رشته حقوق

رعایت حقوق دیگران

دانلود پایان نامه

یکی دیگر از پیامدهای مثبت فمینیسم‏‏ آموزش و آگاهی زنان در عرصه های مختلف است. مانند:
آموزش آن ها نسبت به حقوق و حدودشان؛
توجه دادن به هویت انسانی و سیاسی؛
آموزش اداره زندگی همراه با اشتغال در خارج از خانه؛
علاقه مند کردن آن ها به مسائل فرهنگی، اجتماعی و سیاسی؛
توجه به استقلال آنان از طریق آموزش صحیح جهت استفاده از منابع اقتصادی که مهریه به عنوان اولین منبع در آمد آن ها می باشد؛
ریشه کن شدن بی سوادی در قشر جامعه به خصوص زنان که مدیریت خانواده و تربیت نسل آینده را به عهده دارند؛
آموزش جهت حضور فعال زنان در مراکز دانشگاهی؛
آموزش هر گونه تحرک اجتماعی فعال و آگاهانه؛
آلت دست قرار نگرفتن دست قدرتمندان، ثروتمندان و سیاست گذاران و در نهایت سوء استفاده از برخی توانائی های زن.
این آموزش می تواند از سه طریق باشد:
الف) نهاد خانواده، در این جاست که مادران تحصیل کرده و از پیش آموزش دیده به یاری کودکان خود ساختن اینده ای ایده آل می شتابند تا شیوه صحیح احقاق حقوق خود را بیابند و نحوه صحیح زندگی را بیاموزند.
ب) نهادهای سیاسی که راه های دستیابی به حقوق زنان را در قالب کلاس های تخصصی به آنان بیاموزند.
ج) دولت، مطالب حقوقی زنان، شیوه های آرامش یافتن و القاء آن به خانواده، چگونگی پرهیز از افسردگی با اولین و کوچکترین مشکلات موجود در اجتماع، نحوه صحیح برخورد با مشکلات، آشنایی با حقوق، احترام و رعایت حقوق دیگران، توجه به مسائل تربیتی، نحوه برخورد صحیح با هویت انسانی و جنسی زن و مرد و ارزش دادن به آن ها، تقویت اعتماد به نفس، تقویت قوای تعقلی . . را از طریق کتب درسی در آموزش و پرورش و آموزش عالی و رسانه های گروهی به خصوص تلویزیون، مطبوعات، نویسندگان و مبلغان. . به اطلاع همگان برساند. نیز به تغییر فرهنگ ایجاد شده بپردازد، فرهنگی که زنان را فرودست دیده و جایگاه پایین تری برای او تعریف نموده است.
2-پیامدهای منفی فمنیسم
فمینیسم‏‏ به همان اندازه که در پیشبرد زنان به سوی اهداف بلندمرتبه دارای نقش مؤثری بود، به همان مقدار دارای دستاوردهای منفی بود. در این قسمت به برخی از این موارد اشاره می شود:
2-1-تضعیف نهاد خانواده؛
یکی از مهم‌‌ترین شعارها و آموزه‌های بسیاری از جنبش های فمینیستی نقد و نفی نهاد خانواده است،‌ اگر چه مواضع فمینیستی در نقد خانواده یکسان نیست، ولی یکی از مهمترین آموزه های فمینیستی نقد و نفی نهاد خانواده است. به عنوان نمونه فمینیست‌های لیبرال مستقیماً منتقد اصل نهاد خانواده محسوب نمی‌شوند و برخی از گرایش‌های موج سومی نیز با تأکید بر تفاوت‌های میان دو جنس بر احیاء نقش مادری و همسری تأکید دارند، اما لوازم عینی شعارها و آرمان‌های فمینیستی عملاً به تضعیف جایگاه و نقش خانواده منجر می شود. قوانین برابر میان زنان و مردان،‌ حضور گسترده زنان در مشاغل تمام وقت، تعارض تعهدات بیرون از خانه و خانواده (مانند تعهد در برابر کارفرما) با تعهدات درون خانواده، اقدام به ازدواج در کشورهای غربی را تا حدود زیادی کاهش داده یا به تأخیر انداخته است. بنابر گزارش مانوئل کاستلز که معتقد است فمینیسم نقش تأثیرگذاری در فروپاشی خانواده هسته‌ای یا به تعبیر وی خانواده پدرسالار دارد، درصد زنان ازدواج نکرده در سنین 20 تا 24 سال از 36 درصد در سال 1970 به 51 درصد در سال 1980 در آمریکا از 46 درصد به 52 درصد در فرانسه  از 45 درصد به 57 درصد در اتریش رسیده است. میزان طلاق در فرانسه،‌ انگلیس، کانادا و مکزیک از 1971 تا 1990 دو برابر شده است. در 1990، 55 درصد ازدواج‌ها در آمریکا منجر به طلاق شده است و این در حالی است که این آمارها به ازدواج‌های رسمی ثبت شده در این کشورها اختصاص دارد. از سوی دیگر آمار ازدواج کسانی که در سال‌های اولیه ازدواج به طلاق کشیده می‌شود در حال افزایش است که این امر افزایش فرزندان طلاق در سنین کودکی را باعث گردیده است.
2-2-ایجاد مخاصمه میان زوجین؛
بدلیل این که در باورهای فمینیستی، مردان منشأ ستم بر زنان هستند و تنها راه رهایی زنان از سلطه مردان، جدایی از آن ها و رقابت با آن ها می باشد، رویکرد‌ها و ادبیات به کار گرفته شده توسط جنبش فمینیستی مخاصمه و نزاع میان زوجین را دامن می‌زند و بر این نکته تأکید می نماید که ویژگی‌های مردانه ذاتاً شرارت‌بارند و تنها راه رهایی زن از هر نوع رابطه سلطه‌آمیز با مردان،‌ جدایی طلبی است. بدین روی عملاً رابطه دو جنس را چه در خانواده و چه بیرون از خانواده به رفتاری رقابت‌گونه و مخاصمت آمیز تبدیل کرده است.
2-3-ترویج الگوهای غیراخلاقی در روابط جنسی؛
اگر چه یکی از ویژگی‌های تمدن‌های کهن اعم از تمدن‌های دینی و غیر دینی، پذیرش الگوهای خاص اخلاقی در روابط جنسی و چارچوب خانواده است، با این حال وجود رفتارهای ناهنجار اخلاقی در تمامی این تمدن‌ها امری است که تاریخ این تمدن‌ها آن را تأیید می‌کند. اما در عین حال ارتکاب ناهنجاری‌های اخلاقی در روابط جنسی همیشه به عنوان یک ضد ارزش درجوامع مختلف مطرح بوده است.
2-4-تولد کودکان نامشروع؛
پیامد طبیعی ترویج الگوهای غیر اخلاقی در روابط جنسی، افزایش تولد کودکان نامشروع است.
2-5-ایجاد رابطه همجنس گرایی؛
جنبش فمینیسم با نقد نهاد خانواده به عنوان الگوی هنجاری روابط جنسی عملاً و علناً اعلام می‌کند که امور جنسی در انسان پدیده‌ای متغیر است و رابطه جنسی طبیعی با جنس مخالف در قالب ازدواج از سایر الگوهای روابط جنسی بهتر نیست. فمینیست‌های رادیکال و برخی فمینیست‌های سوسیال آنچنان در دفاع از هم‌جنس‌گرایی افراط کردند، که بتی فریدان نگران آن بود که همجنس‌گرایی به تابلوی اصلی فمینیسم تبدیل شود. جنبش‌های فمینیستی با شعار آزادی جنسی و کنترل بر بدن، گروه‌های متکثر و پر جمعیت همجنس‌باز را ترویج نمودند.

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد با موضوع میزان استفاده از رسانه‌های جمعی، سرمایهی اجتماعی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید