشگران بعدی فراهم کرده و در زمینۀ موضوع پژوهش، ایدهها و فرضیات جدیدی را پیشِ روی آنان قرار می‌دهند؛ این مسأله در جهت تکمیل دانش در این زمینه، بسیار مهم است. همچنین، از این نظر که این پژوهش‌ها با در نظر گرفتن ویژگی‌های فرهنگی و اجتماعی جامعۀ ایران صورت گرفته، متغیرها و تعاریف فرهنگ خودی را مد نظر قرار دادهاند، حائز اهمیت هستند.
در عین حال باید اشاره کرد که بیشتر این پژوهش‌ها در تجزیۀ اطلاعات و دادهها از حد توصیف فراتر نرفته و حداکثر به رسم جداول فراوانی، درصدگیری و نظایر آن بسنده نموده‌اند. این در حالی است که امروزه آمارهای استنباطی در پژوهشهای تجربی علوم انسانی و اجتماعی کاربرد وسیعی یافته‌اند. در غالب این پژوهش‌ها، مفاهیم نظری متغیر‌های عمده و کلیدی پژوهش، تعریف نظری و عملی روشنی نداشته‌اند. ضعف دیگر این پژوهش‌ها این است که غالباً فاقد چارچوب نظری مناسب هستند و این مسأله یکی از اصلی‌ترین نکات ضعف این پژوهش‌ها است.
در رابطه با پژوهشهای خارجی نیز، شایان گفتن است که بیشتر پژوهشهای خارجی که در زمینۀ خرابکاری و به طور کلی بزه‌کاری جوانان صورت گرفته است معمولاً از یک چارچوب نظری مدون و مشخصی برخوردار هستند و کمتر مطالعه‌ای را می‌توان پیدا کرد که بدون داشتن چارچوب نظری صورت گرفته باشد. روش تحقیق مناسب و قواعد یک کار تحقیقی به‌خوبی در این مطالعات و تحقیقات مشخص و رعایت شده است؛ به طوری که اعتبار و روایی این تحقیقات را به میزان زیادی بالا برده است. در اکثر تحقیقاتی که در زمینۀ خرابکاری انجام گرفته است، مفاهیم و متغیر‌های عمده و کلیدی پژوهش به‌روشنی تعریف شده‌اند و این مسأله یکی از نقاط قوت این تحقیقات است زیرا یکی از مراحل اساسی یک کار پژوهشی، تعریف عملی و نظری مفاهیم و متغیرها است. همچنین از آمارهای توصیفی و استنباطی به خوبی در این پژوهشها استفاده شده است؛ بطور مثال، از آمارههایی نظیر ضرایب همبستگی، تحلیل مسیر، تحلیل عامل و از این قبیل، که از ابزارهای اصلی اندازه‌گیری در روانشناسی هستند، به طور وسیعی در این پژوهشها به کار برده شده‌اند.
در عین حال اکثر این تحقیقات در تحلیل و تبیین رفتار‌های بزه‌کارانه، از یک دو یا حداکثر چند عامل استفاده کردهاند و کمتر سعی شده است که تبیین چند جانبه و نسبتاً کاملی از رفتارهای خرابکارانه صورت گیرد. این مسأله یکی از نارسایی‌های عمدۀ این پژوهش‌ها است. هر چند که با توسعۀ رویکرد‌های ترکیبی در تبیین رفتارهای خرابکارانۀ جوانان در سال‌های اخیر، این نقیصه کمتر به چشم می‌خورد.
به هر حال، ذکر این نکته نیز ضروری است، که محاسن پژوهش‌های خارجی نسبت به محاسن پژوهش‌های داخلی بیشتر است. به نظر میرسد، یکی از دلایل این امر، ساختار کلی جامعۀ ایران است. این ساختار به گونه‌ای است که انجام‌دادن هرگونه پژوهشی در آن به‌سختی صورت می‌گیرد.
متغیر زمینهای
بیگانگی روانی
خرابکاری
کیفیت دلبستگی
2-5. مدل نظری پژوهش

جنس

احساس بی قدرتی

احساس بی معنائی

احساس بی‌هنجاری

احساس انزوای اجتماعی

                                                    .